چرا فکر میکنیم درباره همهچیز باید نظر بدهیم؟؛ ویروسی که در مهمانی و اینستاگرام پخش شده است
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، وارد صفحهای برای خرید لباس میشوید، اما قبل از آنکه حتی قیمت یا مشخصات لباسها را ببینید، باید پای تحلیلهای مفصل روانشناختی و توصیههای توسعه فردی خانم فروشنده بنشینید!
بنابر روایت فارس، تصور کنید در یک مهمانی خانوادگی یا دورهمی دوستانه حضور دارید؛ فضایی که قرار است محلی برای آرامش، گفتوگو و تجدید قوا باشد، اما در مدت کوتاهی به میدان رقابتی برای اظهار نظر درباره همهچیز تبدیل میشود. گویی ناگهان همه حاضران در جمع، در تمامی حوزهها صاحبنظر شدهاند و البته کمتر کسی نیز حاضر است دیدگاه فرد دیگری را بپذیرد.
عموی خانواده یک لحظه درباره مسائل پیچیده نظامی و ژئوپلیتیک با جزئیات تحلیل میکند و لحظهای بعد سراغ تجویز دارو برای بیماریهای قلبی میرود. جوانترهای جمع هم با اطمینانی عجیب درباره وضعیت اقتصاد و حتی فروپاشی آن سخنرانی میکنند.
این موج گسترده اظهارنظر فقط در مهمانیها دیده نمیشود؛ کافی است گوشی تلفن همراه را باز کنید و وارد شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام شوید. آنجا با پدیدههایی مواجه میشوید که شاید در نگاه نخست خندهدار به نظر برسند، اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، لایهای نگرانکننده در پس آنها وجود دارد.
برای مثال، وارد یک صفحه فروش لباس میشوید، اما پیش از آنکه اطلاعاتی درباره قیمت و محصولات ببینید، فروشنده وارد بحثهای روانشناسی و توسعه فردی میشود و تحلیلهای عمیق خود را با مخاطبان در میان میگذارد.
یا صفحهای را برای یادگیری آشپزی باز میکنید و با فردی مواجه میشوید که با وجود داشتن مشکلات پیچیده در زندگی شخصی خود، درباره موضوعات تخصصی رواندرمانی یا مشاوره خانواده به مخاطبانش آموزش و توصیه ارائه میکند.
این افراد گاه در بالاترین سطح اعتمادبهنفس کاذب قرار دارند؛ چراکه اساساً از گستردگی، ظرافت و پیچیدگی دانش روانشناسی و دیگر حوزههای تخصصی اطلاع دقیقی ندارند.
شبکههای اجتماعی چگونه ما را به اظهارنظر دائمی سوق میدهند؟
دکتر شری ترکل، جامعهشناس و روانشناس دانشگاه امآیتی، در نظریهها و کتاب «تنها در میان جمع» که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد، توضیح میدهد که معماری پلتفرمهای دیجیتال چگونه انسانها را به «اجراگرانی» تبدیل کرده است که برای جلب توجه و دریافت تأیید دیگران، ناچارند پیوسته خود را عرضه کنند و حرف بزنند.
در شبکههای اجتماعی، سکوت گاهی به معنای دیده نشدن تلقی میشود. الگوریتمهای اینستاگرام نیز به شکلی عمل میکنند که کاربر را به واکنش نشان دادن و همراه شدن با موجهای خبری ترغیب میکنند.
در چنین فضایی، ممکن است فرد احساس کند اگر درباره رویدادهای روز، از یک حادثه اجتماعی گرفته تا یک بحران بینالمللی، مطلبی منتشر نکند یا تحلیلی ارائه ندهد، از جریان جامعه عقب مانده و هویت اجتماعی او کمرنگ شده است.
به این ترتیب، فرد برای حفظ حضور و دیده شدن خود، احساس میکند باید درباره هر اتفاقی موضع بگیرد و چیزی برای گفتن داشته باشد؛ حتی اگر دانش یا تخصص لازم برای تحلیل آن موضوع را نداشته باشد.
هنر عقبنشینی؛ چگونه مرزهای آگاهی خود را دوباره بسازیم؟
پذیرش این واقعیت که همه اظهارنظرها الزاماً درست نیستند و ما نیز قرار نیست درباره تمام موضوعات جهان صاحبنظر باشیم، به بلوغ فکری و بازسازی مهارتهای ارتباطی نیاز دارد.
برای خارج شدن از این چرخه فرساینده و ایجاد فضایی آرامتر و منطقیتر، هم در ذهن خود و هم در جامعه، لازم است چند مهارت مهم را تمرین کنیم.
اتاق امن «نمیدانم» را بسازیم
اولین و شاید مهمترین مهارت، عادی کردن عبارت ارزشمند «نمیدانم» است.
باید بدانیم که ندانستن، نشانه ضعف یا کمبود نیست؛ بلکه میتواند نشانه صداقت، اصالت و احترام گذاشتن به مرزهای دانش و خرد باشد.
اگر در یک مهمانی یا فضای مجازی درباره موضوعی از شما سؤال شد که خارج از حوزه تخصص و مطالعه شماست، میتوانید با آرامش و اعتمادبهنفس بگویید: «در این زمینه مطالعه کافی ندارم و ترجیح میدهم شنونده باشم.»
چنین پاسخی نهتنها از اعتبار شما کم نمیکند، بلکه میتواند نشانهای از بلوغ شخصیتی و فکری شما باشد. حتی ممکن است همین رفتار به دیگران نیز جرئت دهد که از حالت دفاعی خارج شوند و احساس نکنند برای حفظ جایگاه خود مجبورند درباره هر موضوعی اظهار نظر کنند.
مرزهای تخصص را دقیق بشناسیم
هر فرد در زندگی، مهارتها و دانشی دارد که در برخی حوزهها بیشتر و در برخی زمینهها کمتر است. بنابراین لازم است محدوده تخصص و آگاهی خود را بهدرستی بشناسیم و اجازه ندهیم فشار اجتماعی ما را وارد قلمروهایی کند که در آنها دانش کافی نداریم.
پیش از اینکه درباره موضوعی اظهار نظر کنیم، بهتر است از خودمان بپرسیم:
«آیا برای صحبت کردن درباره این موضوع آموزش دیدهام؟»
«آیا برای ادعایی که مطرح میکنم، منبع قابل اعتمادی در اختیار دارم؟»
«اگر این حرف اشتباه باشد، چه پیامدی میتواند برای زندگی، سلامت روان یا وضعیت اقتصادی شنونده داشته باشد؟»
توجه به این پرسشها باعث میشود مسئولیت بیشتری نسبت به کلماتی که بر زبان میآوریم داشته باشیم. همین مسئولیتپذیری میتواند یکی از مهمترین راهها برای مقابله با توهم دانایی باشد.
معماری سکوت و داشتن یک رژیم اطلاعاتی
همانطور که باید مراقب حرفهایی که میزنیم باشیم، لازم است درباره اطلاعاتی که هر روز وارد ذهنمان میکنیم نیز انتخابگر باشیم. ما به یک رژیم اطلاعاتی نسبتاً سختگیرانه نیاز داریم.
اخبار زرد شبکههای اجتماعی، از اینستاگرام و ایتا گرفته تا کپشنهای هیجانی و تحلیلهای سطحی، نباید بدون انتخاب و به شکل مداوم وارد سبد مصرف روزانه ما شوند.
به جای اینکه هر روز دهها تحلیل ناقص درباره دهها موضوع مختلف بخوانیم، بهتر است تمرکز خود را روی یک یا دو حوزه متناسب با علایق و شغل خود قرار دهیم و در همان زمینهها به مطالعه عمیقتر بپردازیم.
همچنین باید تمرین کنیم که هر محرکی الزاماً نیازمند پاسخ دادن نیست. بسیاری از بحثهایی که در مهمانیها یا در بخش نظرات شبکههای اجتماعی شکل میگیرند، در واقع فرصتی برای رسیدن به حقیقت نیستند، بلکه بیشتر به تلههایی برای تخلیه هیجانی تبدیل شدهاند.
انتخاب سکوت آگاهانه به این معنا نیست که انسان حرفی برای گفتن ندارد؛ بلکه یعنی فرد میداند کدام موضوع ارزش پاسخ دادن دارد و کدام بحث تنها انرژی روانی او را مصرف میکند.
با انتخاب آگاهانه سکوت، انرژی ذهنی و روانی خود را برای مسائل مهمتر زندگی حفظ میکنیم و همزمان به شکلگیری ذهنی آرامتر و جامعهای منطقیتر کمک خواهیم کرد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0