آشتی‌کنان فامیلی؛ نسخه دین برای پایان کدورت‌های خانواده همسر

صله رحم، نوعی احترام به خانواده همسر است و لازم است که مواردی در این گونه ارتباطات حفظ شود.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، «صله رحم» هم قسمتی از زندگی است و درباره خانواده من و خانواده همسرم استثنا ندارد. مثل خیلی چیزهای دیگر: آدم‌ها وقتی گرسنه می‌شوند غذا می‌خورند، وقتی تشنه می‌شوند آب می‌نوشند، وقتی دخل و خرج شان با هم جور در نمی‌آید بیشتر کار می‌کنند، وقتی حوصله‌شان سر می‌رود به دیدن دوستان و اقوام می‌روند.

گاهی اوقات هم بین پدر زن و مادر زن با آقای داماد یا پدر شوهر و مادر شوهر با عروس خانم مشکلی پیش می‌آید و کسی با رفتار یا گفتارش دل دیگری را می‌رنجاند. این شرایط دلیل قانع‌کننده‌ای برای قطع ارتباط با خانوده همسر نیست. این را ما نمی‌گوییم، دین اسلام می‌گوید.

دکتر زهرا دوست محمدی، کارشناس سبک زندگی اسلامی، نگات قابل تأملی برای آشنایی بیشتر با دستورات اسلامی در حوزه صله رحم عنوان کرده است.

 

صله رحم؛ پلی میان دو خانواده

در دین اسلام توصیه‌های زیادی در مورد صله رحم و ارتباط با اقوام و فامیل وجود دارد. خانواده و اقوام همسر هم جزء خویشاوندان محسوب می‌شوند و طبیعتاً ارتباط فامیلی با آنها ضروری و واجب است.

درواقع وقتی دو نفر با یکدیگر ازدواج می‌کنند، خانواده‌های آنها هم با یکدیگر فامیل می‌شوند. در نتیجه هر کدام نسبت به دیگری وظایف و مسئولیت‌هایی پیدا می‌کنند، به بیان دیگر، دامنه اقوام و صله رحم آنها گسترش پیدا می‌کند. به همین دلیل است که هر کدام از زن و مرد، علاوه بر فامیل و خویشاوندان خود، باید با اقوام همسرش که بعضی از آنها با او محرم هستند، در حد معقول و معتدل ارتباط داشته باشد.

در قرآن کریم در این باره آمده است: «وَ اعْبُدُواْ اللّهَ وَ لاَ تُشْرِکواْ بِهِ شَیئًا وَ بِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا وَ بِذِی الْقُرْبَى؛ و خدا را بپرستید، و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید و به پدر و مادر و به خویشان نیکی کنید» (سوره نساء؛ آیه 36)

از طرف دیگر قرآن کریم قطع ارتباط با اقوام و خویشاوندان را دلیل قطع شدن رحمت خدا می‌داند و می‌فرماید: «وَ الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فىِ الْأَرْضِ  أُوْلَئكَ لهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لهُمْ سُوءُ الدَّار؛ و کسانی که پیمان خدا را پس از آن می‌شکند و آنچه را خدا به پیوستن آن امر کرده (صله رحم) قطع کنند و در زمین فساد کنند و برای ایشان لعنت است و برای آنها بد فرجامی است.» (سوره رعد؛ آیه 25)

اهمیت ارتباط فامیلی تا اندازه‌ای است که در حدیثی در جلد اول کتاب سفینه البحار به نقل از پیغمبر اسلام (ص) آمده است که: «صِلوا اَرحامَکُم وَلَو بالسَّلام؛ با خویشان خود پیوند داشته باشید اگرچه تنها با سلام کردن باشد».

 

خوبی کردن به خانواده همسر؛ سرمایه زندگی مشترک

یکی از نکات بسیار مهم در ارتباطات فامیلی با خانواده همسر این است که زن و مرد به خانواده همسرش هم به اندازه خانواده خودش احترام بگذارد و با آنها طوری رفتار کند که با خانواده خودش رفتار می‌کند.

همان طور که اشاره شد، با ازدواج دو نفر، خانواده همسر هم به اقوام و خویشاوندان او افزوده می‌شوند. در نتیجه هر کدام از زن و مرد مانند اقوام و خویشاوندان خودش، نسبت به خانواده همسرش هم مسئولیت‌هایی خواهد داشت و باید صله رحم را با آنها هم به جا بیاورد.

باید توجه داشت که صله رحم، نوعی احترام به خانواده همسر است و لازم است که مواردی در این گونه ارتباطات حفظ شود. به عنوان مثال خانواده‌ها از کارهای زشتی مثل طعنه زدن، توهین و تحقیر دوری کنند تا حرمت یکدیگر را خدشه دار نکنند.

حفظ احترام خانواده‌ها و خوبی کردن به آنها، باعث دلگرم شدن همسران نسبت به زندگی مشترک می‌شود. در این مورد در حدیثی از حضرت امیرالمؤمنین امام علی (ع) در کتاب غرر الحکم آمده است که: «افعلوا الخیر ما استطعتم، فخیر من الخیر فاعله؛ تا می‌توانید خوبی کنید، زیرا بهتر از خوبی کسی است که خوبی می‌کند، چیزی بهتر از خوبی وجود ندارد مگر پاداش آن».

حال این شرایط را در نظر بگیرید که خانمی برای پایدار ماندن اساس خانواده‌اش، با خانواده همسرش ارتباط فامیلی برقرار می‌کند و در هر شرایطی احترام آنها را رعایت می‌کند؛ و یا مردی برای احترام به همسرش، با خانواده و اقوام او رفت و آمد می‌کند و حرمت آنها را حفظ می‌کند. آیا اساس چنین خانواده ای مستحکم‌تر از حالتی نمی‌شود که زن و شوهر علاقه‌ای برای ارتباط با اقوام یکدیگر نشان نمی‌دهند؟ آیا آرام نگه داشتن فضای خانه و دلگرمی اعضا به این نمی‌ارزد که زن و مرد کدورت‌ها و دلخوری‌های احتمالی را کنار بگذارند و احترام بزرگترهای خانواده‌ها را نگه دارند؟

 

مشورت به جای دخالت

یکی از نقش‌های خانواده‌ها در زندگی همسران، مخصوصاً زوج‌های جوان، نقش  مشورت‌دهی است. خانواده‌ها و والدین زن و مرد گاهی اوقات به خودشان حق می‌دهند که برای حل مشکلات زن و شوهر و یا برای پیشگیری از بروز مشکلات احتمالی، در زندگی آنها دخالت کنند و مواردی را به آنها یاد بدهند.

در بسیاری از مواقع قصد والدین خیرخواهی است اما همین انگیزه، گاهی باعث شروع شدن یک اختلاف جدی در بین همسران می‌شود. چون زوج‌های جوان بیشتر علاقه دارند که خودشان برای زندگی خود برنامه‌ریزی کنند و مسائل و مشکلات را خودشان بدون دخالت دیگران حل کنند. به همین دلیل است که در برابر پیشنهادها و مشورت بزرگترها مقاومت می‌کنند.

 

تجربه بزرگ‌ترها، چراغ راه زوج‌ها

اما جالب است که بدانیم از پیغمبر اسلام (ص) حدیثی در کتاب نهج‌الفصاحه نقل شده که فرمودند: «ما يَستَغنى رَجُلٌ عَن مَشوَرَةٍ؛ هيچ كس از مشورت بى نياز نيست». بنابراین استفاده از تجربه‌ها و علم بزرگترها برای حل مشکلات خانوادگی لازم است اما نباید کار به مداخله‌های بی‌مورد که باعث رنجش و دلخوری می‌شود، برسد.

اصولاً مشورت، محل امنی است که میزان خطا و اشتباه را در زندگی کم می‌کند. چون زوج‌های جوان می‌توانند از تجربه‌های چندین ساله خانواده‌های خود استفاده کنند و راه رسیدن به زندگی آرام را هموار کنند. همان طور که امام صادق (ع) فرموده است: «لن يهلك امرو عن مشورة؛ هيچ كس از مشورت كردن نابود نمی‌شود.» (المحاسن 2/436/2512)

اگر زوج‌های جوان این واقعیت را بپذیرند که درباره تهدیدها و مشکلات زندگی مشترک اطلاع کافی ندارند و نمی‌توانند به سادگی راه دور کردن آسیب‌ها را پیدا کنند، خودشان از شنیدن و یاد گرفتن تجربه بزرگترها استقبال می‌کنند. چون هر کسی به جای اینکه راه صحیح بعضی کارها را از طریق آزمون و خطا یاد بگیرد و برای آن هزینه‌های زیادی متحمل شود، می‌تواند از تجربه و دانش کسانی که قبلاً آن کار را انجام داده‌اند، استفاده کند.

 

 

مدیریت اختلاف‌ها، بدون قطع ارتباط

صبر و گذشت، یکی دیگر از الزامات زندگی خانوادگی است. این موضوع، در مورد ارتباط با خانواده همسر هم بسیار مهم و قابل توجه است. حتماً همه زن‌ها و مردهای مسلمان، مسئولیت خود را درباره ارتباطات فامیلی و صله رحم با خانواده همسر می‌دانند و رعایت می‌کنند.

اما مشکل اصلی از وقتی شروع می‌شود که یکی از اقوام، با حرف‌ها یا کارهای خود باعث رنجش دیگری می‌شود و طرف مقابل برای دفاع از خودش جوابی می‌دهد و این کار آنقدر ادامه پیدا می‌کند که طرفین از کوره در می‌روند و یا مدام به یکدیگر توهین می‌کنند و یا صله رحم را فراموش کرده و فرار را بر قرار ترجیح می‌دهند.

اگر مورد مشاجره، یکی از اقوام همسر باشد زن یا مرد با او ترک مراوده می‌کنند و به مرور مشکل آنقدر ریشه‌دار می‌شود که رفتن به خانه پدر زن یا پدر شوهر منتفی می‌شود. در این شرایط است که صفت صبور بودن و گذشت کردن، جلوه می‌کند و به عنوان راه حل مشکل مطرح می‌شود. چون سؤالی در اینجا مطرح می‌شود که آیا زن یا مرد حق دارد با خانواده همسر خود که به او توهین کرده‌اند، قطع رابطه کند و یا باید رفتارهای توهین‌آمیز را تحمل کند؟

بر اساس دستورات قرآن کریم و سیره پیامبر اسلام و ائمه اطهار علیهم السلام، انسان در هیچ شرایطی اجازه قطع کردن صله رحم را ندارد. البته می‌تواند به شیوه معقول و متناسب با شرایط ارتباط برقرار کند، اما به هیچ وجه نباید صله رحم را با اقوام، چه اقوام خود فرد باشد و یا خویشاوندان همسر، قطع کرد.

پیغمبر اسلام (ص) درباره آسیب‌های ناشی از قطع ارتباط فامیلی می‌فرماید: «سریع‌ترین کارهای بد که کیفرش زود به انسان می‌رسد، ستمکاری و قطع صله رحم است.» (نهج الفصاحة؛ حدیث 291)