پایان ماههای سوگواری محرم و صفر و فرارسیدن ماه ربیعالاول، در فرهنگ عامه ایرانیان نقطه عطفی در تغییر مناسبات اجتماعی و آیینها و آداب و رسوم بوده است؛ گذر از دو ماه سوگواری و ورود به ماهی که در باور عمومی گشایش و شادمانی به دنبال دارد، با آداب و رسومی همراه است که البته بخشی از آنها در گذر زمان ارتباط تنگاتنگی با خرافه نیز پیدا کردهاند.
ماه رمضان در ایران با لایهای از باورها و آیینهای محلی درهمتنیده است که در هر منطقه رنگ و معنای خاص خود را دارد. بسیاری از این رسمها، در ظاهر سادهاند اما در باطن، حامل امید، نذر و نوعی گفتوگوی درونی با امر قدسی هستند؛ آیینهایی که نسل به نسل منتقل شده و هنوز در برخی شهرها و روستاها اجرا میشوند.