بررسیهای پزشکی اخیر بیانگر آن است که افراد با معنویت رفتار خود تخریبگرانه کمتری (مانند خودکشی، سیگار کشیدن و lمصرف مواد مخدر) از خود بروز میدهند، استرس کمتری دارند و رضایت کلیشان از زندگی بیشتر است.
شاید شما هم متوجه شده باشید که اکثر افراد تمایل دارند بیش از اتفاقات و برداشتهای مثبت، روی موضوعات و اخبار مربوط به اتفاقات و برداشتهای منفی تمرکز کنند؟
در جنگها، آسیبپذیرترین قشر کودکان هستند که ممکن است درک کاملی از وضعیت نداشته باشند و والدین وظیفه سنگین محافظت از سلامت روان آنان را برعهده دارند تا به سلامت از این بحران عبور کنند.
در روزهایی که بیشتر وقت خود را در خانه میگذرانیم، چک کردن اخبار به عنوان رفتاری مستمر در افراد تداوم مییابد و این فرآیند به مرور با افزایش اضطراب در فرد همراه میشود؛ این درحالیست که این زمانها، میتواند فرصتی برای انجام کارهایی که همیشه قصد انجام آن را داشتیم، باشد.
کنترلگری، یک الگوی رفتاری است که در آن، فرد تلاش میکند تصمیمات، احساسات یا اقدامات دیگران را تحت سلطه خود درآورد. این رفتار ممکن است با نیت یا تظاهر به محافظت یا علاقه آغاز شود اما وقتی به شکل مداوم و غیرقابل انعطاف ادامه یابد، می تواند به نوعی سوء استفاده روانی تبدیل شود.
اینترنت منبع عظیمی از اطلاعات و فرصتهای ارتباطی است. اگرچه این میتواند مفید باشد، اما در عین حال میتواند خطراتی را نیز برای ذهن جوانان ایجاد کند.
اضطراب در دوران نوجوانی تجربهای نسبتاً رایج است و به دلیل تغییرات جسمی، ذهنی و اجتماعی این دوره بروز میکند. هرچند اضطراب خفیف واکنشی طبیعی به فشارهای زندگی است، اما اگر شدید یا مداوم شود میتواند بر تحصیل، روابط اجتماعی و سلامت روان نوجوان اثر منفی بگذارد.
ایجاد نشاط در کانون خانواده، بیش از آنکه نیازمند امکانات مادی باشد، مستلزم گشودن دریچههای ارتباطی تازه است. کودکی کردن والدین، نه به معنای رها کردن مسئولیتهای تربیتی، بلکه هنری برای فرو ریختن دیوارهای بلندِ بزرگسالی و پل زدن به دنیای سرشار از خلاقیت و آرامش فرزندان است.
درک شرایط دشوار دختران و پسران در شرف بلوغ ضروری است؛ چراکه هم با فشارهای اجتماعی و هم با فشارهای طبیعی بلوغ روبهرو هستند. پرهیز از واکنشهای تهاجمی و برخوردهای سختگیرانه توسط والدین و معلمان، به سلامت روان آنها کمک میکند.
«ترس» معمولا از «چیزی که از آن میترسیم» جانسختتر و آسیبزنندهتر است اما از منظر یک جامعه مؤمن، نخستین و محکمترین پناهگاه، توکل به خداست.
متخصص روانشناسی بالینی با تأکید بر اینکه اگر به صلح درونی نرسیم، صلح بیرونی هم موجب آرامش ما نخواهد شد، گفت: اساساً شادکامی در دل سختی به دست میآید و بدون اصلاح نگرش آرامشی نخواهد بود.
احترام در خانواده، ستون اصلی سلامت روان و قلب تپنده آرامش است. روایات اهلبیت(ع) نشان میدهد خانهای که در آن حرمتها نگه داشته میشود، پناهگاهی در برابر طوفانهای روحی جهان است.
یک روانشناس گفت: حفظ روتین و نظم زندگی نیز برای جلوگیری از آسیبهای جدی به روان کودک ضرورت دارد و والدین باید همواره آرامش خود را حفظ کنند تا قادر به حمایت از کودکان باشند. در نهایت، بسیاری از مصیبتها را میتوان با حلاوت کلام برای کودکان التیام بخشید.
«تقوا» معادل «خویشتنداری» و «خودتنظیمی هیجانی»، زیربنای اساسی ایجاد امنیت روانی و سلامت عاطفی در خانواده است و مهارتهای ارتباطی بدون این پایه، کارایی خود را از دست میدهند.
یک پژوهشگر سلامت روان از معنویت بهعنوان پادزهری برای حال این روزها یاد کرد و گفت: برای ایجاد حس آرامش، همه باید در طول روز لحظاتی را به دعا کردن و یاد خدا بپردازیم؛ با توجه به شرایط، باید کتب ادعیه، قرآن و تسبیح سالمندان را همواره در دسترسشان قرار دهیم تا آنان به واسطه معنویات، آرامش لازم را کسب کنند.
یک روانشناس گفت: استفاده ناآگاهانه از فضای مجازی میتواند سلامت روان نوجوانان را تهدید کند، در حالی که استفاده صحیح آن فرصتی برای رشد و ارتباطات سالم فراهم میکند.
یک فوق تخصص روانشناسی کودک و نوجوان با اشاره به افزایش پرسشهای نوجوانان در شرایط بحرانی تأکید کرد والدین باید با حفظ آرامش، صداقت و متناسب با درک نوجوانان به سوالات آنها پاسخ دهند، زیرا نادیده گرفتن یا پنهانکاری درباره موضوعاتی مانند مرگ میتواند نگرانی و اضطراب نوجوانان را افزایش دهد.
یک دکترای تخصصی روانشناسی به تشریح راهکارهای خودمراقبتی روانی در شرایط جنگی پرداخت.
در روزهای جنگ برای حفظ آرامش سالمندان تلاش کنید برنامه روزانه آنها حفظ شود، از آنها برای کارهای روزانه کمک بگیرید و از آنها بخواهید تجارب خود به ویژه از جنگ هشت ساله را برایتان تعریف کنند.
ترس از جنگ، نااطمینانی نسبت به آینده، و اضطراب ناشی از شنیدن اخبار تهدیدآمیز، ذهن کودک را در وضعیتی از «هشدار دائمی» قرار میدهد؛ وضعیتی که اگر تداوم یابد، میتواند بر رشد شناختی، هیجانی و اجتماعی او اثرات عمیق برجای گذارد.
اگر جنگ آشکارترین صورت ناامنی برای کودک باشد، فضای مجازی پیچیدهترین و پنهانترین آن است. جنگ با صدای انفجار شناخته میشود اما جهان دیجیتال با سکوتِ نورانی صفحهنمایشها، با اعلانهای پیدرپی و با الگوریتمهایی که بیوقفه در حال مهندسی توجهاند، ذهن کودک را در معرض نوعی فرسایش تدریجی قرار میدهد.
روزه با تمرین خویشتنداری، اراده را تقویت، اضطراب را کاهش و صبر را نهادینه میکند و با ایجاد تقوا، به تعادل روانی فردی و سلامت روان جمعی کمک میکند.
پشت ترندهای ویروسی، فیلترهای بازیگوشانه و رقصهای جذاب در شبکههای اجتماعی واقعیت تاریکتری نهفته است.
در گذشته، خانواده مهمترین نقطه اتکای افراد بود. دید و بازدیدهای مکرر، مهمانیهای خانوادگی و دورهمیهای شبانه، فقط یک رسم نبودند؛ بلکه راهی برای حفظ همبستگی و دریافت حمایت عاطفی محسوب میشدند. اما حالا شرایط تغییر کرده است. نسل جدید که در دنیای دیجیتال و تفکرات مدرن رشد کرده، بیش از هر زمان دیگری بر استقلال و حریم شخصی تأکید دارد و بسیاری از آنها دیگر دلیلی برای پایبندی به سنتهای خانوادگی نمیبینند.
خانواده، نخستین و مهمترین نهاد فرهنگساز جامعه است و زن در چهار جایگاه دختری، خواهری، همسری و مادری، نقشی تعیینکننده در استحکام آن ایفا میکند. بازخوانی این نقشها نشان میدهد که سلامت اجتماعی، بیش از هر چیز، به کیفیت حضور و آگاهی زنان در کانون خانواده وابسته است.
اولین تأثیرات محیطی که فرد دریافت میکند از محیط خانواده است و حتی تأثیرپذیری از سایر محیطها میتواند نشأت گرفته از آن باشد، خانواده پایهگذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی دارد.
روزه با تمرین خویشتنداری، اراده را تقویت، اضطراب را کاهش و صبر را نهادینه میکند و با ایجاد تقوا، به تعادل روانی فردی و سلامت روان جمعی کمک میکند.
در دنیای پرسرعت و پرچالش امروز، شادی و موفقیت دو هدف بزرگ برای بسیاری از افراد، بهویژه دختران، هستند که در تلاشاند تا در جنبههای مختلف زندگی خود به تعادل برسند. این گونه دختران نه تنها به اهداف حرفهای و شخصی خود دست مییابند، بلکه از مسیر زندگی خود نیز لذت میبرند.
سید محسن میرطالبی با اشاره به اینکه باور به ظهور منجی، یکی از فطریترین و جهانشمولترین اعتقادات بشر در میان همه جوامع است، گفت: اعتقاد به مهدویت، امید و تابآوری افراد را در برابر مشکلات افزایش میدهد.
رفتار والدین در مواجهه با حادثه، الگوی مستقیم کودک است. هرگونه هیجان یا اضطراب بیش از حد از سوی پدر و مادر، مستقیماً به کودک منتقل شده و حس ناامنی را در او تقویت میکند. در عوض، حفظ آرامش و اطمینان در بزرگسالان، سنگ بنای بازگشت تدریجی احساس امنیت در فرزند خواهد بود.