۷۰ سال پیش در چنین روزی دولت ملی دکتر مصدق با دخالت و برنامهریزی دولتهای بریتانیا و آمریکا و عوامل داخلیشان سرنگون شد.
ناصرالدینشاه درباره گنبد حضرت امام حسین(ع) متذکر میشود که: «بنای گنبد متبرکه امام حسین علیه السلام اولاً از آل بویه بوده است بعد از خلافت عباسیان محقر و مخفف ساخته بودند، آقا محمد خان مرحوم از نو ساخته، بزرگ کردند، گنبد را طلا گرفتند، نقره ضریح از خاقان مغفور [فتحعلی شاه] است، طلای منارهها که از نصف به بالاست، از زن خاقان مرحوم، از دختر مصطفی خان عمو، آینه را مردم به شراکت ساختهاند، نقره ضریح حضرت عباس از والده شاه مرحوم محمد شاه است. اما نقرهاش بسیار نازک است که همه ریخته است.»
انقلاب مشروطیت ایران در اوایل سده چهاردهم هجری خورشیدی، نقطهعطفی بنیادین و سرنوشتساز در تاریخ سیاسی، اجتماعی و اندیشگی معاصر ایران بهشمار میرود.
یافتهای تازه در جریان مرمت کاروانسرای تاریخی پاسارگاد نشان میدهد آرامگاه کوروش قرنها پس از سقوط هخامنشیان، به عنوان «مشهد مادر سلیمان» یکی از زیارتگاههای مهم فارس بوده است.
چهارم مرداد ماه سالروز استقرار سلسله صفویه در ایران، در تقویم رسمی کشور به نام روز شیخ صفیالدین اردبیلی نامگذاری شده و به تبع آن، هفته اردبیل گرامی داشته میشود اما خیلی از ما از اقدامات او برای انسجام ملی اطلاع کافی نداریم.
تاریخ ایران نشان میدهد صلحی که بر پایه زور، تحمیل و بیاعتمادی شکل بگیرد، لزوماً به معنای پایان جنگ نیست؛ چنانکه پیمان آماسیه و عهدنامه گلستان، نمونههایی از صلحهای شکنندهای بودند که با تغییر موازنه قدرت و حلنشدن ریشههای اختلاف، خود به مقدمهای برای منازعات تازه تبدیل شدند.
نتایج یک پژوهش در بررسی جایگاه زنان در دوران قاجار نشان میدهد که تصویر رایج از حضور حاشیهای و منفعل زنان، با واقعیتهای تاریخی این دوره چندان همخوانی ندارد. برخی از شواهد تاریخی نشان میدهند که زنان ایرانی، با وجود محدودیتهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی نقشهایی فعال و قابلتوجه داشتهاند. این نقشآفرینی بهویژه در دوران مشروطه، به شکل مشخصتری نمایان شد.
کینخواهی ایرانیان صرفا معطوف به صالحان است. از همین رو شاهنامه قبل از طرح مساله کینخواهی ایرج و سیاوش ابتدا به شخصیت پردازی ایرج و سیاوش میپردازد.
در سال ۶۲ هجری قمری، مردم سیستان در واکنش به فاجعه کربلا، حرکتی اعتراضی علیه حاکم اموی انجام دادند؛ حرکتی که در برخی منابع از آن به عنوان یکی از نخستین قیامهای خونخواهانه پس از عاشورا یاد شده است.
علیرغم اعلام بیطرفی دولت ضعیف قاجار، موقعیت استراتژیک ایران باعث شد تا ارتشهای بریتانیا، و روسیه تزاری خاک این کشور را به میدان نبرد خود تبدیل کنند.
کارگردان انیمیشن «شمشیر و اندوه» با اشاره به روایت این اثر از زاویه دید یک شخصیت ایرانی گفت: پیوند ایرانیان با اهلبیت(ع) تنها یک موضوع اعتقادی نیست، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و عاطفی جامعه ایرانی محسوب میشود.
آیینهای سوگواری ماه محرم که امروزه با شکوهی خاص برگزار میشود، ریشههای عمیقی در پیشینه تاریخی ایرانیان دارد.
قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود؛ روزی که خروش بیمحابای مردم، در پاسخ به دستگیری مرجع بزرگ شیعه، امام خمینی (ره)، فضای اختناقآلود آن زمان را شکافت و نوید بیداری داد. این روز، صرفاً یک حادثه سیاسی نبود، بلکه انفجاری از خشم فروخورده مردمی بود که از سالها ظلم، تبعیض، استبداد، و غربزدگی رنج میبردند و حالا پرچمداری برای اعتراض یافته بودند.
حضرت امام در آغاز نهضت، از فضلای برجسته حوزه علمیه قم و مدرس درس خارج فقه بودند که با تمرکز بر تربیت روحانیون متعهد و اصلاح ساختار حوزهها، راهبردی برای ایجاد تحول جدی در ایران و مواجهه با تحولات سیاسی جهان اسلام اتخاذ کردند.
سندی از بولتن ساواک در سال ۱۳۵۴ از برگزاری جلسه یهودیان در هتل کینگر با حضور ۷۰ نفر حکایت دارد. در این جلسه، یکی از شرکتکنندگان اعلام میکند: «یهودیان نباید تحت تأثیر شعارهای تنظیم خانواده قرار گیرند؛ ما باید تا میتوانیم تولید نسل کنیم تا قدرت یهودیان را در دنیا تحکیم بخشیم.» این سند نشاندهنده رویکرد متفاوت یهودیان در قبال سیاستهای کنترل جمعیت رژیم پهلوی است.
او دستور داد که دو ساعت رادیو به مسجد شاه وصل و جریان میتینگ را پخش کنند. در آن میتینگ آقای نواب صفوی و آقای کاشانی نیز شرکت کرده بودند و فشار جمعیت در صحن مسجد به قدری بود که نردههای آهنی جلوی شبستان شکست.
یک پیشکسوت میراث فرهنگی گفت: آثار هنری خودبهخود تولید نمیشوند، بلکه تحت تأثیر تاریخ، علم، دین و... ایجاد میشوند و اگر کسی آشنایی و تخصص کافی در خصوص این مؤلفهها نداشته باشد، در زمره هنرمندان قرار نمیگیرد.
بازی «نبرد نامداران» با گردهمآوری قهرمانان اساطیری و تاریخی ایران، بازی استراتژیک موبایلی محسوب میشود و تصویری از وفاق و همبستگی ملی را بازآفرینی کرده است.
«در مملکت خود بنده بودن» تعبیری است که سیدفخرالدین شادمان برای توصیف سرنوشت ملتی به کار میبرد که زبان و فرهنگ خود را فراموش کرده و شیفته ظواهر تمدن بیگانه شده است. از نگاه او، جامعهای که نتواند بر پایه زبان و هویت فرهنگی خود با جهان جدید روبهرو شود، به تدریج استقلال فکری و شخصیت تاریخیاش را از دست میدهد. از همین رو شادمان زبان فارسی را نه صرفاً یک ابزار ارتباطی، بلکه یکی از بنیادیترین عناصر بقا و تداوم هویت ایرانی میدانست.
دوران پهلوی فضای بسیار مناسبی برای بهائیان بود و مناصب مهم دولتی از سوی شاه به آنها واگذار شد؛ از جمله دکتر ایادی به عنوان دکتر مخصوص شاه و هویدا نخستوزیر بهائی، که در زمان او بهائیان مناصب کلیدی را اشغال کردند.
300 هزار نوجوان در پویش «هیسطوری 2» صدای مقاومت نسل جدید میشوند.
فرودستان با تبدیل «درد نان» به «مطالبه نظم»، بستری را فراهم کردند که نخبگان سیاسی توانستند بر روی آن، بنای مشروطیت را پایهگذاری کنند.
تمدنسازی شیعی در دوره صفویه صرفاً یک محصول تصادفی قدرت سیاسی نبود، بلکه حاصل همافزایی میان دولت، نخبگان علمی و نهادهای حوزوی بود؛ همافزاییای که به تشیع امکان داد ضمن حفظ هویت خود، در برابر دشمنان و رقبای تاریخیاش مصونتر و منسجمتر ظاهر شود.
با آغاز جنگ جهانی اول، علیرغم اعلام بیطرفی ایران، دولت انگلیس با نقض آشکار تمامیت ارضی کشورمان، نیروهای خود را در بوشهر پیاده کرد در این لحظه رئیسعلی دلواری با تکیه بر فتوای مراجع قیام کرد.
مقاله «چگونه ایران باستان جهان مدرن را شکل داد» در (rts) شبکه ملی صربستان با هماهنگی رایزنی فرهنگی کشورمان منتشر شد.
فروغی؛ معمار فراماسونِ«استبداد منور»که با تلفیق روشنفکری سیاستورزی پنهان، جادهصافکن سلطه پهلوی در ایران شد.
در دل جنگ جهانی اول، ایران بیطرف اعلام شد اما قربانی بزرگ جاهطلبی قدرتها گشت؛ قحطی و مرگ، نیمی از جمعیت کشور را بلعید، در حالی که اسناد این فاجعه همچنان در لابهلای اسرار انگلیس مدفون مانده است.
تحلیلگران از شکلگیری «دستگاه تفکر ملی»، بازگشت هویت جمعی و اهمیت روایت صادقانه از تجربه تاریخی سخن گفتند.
در دورانی که ایران پس از قرنها تشتت، تحت پرچم صفویه به یک وحدت ملی و مذهبی دست مییافت، شیخ بهایی به عنوان نقطه اتکای معنوی این حکومت مقتدر، نقشی ایفا کرد که فراتر از یک عالم دینی ساده بود.
دوره قاجار و بهویژه عصر جنگهای ایران و روس، یکی از آزمونهای دشوار برای بقای ملی بود؛ دورانی که در آن شاهزادهای نستوه به نام عباس میرزا، پرچم مقاومت را در برابر ماشین جنگی دشمن برداشت.