«تو نمیتوانی»
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ ،یک مثال ساده از رفتار یک مادر با کودک خردسالش، نشان میدهد که تربیت مؤثر بیش از آنکه به دستور و اجبار وابسته باشد، به احترام گذاشتن به تواناییهای کودک و فراهم کردن فرصت تجربه کردن نیاز دارد؛ رویکردی که میتواند اعتمادبهنفس، مسئولیتپذیری و احساس توانمندی را از سالهای نخست زندگی در فرزندان تقویت کند.
یک کودک خردسال که هنوز نمیتوانست راه برود، کنار سفره نشست. یک لیوان آب روی میز بود و کودک تلاش کرد خودش به آن نزدیک شود. در چنین شرایطی معمولاً والدین دو واکنش نشان میدهند: یا روی دست کودک میزنند یا او را بلند میکنند و میگویند «نمیتوانی، آب را میریزی!» این رفتار در واقع پیام روشن و ناخودآگاه «تو نمیفهمی و نمیتوانی» را به کودک منتقل میکند.اما مادر این کودک، روش متفاوتی داشت. او یک لیوان خالی جلوی کودک گذاشت. کودک آب را از لیوان اصلی در لیوان خالی ریخت و دوباره برگرداند، بدون اینکه یک قطره آب روی خودش یا زمین بریزد. پس از مدتی، کودک احساس رضایت کرد و کنار رفت.این تجربه ساده نشان میدهد که تربیت واقعی و بدون اجبار، با احترام به توانایی کودک شکل میگیرد. اجبار و خشونت، حتی در مسائل کوچک، پیام «تو نمیتوانی» را به کودک منتقل میکند و باعث شکلگیری حس اکراه و انقیاد میشود.مسائل مشابه در خانوادهها و حتی نظامهای آموزشی نیز دیده میشود. ما اغلب به زبان حرف میزنیم اما کودک پیام زبان عمل را میفهمد. همانطور که در دوران جنگ ایران، کودکان پرتقال پوست میانداختند، گفته شد: «نظافت جزء ایمان است»؛ اما اگر این پیام فقط با زبان گفته شود، کودک نمیفهمد. او زبان عمل را بهتر میفهمد. وقتی دست کودک زده میشود، او میفهمد «نمیتوانی»؛ حتی پیش از آنکه زبان مادری را یاد بگیرد.این اصل در روابط بزرگسالان نیز صادق است: اگر کسی مسئولیتی را بر عهده دارد و شما با دخالت یا تحکم پیام «تو نمیتوانی» میفرستید، نه تنها خدمت انجام نمیشود، بلکه اعتماد و انگیزه نیز از بین میرود. تربیت و آموزش واقعی، احترام به توانایی و فرصت تجربه کردن است.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0