وقتی قافیهها زائر میشوند؛ راز آن بیتها که دل هر ایرانی را به کربلا میبرد
مبلغ – سرویس هنر و فرهنگ: سفر به کربلا برای هر ایرانی، فراتر از یک مناسک مذهبی، نوعی بازگشت به خویشتن و رسیدن به وطنی است که در کلمات شاعران بنا شده است. ما پیش از آنکه گذرنامه به دست بگیریم و در مرزهای مهران و شلمچه منتظر بمانیم، بارها با بیتهای شهریار و محتشم از مرزهای تن عبور کردهایم. ادبیات منظوم فارسی، قرنهاست که وظیفه نقشهخوانی دل را بر عهده دارد و در این میان، اشعار مرتبط با زیارت و اشتیاق به حرم، جایگاهی متمایز از اشعار مصیبت و گودال قتلگاه دارند. در این نوشتار، به دنبال آن هستیم که ببینیم شاعران بزرگ چگونه مفهوم زیارت و حضور در محضر امام را به زبان هنر ترجمه کردهاند و چگونه کلمات آنها به توشه راه زائران در طول تاریخ تبدیل شده است.
وقتی صحبت از اشتیاق به زیارت میشود، نام شهریار تبریزی چون خورشیدی در آسمان ادب معاصر میدرخشد. او که خود شیفته اهلبیت(ع) بود، در شعر معروفش چنان حالوهوای کاروان را ترسیم میکند که گویی زائر در همان لحظه در حال بستن بار سفر است. شهریار میگوید: «شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین / روی دل با کاروان کربلا دارد حسین». این بیت صرفاً یک خبر نیست، بلکه فراخوانی است برای تمام کسانی که در طول قرنها دلتنگ بوی سیب بودهاند. شهریار در این غزل، کربلا را نه یک نقطه دوردست، بلکه مقصدی نشان میدهد که هر کس با «روی دل» میتواند به آن برسد. او با استفاده از این تعبیر، نشان میدهد که زیارت در نگاه شاعر ایرانی، ابتدا یک فعل درونی است و سپس به قدمهای پیاده در جاده نجف به کربلا بدل میشود. این همان نگاهی است که امروز در پیادهروی اربعین میبینیم؛ جایی که پیر و جوان، فارغ از توان جسمی، با روی دل در جادهها جاری میشوند.
اما اگر به عقبتر برگردیم و سراغ سبک اصفهانی و شاعران نازکخیالی چون صائب تبریزی برویم، نگاه به زیارت رنگ و بوی دیگری میگیرد. صائب که به دقت در جزئیات و استفاده از مضامین نو مشهور است، کربلا را قبله آرزوهای عارفان میبیند. در نگاه صائب، حتی غبار راه زائر کربلا هم ارزشی کیمیاگونه دارد. شاعران این سبک معتقد بودند که زائر وقتی به سمت حرم حرکت میکند، تمام کائنات با او همسفر میشوند. آنها به جای تمرکز صرف بر زخمهای تن، بر شکوه زیارت تمرکز میکردند. صائب در ابیاتی به این نکته اشاره میکند که زیارت امام حسین(ع) همانند شستوشوی جان در چشمه بقاست. برای زائر ایرانی که قرنها با غزلهای صائب زندگی کرده، خاک کربلا نه یک مشت گل، بلکه توتیای چشمی است که بینایی حقیقت را به او باز میگرداند. این پیوند میان غبار راه و بینایی چشم، یکی از زیباترین تصاویر زیارتی در ادبیات ماست که امروز در بوسه زدن زائران بر خاک ورودی کربلا تکرار میشود.
در میان شاعران آیینی که تمام عمر خود را وقف این آستان کردند، فؤاد کرمانی جایگاهی ویژه دارد. اشعار او در کتاب «شمع جمع»، دقیقاً همان چیزی است که یک زائر تشنه در پی آن میگردد. فؤاد به زیبایی هر چه تمامتر، مفهوم حضور در حرم را توصیف میکند. او زیارت را یک ملاقات دوطرفه میبیند؛ جایی که زائر سلام میدهد و یقین دارد که جواب میشنود. فؤاد کرمانی در اشعارش به ما میآموزد که در لحظه ورود به صحن و سرا، باید از «خود» تهی شد. او میگوید که زائر باید چنان غرق در عظمت صاحبخانه شود که دیگر خودش را نبیند. این نگاه معرفتی به زیارت، در تضاد کامل با نگاههای سیاحتی و سطحی به بقاع متبرکه است. فؤاد با زبان شعر، آداب زیارت را به ما میآموزد و نشان میدهد که زیارت واقعی، یعنی تبدیل شدن به آینهای که نور امام در آن منعکس میشود.
نمیتوان از زیارت گفت و از حبیبالله چایچیان (حسان) یاد نکرد. اگرچه بسیاری او را با شعر معروف «آمدم ای شاه پناهم بده» میشناسند، اما حسان در مورد کربلا و زیارت سیدالشهدا(ع) نیز اشعاری دارد که به بخشی از فرهنگ شفاهی مردم تبدیل شده است. اشعار حسان از آن جهت اهمیت دارند که زبان حال مردم کوچه و بازار هستند. او از زبان زائری سخن میگوید که با دست خالی و کولهباری از نیاز به درگاه کریم آمده است. این حس تواضع در کنار امید به شفاعت، هسته اصلی تجربه زیارت برای بسیاری از ایرانیان است. وقتی حسان میگوید که هیچکس از در این خانه ناامید باز نمیگردد، در واقع در حال بازتولید یک باور عمیق کلامی در قالب شعر است.
در دوران معاصر، سید حمیدرضا برقعی با نگاهی تصویری به واقعه کربلا و زیارت، جانی تازه به شعر آیینی بخشیده است. او در شعرهای خود، جزئیات سفر را چنان روایت میکند که خواننده خود را در میان جمعیت زائران حس میکند. برقعی از موکبها، از چای عراقی، از تاول پاها و از پرچمهای لرزان در باد میگوید. این اشعار، شعر زیارت را از حالت انتزاعی قرون گذشته خارج کرده و به یک تجربه زیسته تبدیل کرده است. وقتی برقعی از لحظه روبرو شدن با گنبد و لرزش دستها و دلها میگوید، در واقع در حال ثبت تاریخ شفاهی عواطف یک ملت است. او نشان میدهد که چگونه زیارت در دنیای مدرن، هنوز هم میتواند اصالت و شور خود را حفظ کند. اشعار او پل ارتباطی میان سنتهای کهن زیارتی و احساسات زائر امروزی است.
عمان سامانی نیز در «گنجینةالاسرار»، اگرچه بیشتر به جنبههای عرفانی واقعه عاشورا میپردازد، اما در لایههای پنهان اشعارش، راه زیارت را راه سلوک معرفی میکند. از نظر عمان، هر کسی که به زیارت کربلا میرود، در واقع در حال تکرار سفر معنوی امام حسین(ع) به سمت پروردگار است. این نگاه باعث میشود که زائر در طول مسیر، به جای شکایت از سختی راه، به دنبال کشف نشانههای حق در وجود خود باشد. اشعار عمان به ما یادآوری میکنند که کربلا یک سرزمین نیست، بلکه یک مرتبه از وجود است که زائر باید سعی کند به آن برسد.
یکی از جنبههای مهم شعر زیارت در زبان فارسی، توجه به مفهوم «شب جمعه» و حضور در کربلا است. شاعران ما با الهام از روایاتی که میگویند در این شب، ارواح انبیا و اولیا به زیارت امام حسین(ع) میآیند، تصاویری بدیع خلق کردهاند. شاعرانی مانند صغیر اصفهانی در ابیات خود، شب جمعه کربلا را به عرصهای برای نمایش پیوند زمین و آسمان تبدیل کردهاند. این ارتباط قلبی و شهودی که به واسطه شعر ایجاد شده، یکی از شگفتانگیزترین کارکردهای ادبیات دینی ماست که دلهای مشتاقان را از فرسنگها راه، زائر حرم میکند.
در بررسی اشعار نامداران، نباید از غزلهای عارفانه حضرت امام خمینی(ره) نیز غافل شد. ایشان در غزلیات خود نگاهی بسیار لطیف و سرشار از بهجت عرفانی به درگاه اهلبیت(ع) دارند. در اندیشه ایشان، زیارت و حضور در آستان یار، نهایتی است که هر سالکی آرزوی آن را دارد. این نگاه که زیارت را با عشق و حضور قلب پیوند میزند، نشاندهنده لایههای عمیق تفکر شیعی در میان بزرگان حوزه است. برای مخاطب امروز، خواندن این ابیات میتواند دریچهای جدید به سوی فهم باطنی زیارت بگشاید.
در کنار اینها، شاعران انقلاب اسلامی مانند علیرضا قزوه نیز با پیوند دادن زیارت به مفاهیم مقاومت و بیداری، ابعاد تازهای به شعر زیارت افزودهاند. در این اشعار، زائر کربلا کسی است که درس آزادگی میآموزد و زیارتش او را برای مبارزه با ظلم در جهان امروز آماده میکند. این شعرا نشان دادند که سلام بر امام حسین(ع) در کربلا، لزوماً به معنای کنارهگیری از مسائل جهان نیست، بلکه زائر باید از نینوا توانی بگیرد تا در برابر یزیدیان زمانه خود بایستد. این پیوند میان زیارت و مسئولیت اجتماعی، یکی از ویژگیهای برجسته شعر معاصر است.
در نهایت، باید گفت که شعر فارسی توانسته است زیارت کربلا را به یک فرهنگ ماندگار تبدیل کند. این ابیات، همانند کتیبههایی هستند که بر دیوارههای دل ما نصب شدهاند. زائر ایرانی وقتی در مقابل ضریح میایستد، تنها نیست؛ او به نمایندگی از تمام شاعرانی که در آرزوی این لحظه سرودهاند، سلام میدهد. کلماتی که از نیشابور و اصفهان و تبریز برخاستهاند، امروز در فضای بینالحرمین طنینانداز هستند. این اشعار، شناسنامه معنوی ما هستند و هویت ما را به عنوان ملتی تعریف میکنند که زیارت را نه یک تکلیف خشک، بلکه یک عشق مقدس میبیند. زنده نگه داشتن این اشعار، وظیفهای است که به پویایی ایمان و حفظ اصالت فرهنگی ما کمک میکند؛ چرا که هر بیتی که درباره زیارت سروده شده، چراغی است که مسیر رسیدن به آغوش مهربان امام را نشان میدهد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0