زمین امروز، حاصل میلیاردها سال دگرگونی است؛ از آتش و بخار و سیلابهای سهمگین تا شکلگیری دریاها، کوهها و سرانجام نخستین نشانههای حیات. اما انسان چه زمانی پا به این سیاره گذاشت و تمدن از کجا آغاز شد؟
اگر خداوند انسان را در «أحسن تقویم» آفریده است، پس نقصهای مادرزادی چگونه با عدالت و حکمت الهی سازگار میشود؟ این پرسش از دیرباز ذهن بسیاری را درگیر کرده است. در نگاه معارف اسلامی، بیماری و نقص جسمی لزوماً نشانه بیعدالتی یا بیحکمتی خداوند نیست؛ بلکه عواملی همچون تزاحم علل طبیعی، رفتار انسان و شرایط محیطی میتوانند در بروز برخی ناهنجاریها نقش داشته باشند. در عین حال، خداوند برای رنجدیدگان، تکلیف متناسب با توان و پاداشی ویژه قرار داده است؛ تا آنجا که بلا و محرومیتی که انسان نقشی در ایجاد آن نداشته، میتواند در مسیر رشد و جبران اخروی او معنا پیدا کند.
وقتی خدایی را فرض میکنیم که هیچ نیازی ندارد، آفرینش انسان دیگر یک سؤال ساده نیست؛ بلکه دریچهای است به فهم کمال، اختیار و معنای بودن.
خداوند در سوره نازعات از انسان سؤال میکند: آیا آفرینش شما دشوارتر است یا بنای آسمان؟ استفهامی که هدف آن تعمق در خلقت آسمان و زمین، آگاهی به توانایی خداوند، انجام تلاشی شایسته و کسب ره توشهای مناسب قبل از اتمام فرصت است.
انسان يك گونه از حيوانات است. انسان در زير گروه حيوان قرار مي گيرد. حيوانات گونه هاي متفاوتي دارند و به گروه هاي مختلفي تقسيم ميشوند. امّا همه در حيوان بودن سهيم اند.
آنچه در پاسخ به این پرسش و سؤالات مشابه آن است در ابتدا باید توجه داشت، که تمام مواردی که در آفرینش انسانها و موجودات دیگر به عنوان نابرابری لحاظ میشود ، تفاوتهایى است که در جهان وجود دارد، نه تبعیضها.