جنایتکاران سرانجام پشیمان میشوند اما…
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، سوره مؤمنون در آیات پایانیاش پردهای تکاندهنده از سرنوشت نهایی انسانها را ترسیم میکند، روزی که پردهها کنار میرود، بهانهها رنگ میبازد و حقایق آشکار میشود.
بنابر روایت فارس، در این آیات، خداوند با لحنی کوبنده، سخن پایانی را با اهل جحیم بیان میکند و در مقابل، یادگار جاودانهاش را درباره مؤمنان اعلام میفرماید. این بخش از سوره، هم هشدار است و هم امید، هم بیان فرجام دشمنان هدایت است و هم ترسیم آینده روشن اهل ایمان.
پایان استدلالها و آغاز پاسخهای قاطع الهی
آیه ۱۰۵ با خطاب مستقیم خداوند به کافران آغاز میشود؛ کسانی که در دنیا پیامهای الهی برایشان خوانده شد اما تکذیب کردند. اکنون دیگر مجالی برای سخنچینی، جدلسازی و بهانههای همیشگی نیست.روز حساب، روز استدلال نیست، روز دیدن نتیجه است. توبیخ الهی در این آیه نشان میدهد که مهمترین خطای آنان نه جهل که تکبر و انکار بوده و همین تکبر، سرچشمه سقوط همه طاغوتهای تاریخ است.
اعترافی دیرهنگام، صدایی که دیگر شنیده نمیشود
در آیات ۱۰۶ و ۱۰۷، اهل جهنم اعترافی تلخ میکنند: ما بدکار بودیم، ما خطا کردیم، ما اکنون فهمیدیم. آنها تقاضا میکنند که به دنیا بازگردند تا جبران کنند. اما اعترافی که پس از پایان فرصت گفته شود، ارزشی ندارد.این آیات تصویری واقعی از دشمنان حق در طول تاریخ ارائه میکند؛ کسانی که تا پایان بر تکبرشان میمانند اما وقتی نتیجه را دیدند، طلبکارانه خواستار فرصتی دوباره میشوند.
پاسخ کوبنده پروردگار به درخواست بازگشت
در آیه ۱۰۸ خداوند خطاب را قطع میکند: در آن آتش بمانید و با من سخن نگویید. این جمله، از شدیدترین تعابیر قرآن درباره پایان فرصتهاست.

یعنی کار تمام شد، پرونده بسته شد، دیگر گفتوگو فایدهای ندارد. مفسران میگویند این آیه نشان میدهد که برخی انسانها آنقدر در عناد و دشمنی با حق پیش میروند که راه هدایت را بر خود کاملاً میبندند.
مسخرهکردن بندگان خدا خطای بزرگ
در ادامه، خداوند علت این عذاب قطعی را بیان میکند، اینکه شما بندگان مرا به استهزا گرفتید. هر جا مؤمنان را میدیدید، آنها را کوچک شمردید، خندیدید، تمسخر کردید و حتی اجازه نمیدادید نام من با احترام برده شود.
آیات ۱۰۹ تا ۱۱۱ نشان میدهد که ریشه دشمنی با مؤمنان، همان کینه و تکبری است که در عمق دلهای طغیانگران شکل میگیرد. اما همین بندگانی که روزی تمسخر میشدند، امروز وارث رحمت و اکرام الهیاند.
جابهجایی نقشها در قیامت
در آیه ۱۱۲ خداوند سؤال دیگری از کافران میپرسد، اینکه شما چهقدر در زمین ماندید؟ و پاسخ آنها تنها «یک روز یا بخشی از آن» است. این آیات حقیقتی اساسی را روشن میکند، یعنی همه آن دعواها، دشمنیها، جنگها، قدرتنماییها و سرکشیها، در مقایسه با ابدیت، چیزی جز یک لحظه زودگذر نیست. انسانهایی که بهخاطر یک عمر کوتاه، حقیقت جاودانه را نادیده گرفتند، اکنون میفهمند که با چه سرمایه بزرگی بازی کردهاند.
کلید اصلی سقوط، غفلت از هدف آفرینش است
آیه ۱۱۵، آیهای بسیار بنیادین است. خداوند میفرماید که آیا شما گمان کردید که بیهوده آفریده شدهاید و بازگشتی ندارید؟ ریشه تمام انحرافها همین است، پندار پوچی. هرگاه انسان دنیا را فقط زمین بازی و لذتجویی ببیند، نه مسئولیتی میپذیرد، نه فرمانی را جدی میگیرد و نه حسابی را باور میکند. این آیه خط مشترک همه مستکبران، از گذشته تا امروز را روشن میکند که آن هم بیاعتنایی به هدف خلقت است.

حاکمیت مطلق خدا و بیخاصیت شدن معبودهای ساختگی
در آیه ۱۱۶ خداوند بر جایگاه بلند خویش تأکید میکند، اینکه حاکم واقعی و صاحب اختیار مطلق فقط اوست. هر چه غیر اوست، باطل است. این آیه ضربه نهایی به همه قدرتهای پوشالی دنیاست، حجتی علیه کسانی که در زمین ادعای ربوبیت، سروری، حاکمیت و کنترل بشر را دارند. در قیامت، همه این قدرتها همچون سایهای محو میشوند.
دعا و توکل بر پروردگار راه نجات
در آیه ۱۱۸، که آخرین آیه سوره است، خداوند به پیامبر فرمان میدهد که دعا کند: پروردگارا، ببخش و مهربان باش و بر ما رحم کن، که تو بهترین رحمکنندگان هستی. پایان سوره پیام روشنی دارد، حتی پیامبر با آن مقام، راه نجات را در توکل، تضرع و طلب رحمت از خدا میبیند؛ چه رسد به دیگران.
آیات پایانی سوره مؤمنون تصویری قاطع از پایان راه انسان ارائه میکند، پایان بازی قدرت، پایان تکبر، پایان استهزا و آغاز ظهور حقیقت.
کسانی که در دنیا مؤمنان را مسخره میکردند، امروز در موضع عذاباند و کسانی که صابر و متقی بودند، وارث رحمت.این آیات، هم هشدار است برای هر صاحب قدرتی که به جای حقپذیری، راه تکبر میرود، و هم امید است برای اهل ایمان که بدانند خدا رنج آنان را هرگز فراموش نمیکند.
تلاوت این آیات را که در صفحه ۳۴۹ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰