اختلاف امروز میان نسلها تنها یک تفاوت سلیقه نیست، بلکه تقابل دو زبان اخلاقی است: زبانی که با «تکلیف» آغاز میشود و زبانی که نقطه عزیمت آن «حق» است. این مقاله با بررسی مسیر تاریخی غرب در رسیدن به حقوق فردی و بازخوانی ظرفیتهای سنت اسلامی، بهویژه مفهوم کرامت در قرآن و حقوق متقابل در نهجالبلاغه، نشان میدهد که چگونه میتوان از دوگانه «حق یا تکلیف» عبور کرد و به اخلاقی متوازن دست یافت که هم فرد را محترم میشمارد و هم پیوند اجتماعی را حفظ میکند.