وقایع روز هفتم محرم

در کتاب حوادث الایام، به نقل از سید مهدی مرعشی نجفی: حضرت موسی در هفتم محرم به نبوت مبعوث شد؛ و همچنین در چنین روزی از ابن زیاد ملعون به عمر بن سعد نامه رسید که آب را به روى اهل بیت عصمت(ع) بستند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، وقایع در روز هفتم محرم به این شرح می‌باشد.

بنابر روایت موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت(ع)، موسى بن عمران بن یصر بن قاهث بن لاوى بن یعقوب علیه‌السلام با اهل و عیال و اموال خود از مدین خارج و رهسپار مصر مى گردید شبى در بیابان سینا پیاده شدند و هوا سرد بود به فکر آتش افتاد موسى از دور نورى مشاهده کرد به خیال اینکه آتش است عصا را به دست گرفته به طرف (طور) نور آمد شاید آتش تهیه کند.

خطاب رسید انّى انا ربّک فاخلع نعلیک انّک بالوادالمقدس طوى وانا اخترتک فاستمع لما یوحى (طه ۹ – الى آخر ۳۶).

موسى، من پروردگار تو هستم کفشت را از پاى بیرون آر زیرا در مکان مقدسى قرار گرفتى من ترا به پیغمبرى برگزیدم پس بشنو آنچه وحى مى شود البته نیست غیر از من معبود به حقّ پس مرا عبادت کن و نماز برپادار (و دو معجزه به موسى عنایت شد).

۱- موسى در دستت چیست؟ عرض کرد آن عصاى منست، خطاب رسید بزمین انداز، موسى به زمین انداخت به صورت مار درآمد و مى خزید فرمود بگیر آنرا و نترس همان عصا خواهد بود.

۲- دستت را از گریبان بیرون آر نور سفید و صاف خارج مى شود، با این دو نشانه پروردگار به مصر پیش فرعون برو که او اطمینان کرده عرض کرد پروردگارا شرح صدر و قلب نیرومند به من عنایت فرما و کار را آسان کن و گره از زبانم بردار تا قول من نافذ باشد با برادرم هرون پشتم را محکم کن و او را به من برسان خطاب رسید قد اوتیتُ سؤ لک یا موسى دعایت مستجاب و آنچه خواستى داده شد.

۳- آب را به روى اهل بیت عصمت(ع) بستند ۶۱ ق
امروز از ابن زیاد ملعون به عمر بن سعد نامه رسید به این مضمون: یابن سعد میان حسین و آب فرات حائل شو و کار را برایشان تنگ بگیر و نگذار یک قطره آب بنوشند چنانکه به عثمان کردند، ابن سعد همان وقت عمر و بن حجاج را با پانصد سوار بر شریعه موکّل گرداند.

عطش بر امام و اصحاب کرام غالب شد برادرش عباس را خواند و با سى نفر فارس و بیست پیاده شبانه با بیست مشک به طلب آب فرستاد عمروبن حجاج سر کرده موکلین آب صیحه زد شما کیستید نافع جواب داد منم پسر عموى تو آمدم بیاشامم گفت بخور گوارا باد.

نافع گفت واى بر تو مى گوئى من آب بخورم حسین و اهلبیتش تشنه بمیرند عمرو گفت راست گفتى اما به ما دستور داده اند مانع شویم نافع باصحاب صیحه زد داخل فرات شوید و عمرو هم صیحه زد مانع شوید و بجنگید عده اى از اصحاب جنگ مى کردند و عده اى مشکها را پر مى نمودند و کسى از اصحاب امام کشته نشد و آب را به خیام رساندند و اهل  بیت  آب خوردند.

منبع: کتاب حوادث الایام، سید مهدی مرعشی نجفی