امید یا توهم؟ وقتی آرزوهای خام با نقشه راه زندگی اشتباه گرفته میشوند
مبلغ – سرویس معارف: گزارش ها از فضای رسانه ای و تجربه روزمره بسیاری از خانواده ها نشان میدهد واژه امید این روزها بیش از همیشه مصرف میشود، اما کمتر از همیشه فهم میشود. جوانی که در مترو و اتوبوس، ویدیوهای چند ثانیه ای موفقیت را بالا و پایین میکند، پشت سر هم جمله های پر زرق و برق درباره تغییر زندگی، پولدار شدن، آرامش درونی و بهترین نسخه خود را میبیند و همان لحظه با خودش میگوید: «من هم میتوانم». این «من میتوانم» اگر به تصمیم و برنامه و عمل تبدیل شود، امید است. اما اگر فقط تبدیل به یک حس کوتاه و یک خیال شیرین شود، از نگاه اخلاق علوی، توهمی است که لباس امید پوشیده است.
در این میان، امیرالمؤمنین علیه السلام با معیاری روشن وارد میشود و امید را از آرزو جدا میکند. روایتی که در منابعی مانند تحف العقول نقل شده، دقیقا روی همین نقطه دست میگذارد؛ امید بدون رفتار، ادعا است.
فَقِيلَ لَهُ: إِنَّ قَوْمًا مِنْ مَوَالِيكَ يَلِمُّونَ بِالْمَعَاصِي وَيَقُولُونَ نَرْجُو. فَقَالَ: كَذَبُوا، لَيْسُوا بِرَاجِينَ. إِنَّ مَنْ رَجَا شَيْئًا طَلَبَهُ، وَمَنْ خَافَ مِنْ شَيْءٍ هَرَبَ مِنْهُ. ثُمَّ قَالَ: تِلْكَ أَمَانِيُّ قَوْمٍ يَتَرَجَّحُونَ فِي الْأَمَانِيِّ.
به امام گفته شد: گروهی از دوستداران شما مرتکب گناه میشوند و میگویند ما امیدواریم. امام فرمود: دروغ میگویند، اینها اهل امید نیستند. هر کس به چیزی امید داشته باشد، در پی آن میرود، و هر کس از چیزی بترسد، از آن دوری میکند. سپس فرمود: اینها آرزوهای گروهی است که در خیال ها سرگردانند و دست و پا میزنند.
این روایت، در ظاهر درباره یک رفتار دینی صحبت میکند: کسانی که گناه میکنند و همزمان ادعای امید دارند. اما پیام آن محدود به گناه و توبه نیست. امام علیه السلام در حقیقت یک قانون اخلاقی عمومی را بیان میکند که در همه عرصه های زندگی کار میکند: امید واقعی نشانه دارد و نشانه اش طلب است. طلب یعنی حرکت، هزینه دادن، عوض کردن مسیر، اصلاح عادت ها، و قبول کردن سختی راه.
روایت امام، امید را از یک حس مبهم به یک شاخص قابل سنجش تبدیل میکند. امروز کسی که میگوید امیدوارم وضع معیشتم بهتر شود، اگر هیچ مهارتی یاد نمیگیرد، اگر خرج های هیجانی خود را کنترل نمیکند، اگر برای ارتقای شغل یا درآمدش قدمی برنمیدارد، در واقع امید ندارد. او آرزو دارد. آرزو هم ممکن است موقتا حال آدم را خوب کند، اما آینده را نمیسازد. در مقابل، فردی که حتی با درآمد کم، شروع به یادگیری یک مهارت کاربردی میکند، هزینه های اضافی را حذف میکند و یک برنامه واقع بینانه میچیند، در حال ترجمه امید به رفتار است.
همین وضعیت را میتوان در حوزه تحصیل دید. دانش آموز یا دانشجویی که میگوید میخواهم رتبه عالی بیاورم اما خواب نامنظم دارد، حواسش دائم در شبکه های اجتماعی است و برنامه مطالعه ندارد، بیش از آنکه امیدوار باشد، گرفتار خیال است. امید، آدم را به سمت نظم میبرد. آرزو، آدم را به سمت مصرف محتوا میبرد. تفاوتشان درست همین جا روشن میشود.
از سوی دیگر، بخش دوم روایت هم به همان اندازه تعیین کننده است: «ومن خاف من شیء هرب منه». امام علیه السلام میگوید ترس واقعی هم نشانه دارد و نشانه اش فاصله گرفتن است. این جمله در تربیت اخلاقی نقش کلیدی دارد. کسی که میگوید از عاقبت گناه میترسم اما همچنان همان مسیر را میرود، نشان میدهد ترسش جدی نیست. مثل کسی که میگوید از بیماری میترسم اما سبک زندگی اش را تغییر نمیدهد. یا میگوید از ورشکستگی میترسم اما هیچ حساب و کتابی در دخل و خرج ندارد. ترس واقعی در رفتار دیده میشود؛ همان گونه که امید واقعی در رفتار دیده میشود.
کارشناسان حوزه خانواده میگویند یکی از آسیب های جدی امروز، جایگزین شدن آرزو به جای برنامه است. در فضای مجازی، موفقیت گاهی مثل یک قرعه کشی نمایش داده میشود؛ کافی است بخواهی و جهان به تو بدهد. این گزاره وقتی خطرناک میشود که انسان را از مسئولیت پذیری جدا کند. امید در فرهنگ دینی، هرگز به معنای نشستن و چشم دوختن به اتفاق های خوشایند نیست. امید یعنی تلاش کردن و همزمان دل بستن به فضل خدا، نه دل بستن به شانس.
این نکته در ادبیات علوی ریشه دارد. امام علی علیه السلام در میدان عمل، امید را با حرکت تعریف کرد. جامعه ای که امید دارد، به اصلاح نزدیک میشود؛ چون افرادش احساس میکنند میتوانند تغییر ایجاد کنند و برای آن اقدام میکنند. اما جامعه ای که فقط آرزو دارد، پر از شعار میشود و کم از کار. در چنین جامعه ای، جلسات انگیزشی زیاد میشود، پست های امیدبخش فراوان میشود، اما در زندگی واقعی، نظم، مسئولیت پذیری و سختکوشی رشد نمیکند.
نمونه روشن این تفاوت را میتوان در پدیده رویافروشی آنلاین دید. بعضی صفحات، سبک زندگی لوکس را نمایش میدهند و همزمان وعده میدهند که تو هم بدون تلاش جدی و فقط با پیوستن به یک دوره یا خرید یک پکیج، میتوانی همین فردا به همان نقطه برسی. مخاطب هم با خودش میگوید امیدوارم. اما در واقع، امیدش به یک مسیر واقعی گره نخورده؛ به یک وعده سریع گره خورده است. این همان آرزوی خام است که به جای نقشه راه نشسته است.
روایت امام علیه السلام یک پرسش صریح را جلوی انسان میگذارد: اگر واقعا امید داری، قدمت کجاست؟ اگر واقعا از سقوط میترسی، فاصله ات چقدر است؟ این پرسش، هم برای توبه کاربرد دارد و هم برای رشد فردی. کسی که میگوید امیدوارم آدم بهتری شوم، اگر زبانش را کنترل نمیکند، اگر از حق الناس نمیترسد، اگر دروغ را کوچک میشمارد و بعد هم با یک جمله کلی مثل «خدا بزرگ است» همه چیز را حل میکند، از نگاه امام علیه السلام دچار امانی است؛ یعنی در آرزوها تاب میخورد و جلو نمیرود.
در زندگی امروز، امید سالم چند نشانه روشن دارد: اول، امید سالم با شناخت واقعیت همراه است؛ یعنی سختی ها را میبیند اما فلج نمیشود. دوم، امید سالم با اقدام های کوچک اما پیوسته همراه است. سوم، امید سالم با بازنگری همراه است؛ اگر راه غلط بود، آدم امیدوار مسیر را اصلاح میکند. اما آرزوی خام معمولا سه نشانه دارد: اول، تکیه بر اتفاق یا شانس. دوم، پرگویی و کم کاری. سوم، توجیه کردن تنبلی با کلمات قشنگ.
در نهایت، روایت امیرالمؤمنین علیه السلام یک هشدار تربیتی هم دارد: امید اگر بهانه ماندن در خطا شود، امید نیست. امید اگر جای عمل را بگیرد، توهم است. و اگر انسان این مرز را نشناسد، ممکن است سال ها از عمرش را در حال گفتن جمله های زیبا بگذراند، اما در پایان ببیند چیزی ساخته نشده است؛ نه در ایمان، نه در اخلاق، نه در زندگی.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0