ابوطالب لندنی و نام پیامبر (ص) در انجیل گریک
«ابوطالب بن محمد اصفهانی» یا «میرزا ابوطالب خان» معروف به «ابوطالب لَندَنی»، مُتوفای ۱۲۲۱ هجری (225 سال پیش به تاریخ امروز)، از ایرانیانِ اصفهانی الاصلِ مقیم «هندوستان» و متولد شهر «لَکهنو» در آن جا بود که خاطرات و رویدادهای سفر خود از مبدأ محل زندگیاش در هندوستان تا مقصد اروپا و مخصوصاً «انگلستان» را در اثری فاخر به رشتۀ تحریر در آورده که آن نوشتار، موسوم به «مسیر طالبی» -اختصاراً- یا با نام کاملتر «مسیر طالبی فی بِلادِ اَفرَنجی (اِفرَنجی)» -از سوی نویسنده- یا با نام «سفرنامۀ میزا ابوطالب خان» -در بیان ساده و عمومی- و به زبان پارسی، اینک در دسترس همگان است.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، دکتر سید مرتضی میرسراجی (استادیار دانشگاه، دکتری تخصصی الهیات، نویسنده و پژوهشگر): علت مهاجرت و زندگی او و خانوادهاش در سرزمین هندوستان بدین قرار بوده است که «نادرشاه افشار» (م. ۱۱۶۰ق.) بر پدر ابوطالب لندنی خشم گرفته بود و پدرش از بیم خشم شاه مجبور شد به بلاد هندوستان بگریزد. نقطۀ عطف زندگی ابوطالب، مسافرت طولانی او از هندوستان به سرزمین های دیگر به خصوص انگلستان بوده است. چنان که بین سالهای ۱۲۱۳ تا ۱۲۱۸ هجری – حدود سالهای ۱۷۹۹ تا ۱۸۰۳ میلادی- سفری طول و دراز را انجام داده و شرح ماوقع و اخبار سفر خویش را در سال ۱۲۱۹ هجری در همان زادگاهش یعنی هندوستان به کتابی ارزشمند تبدیل نموده و آن را برای نسلهای پسین به یادگار گذاشته است.
برداشت نگارندۀ این مقال بر اساس مطالب کتابِ «مسیر طالبی» و اظهار نظرات ابوطالب لندنی در آن، نسبت به شخصیت وی این استنباطات است که او انسانی باهوش، کنجکاو، با اطلاعات، با سواد، ماجراجو و حقیقتاً شخصی دنیا دیده بوده است. وی شیعه مسلک بوده و به دین و مذهب نیز گرایش هایی داشته است ولی اطلاقِ انسانی کاملاً مذهبی و فردی مقید و مهذب بر او به هیچ وجه شایسته و صحیح نیست چون طبق اعترافات خودش در سفرنامۀ مزبور، گناهان و معصیت هایی علنی نیز در آن سفر ها داشته و بی شرمانه از آن ها به صراحت و صداقت تمام برای دیگران گزارش داده است.
در قرآن و در سورۀ مبارک «صَف» و در آیۀ ششم آن، گزاره ای است که در آن خداوند تبارک و تعالی از قول حضرت عیسی (ع) به پیروانش فرموده است که بعد از من رسولی به نام «احمد» می آید و بدین ترتیب آن پیامبر الهی به آمدن رسول اکرم (ص) بعد از خویش بشارت داده است. این آیه در ذهن ابوطالب لندنی به عنوان شخصی که تا حدی به دین تمایل و گرایشی داشته، ثبت بوده است تا این که روزی از روزهای حضورش در شهر لندن از سر کنجکاوی از سَراُسقُف آن شهر در این رابطه سؤالی می نماید و این مباحثۀ قابل تأمل و به عبارتی بحث کلامی جالب را که در ادامه ملاحظه می شود در سفرنامۀ خویش چنین ضبط می نماید؛
«…وزير شريعت (دین) عيسوى (مسیحی) و كشيشان ملک (سرزمین انگلستان) كه به «اِنگِلِش» (English، زبان انگلیسی)، «بِشِپ» (bishop یا همان اُسقف) نامند. … يكى از «بِشِپ» هاى مذكوره «بِشِپ آف لندن» (اُسقُف [بزرگِ] شهر لندن) مردى ذَكى الطَّبْع (باهوش)، مايل به [علم] «فلسفه» است و به من محبت به هم رسانيده (نموده) اكثر(بیشتر) [بین همدیگر] مباحثات و مُقاوِلات (گفتگوهای) [مختلف] به ميان مى آورد.
لطيفه اى (مطلب جالبی) در حقيقت (حقانیت) اسلام [در این فرصت بیان می کنم]؛
روزى از ذكر (یادِ) [حضرت] محمد- صلى اللّه عليه و آله و سلم- در «انجيل» و وصيت [حضرت] عيسى- عليه السلام- به اطاعت او (حضرت محمد (ص))، مَر (بر) امت خود را، بِدو (با آن سَراُسقُف) سخن گفتم.
عِجالتاً (فوراً) انكار اين خبر كرده، جوابِ مُنَقّح (صحیح و استوار) را به هفتۀ آينده حواله نمود. روز موعود، اقرار خبر كرد (اعتراف کرد که این مطلب در انجیل وجود دارد)، و انجيل قديم (قدیمی) به زبانِ «گریک» (Greek یا یونانی) [را به نزد من آورد] و آن موضع (قسمت) كه اين ذكر (خبر نبوت حضرت محمد (ص) بعد از حضرت عیسی (ع) و بشارت حضرت مسیح (ع) به آمدن رسول خدا (ص) بعد از خویش را) بِعَينَه (عیناً)، چون مضمونِ آيۀ كريمه [در سورۀ مبارک صَف]، در آنجا مندرج بود (نوشته شده بود)، برآورده (بیرون آورد) [و] به من نمود. (نشان داد.)
گفتم:چون انجيل از كُتُب سَماوى (آسمانی)، و [حضرت] عيسى (ع) مقبول شماست، چرا اطاعت امر او [در این زمینه] نمى كنيد؟!» [و مسلمان و پیرو حضرت محمد (ص) نمی شوید؟!]
گفت:گمان كنم كه اين الفاظ از الحاق (تصرفات در متن و اضافه نمودن هایِ) قيصرى (پادشاهی) از قَياصِرَۀ «روم» (پادشاهان روم) [در کتاب انجیل] است كه بعد [از] شيوع اسلام مايل [به] آن مذهب (دین) شده بود!
گفتم:اول، الحاق در امثال اين كُتُب كه نقل آن در پيش هر كس مى باشد، محال است!
و ثانياً، چه خواهى گفت در اخبار (گزارش هایِ) كُتُب تواريخِ جانِبَين (تاریخ های هر دو طرفِ مسلمان و مسیحی) كه مُقوّى (تأیید کنندۀ) قِدامت (قدیمی بودن) خبر مذكور و عدم الحاق آن [به کتاب انجیل] است، و آن اين كه در حيات [حضرت] محمد- صلى اللّه عليه و آله و سلم- چون با نَصارى (مسیحیان) گفتگو به ميان مى آمد و [حضرت] محمد- صلوات الله و سلامه عليه- مى فرمود: و من آن «احمدِ موعود» (وعده داده شده) [هستم] كه [حضرت] عيسى (ع) به شما وصيتِ اطاعت من كرده [است]، [بعد از آن] نَصارى (مسیحیان) انكار اصل خبر نمى كردند، بلكه مى گفتند: و تو آن شخص موعود نيستى، و ما وجود او را منتظرانيم!
اگر اين الفاظ عبارتِ قديم نبودى بايستى جواب دهند كه ما چنين وصيت از عيسى- عليه السلام- نداريم!
خنديد و گفت:مگر به «اِنگلَند» (England یا همان انگلستان) آمده اى تا همه را از مذهب قديم بگردانى؟!» [۱]
بحث
۱- آیه ای که در قرآن کریم در سورۀ «صَف» نازل شده و مد نظر ابوطالب لندنی جهت پرسش از سَراسقف لندن و بحث کلامی وی در این گزارش بوده، آیۀ معروف زیر است؛
«وَ إِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ…»
(و هنگامی را که «عیسی بن مریم» (ع) گفت:
ای بنی اسرائیل! حقیقتاً من فرستادۀ خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیقکنندۀ کتابی که قبل از من فرستاده شده (یعنی تورات حضرت موسی (ع)) میباشم، و [همچنین] بشارتدهنده به فرستاده ای که بعد از من میآید و نام ایشان «احمد» است!…)
۲-مسیحیان، انجیل های متعددی دارند و دین و کتاب آن ها به مرور ایام دچار دست درازی و تحریف شده است؛ برخلاف مسلمانان که یک کتاب ثابت دارند و محوریت آیین آنان همان یک کتاب واحد یعنی «قرآن مجید» می باشد. دَه ها انجیل معتبر و غیر معتبر به زعم آنان در دسترس ایشان قرار دارد. چه در انجیل های معتبر و چه در انجیل های غیر معتبر (انجیل های غیر رسمی) از نظر مسیحیان، مطالب درست و غلطی با هم در آمیخته و مخلوط شده است که راه کشف حقیقت را برای پویندگان توحید و یکتاپرستی به مشکل و مخاطره می اندازد و سردرگمی و حیرانی برای صاحبان خِرد و اندیشه در میان مسیحیان ایجاد نموده است.
واژۀ «انجیل» لفظی «یونانی»-بر خلاف زبان محاوره ای حضرت عیسی (ع) که آرامی بود- به معنای «بشارت و مژده» است و در این گزارش ابوطالب لندنی، گزارۀ مربوط به بشارتِ تشریف فرمایی حضرت محمد (ص) بعد از حضرت عیسی (ع) را با راهنمایی سَراسقف لندنی از روی نسخۀ قدیمیِ یونانیِ انجیل مشاهده نموده و بحث کلامی او با آن اسقف و سخن نهاییِ از رویِ عجز اسقف بزرگ لندن در این رابطه بسیار قابل تأمل است.
پی نوشت
[۱] مسیر طالبی، ص۲۸۸ به بعد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0