روایتی از یک شب قدر؛ وقتی آیت‌الله حائری شیرازی مراسم احیا را برای پاسخ به پرسش دخترش واگذار کرد

در بخشی از کتاب «من فاخره‌ام»، دختر آیت‌الله حائری شیرازی خاطره‌ای خواندنی از شب بیست‌ویکم ماه رمضان روایت می‌کند؛ شبی که پدر، برگزاری مراسم احیای مسجد را به دیگری سپرد تا تا سحر به پرسش‌های اعتقادی دختر ۹ ساله‌اش پاسخ دهد؛ رفتاری که به گفته او، مسیر ایمان و تربیتش را برای همیشه تحت تأثیر قرار داد.

در کتاب «من فاخره‌ام؛ پدرانه‌های تربیتی آیت‌الله حائری شیرازی»، خاطره‌ای از فاخره حائری شیرازی، دختر آیت‌الله حائری شیرازی، منتشر شده که جلوه‌ای از شیوه تربیتی و توجه عمیق این عالم دینی به پرسش‌های فرزندان را به تصویر می‌کشد.فاخره حائری شیرازی روایت می‌کند: شب بیست‌ویکم ماه مبارک رمضان بود و خانواده برای حضور در مراسم احیای مسجد شهدا شیراز آماده می‌شدند؛ مراسمی که آیت‌الله حائری شیرازی به‌عنوان امام جمعه و نماینده ولی‌فقیه در شیراز، مسئولیت برگزاری آن را بر عهده داشت.او می‌گوید: در حالی که پدر مشغول وضو گرفتن بود، از او پرسیدم چرا باید از خدا اطاعت کنیم و خدا کیست؟ همچنین به او گفتم تا زمانی که خدا را نشناسم، نمی‌توانم برای او دعا بخوانم یا عبادتش کنم.به گفته وی، آیت‌الله حائری شیرازی پس از پایان وضو، بدون شتاب و با آرامش کنار او نشست و گفت‌وگویی طولانی را درباره شناخت خدا آغاز کرد. با گذشت حدود یک ساعت، مادر خانواده یادآور شد که زمان آغاز مراسم احیاست و جمعیت منتظر حضور ایشان هستند، اما آیت‌الله حائری شیرازی پاسخ داد: «امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم.»فاخره حائری شیرازی ادامه می‌دهد: پدر با چند تماس تلفنی، مسئولیت برگزاری مراسم احیا را به یکی از دوستان خود سپرد و از مادر و برادرانم خواست به مسجد بروند. سپس گفت: «من امشب با فاخره در خانه می‌مانم؛ می‌خواهیم تا صبح حرف بزنیم.»او می‌افزاید: آن شب تا سحر، پدر با حوصله و خوش‌رویی به همه پرسش‌هایم پاسخ داد و حتی یک‌بار هم از اینکه نتوانسته در مراسم احیا یا اعمال شب قدر شرکت کند، سخنی نگفت. همین رفتار باعث شد احساس کنم برای او ارزشمند و دیده شده‌ام.دختر آیت‌الله حائری شیرازی در پایان این خاطره می‌نویسد: «پدر یک شبِ خود را تمام و کمال برای من گذاشت. همان یک شب، مرا برای تمام عمر شیفته دینی کرد که او در عمل به من نشان داد. امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم سراسر زندگی‌ام از چنین لحظه‌های درخشانی سرشار بوده است.»این خاطره در کتاب «من فاخره‌ام؛ پدرانه‌های تربیتی آیت‌الله حائری شیرازی» که روایت‌هایی از فاطمه (فاخره) حائری شیرازی درباره سیره تربیتی پدرش را در بر دارد، منتشر شده است.