از مشارکت سیاسى تا شایسته سالاری در نظام نبوی

یادداشت اختصاصی دکتر نیره زبرجدی، استادیار تاریخ و تمدن در پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ

یکى از مولفه‌ها و ویژگى‌هاى مهم حکومت‌هاى مردمى، لزوم جلب رضایت آن در انتخاب حاکم و اداره کشور است  که این اصل در مکتب نبوى نیز مورد تاکید قرار گرفته است. پیامبر اسلام  صل الله علیه و آله به صورت صریح و شفاف امامت و حاکمیت بر مردم را نهى کرده مگر در صورت کسب اجازه آنان.

وقتى پیامبر صل الله علیه وآله به امامت در نماز جماعت براى چند نفر بدون اذن مامومان رضایت نمى‌دهند به طریق اولى به امامى و رهبرى سیاسى و اجتماعى امت بدون کسب رضایت شهروندان راضى نخواهند شد. ایشان در تشکیل حکومت به آراى عمومى توجه ویژه‌اى داشتند و آن را در اِعمال حاکمیتِ الهى موثر مى‌دانستند.

مشارکت سیاسى در نظام پیامبر

مشارکت سیاسى در تاریخ‌هاى گذشته در حکومت‌هاى مردمى به صورت «بیعت» جلوه مى‌کرد. بیعت، پیمان و تعهد امت یا نمایندگان آنان با نامزد حکومت پیش از حکمرانى است. به این معنى که مردم میثاق و وفادارى خود با حاکم منتخب خود را مبنى بر حمایت از او دراداره کشور و دفع مخالفان اعلام مى‌کنند.

این اصل در حکومت نبوى پیش از تشکیل حکومت آن حضرت در مدینه به صورت رسمى انجام شد. نمایندگان مردم مدینه در سال دوازدهم و سیزدهم بعثت به صورت رسمى از پیامبر صل الله علیه و آله در مکه خواسته‌اند به شهر آنان سفر کنند و رهبرى و حکومت‌شان را به دست گیرند که به بیعت عقبه اول و دوم معروف است.

در تاریخ پیامبر صل الله علیه و آله دست‌کم هشت مورد بیعت «عقبه اول و دوم، رضوان، بدر، فتح، نساء، غدیر و براى اسلام» ضبط و ثبت شده است. از بیعت‌هاى مکرر پیامبر صل الله علیه و آله به ویژه دو بیعت عقبه (اول و دوم ) که پیش از تشکیل حکومت بود بر مى‌آید که حضرت در تشکیل حکومت به آراى عمومى توجه ویژه‌اى داشتند و آن را در اِعمال حاکمیتِ الهى موثر مى‌دانستند.

مشورت با مردم

یکى از معیارهاى حکومت مردمى، مشارکت و تاثیر آراى عمومى در اداره امور کشور است که از راهکارهاى عملى نمودن آن «شورا» است. به این معنى که شخص اول حکومت و همچنین دیگر دولتمردان  در اداره کشور و تصمیمات مهم با مردم مشورت کنند.

حکومت امانت مردم

حکومت‌هاى خودسر و استبدادى، خود را در راس امور مى‌دانند که وظیفه مردم تنها اطاعت، تبعیت و فرمانبردارى از آنان است. تعبیر بعضى از فلاسفه متقدم مانند ارسطو، طبیعت بعضى انسان‌ها براى حکمرانى و طبیعت برخی دیگر را براى فرمانبردارى ساخته شده است.

در حالی که اسلام و مکتب نبوى چنین نگرشى را بر نمى‌تابد، بلکه مردم را صاحبان اصلى حکومت مى‌داند که حکومت را به نحو امانت در اختیار حاکم قرار داده‌اند.

حاکم، اجیر و امین مردم

حکومت در مکتب نبوى امانت مردم است و رهاورد آن این مى شود که حاکم امین و در واقع اجیر و عاملى است که به انجام امورى از سوى مردم گماشته مى‌شود. پیامبر صل الله علیه و آله با داشتن ماموریت الهى خود را اجیر مردم توصیف مى‌کنند و می‌فرمایند: «آگاه باشید که من پدر شما هستم؛ آگاه باشید که من مولاى شما هستم؛ آگاه باشید همانا من اجیر شما هستم.»

در مکتب نبوى مردم صاحبان اصلى حکومت و کشور و حکمرانان، نمایندگان آنان در مسند حکومت هستند و روشن است تعیین نماینده و حاکم نیز از حقوق مردم خواهد بود.

رعایت حقوق فطرى و طبیعى انسان

یکى از مولفه‌هاى حکومت‌هاى مردمى اهتمام و رعایت حقوق فطرى و طبیعى انسان است که این مولفه قرن‌ها پیش در مکتب نبوى عملی شده و در آن نهایت جایگاه واقعى مردم را نشان مى‌دهد.

اصل برابرى مردم و بدون اِعمال هیچ‌گونه تبعیض در حق شهروندان از حقوق فطرى است که مورد تاکید پیامبر صل الله علیه و آله قرارگرفته است. ایشان مردم را مانند دندانه‌هاى شانه برابر و مساوى توصیف می‌کنند.

رعایت حقوق شهروندان نزد پیامبر صل الله علیه و آله در اخلاق بلکه در صرف اوقات و بالاتر از آن در نگاه کردن به مردم نیز مورد اهتمام قرار گرفته بود و لحظات خود را میان اصحابش تقسیم مى‌کردند.

شایسته سالارى در حکومت نبوی

از جمله حقوق مردم که حاکم و دولت باید رعایت کند رعایت ملاک‌هاى واقعى در انتخاب کارگزاران است. مسولان دولتى در تعیین مقام‌هاى اجرایى کشور نباید بدون توجه به معیارها افراد منتسب به خود را برگزینند؛ بلکه باید مبنا را شرایط و صلاحیت افراد قرار دهند.

به تعبیرى باید ضوابط، نه روابط حاکم باشد تا حقوق افراد داراى صلاحیت از میان نرود و با اشغال پستى توسط فرد فاقد صلاحیت به شهروندان ظلم نشود.

این اصل دقیقا در حکومت نبوى مورد اهتمام قرار گرفته است، چنان که یکى از اصحاب از پیامبر صل الله علیه و آله خواست یک مقام حکومتى به وى واگذار کند حضرت دست بر شانه او قرار دادند و فرمودند: «همانا تو براى این پست ضعیف و ناتوانى و حکومت یک امانت است.»

با رعایت اصل شایسته‌ سالارى اشخاص شایسته به جایگاه اصلى و حقوق خود در تصدى مقامات کشور نائل و مردم ازخدمات او بهره‌مند می‌شوند.

تاب شنیدن اعتراض و نقد  

حکومت نبوى مانند حکومت‌هاى مردمى بلکه بالاتر از آن  با متانت، بزرگوارى و بردبارى به نقدها و اعتراض‌ها واکنش مناسب نشان مى‌داد. پیامبر صل الله علیه و آله با آن که متصل به وحى بودند و همه اعمال و حرکات‌شان از خطا و لغزش مصونیت داشتند چنان بسترى در میان اصحاب فراهم آورده بودند که آنان بر بعضى اعمال و رفتار حضرت اعتراض مى‌کردند.
برای مثال در جریان پذیرش صلح حدیبیه در سال ششم هجرت برخى اصحاب بعضى مواد پیمان صلح با مشرکان مکه را زیر سوال برده و حضرت را به نرمش و نداشتن قاطعیت متهم مى‌کردند.

علاوه بر این حضرت در مقابل انواع ناسزا و دشنام نیز با روى گشاده و مدارا برخورد مى‌کردند. سوال و اعتراض‌ها در حکومت نبوى در عرصه‌هاى مختلف صورت مى‌گرفت.

ناصح بودن مردم در همه زمینه‌ها

یکى دیگر از حقوق شهروندان در مکتب نبوى آن است که دولتمردان را نصیحت و دعوت به کارهاى خیر و نیکو کنند و این نصیحت از سر دلسوزى و محبت صورت بگیرد. پیامبرصل الله علیه و آله این حق را به مسلمانان اعطا کردند که با فرض نمودن خود به عنوان «ناصح» در چگونگى اداره کشور ساکت ننشینند. این اصل نهایت اهتمام به حقوق مردم و اعطاى مشارکت سیاسى و اجتماعى شهروندان را در فلسفه سیاسى نبوى به منصه اثبات و ظهور مى‌رساند.