میان احترام به مادر و دفاع از پدر؛ فرزند چه باید بکند؟
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
مادرم از پدرم بدگویی میکند، نه میتوانم کلامش را قطع کنم و نه میتوانم گوش بدهم، چکار باید بکنم؟
پاسخ:
بدگویی والدین از یکدیگر در حضور فرزند، یکی از تعارضات اخلاقی برای فرزندان است. این معضل، فرزند را میان دو تکلیف – نیکی به یکی و پرهیز از ظلم به دیگری- سرگردان میکند. واکنش نادرست در چنین شرایطی، ممکن است به تشدید کدورتها و آسیب به کرامت والدین و یا افتادن در دام گناه منجر شود، ازاینرو، گامگذاشتن در مسیری اخلاقی ضروری است که در ادامه نکاتی برای این منظور پیشنهاد میشود.
نکته اول: بررسی، کشف و رفع زمینهها و علتها
پیش از هر واکنشی، لازم است با دیدی واقعبینانه و فارغ از قضاوت، به ریشهیابی زمینهها و علتهای رفتار والد بدگو پرداخت؛ زیرا تغییر رفتار، بدون شناخت علتِ آن، ممکن و پایدار نیست. بدگویی معمولاً معلول یک یا چند عامل زیر است که باید ضمن شناخت آنها، برای رفع آنها کوشید.
الف: اختلافسلیقه یا روش زندگی:
اگر علت بدگویی اختلافسلیقه در سبک زندگی و کارهای روزمره است، پیشنهاد شود پدر با احترام به سلایق مادر، در حد ممکن همراهی کند و در موارد اختلاف، بهجای تحکم، با صبوری و استدلالی محترمانه، دیدگاه خود را توضیح دهد.
ب: نادیده گرفته شدن نیازها:
ممکن است علت بدگویی عدم توجه به نیازهای والد باشد. برای این منظور از والد دیگر (در اینجا پدر) خواسته شود بهگونهای غیرمستقیم و با حفظ کرامت او که به نیازهای همسرخود چه مادی و چه عاطفی توجه بیشتری داشته باشد و برای رفع آنها گام بردارد.
ج: مقابلهبهمثل:
ممکن است علت بدگویی مقابلهبهمثل باشد، چون تجربه رفتار آزاردهنده از طرف همسر داشته است. در این موارد بهتر است به هر دو والد هرچند به نحو غیرمستقیم و تؤام با احترام فهمانده شود که حفظ احترام دیگری و پرهیز از تکرار رفتار غلط، بایسته و اخلاقی است.
د: انتظارات افراطی:
ممکن است علت بدگویی انتظارات غیرمعقول مانند توقع تبعیت محض، یا درخواستهای غیرمعقول یا خارج از حد توان همسر باشد که در این موارد، بهتر است در عین حفظ حرمت و کرامت او توقع نادرستی که دارد، با نرمی و استدلال، نظرِ درست یا کار درست یا انتظار معقول مورد اشاره و تأکید قرار داد.
ه: تظلم خواهی:
ممکن است علت بدگویی شکایت از ظلم (تظلم) باشد که تلاش میکند برای رفع ظلمی که از طرف همسر (پدر) به او (مادر) شده است به بیان آن بپردازد. در این مورد اگر بدگویی چنین علتی دارد، اولاً باید توجه شود که غیبت محسوب نمیشود (1) و ثانیاً فرزند باید تلاش کند این ظلم را در صورت توان به یک شکلی رفع (از بین بردن زمینهها) یا دفع کند.
نکته دوم: انجام وظیفه فرزندی همزمان با عدم تأیید بدگویی
فرزند در برابر والدین، وظایف سنگینی چون حفظ حرمت، احسان، نیکی و اطاعت در معروف دارد که حتی در شرایط ناخوشایند نیز ساقط نمیشود. خداوند متعال در خصوص احترام به پدر و مادر تعبیر دقیقی بهکار برده و فرموده است:
«به آنها [حتى] “اُف” مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى؛» (2)
بنابراین، هرگز نباید با برخوردی تند، پرخاشگرانه یا تحقیرآمیز، شأن والد (مادر)ی او را خدشهدار کرد، حتی اگر گمان میرود مادر در حق پدر یا خود فرزند کوتاهی کرده است. بهعنوانمثال قطع کردن مدام و فوری کلام مادر، بیاحترامی به او است، در عوض، میتوان با ادب کامل و لحنی آرام، گوشی شنوا داشت، اما همزمان با سکوتِ محترمانه یا پاسخهایی خنثی (مانند «متوجه ناراحتی شما هستم») نشان داد که محتوای تهمتآمیز یا ناروا را تأیید نمیکند.
نکته سوم: پرهیز از تشدید تنش
در چنین شرایطی، هر نوع واکنش تند، مقابلهبهمثل، یا حتی اخم و ناراحتیِ شدیدِ چهره و خیره نگاه کردن به والد که در جای خود از مصادیق آزار والدین است، (3) میتواند بهمنزله سوخترسانی به آتش بدگویی باشد. بهجای آن، باید با مدیریت لحن صدا، پرهیز از نگاههای خیره پرخاشگرانه و استفاده از عبارتهای همدلانهی کلی (مانند «میدانم این موضوع برایتان آزاردهنده است،») فضای روانیِ امنی ایجاد کرد تا مادر بهتدریج از حالت تهاجمی خارج شود. ایجاد مکثهای کوتاه، پیشنهاد تغییر مکان یا زمان گفتگو (مثلاً «اجازه دهید کمی بعد باحوصلهی بیشتری صحبت کنیم،») ازجمله راهکارهای مؤثر برای خنثیسازی افزایش تنش است.
نکته چهارم: تلاش برای اصلاح تصویر ذهنی
بهجای دفاع مستقیم، میتوان در فرصتهای مناسب غیر از زمان بدگویی، با ذکر خاطرات مثبت، خدمات و دغدغههای واقعی پدر نسبت به خانواده، بهآرامی زاویه دید مادر را به سمت واقعیتهای نیکوتر سوق داد. برای نمونه، یادآوری محبتهای پدر، زحمات اقتصادی او، یا نگرانیهایش برای سلامت مادر، میتواند بهمرور تصویر ذهنیِ مخدوش را بازسازی کند، اما این کار باید با ظرافت تمام و بهگونهای انجام شود که مادر احساس نکند فرزند در حال «درسدادن» یا «سرزنش» اوست، بلکه صرفاً دارد تصویر کاملتری از یک انسان را به او نشان میدهد.
نکته پنجم: تغییر موضوع گفتگو با حفظ همدلی
در لحظه بدگویی، بهعنوان یک شنونده فعال، ابتدا با رفتار محبتآمیز یا گفتار در قالب جملاتی کوتاه و همدلانه (بدون تأیید محتوای بدگویی،) به مادر بفهماند که ناراحتیِ او را درک کرده است؛ سپس با ظرافت و بدون ایجاد بریدگیِ ناگهانی، موضوع را به سمت راهکارهای مثبت، مسائل روزمره دیگر، یا حتی پیشنهاد فعالیتی خوشایند تغییر دهد. برای مثال: «مادر جان، حق دارید ناراحت باشید؛ راستی امروز برنامه خاصی برای غذای ناهار دارید؟» یا «حالا که حرف از دلخوری شد، بیایید فکری برای تفریح خانواده بکنیم.»
نکته ششم: همراهی نکردن با غیبت
اگر بدگوییِ مادر واجد شرایط شرعیِ غیبت باشد، در دل به آن راضی نبوده و هرگز با تأیید لفظی یا حتی خنده و ابراز موافقتِ ضمنی، خود را شریکِ این گناه نکند. در چنین شرایطی، بهتر است با ادب و مهربانی، بهگونهای غیرمستقیم جلوی ادامه سخن گرفته شود، مثلاً یادآوریِ جمله معروف «خداوند غیبت را نکوهیده و توبهکننده را دوست دارد» به زبانِ دعا برای همگان، یا ابراز ناراحتیِ خفیف و رفتن به بهانهای موجه تا هم حرمت مادر شکسته نشود و هم در گناه مشارکت نداشته باشد.
نکته هفتم: تشخیص «درد دل مشروع» از «غیبت» و واکنش به آن
اگر بدگویی از جنسِ «درد دلِ مظلومانه» و با هدف یافتن راهحل برای یک مشکلِ واقعی باشد، نه تخریب شخصیت پدر، غیبت محسوب نمیشود. (4) بااینحال، حتی در این حالت نیز فرزند باید هوشیار باشد که صرفاً به جنبه عاطفیِ ناراحتیِ مادر بپردازد و هرگز با تأیید صریحِ اتهامات علیه پدر، نقشِ داورِ قضاوتکننده را بازی نکند. میتوان با جملاتی چون «این ناراحتی واقعاً طاقتفرساست، بیایید فکر کنیم چهکاری از دست ما برمیآید،» همراهی عاطفی نشان داد، اما محتوای بدگویی را بهعنوان واقعیتِ قطعی نپذیرفت و درنهایت، راهکارِ گفتگوی مستقیمِ مادر با پدر (در زمانِ مناسب) یا میانجیگری یک بزرگخانواده را پیشنهاد داد.
نکته هشتم: خودداری از دفاع مستقیم
دفاع مستقیم و رودررو در همان لحظه بدگویی، نهتنها تأثیری ندارد، بلکه مادر را در موضع «تخاصم» قرار میدهد و او را به ادامه بدگویی برای اثبات حقانیت خود ترغیب میکند. این کار، تنش را به سطحِ بالاتری برده و ممکن است دامنِ فرزند را نیز به دردسر بکشد. در عوض، بهترین واکنش، تأییدِ احساسِ مادر (نه محتوای حرف) و سپس تغییر مسیرِ بحث است. اگر لازم است از پدر دفاع شود، این کار باید در خلوت و فرصتی دیگر و با ذکر محاسنِ او و بهصورت غیرمستقیم انجام گیرد تا مادر احساسِ «محاصره» و «قضاوتِ جمعی» نکند.
نکته نهم: بهرهمندی از مشاوره و دعا
در کنار راهحلهای گفتهشده کمک گرفتن از مشاور خانواده به دلیل آنکه فرصت سؤال و جوابهای پیشتری برای او فراهم میشود که در شناخت علت مشکل و ارائه راهحل کمک میکند، پیشنهاد میشود. در کنار آن، هیچگاه از سلاح پرتوانِ دعا و توسل نباید غافل شد.
نتیجه:
در مواجهه با بدگویی والدین از یکدیگر، باید نخست با صبر و واقعبینی، علتها و زمینههای رفتار او (مانند اختلافسلیقه، نیازهای نادیده گرفته شده، مقابلهبهمثل، تظلمخواهی یا انتظارات افراطی) شناسایی و برای رفعِ آنها کوشش شود. در لحظه بدگویی، هرگز کلام والد با پرخاش قطع نشود، بلکه با ادب کامل و همدلی (بدون تأیید محتوای ناروا،) فضای تنش مدیریت شود و با تغییرِ ماهرانه موضوع، از تشدیدِ اوضاع پرهیز داده شود. از دفاع مستقیم و رودررو که فرد را در موضع خصومت قرار میدهد، خودداری شود و در فرصتی دیگر، با ذکر محاسن والد مورد بدگویی (پدر،) تصویر ذهنی بهآرامی اصلاح شود. همزمان، میان «درد دلِ مشروعِ مظلومانه» و «غیبتِ حرام» تفاوت قائل شود؛ در نوع اول، همدلیِ عاطفی نشان دهد و راهکارِ گفتگو یا میانجیگری پیشنهاد کند و در نوع دوم، با سکوتِ مؤدبانه یا تغییر بحث، خود را شریکِ گناه نسازد. در کنار این تدابیر، از مشاوره خانواده بهره گیرد و دعا را پشتوانه حل مشکل قرار دهد تا ضمن حفظِ حرمت هر دو والد، به وظیفه نیکی و احسان عمل کرده و زمینه اصلاحِ پایدارِ روابطِ خانواده را فراهم آورد.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. نجفی، حسن؛ شهریاری، روحالله، از خانه تا بهشت، قم، انوار طه، 1405.
2. رحیمی، عباس، خانواده موفق، تهران، جمال، 1390.
پینوشتها:
1. تظلّم به معنی شکایت کردن از ظلم کسى را میگویند. از مستثنیات حرمت غیبت، تظلم نزد کسى است که امید به رفع ستم از سوى او میرود. (نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ ق، ج ۲۲، ص ۶۶).
2. امام صادق علیهالسلام فرموده است: «وَ مِنَ الْعُقُوقِ أَنْ یَنْظُرَ الرَّجُلُ إِلَى وَالِدَیْهِ فَیُحِدَّ النَّظَرَ إِلَیْهِمَا؛ ازجمله مصادیق آزار به پدر و مادر خیره و بد نگاه کردن به ایشان است.» محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، مص: غفاری، تهران، اسلامیه، 1407 ق، ج 2، ص 349.
3. «فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِیمًا.» سوره اسراء، آیه 23.
4. غیبت آن است که در غیاب مسلمان، با قصد مذمت و ایراد نقص بر او، عیب مخفی و پوشیده او را نقل کنند. (حسینی خامنهای، سید علی، رساله آموزشی (نسخه الکترونیک)، ج 2، احکام معاملات، درس هفدهم، گفتار یازدهم)؛ بنابراین در صدق غیبت، وجود چند شرط لازم است: اول اینکه در غیاب فرد باشد؛ دوم اینکه با قصد و هدف مذمت او ،عیوبش گفته شود؛ سوم اینکه عیبِ مخفی یا پوشیده او گفته شود. مراد از پنهان بودن عیب نیز برای خصوص مخاطب نیست.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0