فرزندان ما، امانتهای آسمانی در محاصره ابزارهای زمینی
مبلغ – سرویس زن مسلمان: اگر به خانههای امروز سرک بکشیم، با تصویری روبرو میشویم که چند دهه پیش تصورش هم ناممکن بود. اعضای یک خانواده زیر یک سقف و دور یک سفره نشستهاند، اما هر کدام در جهانی جداگانه سیر میکنند. سرها در صفحههای نورانی تلفنهای همراه فرو رفته و مکالمات واقعی میان پدر، مادر و فرزندان به چند جمله روزمره و تکراری محدود شده است. اتاق خواب فرزندان دیگر فقط یک فضای استراحت نیست، بلکه دروازهای باز به سوی جهانی از دادهها، بازیهای آنلاین، ارتباطات ناشناخته و الگوهای رفتاری وارداتی است. در این میدان نابرابر، والدین مدام از خود میپرسند که چطور میتوانند فرزندانشان را از خطرات این هیاهوی بی انتها در امان نگه دارند. این دغدغه، مسئلهای ساختگی یا یک توهم نیست، بلکه یک چالش عینی در دل زندگی روزمره ماست. در چنین روزگاری، مراجعه به متون کهن معارفی نه از سر سنتگرایی صرف، بلکه برای یافتن لنگرگاهی در برابر طوفانهای فکری است. امام سجاد در میراث بینظیر خود، به ویژه در رساله حقوق و دعای بیست و پنجم صحیفه سجادیه، نقشه راهی پیش روی ما میگذارد که در عین اصالت، به غایت با بحرانهای زمانه ما پیوند خورده است.
در رساله حقوق، امام سجاد در بیان حق فرزند جملهای کلیدی دارد که اساس نگاه تربیتی را دگرگون میکند. ایشان تاکید میکند که فرزند پارهای از وجود توست و خیر و شر او در این دنیا به تو بازمیگردد. امام یادآور میشود که سرپرست در تربیت نیکو و هدایت فرزند به سوی پروردگار مسئولیت مستقیم دارد. این بیان روشن نشان میدهد که رابطه والدین و فرزند، یک پیوند مقطعی و مبتنی بر تامین خوراک و پوشاک نیست، بلکه یک مسئولیت بنیادین در قبال آینده روحی و فکری اوست. وقتی فرزندی به دنیا میآید، او یک صفحه سفید و یک امانت الهی است. اما در دنیای امروز، شرکتهای بزرگ فناوری، طراحان بازیهای کامپیوتری و سلبریتیهای شبکههای مجازی با طراحی الگوریتمهای دقیق در تلاشند تا این صفحه سفید را بر اساس منافع مادی خود بازنویسی کنند. ابزارهای زمینی با جذابیتهای بصری بیپایان، حس تعلق و تمرکز کودکان را میربایند و به جای تعمیق ارزشهای انسانی، سطحینگری و مصرفگرایی را تزریق میکنند.
امام سجاد در دعای بیست و پنجم صحیفه سجادیه، زاویه دید را دقیقتر میکند. در فرازهای آغازین این دعا، امام از خداوند میخواهد که فرزندانش را مایه روشنی چشم و اصلاح امور زندگی او قرار دهد. نکته بسیار مهمی که در ادبیات این دعا موج میزند، اعتراف مربی به ناتوانی خود در مدیریت بینقص همه امور بدون یاری خداوند است. امروز بسیاری از والدین به دلیل خواندن کتابهای گوناگون روانشناسی غربی، خود را ملزم میدانند که مانند یک مهندس رفتاری تمام دقایق زندگی فرزند را تنظیم کنند. وقتی این کنترلگرایی افراطی به دلیل حضور قدرتمند رسانهها با شکست مواجه میشود، والدین به دام اضطراب شدید و احساس گناه میافتند. اما ادبیات دعای بیست و پنجم به ما میآموزد که وظیفه پدر و مادر، مراقبت هوشمندانه همراه با واگذاری قلبی امور به ذات الهی است. دعا کردن در نگاه امام، به معنای دست روی دست گذاشتن نیست، بلکه بسترسازی روانی و معنوی برای ایمن ماندن روح کودک از گزند آلودگیهاست.
یکی از نکات برجستهای که در این دعا مورد توجه قرار گرفته، سلامت و عافیت فرزند است. امام میفرماید: خداوندا، به واسطه لطف خود مرا در تربیت و تادیب و نیکی کردن به آنان یاری کن. این تعبیر کوتاه، سه کلیدواژه اصلی دارد: تربیت، تادیب و احسان. تربیت یعنی فراهم کردن زمینههای رشد، تادیب یعنی آموختن مرزهای رفتاری و قانونمندی، و احسان یعنی نگاه مهرآمیز و رفتار بزرگوارانه. در عصر تیکتاک و اینستاگرام، جایی که مرزهای حیا، ادب کلامی و احترام به بزرگترها به شدت تهدید میشود، تادیب بدون احسان ناممکن است. والدی که تنها با فریاد، سرزنش و خشونت کلامی بخواهد رفتارهای فرزند را مهار کند، او را بیشتر به آغوش خلوتهای مجازی سوق میدهد. پژوهشهای اجتماعی نشان میدهد نوجوانی که در خانه احساس پذیرش و احترام نکند، برای فرار از حقارت به بازیهای آنلاین چندنفره پناه میبرد تا در آنجا برای خود هویتی خیالی دست و پا کند. احسان و خوشرفتاری، پیششرط بازگرداندن اعتماد فرزند به کانون خانواده است.
موضوع دیگری که در دعای بیست و پنجم مطرح میشود، درخواست امام برای اصلاح دین، اخلاق و جسم فرزندان است. در دنیای امروز، والدین هزینههای سرسامآوری برای کلاسهای زبان، ورزشهای خاص و کنکور پرداخت میکنند، اما برای سلامت فکری و ایمان فرزندانشان برنامهای ندارند. کودکی که یاد نگرفته است چگونه در برابر وسوسه دروغگویی، طمع، یا خودخواهی ایستادگی کند، حتی اگر در بالاترین مدارج تحصیلی قرار گیرد، در برابر اولین ضربههای بحرانهای اخلاقی اجتماع فرو میریزد. ابزارهای مدرن به گونهای طراحی شدهاند که خواستههای غریزی و رفتارهای فردگرایانه را تحریک میکنند. اگر سیستم ایمنی معنوی و اخلاقی کودک ساخته نشود، او در همان سالهای نوجوانی دچار بحران هویت میشود و پوچی را با گوشت و پوست خود لمس میکند.
امام سجاد در بخش دیگری از دعا، از خداوند میخواهد که فرزندانش را از اهل طاعت و محبت قرار دهد و آنان را از لغزشها حفظ کند. این فراز به ما یادآوری میکند که تربیت یک فرآیند ایستا نیست که با خواندن چند دستورالعمل پایان یابد، بلکه یک همراهی مستمر و پر از صبوری است. خطاهای فرزندان در سنین رشد طبیعی است، اما برخورد والدین با این خطاها سرنوشتساز است. اگر پدری متوجه شود که فرزندش در فضای مجازی با محتوای نامناسبی روبرو شده، نباید با قضاوتهای ویرانگر یا قطع کامل ارتباط با او برخورد کند. هنر تربیتی که از سیره ائمه آموختهایم این است که دست کودک را بگیریم، بدون اینکه او را بشکنیم، و با گفتگوهای اقناعی و منطقی، زشتی و خطر آن مسیر را برایش روشن کنیم. بستن کامل چشم بر فضای مجازی ممکن نیست، اما میتوان با تقویت قدرت تفکر انتقادی در ذهن فرزند، او را در برابر مسمومیتهای فکری واکسینه کرد.
چالش دیگری که خانوادههای امروز با آن دست به گریبانند، فردگرایی افراطی و کاهش روحیه خدمت به دیگران است. ابزارهای زمینی انسان را منزوی میکنند و او را در پیله لذتهای آنی محبوس میسازند. اما در آموزههای صحیفه سجادیه، فرزند خوب کسی است که سودش به دیگران برسد و برای جامعه و اطرافیان مایه برکت باشد. امام در دعای خود طلب میکند که فرزندانش یار و یاور حق باشند و به اهل ایمان نیکی برسانند. این نگاه یعنی والدین باید از سنین کودکی به فرزندان خود روحیه همدلی، کمک به نیازمندان و کار گروهی را بیاموزند. کودکی که تجربه حس شیرین دستگیری از دیگری را بچشد، لذتهای زودگذر صفحههای لمسی گوشی را تنها معیار خوشبختی نخواهد دانست.
همچنین در فرازی از این دعا، امام برای همنشینان و دوستان فرزندان طلب خیر میکند و از پروردگار میخواهد که آنان را از یاران ناپاک دور نگاه دارد. در روزگار ما، مفهوم دوست از مرزهای مدرسه و محله فراتر رفته است. فرزندان ما امروز با افراد گمنامی در آن سوی کره زمین از طریق بازیهای شبکهای گفتگو میکنند و از آنان تاثیر میپذیرند. نظارت نامحسوس و آگاهانه والدین بر این ارتباطات یک ضرورت عقلی و دینی است. این نظارت به معنای تجسسهای تحقیرآمیز نیست، بلکه به معنای ایجاد رابطهای دوستانه است که در آن، فرزند خود به خود تجربیات و ارتباطاتش را بدون ترس با والدین در میان بگذارد. اگر خانه تبدیل به یک پادگان شود، فرزند رازهایش را پشت رمزهای تلفن همراه پنهان خواهد کرد، اما اگر خانه پناهگاه امن عاطفی باشد، خطر انحراف به حداقل میرسد.
امام سجاد در دعای بیست و پنجم به ما میآموزد که سرمایهگذاری روی تربیت فرزند، بزرگترین سرمایهگذاری برای دنیا و آخرت خود والدین است. فرزندی که با تکیه بر ایمان و اخلاق رشد کند، نه تنها در آینده خود موفق خواهد بود، بلکه تسلیبخش روزهای پیری پدر و مادر و مایه آمرزش آنان پس از مرگ است. این نگاه متعالی، کودک را از سطح یک ابزار برای ارضای آرزوهای ناکاممانده والدین، یا عنصری برای فخرفروشی به اقوام، به جایگاه والای یک امانت الهی میرساند. امانتی که باید دستنخورده، پاک و بالنده تحویل جامعه و صاحب اصلیاش داده شود.
برای موفقیت در این مسیر، والدین خود باید در مسیر رشد گام بردارند. نمیتوان از فرزند انتظار داشت که وقت خود را بیهوده در شبکههای مجازی هدر ندهد، در حالی که پدر یا مادر ساعتها در شبکههای اجتماعی مشغول پرسهزدنهای بیهدف هستند. رفتار عملی والدین عمیقترین تاثیر را بر ذهن ناخودآگاه کودکان میگذارد. امام سجاد با کلام الهی خود به ما میآموزد که تربیت ابتدا با خودسازی آغاز میشود و سپس با احسان و مراقبت به فرزند منتقل میگردد. در جهان پیچیده و پر زرق و برق کنونی، هیچ سدی محکمتر از محبت خانوادگی، هوشیاری رسانهای و پناه بردن به معارف ناب اهلبیت نمیتواند این امانتهای آسمانی را از سقوط در تله ابزارهای زمینی نجات دهد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0