چگونه فرزندی در تراز علمدار تربیت کنیم

سبک فرزندپروری مادر حضرت عباس در عصر سردرگمی تربیتی و هجمه الگوهای پوشالی

تربیت فرزند در روزگار ما به چالشی پیچیده تبدیل شده است که بسیاری از والدین را در میان انبوهی از مشاوره‌ها و الگوهای متضاد گرفتار کرده است؛ در این میان، سیره حضرت ام‌البنین(س) الگویی جامع از پرورش نسلی مقتدر، وفادار و صاحب‌بصیرت است.

مبلغ – سرویس زن مسلمان : پدر و مادرها در جهان امروز با موقعیت بی‌سابقه‌ای روبه‌رو هستند. از یک سو، دسترسی کودکان و نوجوانان به اطلاعات و دنیاهای مجازی، مرزهای تربیتی سنتی را جابه‌جا کرده و از سوی دیگر، فشارهای اجتماعی برای رسیدن به موفقیت‌های ظاهری، عمق و معنای زندگی را در حاشیه قرار داده است. در چنین وضعیتی، پرسش این است که چگونه می‌توان فرزندانی تربیت کرد که نه تنها در برابر طوفان‌های فکری مقاومت کنند، بلکه خود به ستون‌های استوار اخلاق و حقیقت تبدیل شوند. پاسخ به این پرسش را می‌توان در سبک زندگی و شیوه تربیتی بانویی جست‌وجو کرد که تاریخ او را به نام ام‌البنین می‌شناسد؛ زنی که توانست از دل خانه علی بن ابیطالب، شخصیتی همچون عباس را به تاریخ هدیه کند که تا قرن‌ها بعد، نماد وفاداری، شجاعت و بصیرت باقی بماند.

اگر بخواهیم به مدل تربیتی ام‌البنین نگاهی دقیق داشته باشیم، باید از سطح کلی‌گویی‌های رایج عبور کنیم و به لایه‌های عمیق‌تر شخصیت‌سازی در آن مکتب وارد شویم. نخستین و شاید مهم‌ترین ویژگی این الگو، اصل جای‌گذاری درست اولویت‌هاست. ام‌البنین فرزندان خود را برای دنیای امروز تربیت نکرد؛ او آن‌ها را برای هدفی بزرگ‌تر پرورش داد. این همان جایی است که والدین امروزی دچار تردید می‌شوند. بسیاری از ما نگرانیم که فرزندانمان در رقابت‌های علمی، ورزشی یا اقتصادی از همسالان خود عقب نمانند و این اضطراب باعث می‌شود مسیر اصلی تربیت که همان ساختن شخصیت انسانی و الهی است، به فراموشی سپرده شود. ام‌البنین به عباس آموخت که شجاعت و قدرت جسمانی، زمانی ارزشمند است که در خدمت حقیقت باشد. برای همین است که عباس بن علی، با وجود توانمندی‌های بی‌نظیر رزمی و مدیریت نظامی، در کربلا هیچ‌گاه فراتر از خواست امام زمانش قدم برنمی‌دارد. این یعنی کنترل قدرت توسط ایمان؛ درسی که باید به کودک امروز آموخت تا در مواجهه با ابزارهای قدرتمند رسانه‌ای و فناوری، خود را گم نکند.

نکته دوم در مکتب تربیتی ام‌البنین، فرهنگ احترام و تواضع است که از همان کودکی در جان فرزندانش نهادینه شده بود. تاریخ‌نگاران نقل می‌کنند که حضرت عباس(ع) با وجود تمام عظمت شخصیتی، از دوران کودکی هیچ‌گاه امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را بدون لقب  خطاب نمی‌کرد. این یک مسئله ساده اخلاقی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده یک مهندسی دقیق تربیتی است. ام‌البنین برای فرزندانش، سلسله‌مراتب ارزش‌ها را ترسیم کرده بود. او به عباس یاد داده بود که شخصیت او در سایه احترام به حجت خدا و اهل‌بیت پیامبر معنا می‌یابد. در دنیای امروز که به شدت به سمت فردگرایی افراطی حرکت می‌کند و فرزندان ما در معرض تبلیغاتی هستند که می‌گوید فقط خودت مهم هستی، الگو قرار دادن ام‌البنین به ما یادآوری می‌کند که هویت انسان در اتصال به جمعی بزرگ‌تر و مقدس‌تر تعریف می‌شود. والدینی که تلاش می‌کنند فرزندشان را در مرکز دنیا قرار دهند، ناخواسته آن‌ها را ضعیف و شکننده بار می‌آورند. ام‌البنین به فرزندانش آموخت که خود را در وجود امام زمانشان ذوب کنند تا ماندگار شوند.

آموزش مهارت‌های حل مسئله در شرایط بحرانی، بخش دیگری از هنر تربیتی این بانوی بزرگوار است. تربیت کردن به معنای ایجاد محیطی گلخانه‌ای برای فرزند نیست تا هیچ دردی را حس نکند. ام‌البنین فرزندانش را برای رویارویی با سخت‌ترین صحنه‌های تاریخ آماده کرده بود. او به فرزندانش یاد داد که در برابر ظلم سکوت نکنند، حتی اگر این سکوت امنیت بیشتری برایشان به همراه داشته باشد. در جامعه امروز، بسیاری از والدین تلاش می‌کنند فرزندانشان را از درگیری با مسائل اجتماعی یا اخلاقی دور نگه دارند تا آسیب نبینند؛ اما ام‌البنین نگاهی متفاوت داشت. او فرزندانش را چنان بار آورد که در بزنگاه‌های تاریخی، قدرت تحلیل و تصمیم‌گیری داشته باشند. عباس در کربلا، در میان پیشنهادهای وسوسه‌انگیز امان‌نامه و فشارهای روانی دشمن، تنها به یک نقطه نگاه می‌کند: وفاداری. این تصمیم نه یک اتفاق لحظه‌ای، بلکه نتیجه سال‌ها آموزشِ انتخاب‌های دشوار در خانه است. او یاد گرفته بود که حقیقت را نباید با هیچ منفعتی معامله کرد.

علاوه بر این، باید به نقش بی‌بدیل محیط تربیتی اشاره کنیم. ام‌البنین تنها یک مادر نبود؛ او مدیریت محیطی را بر عهده داشت که در آن شخصیت‌های بی‌نظیر تاریخ حضور داشتند. او فرزندانش را در محیطی رشد داد که هم‌نشینی با امیرالمؤمنین، امام حسن و امام حسین(ع) بخشی از برنامه روزانه بود. امروز شاید ما به آن محیط دسترسی مستقیم نداشته باشیم، اما می‌توانیم محیط‌های تربیتی فرزندانمان را انتخاب کنیم. اینکه فرزندان ما با چه کسانی هم‌نشین هستند، چه کتاب‌هایی می‌خوانند، چه محتوایی در فضای مجازی مصرف می‌کنند و چه کسانی را به عنوان قهرمان در زندگی خود می‌پذیرند، دقیقاً همان کاری است که ام‌البنین برای فرزندانش انجام داد. او بهترین محیط برای رشد را انتخاب کرد و در آن محیط، بذر استعدادهای فرزندانش را آبیاری کرد. تربیت، چیزی جز انتخاب محیط مناسب برای رشد نهال شخصیت نیست.

از سوی دیگر، ویژگی بارز فرزندان ام‌البنین، سعه‌صدر و پختگی هیجانی است. ام‌البنین به آن‌ها یاد داده بود که احساسات خود را مدیریت کنند و در اوج خشم یا فشار، کنترل خود را از دست ندهند. این همان چیزی است که امروز به آن هوش هیجانی می‌گوییم. حضرت عباس در میدان کربلا، با وجود داشتن توانایی شکستن صفوف دشمن، تنها زمانی وارد عمل می‌شود که اجازه دارد و تا آخرین لحظه به کودکان و زنان کاروان توجه دارد. او در اوج قدرت، مهربان است و این ویژگی تنها با آموزش‌های دقیق مادرانه در سال‌های کودکی شکل می‌گیرد. مادرانی که به فرزندانشان می‌آموزند چگونه در برابر ناملایمات صبور باشند و چگونه نیازهای دیگران را بر نیازهای خود مقدم بشمارند، در حال تربیتِ نسل عباس‌های زمانه هستند.

نکته‌ای که نباید از آن غافل شد، آموزش استقلال در عمل و وابستگی در هدف است. ام‌البنین فرزندانش را به گونه‌ای بار نیاورد که وابسته به مادر باشند و بدون او نتوانند تصمیم بگیرند. او به آن‌ها یاد داد که چگونه با تکیه بر اصول اخلاقی، در میدان‌های بزرگ زندگی مستقل عمل کنند. عباس در کربلا تنها نیست؛ او فرمانده است، او تدبیر می‌کند، او می‌جنگد. این یعنی فرزندان او در عین داشتن پیوند عمیق عاطفی با مادر، در مسیرهای بزرگ زندگی دارای اعتمادبه‌نفس و قابلیت تصمیم‌گیری بودند. در بسیاری از خانواده‌های مدرن، شاهد دو آسیب افراطی هستیم؛ یا والدگری هلیکوپتری که تمام تصمیمات را برای فرزند می‌گیرد و او را وابسته بار می‌آورد، و یا رها کردن فرزند به حال خود که باعث سرگشتگی او می‌شود. مدل ام‌البنین، ترکیبی از حمایت عاطفی قوی و دادن مسئولیت‌های بزرگ به فرزندان است. او به فرزندانش اعتماد کرد و آن‌ها نیز پاسخ این اعتماد را با وفاداری تا پای جان دادند.

امروزه که رسانه‌ها و سلبریتی‌های مجازی، الگوهای فانتزی و بدون پشتوانه اخلاقی را به نوجوانان ما تحمیل می‌کنند، بازخوانی شخصیت حضرت عباس به عنوان یک الگوی اصیل بسیار راهگشاست. او نه تنها یک جنگجو بود، بلکه ادیب، فقیه و مدیری توانمند بود که تمام این ویژگی‌ها را در کنار هم داشت. مادر او، ام‌البنین، به خوبی دریافته بود که برای ساختن چنین شخصیتی، باید نگاهی چندبعدی به تربیت داشته باشد؛ هم به روح، هم به جسم، هم به عقل و هم به احساسات فرزندانش توجه کند. ما نیز اگر می‌خواهیم فرزندی در تراز علمدار تربیت کنیم، باید از نگاه‌های سطحی به فرزندپروری دست برداریم و به دنبال ایجاد بستری باشیم که در آن، فضیلت‌های اخلاقی نه به صورت دستوری، بلکه به عنوان سبک زندگی به فرزندان منتقل شود. این یعنی والدین خود باید تجلی همان ارزش‌هایی باشند که از فرزندانشان انتظار دارند. ام‌البنین با رفتار خود به فرزندانش درس وفاداری داد؛ او در تمام طول زندگی، حامی و مدافع ولایت بود و فرزندانش با تماشای این رفتار، معنای واقعی حمایت از حق را آموختند. در نهایت، تربیت فرزندی همچون عباس، فراتر از گفتن و نصیحت کردن است؛ این کار نیازمندِ زیستنِ ارزش‌هاست، به گونه‌ای که فرزند در هر لحظه از زندگی مادر و پدر، درس‌هایی از ایثار، شجاعت و پایبندی به حقیقت را به چشم خود ببیند و در جان خویش بپروراند.