فیض کاشانی از راز عبادت بی‌ریا می‌گوید

فیض کاشانی با زبانی عارفانه یادآور می‌شود که ارزش عبادت به اخلاص است؛ دلی که از ریا تهی شود، به نور ولایت روشن می‌گردد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، فیض کاشانی حکیم و عارف سده یازدهم، از آن‌دست شاعرانی است که شعر را نه برای صنعت لفظ، که برای سلوک جان می‌خواست. در این قطعه، او راه بندگی را از «طاعت» آغاز می‌کند و به «ولایت» می‌رساند؛ مسیری که با اخلاص معنا می‌یابد و با اقتدا به اولیای الهی روشن می‌شود.

بنابر روایت فارس، در نگاه او، عبادتِ بی‌ریا پلی است میان بنده و عنایت حق. آن‌کس که جان را در طاعت خالص کند، به یُمن همین صدق، در پناه ولایت الهی جای می‌گیرد. فیض تأکید می‌کند که ختم نبوت حقیقتی مسلّم است، اما راه پیروی بسته نیست؛ سالک می‌تواند با اقتدا به پیشوایان حق، در مدار ولایت گام بردارد.

اگر کنی تو به‌جان طاعت خدای علی

شود ز یمن اطاعت تو را خدای ولی

نبی شدن نشود زانکه شد نبودت ختم

ولی، ولی شوی ار اقتدا کنی به علی

عبادت از سر اخلاص کن ریا مگذار

بپوش جامهٔ تقوی چه مصطفی چه علی

نماز را چه بخلوت کنی چنان میکن

که در حضور جماعت کنی مکن دغلی

گناهی ار بکنی زود توبه کن واره

بکوش زنگ گنه در شفاف دل نهلی

اگر شکسته شوی از گنه کنی اقرار

ترا خدای ببخشد به‌زعم معتزلی

چه اقتدا به نبیی و علی و ‌آل کنی

شود دل تو منور بنور لم یزلی

دلت چه گشت منور بکش شراب طهور

ز ساغر «وسقاهم» ز بادهٔ ازلی

شوی چه مست از آن باده روی یار نکو

بکوش فیض که این شیوه راز کف ننهی