سرودههایی که به مردم آرامش میدهد
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، شاعران به سرودن شعر ادامه میدهند، روزهای آتشبس فرا رسیده است و هنوز از فرداها خبر رسمی وجود ندارد، مردم به شکل پیوسته اخبار را میخوانند و در این میان هنرمندان به حفظ سلامت جامعه کمک میکنند.
بنابر روایت ایرنا، در ادامه چند شعر که در روزهای اخیر سروده شده، اشاره شده است.
افشین علا در استقبال از غزل جگرسوز غلامعلی حداد عادل این شعر را سرود.
از شانهی پدر
ای یار داغدیده دلت غرق خون مباد
قدت بنفشهوار ز غم واژگون مباد
با آنکه زخم بر دلت افزون شد از شمار
عمرت دراز باد و غمت در فزون مباد
پیوست دخترت به شهیدان کربلا
از شانهی پدر، علمش سرنگون مباد
اکنون که همسفر شده با رهبرش به عرش
هجرش تو را به جانب غم رهنمون مباد
زد خیمهگاه، گنبد نیلی ز چادرش
پس جامهات به رسم عزا نیلگون مباد
از خانهی تو دست خدا چید لالهای
ای باغبان، سعادت از این در برون مباد
پیرانهسر ببال به بخت جوان خویش
هرگز امیر عشق، اسیر سکون مباد
فردوس اعظم شاعر تاجیک برای ایران سرود:
یکی خیرهسر، بر سریرِ دروغ/ که جانش ندارد نشان از فروغ
به پندارِ باطل که با زور و شر/ بسوزد دل این «کهَنبوم و بَر»
نفسهای او بوی خاکستر است/ ابرقدرت؟ اصلا! ابرابتر است!
که این کینهتوزِ غریب و دژم/ چه داند از ایران و از جامِ جم؟
نداند که ایران نه مشتی گِل است/ که نبضِ جهان است و جان و دل است!
ندانَد که این فرّ و این عشقگاه/ به شمشیر و آتش نگردد تباه!
بسی دیوِ کین آمد و درگذشت/ چو بادی که نالید در کوه و دشت
بله، آمدند از پیِ غارتش / که ویران کنند آن همه شوکتش
سکندر کجا؟ آن همه کین چه شد؟/ «شکوهِ» دروغینِ «شاهین» چه شد؟
همه باد گشتند و ایران بجاست/ که این ریشه در سایهگاهِ بقاست!
تو ای تاجرِ جنگ و دیوِ زمان/ چه دانی ز خشم، آهِ ایرانیان!
تو از نرخ خون گویی و سود خویش/ من از ریشه میگویم از اصل و کیش!
بترس از خروشِ دماوندِ پیر/ زِ خشمِ نهفته در این شرزهشیر!
ستونهای دیرینِ تختِ مهین/ گواهِ بقا باشد از سرزمین!
بله مامِ ایران بماند چنان/ به امروزیان و به آیندهگان!
غلامرضا طریقی در جدیدترین سرودهاش از شکوه وطن و در نکوهش دشمن نوشت:
«ترانهای برای وطن
بسوزد آن که تو را
خراب میخواهد
تو را که دریایی
سراب میخواهد
تو را که ریشه من
تنیده در خاکت
دمیده در نفسم
هوای بیباکت
از او که بیتو نداشت
وجود ای ایران
به خاک خستهٔ تو
درود ای ایران
تو خانهٔ پدری
تو راز رویش من
شکوه و شوکت من
امید کوشش من
کویر و دریایت
بهشت مادریام
سه رنگ پرچم تو
دلِ دلاوریام
از او که بیتو نداشت
وجود ای ایران
به خاک خستهٔ تو
درود ای ایران
شکوه کوه تو را
اگر نمیدانم
سرود رود تو را
همیشه میخوانم
صدای خستهٔ من
صدای تو وطنم
تمام هستی من
فدای تو وطنم
از او که بیتو نداشت
وجود ای ایران
به خاک خستهٔ تو
درود ای ایران»
سارا رمضانی برای چهلمین روز رهبر شهید سرود:
با پرچم ایران همه مأنوس شدیم/ ما دست به دستِ نور فانوس شدیم
از صبح شهادتت چهل روز گذشت/ یعنی که چهل شب است مبعوث شدیم


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0