در روزگاری که انسانها بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر متصلاند، احساس تنهایی به یکی از بحرانهای جدی اجتماعی تبدیل شده است؛ اما آیا هر تنهاییای منفی است یا میان خلوت معنوی و تنهایی آسیبزا تفاوتی اساسی وجود دارد؟
یک روان شناس گفت: بهبود هیجان دیگران فقط دلداری یا نصیحت کردن نیست. مؤثرترین مسیر معمولاً با همدلی و پذیرش آغاز میشود.
محبوس ماندن در آپارتمانهای نقلی، انرژی کودکان را حبس کرده و والدین را همواره به دنبال یافتنِ یک راه تنفس میکشاند. اما چگونه بیش از صد شب حضور ما در میادین شهر، بِکرترین فرصت را برای تفریح شبانه بچهها رقم زده است؟
شاید شما هم متوجه شده باشید که اکثر افراد تمایل دارند بیش از اتفاقات و برداشتهای مثبت، روی موضوعات و اخبار مربوط به اتفاقات و برداشتهای منفی تمرکز کنند؟
روزهایمان با دویدنهای پر استرس شروع میشود و با پناهبردن به خلوتِ موبایل تمام میشود. اما توجه ویژه به دقایق بدرقه و استقبال، این چرخه فرسایشی را برای همیشه دگرگون میکند.
اگر به دیگران نیکی و کمک میکنید، بهتر است آن را در ذهن خود نگه ندارید و در قبال آن انتظار جبران، تشکر یا پاداش از مردم نداشته باشید.
ماجرای مباهله تنها یک رخداد تاریخی در صدر اسلام نیست، بلکه نمونهای روشن از شیوه برخورد پیامبر اسلام با اختلافهای اعتقادی است؛ الگویی که نشان میدهد گفتوگو، احترام و استدلال باید پیش از هر تقابل و نزاعی در جامعه اسلامی قرار گیرد.
همزمان با روز جهانی محیط زیست، توجه به نگاه دین اسلام درباره حفظ طبیعت اهمیت بیشتری پیدا میکند. آموزههای اسلامی نشان میدهد که حفاظت از زمین و منابع طبیعی تنها یک توصیه اخلاقی نیست بلکه مسئولیتی الهی بر دوش انسان است.
گاهی یک لیوان آب میتواند درس بزرگی درباره تربیت باشد. تجربهای ساده میان یک مادر و کودک خردسال نشان میدهد که کودکان بیش از آنکه به کلمات گوش دهند، پیام رفتار ما را دریافت میکنند؛ پیامی که میتواند «تو میتوانی» باشد یا «تو نمیتوانی».
هوش هیجانی (EQ) که به آن هوش احساسی یا هوش عاطفی نیز گفته میشود، به عنوان ظرفیت آگاهی از احساسات، کنترل و بیان آنها و همچنین مدیریت روابط بین فردی و تعارضات با همدلی و مهارت تعریف شده است.
صرفهجویی فقط کم مصرف کردن نیست؛ یعنی قدر چیزی را دانستن پیش از آنکه دیر شود. یعنی یادمان نرود پشت هر لقمه نان، هر قطره آب و هر واحد برق، زحمت، هزینه و منابعی نهفته است که به سادگی به دست نیامدهاند. وقتی این نگاه در خانهها، مدرسهها و محل کار جا بیفتد، دیگر صرفهجویی یک سختگیری آزاردهنده نیست، بلکه به نشانهای از مسئولیتپذیری و احترام به زندگی تبدیل میشود.
غفلت یعنی اینکه از کسی که هست روی بگردانی یا اینکه حضور او را نادیده بگیری.
احساس جاماندن از تجربیات، فرصتها یا لحظات مهمی که دیگران در فضای مجازی در قالب پست یا استوری به اشتراک میگذارند، موضوعی است که از آن به عنوان «فومو» یاد میشود؛ احساسی که با گسترش حضور در فضای مجازی در زندگی افراد نفوذ کرده و از کاهش لذت زندگی روزمره تا افزایش اضطراب، فرسودگی روانی و نارضایتی از خود را در پی دارد.
در روزهایی که بیشتر وقت خود را در خانه میگذرانیم، چک کردن اخبار به عنوان رفتاری مستمر در افراد تداوم مییابد و این فرآیند به مرور با افزایش اضطراب در فرد همراه میشود؛ این درحالیست که این زمانها، میتواند فرصتی برای انجام کارهایی که همیشه قصد انجام آن را داشتیم، باشد.
کنترلگری، یک الگوی رفتاری است که در آن، فرد تلاش میکند تصمیمات، احساسات یا اقدامات دیگران را تحت سلطه خود درآورد. این رفتار ممکن است با نیت یا تظاهر به محافظت یا علاقه آغاز شود اما وقتی به شکل مداوم و غیرقابل انعطاف ادامه یابد، می تواند به نوعی سوء استفاده روانی تبدیل شود.
یکی از راه های ترک غیبت پاسخ به این سوال است که ما چرا غیبت می کنیم؟ برخی غیبت کردن را راهی برای برقراری ارتباطات می دانند. گاهی نیز حسادت و ضربه وارد کردن به شخص مورد نظر موجب غیبت می شود و بعضی از افراد شروع به صحبت کردن پشت سر دیگران می کنند تا در کوتاه مدت بتوانند در مرکز توجه قرار بگیرند.
برچسبزدن به دیگران، شاید فقط چند کلمه به نظر برسد، اما تأثیر عمیقی روی زندگی و شخصیت افراد میگذارد. وقتی کسی را با یک واژه محدود میکنیم، حق رشد، تغییر و دیده شدن واقعی او نادیده گرفته میشود و این رفتار از نظر اخلاقی نادرست است.
کینه خشم فروخورده است. بخشش زودهنگام و تصمیم به سازش، ریشه آن را از بین میبرد.
در روزهای پر فشار، خشم و بیحوصلگی واکنشی طبیعی بدن است. با شناخت این واکنش و بهکارگیری چند گام ساده، میتوان هیجانات را مدیریت کرده و آرامش فردی و روابط اطرافیان را حفظ کرد.
معاون فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی اعلام کرد: در کمتر از یک هفته از آغاز پویش «جان ایران»، ۳ میلیون خانواده ایرانی آمادگی خود را برای فرزندآوری و افزودن «جانی تازه» به کشور اعلام کردهاند.
رودخانهٔ فطرت در اعماق وجود هر انسانی جاری است؛ خداجو، تشنهٔ حقیقت و میل به سوی مبدأ پاک. اما بسیاری از ما، بیآنکه بدانیم، بر روی این رودخانه پل نمیزنیم. پلی که اهل بیت (ع) هستند؛ واسطهای رحمتگونه برای اتصال دل به خدا. این افراد را در اطرافمان میبینیم: مسلماناند، شیعهاند، اما نه نماز میخوانند، نه با اهلبیت انسی دارند. درگیر ظاهر و مد و تیپ و ناخن و رنگ مو شدهاند، اما شبها از بیخوابی و استرس و حجم قرصهای خواب شکایت دارند. نگاهشان پریشان و تهی از آرامش حقیقی است. آنها فطرت خود را خفه کردهاند و حالا نتیجهاش شده تشویشی که هیچ عمل زیبایی درمانش نمیکند.
کسانی که خوشبختی را در فراوانی مادی میبینند، دو آفت گریبانگیرشان میشود: احساس فقر (که از خود فقر بدتر است) و احساس بدبختی. اگر این نگاه در زن باشد، شوهر را عامل بدبختی خود میپندارد و زندگی با مشکل مواجه میشود. خوشبختی واقعی، در قناعت و دوری از چشمهمچشمی است.
در ایران، مرخصی زایمان نسبت به بسیاری از کشورهای دنیا طولانیتر است، اما مشکلاتی مثل نبود نظارت دقیق بر پرداخت حقوق و اجرای ناقص قوانین حمایتی، مادران شاغل را با چالشهای زیادی روبهرو کرده است. نیاز به اصلاح و تقویت این سیاستها برای حمایت واقعی از خانوادهها بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
انقلاب اسلامی ایران در شرایطی به وقوع پیوست که جامعه ایرانی از نابرابریهای فاحش طبقاتی و بیعدالتی ساختاری رنج میبرد؛ از این رو، بررسی نسبت میان انقلاب و عدالت اجتماعی ضروری است.
رهبری با تکیه بر سیاستهای هویتی منسجم، جامعه را از وضعیت انفعال فرهنگی به وضعیت فعالیت تمدنی رساند.
فشار برای رسیدن به بدن «ایدهآل» امروز یکی از جدیترین چالشهای روانی و اجتماعی بهویژه برای نسل جوان است. این فشارها تنها نتیجه رسانههای مدرن یا شبکههای اجتماعی نیستند؛ بلکه ریشه در نیازهای روانی عمیقتری دارند. در این گزارش تلاش میشود بدون کلیشهگویی و شعارهای تکراری، ارتباط میان فشار اجتماعی بر زیبایی بدن و مبانی روانشناسی دینی بررسی شود.
انسان معاصر، علیرغم برخورداری از رفاه تکنولوژیک و امکانات بیسابقه، بیش از هر زمان دیگری در تاریخ با پدیدهای به نام «بحران معنا» دستبهگریبان است. خستگی مزمن، احساس پوچی و دلزدگی از روزمرگی، تنها یک عارضه جسمی نیست، بلکه نشانی از رنجی عمیق در لایههای وجودی انسان است. در حالی که دنیای مدرن تلاش میکند این خلاء را با مصرفگرایی و سرعت پر کند، روانشناسی دینی با بازگشت به ریشههای «فطرت»، نگاهی متفاوت به چرایی این خستگی و چگونگی بازیابی معنا در زندگی ارائه میدهد.
در دهههای اخیر، مفهوم «رابطه عاطفی» و ساختار خانواده تحت تأثیر شدید جریانهای مدرنیته، فضای مجازی و تغییرات فرهنگی، دستخوش دگردیسیهای عمیقی شده است. فروپاشی الگوهای سنتی که پیش از این بر پایه تعهد، مصلحت خانواده و نقشهای تعریفشده دینی بنا شده بود، اکنون جامعه را با بحرانهایی نظیر تنهایی مفرط، کاهش نرخ ازدواج و سست شدن پیوندهای عاطفی مواجه کرده است. در این گزارش، به بررسی ریشههای این فروپاشی و بازخوانی ظرفیتهای اندیشه دینی برای بازسازی روابط انسانی میپردازیم.
استرس و اضطراب نسبت به جریانات روزمره زندگی تا حدی قابل قبول است ولی خروج آن از حالت طبیعی، لطمه های جبران ناپذیری به روح و جسم انسان وارد می کند.
من در کودکی از کلمه «فقیر» بدم میآمد، تا آقا فرمودند من افتخار میکنم فقیر هستم؛ تصوّرم عوض شد. وسایل منزل آقا خیلی ساده است؛ اجاق سهشعله قدیمی، تخت همان از سال ۶۰، تلویزیون قدیمی تا چند سال پیش. والده هم پابهپای آقا بودند.