شرح زیارت اربعین| خروج از ظلمتها بهسوی نور
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، زیارت اربعین، فراتر از یک تجمع میلیونی، تجلی دوبارهی پیمان میان امام و مأموم است. در حالی که جهان به دنبال الگوهای مادی برای رهبری است، مسیر پیادهروی اربعین، بازگشت به مرکز ثقل هدایت و تبیین حقیقتِ «رهبری الهی» است.
در میان فرازهای بینظیر این زیارت که از امام صادق علیهالسلام نقل شده، عبارتی وجود دارد که در نگاه اول ساده، اما در لایههای کلامی و لغوی، عصارهی عقاید شیعی است: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیُّکَ وَ ابْنُ وَلِیِّکَ وَ صَفِیُّکَ وَ ابْنُ صَفِیِّک».
1. امام حسین، صاحب مقام ولایت
یکی از بزرگترین چالشهای ترجمهای و مفهومی در برخورد با متون دینی، تقلیل مفهوم «ولیّ» به معنای «دوست» است. اما با تکیه بر سیاق زیارت اربعین و پیوند آن با آیهی اولوا الامر، مفهوم ولایت در اینجا از دایرهی عاطفی به دایرهی «امری و حاکمیتی» منتقل میشود.
امام حسین علیهالسلام در این فراز، نه تنها به عنوان یک دوست محبوب، بلکه به عنوان «صاحب ولایت» معرفی میشود؛ کسی که طبق آیهی «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»، جایگاه او در سلسلهی اطاعت، همتراز با پیامبر صلی الله علیه و آله و مستقیم از جانب خداوند است. ولایت در اینجا یعنی:
مدیریت نظام هستی: کسی که امور عالم و آدم را به مقتضای اراده الهی به سرانجام میرساند.
رهبری در گذار از ظلمت به نور: عملیاتی کردن وعده الهی مبنی بر خروج انسانها از ظلمات به سوی نور مبتنی بر آیهی «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور…»
مدیریت تقدیرات: صاحب مقام ولایتاللهی، کسی است که تقدیرات هستی و امضای فرامین الهی بر مواعد و آجال انسانها، از طریق واسطهی ولایت ایشان انجام میشود که سورهی قدر
2. مفهوم اصطفاء: برگزیدگی در مقام کمال
در بخش دوم زیارت، عبارت «صَفِیُّکَ» (برگزیده تو) مطرح میشود. با بررسی ریشهشناختی، «صفو» به معنای خالصترین و بهترین هر چیز است. امام حسین علیهالسلام در مقام «مصطفی» و «صفی» قرار دارد؛ یعنی کسی که از تمام خلایق، بدون هیچ ناخالصی، برای مقام الهی برگزیده شده است. این برگزیدگی، تصادفی نیست، بلکه نتیجهی مرتبهای از کمالات است که در آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبیر» تجلی یافته است.یعنی «سپس این کتاب را به آن بندگان خود که [آنان را] برگزیده بودیم، به میراث دادیم؛ پس برخى از آنان بر خود ستمکارند و برخى از ایشان میانهرو، و برخى از آنان در کارهاى نیک به فرمان خدا پیشگامند؛ و این خود توفیق بزرگ است.» بر اساس روایت امام باقر علیهالسلام، این اصطفاء به سه دسته تقسیم میشود که در رأس آن، اهل بیت علیهمالسلام قرار دارند: السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ الْإِمَامُ- وَ الْمُقْتَصِدُ الْعَارِفُ لِلْإِمَامِ وَ الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ الَّذِی لَا یَعْرِفُ الْإِمَامَ. (الکافی (ط – الإسلامیة)، ج1، ص214)
السابق بالخیرات: همان امام معصوم که در پیشتازی در خیرات است.
المقتصد: عارفی که شناخت امام را به عنوان مقتدی پذیرفته است.
الظالم لنفسه: کسی که به دلیل عدم شناخت امام، از این مرتبه محروم مانده است.
فراز «اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیُّکَ…» در زیارت اربعین، تنها یک اعلام بیعت نیست؛ بلکه یک بیانیه کلامی در تبیین هویت مدیریت هستی است. این فراز به زائر یادآوری میکند که او در مسیر اربعین، در مسیرِ کسی گام برمیدارد که برگزیدهی مطلق (صفی) و حاکم الهی (ولیّ) است؛ کسی که دست خلایق را از تاریکیهای جهل به سوی روشناییِ حقیقت میگیرد.
منبع:تسنیم


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0