پسربچه‌ای که چشم از آسمان برنمی‌داشت؛ راز ماندگاری ابوریحان بیرونی چه بود؟

یک پسربچه کنجکاو، با خیره‌شدن به آسمان، قدم در مسیر دانشمندی بزرگی گذاشت. او از کودکی برای ستاره‌ها سؤال داشت و برای یافتن پاسخ، راهی سفر و مطالعه شد؛ داستان زندگی ابوریحان بیرونی در یک کتاب نوجوانانه روایت شده است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، کتاب «ابوریحان؛ ستاره‌ای در خوارزم» زندگی ابوریحان بیرونی را از دوران کودکی روایت می‌کند؛ کودکی کنجکاو و پرسشگر که در خوارزم رشد کرد و در ادامه مسیر زندگی به یکی از چهره‌های ماندگار تاریخ علم ایران تبدیل شد. این اثر تلاش دارد زندگی او را با زبانی داستانی و متناسب با مخاطب نوجوان بازگو کند.

بنابر روایت مهر، کتاب «ابوریحان؛ ستاره‌ای در خوارزم» نوشته گروه مؤلفان نشر برکه و با تصویرگری سحر حاتمی، زندگی ابوریحان بیرونی را در قالب روایتی داستانی برای نوجوانان بازآفرینی کرده است. روایت کتاب از سال‌های کودکی شخصیتی آغاز می‌شود که پرسش‌های فراوانی در ذهن دارد و تا روزهای پایانی عمر دانشمندی ادامه پیدا می‌کند که هیچ‌گاه جست‌وجوی خود برای یافتن پاسخ پرسش‌هایش را کنار نگذاشت.

ابوریحان در این روایت، پیش از آنکه به‌عنوان دانشمندی مشهور شناخته شود، کودکی متفاوت و کنجکاو است. برخلاف بسیاری از همسالانش که بیشتر سرگرم بازی‌های معمول دوران کودکی هستند، او چشم به آسمان می‌دوزد، حرکت ستارگان را دنبال می‌کند و درباره اتفاق‌ها و پدیده‌های اطراف خود پرسش‌های مختلفی مطرح می‌کند.

نویسندگان کتاب نیز شخصیت ابوریحان را بر پایه همین ویژگی شکل داده‌اند؛ کودکی که از کنار اتفاقات به ظاهر ساده بی‌تفاوت نمی‌گذرد و همواره می‌خواهد علت هر پدیده را پیدا کند. همین روحیه در سال‌های بعد نیز در وجود او باقی می‌ماند و کودک پرسشگر خوارزمی را به نوجوانی جست‌وجوگر و سپس دانشمندی تبدیل می‌کند که سال‌های طولانی زندگی خود را به مطالعه، اندازه‌گیری، سفر و نگارش آثار علمی اختصاص می‌دهد.

خوارزم نیز در این روایت صرفاً یک نام جغرافیایی نیست، بلکه بخشی از فضای داستان را شکل می‌دهد. خانه‌های خشتی، حیاط‌های کوچک، کاروان‌هایی که از شهرهای گوناگون به این منطقه می‌آیند و کتاب‌هایی که میان افراد دست‌به‌دست می‌شوند، فضایی می‌سازند که مخاطب نوجوان می‌تواند محیط زندگی و رشد ابوریحان را در آن تصور کند.

پرسش‌هایی که ابوریحان را رها نمی‌کردند

یکی از محورهای اصلی این کتاب، اهمیت پرسشگری و کنجکاوی است. ابوریحان از همان سال‌های کودکی درباره موضوعاتی سؤال می‌کند که ممکن است برای دیگران چندان مهم نباشند؛ اینکه چرا سایه‌ها تغییر می‌کنند، ستارگان چگونه حرکت می‌کنند، چرا شکل ماه در شب‌های مختلف متفاوت است و چگونه می‌توان فاصله‌ها را با دقت اندازه گرفت.

این پرسش‌ها با گذشت زمان از کنجکاوی‌های دوران کودکی فراتر می‌روند و به مسیر اصلی زندگی او تبدیل می‌شوند. ابوریحان در بزرگسالی نیز همین روحیه را دنبال می‌کند و درباره حوزه‌هایی همچون نجوم، ریاضیات، جغرافیا، تقویم، فرهنگ و زبان به مطالعه می‌پردازد. او تلاش می‌کند اطلاعات و دانسته‌های خود را از طریق مشاهده و اندازه‌گیری دقیق بررسی کند.

کتاب از همین زاویه به نوجوان یادآوری می‌کند که آغاز دانشمندشدن لزوماً با یک اتفاق بزرگ همراه نیست؛ گاهی تنها یک پرسش ساده می‌تواند نقطه شروع راهی طولانی برای کشف و یادگیری باشد.

از کتابخانه دربار تا سفرهای دور

در بخش‌هایی از کتاب، دوران حضور ابوریحان در دربار خوارزمشاه و امکان دسترسی او به کتابخانه سلطنتی روایت می‌شود. برای ابوریحان، کتابخانه فقط محلی برای نگهداری کتاب‌ها نیست؛ بلکه دریچه‌ای به جهانی گسترده از دانش و آموختن است.

با این حال، جست‌وجوی او برای شناخت جهان تنها به مطالعه کتاب محدود نمی‌شود. او سفر می‌کند، از نزدیک مشاهده می‌کند، اندازه می‌گیرد و با مردم و دانشمندان سرزمین‌های مختلف به گفت‌وگو می‌نشیند.

سفر به غزنه و سپس هند، یکی از بخش‌های مهم زندگی ابوریحان در این روایت است. او در هند تنها یک مسافر نیست که از سرزمین‌های مختلف عبور می‌کند؛ بلکه تلاش دارد زبان و فرهنگ مردم آنجا را بشناسد و درباره باورها، دانش و سبک زندگی آنان اطلاعات به دست آورد.

یکی از ویژگی‌های مهم ابوریحان که در کتاب مورد توجه قرار گرفته، نوع نگاه او به فرهنگ‌های دیگر است. او برای شناخت جامعه هند، به جای اینکه از پیش درباره سنت‌ها و باورهای مردم آن سرزمین قضاوت کند، تلاش می‌کند زبان آنان را بیاموزد، با دانشمندانشان گفت‌وگو داشته باشد و مشاهدات و شنیده‌های خود را ثبت کند.

به این ترتیب، ابوریحان در این روایت تنها یک دانشمند نیست؛ بلکه پژوهشگری است که برای شناخت دیگران، ابتدا تلاش می‌کند آنان را بفهمد و سپس درباره آنها داوری کند.

از این منظر، کتاب برای نوجوان امروز نیز پیامی فراتر از تاریخ علم دارد: شناخت انسان‌ها و جوامع، نیازمند مشاهده، مطالعه و گفت‌وگوست و نمی‌توان بدون شناخت کافی درباره دیگران قضاوت کرد.

 علم با ابزارهای ساده

بخش دیگری از جذابیت «ابوریحان؛ ستاره‌ای در خوارزم» به شیوه فعالیت‌های علمی ابوریحان مربوط می‌شود. او همیشه به ابزارهای پیچیده و امکانات پیشرفته دسترسی ندارد و در بسیاری از تحقیقات خود از وسایل ساده برای انجام محاسبات و اندازه‌گیری‌ها بهره می‌گیرد.

اندازه‌گیری سایه‌ها، دنبال‌کردن حرکت خورشید، محاسبه ارتفاع کوه‌ها و تلاش برای رسیدن به اندازه‌های دقیق، از جمله فعالیت‌هایی هستند که در روایت کتاب مورد توجه قرار گرفته‌اند.

این قسمت‌ها می‌تواند برای مخاطب نوجوان جذاب باشد؛ زیرا علم را از یک مفهوم خشک و انتزاعی خارج می‌کند و نشان می‌دهد که مشاهده دقیق، پرسشگری و استفاده درست از امکانات موجود می‌تواند زمینه‌ساز دست‌یابی به نتایج علمی مهم باشد.

سفرهایی برای بیشتر دانستن

در این کتاب، سفرهای ابوریحان تنها به معنای رفتن از یک شهر به شهر دیگر نیست. هر سفر برای او فرصتی تازه برای یادگیری و شناخت جهان است.

او در مسیر سفرهای خود با انسان‌های مختلف، زبان‌های گوناگون، طبیعت‌های متفاوت، فرهنگ‌های تازه و دانش‌های متنوع روبه‌رو می‌شود و همین تجربه‌ها به تدریج گستره مطالعات او را افزایش می‌دهد.

ابوریحان در هند علاوه بر مشاهده زندگی مردم، به یادگیری زبان سانسکریت نیز توجه می‌کند و می‌کوشد متون و دانش این سرزمین را بشناسد. حاصل این علاقه و تلاش بعدها در آثاری مانند «تحقیق ماللهند» بازتاب پیدا می‌کند.

روایت کتاب سرانجام به سال‌های پایانی زندگی ابوریحان می‌رسد. اما افزایش سن به معنای پایان پرسش‌ها و تحقیقات او نیست. اگرچه جسم او خسته شده، ذهنش همچنان درگیر مطالعه، پژوهش و نوشتن است.

نگرانی درباره ناتمام‌ماندن نوشته‌ها و باقی‌ماندن آثارش نشان می‌دهد که میل به دانستن و ثبت دانش، تا آخرین سال‌های زندگی در وجود او زنده بوده است.

در بخش‌های پایانی کتاب، آثاری همچون «قانون مسعودی» و «التفهیم» نیز در مسیر زندگی علمی ابوریحان قرار می‌گیرند. مخاطب در پایان درمی‌یابد که کودکی که روزگاری از پنجره خانه‌اش به ستاره‌ها نگاه می‌کرد، چگونه با ادامه مسیر پرسشگری و دانش‌اندوزی، نام خود را در تاریخ علم ماندگار کرد.

تصویرگری سحر حاتمی نیز در کنار روایت داستانی، نقش مهمی در بازسازی فضای تاریخی کتاب دارد. شهرهای قدیمی، سفرها، کتابخانه‌ها و ابزارهای علمی در تصاویر حضور دارند و به نوجوان کمک می‌کنند فضای زندگی و زمانه ابوریحان را ملموس‌تر تصور کند.

ترکیب روایت و تصویر باعث شده زندگی ابوریحان از قالب مجموعه‌ای از نام‌ها، تاریخ‌ها و اطلاعات علمی خارج شود و به داستان زندگی انسانی تبدیل شود که از کودکی سؤال می‌کرد و تا پایان عمر برای یافتن پاسخ آنها تلاش داشت.

ستاره‌ای که همچنان می‌درخشد

«ابوریحان؛ ستاره‌ای در خوارزم» در نهایت روایت ماندگارشدن یک نام در تاریخ علم است؛ اما کتاب نشان می‌دهد که سرچشمه این ماندگاری، پیش از شهرت و جایگاه علمی، در یک ویژگی ساده نهفته بود: کنجکاوی و پرسشگری.

ابوریحان از کودکی یاد گرفت که می‌توان به پدیده‌های معمولی با نگاهی متفاوت نگاه کرد، درباره آنها سؤال پرسید و برای رسیدن به پاسخ، مطالعه، مشاهده و تجربه کرد.

این اثر با روایت داستانی زندگی ابوریحان، تلاش می‌کند او را از یک نام آشنا در کتاب‌های تاریخ به شخصیتی زنده و ملموس برای نوجوانان تبدیل کند؛ کودکی که چشم به ستاره‌ها داشت، جوانی که برای دانستن سفر می‌کرد و دانشمندی که تا واپسین سال‌های عمر، پرسیدن، پژوهش‌کردن و نوشتن را کنار نگذاشت.

بخشی از کتاب

در بخشی از این اثر می‌خوانیم:

«تقریبا هزارسال پیش، در قرن چهاردهم قمری، در شهر خوارزم پسربچه‌ای به نام محمد زندگی می‌کرد که با بقیه بچه‌ها فرق داشت. نگاهش همیشه به آسمان بود و وقتی از او می‌پرسیدند: «چرا مدام چشمت به اسمان است؟» می‌گفت: «می‌خواهم بدانم آن بالا چه خبر است. این نقطه‌های نورانی چرا روشن و خاموش می‌شوند؟ چرا شکل ماه هرشب فرق می‌کند؟»

محمد عاشق یاد گرفتن بود. او به ستاره‌ها، آسمان، زمین و… علاقه داشت. به شهرهای گوناگون سفر می‌کرد و از مردم آن سرزمین‌ها می‌آموخت. کتابی هم درباره هند و مردمش نوشت. طی سفرهایش، چیزهای زیادی یاد گرفت. اندازه زمین را با دقت محاسبه کرد و همیشه در پی حقیقت و کسب دانش بود.»

کتاب «ابوریحان؛ ستاره‌ای در خوارزم» نوشته گروهی از مؤلفان و با تصویرگری سحر حاتمی، در ۵۳ صفحه از سوی انتشارات برکه منتشر شده است.