آسیب‌شناسی فرسودگی کارگزاران در دنیای مدرن و بازخوانی دستورالعمل علوی برای پیشگیری از سقوط مدیریت در بحران تصمیم‌گیری

خستگی مدیران، آغاز خطای حکومت؛ توصیه راهبردی امام علی(ع) به مالک اشتر

فرمانروایی و مدیریت، فعالیتی پرفشار است که اگر با مراقبت‌های دقیق جسمی و روانی همراه نباشد، به فرسودگی منجر می‌شود؛ معضلی که امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر به عنوان سرآغاز خطاهای بزرگ حکومتی از آن یاد کرده است.

مبلغ – سرویس یاد: در ادبیات مدیریت مدرن، مفهومی به نام خستگی تصمیم‌گیری وجود دارد. روان‌شناسان سازمانی معتقدند رهبران و مدیران ارشد در طول روز با حجم انبوهی از تصمیمات کوچک و بزرگ مواجه هستند و هر چه این فرآیند طولانی‌تر شود، کیفیت تصمیمات پایین‌تر می‌آید. اما این نکته که امروز به عنوان یک دستاورد علمی مطرح می‌شود، قرن‌ها پیش در نامه‌ای که امام علی(ع) برای مالک اشتر، فرماندار تازه منصوب‌شده خود در مصر نوشت، با دقتی خیره‌کننده مورد بحث قرار گرفته است. امام در این عهدنامه، هشدار می‌دهد که خستگی و بی حوصلگی ناشی از حجم کار، نه تنها یک مسئله فردی نیست، بلکه می‌تواند کل ساختار حکومت را به انحراف بکشاند.

حقیقت این است که وقتی یک مدیر، چه در سطح یک سازمان محلی و چه در سطح کلان یک کشور، دچار فرسودگی می‌شود، اولین چیزی که در وجود او فرو می‌ریزد، صبر و حوصله است. امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر به صراحت می‌گوید که کارگزار نباید بگذارد خستگی بر او غلبه کند، زیرا وقتی خستگی از راه برسد، عقل کنار می‌رود و خشم و تصمیمات شتاب‌زده جای آن را می‌گیرد. این یک هشدار راهبردی برای دنیای امروز است. امروزه رهبران سیاسی و مدیران اقتصادی درگیر اخبار ۲۴ ساعته، فضای مجازی و فشارهای شبانه‌روزی هستند. وقتی یک مقام مسئول درگیر توییت‌بازی، واکنش‌های سریع به جریان‌های رسانه‌ای و فشارهای کاذب اجتماعی می‌شود، در واقع در حال مصرف کردن ذخیره انرژی روانی خود است. نتیجه این روند، چیزی جز کاهش دقت و افزایش خطاهای استراتژیک نیست.

بیایید نگاهی به دنیای سیاست در کشورهای توسعه‌یافته بیندازیم. بسیار دیده شده که مقامات عالی‌رتبه پس از دوره‌های طولانی فعالیت پرفشار، دچار لغزش‌های کلامی می‌شوند، با خبرنگاران تندی می‌کنند یا در جلسات حساس تصمیماتی می‌گیرند که پیامدهای جبران‌ناپذیری دارد. این همان مصداق بارز هشداری است که امیرالمومنین درباره خستگی می‌دهد. وقتی حاکم خسته است، دیگر نمی‌تواند لایه‌های پنهان یک گزارش اداری را ببیند. او به شنیدنِ شنیده‌ها بسنده می‌کند و حوصله واکاوی حقیقت را ندارد. او به جای اینکه خادم مردم باشد، به اربابی تبدیل می‌شود که تحمل شنیدن هیچ انتقادی را ندارد، چرا که اعصابش زیر بار فرسودگی در هم شکسته است.

در حوزه مدیریت بحران، این مسئله بسیار حیاتی‌تر است. تصور کنید در یک بحران اقتصادی یا طبیعی، مدیری که ماه‌هاست استراحت کافی نداشته و در گرداب تصمیمات مداوم گرفتار شده، بخواهد تصمیمی بگیرد که سرنوشت میلیون‌ها نفر به آن وابسته است. طبق دیدگاه امام علی(ع)، چنین مدیری دیگر قدرت تفکیک خیر از شر را ندارد. او به سرعت به سمت ساده‌سازی مسائل می‌رود. یعنی به جای حل ریشه‌ای مشکل، به دنبال مقصر می‌گردد یا با تصمیمات نمایشی سعی می‌کند صورت مسئله را پاک کند. این دقیقا همان آغاز سقوط است. امام علی(ع) به مالک توصیه می‌کند که بخشی از وقت خود را به کارهای شخصی و استراحت اختصاص دهد تا بتواند دوباره با روحیه‌ای تازه به خدمت مردم بازگردد. این توصیه نه برای خودخواهی حاکم، بلکه برای حفظ سلامتِ تصمیمات اوست.

در دنیای مدرن، فرهنگ کار سمی باعث شده که استراحت کردن به معنای تنبلی تلقی شود. مدیران فکر می‌کنند اگر بیست و چهار ساعته در دسترس نباشند، از قافله عقب می‌مانند. این در حالی است که امام علی(ع) در دستورالعمل خود به مالک، اهمیت ایجاد فاصله زمانی بین حاکم و توده مردم را ذکر می‌کند تا حاکم بتواند با تمرکز و سلامت روان، برنامه‌ریزی کند. این فاصله به معنای دوری از مردم نیست، بلکه به معنای ایجاد حریم امنی است که مدیر در آن بازسازی شود تا وقتی دوباره در متن جامعه حاضر می‌شود، با سعه‌صدر و نگاهی عمیق به مسائل بنگرد. مدیران امروز بیش از هر زمان دیگری به این نگاه نیاز دارند. آن‌ها باید یاد بگیرند که چگونه سیستم‌های خود را به‌گونه‌ای مدیریت کنند که کارها بدون دخالت لحظه‌ای آن‌ها پیش برود و خودشان دچار فرسودگی شغلی نشوند.

یکی دیگر از ابعاد هشدار امام، پیوند میان خستگی و نفوذ اطرافیان است. وقتی یک مدیر خسته و کلافه است، نمی‌تواند به دقت افراد پیرامون خود را رصد کند. او به سادگی تحت تأثیر چاپلوسان قرار می‌گیرد. چرا؟ چون چاپلوسان کار را برای مدیر آسان می‌کنند و به او می‌گویند نیازی نیست درگیر جزئیات دشوار باشی. این یک تله مرگبار است. مدیر خسته برای اینکه از فشار رها شود، به این افراد تکیه می‌کند و ناخودآگاه اجازه می‌دهد که مدیریت مجموعه از دست او خارج شود و در دست کسانی قرار گیرد که خیرخواه مردم نیستند. امام علی(ع) به مالک اشتر هشدار می‌دهد که مبادا خستگی تو را به سمت کسانی سوق دهد که فقط به دنبال منافع خویش هستند و تملق تو را می‌گویند.

در دنیای امروز که اخبار به سرعت نور منتقل می‌شوند، فشار رسانه‌ای یکی از عوامل اصلی خستگی مدیران است. مدیرانی را در نظر بگیرید که برای هر حرکت کوچکی در شبکه‌های اجتماعی زیر تیغ انتقاد هستند. این فشار روانی باعث می‌شود آن‌ها به صورت غریزی برای محافظت از خود، به سمت تصمیمات عوام‌پسند بروند، حتی اگر این تصمیمات به نفع درازمدت کشور نباشد. امام علی(ع) در نهج‌البلاغه بارها بر لزوم شجاعت در تصمیم‌گیری تأکید می‌کند. اما شجاعت، انرژی می‌خواهد. مدیری که توان روحی خود را در بازی‌های رسانه‌ای هدر داده است، دیگر توان شجاعت ندارد. او منفعل می‌شود. انفعال در مدیریت، یعنی سپردن کشور به دست حوادث.

مثالی واقعی از این پدیده را می‌توان در سیاست‌های کلان اقتصادی برخی کشورها دید. گاهی شاهد هستیم که دولت‌ها برای حل مشکل تورم یا بیکاری، به جای اصلاحات ساختاری که زمان‌بر و دشوار است، به سیاست‌های مُسکن‌وار و کوتاه‌مدت روی می‌آورند. این تغییرِ مسیر، اغلب ناشی از خستگی سیستم مدیریت ارشد است. آن‌ها حوصله مواجهه با مخالفت‌های گروه‌های ذی‌نفع را ندارند و ترجیح می‌دهند با یک تصمیمِ سریع و موقت، برای چند ماه از شر اخبار منفی رسانه‌ها خلاص شوند. این دقیقا همان خطای ناشی از خستگی است که امام علی(ع) نسبت به آن هشدار داده بود. حاکم باید فراتر از هیاهوهای روزمره نگاه کند، اما این نگاهِ فرادست، مستلزم آرامش درونی و تمرکز ذهن است که جز با مدیریتِ دقیقِ انرژی و پرهیز از درگیری‌های بیهوده به دست نمی‌آید.

در الگوی علوی، مالک اشتر نباید فقط یک کارگزار اجرایی باشد، بلکه باید یک استراتژیست باشد که می‌داند چه زمانی باید وارد عمل شود و چه زمانی باید عقب‌نشینی کند تا انرژی خود را برای تصمیمات بزرگ حفظ نماید. بسیاری از مدیران امروز در تله ریزمدیریت گرفتار شده‌اند. آن‌ها می‌خواهند در کوچکترین جزئیات سازمان دخالت کنند. این دخالت‌های ریز، بزرگترین قاتل انرژی مدیریتی است. امام علی(ع) به مالک توصیه می‌کند که به کارگزاران زیردست خود اعتماد کند و مسئولیت‌ها را واگذار نماید. این واگذاری مسئولیت، هم باعث رشد نیروهای زیرمجموعه می‌شود و هم فشار کاری را از روی دوش مدیر برمی‌دارد تا او بتواند بر اهداف کلان تمرکز کند. وقتی مدیری بار تمام کارها را به دوش می‌کشد، طبیعی است که خسته شود و وقتی خسته شد، تمام ساختار زیر نظر او دچار بحران می‌شود.

این توصیه امام، تنها برای مالک اشتر نبود، بلکه درسی برای تمام تاریخ است. دنیایی که ما در آن زندگی می‌کنیم، دنیای پیچیدگی‌هاست. هیچ‌کس به تنهایی قادر به اداره یک مجموعه بزرگ نیست. فرسودگی، آفت پنهان حکومت‌هاست. وقتی رهبران و مدیران، سلامت روانی و جسمانی خود را قربانیِ سیاست‌زدگی یا پرکاریِ بی‌هدف می‌کنند، اولین آسیب را به مردم می‌رسانند. عدالت که هدف اصلی حکومت علوی است، در گروِ تصمیمات عاقلانه است و تصمیم عاقلانه محصولی جز از ذهنِ شفاف و روحیه‌ی آرام حاصل نمی‌شود. این یعنی مدیریتِ انرژی، یک وظیفه شرعی و سیاسی برای هر مدیر در نظام اسلامی است.

اگر به سیره مدیریتی رهبران موفق جهان نیز نگاه کنیم، می‌بینیم که آن‌ها آگاهانه برای خود دوره‌های استراحت، مطالعه و تفکر تعریف می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که اگر درگیرِ واکنشِ دائم به حوادث شوند، دیگر هیچ‌گاه فرصتِ دیدنِ افق‌های دوردست را نخواهند داشت. این همان چیزی است که امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر با زبانِ حکمت و سیاست بیان کرده است. خستگی، صرفاً یک وضعیت جسمانی نیست، بلکه یک وضعیت استراتژیک است. وقتی مدیریتِ انرژیِ کارگزار از دست برود، فرمانِ هدایتِ کشتیِ جامعه هم از دست می‌رود و آنگاه است که خطاهای کوچک، به بحران‌های بزرگ تبدیل می‌شوند. این هشدار امام به مالک، دعوتی است به یک مدیریتِ پایدار و متوازن، نه مدیریتِ انفجاری و شتاب‌زده‌ای که تنها با سوختنِ توانِ مدیر به دست می‌آید.