فضای مجازی: میدان واقعی جنگ
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، تأثیرگذاری بر افکار عمومی در عصر دیجیتال، به یکی از چالشهای اساسی برای حفظ امنیت روانی جامعه تبدیل شده است. مدیریت فضای مجازی در شرایط جنگی، نهتنها یک ضرورت، بلکه یک راهبرد کلیدی برای حفظ انسجام اجتماعی و روایت ملی است.
بنابر روایت فارس، «سید سجاد نجفی»، پژوهشگر حوزه فضای مجازی درباره این مهارت در روزها و شرایط جنگ تحمیلی میگوید.
در جنگ تحمیلی فعلی فضای مجازی چگونه و با چه ابزاری بر افکار عموم صفی تأثیر میگذارد؟
ما امروز با یک «جنگ ترکیبی» مواجه هستیم، اما در لایه فضای مجازی، این جنگ بیش از هر چیز، ماهیتی «شناختی» پیدا کرده است. به این معنا که هدف اصلی، نه صرفاً تغییر افکار، بلکه تغییر ادراک، احساس و قضاوت مردم نسبت به واقعیتهای میدان است.
در این نوع جنگ، واقعیتها الزاماً انکار نمیشوند، بلکه «قاببندی» میشوند. یک اتفاق واحد میتواند بهگونهای روایت شود که در ذهن مخاطب تبدیل به نشانه ضعف یا برعکس، نشانه اقتدار شود. این همان نقطهای است که فضای مجازی را به میدان اصلی نبرد تبدیل کرده است.
ابزارهای این تأثیرگذاری هم صرفاً خبر نیستند. امروز با ترکیبی از تکنیکها مواجهیم؛ از انتشار هدفمند اخبار نادرست و شایعات _چه منفی و چه حتی بهظاهر مثبت_ تا استفاده از تصاویر و ویدئوهای هولناک برای القای ترس و ناامیدی. در کنار اینها، سانسور یا کم رنگسازی اخباری که حس پیروزی و دست برتر ایران در میدان را منتقل میکنند نیز بخشی از همین عملیات است.
در واقع، آنچه در حال شکلگیری است، یک «واقعیت ادراکی» است که ممکن است با واقعیت میدانی فاصله داشته باشد، اما برای افکار عمومی کاملاً باورپذیر جلوه میکند. میدان اصلی جنگ، ذهن مردم است.

با توجه به تأثیرات منفی که اشارهشد چگونه میتوان به تقویت اخبار مثبت و افزایش اعتماد عمومی پرداخت؟
در شرایط فعلی که اینترنت هم ملی شده، مردم رجوعشان به خبرگزاریهای داخلی و کانالهای خبری یا غیر خبری در پلتفرمهای داخلی است. توجه به این موضوع اهمیت ویژهای دارد. در این فضا، تقویت اخبار مثبت را نباید صرفاً به معنای انتشار خبرهای خوب در نظر گرفت. مخاطب امروز بهشدت نسبت به هرگونه اغراق یا روایتهای غیرواقعی حساس است و اگر احساس کند خبری صرفاً برای روحیهدهی ساخته شدهاست، بهسرعت آن را پس میزند.
آنچه اعتماد ایجاد میکند، «توازن هوشمندانه» میان واقعیتهای مثبت و منفی است. به این معنا که نه باید ضربات دریافتی از دشمن را پنهان و در بزرگنمایی آنها افراط کرد.از سوی دیگر، اخبار مثبت زمانی اثرگذار میشوند که «قابللمس و «مستند» باشند.
استفاده از تصاویر واقعی، روایتهای میدانی، یا حتی ارائه دادههای مقایسهای میتواند باورپذیری این اخبار را به طور قابلتوجهی افزایش دهد. مثلاً در رسانههای دشمن اینطور القا میشود که تصاویر موفقیتهای ایران با استفاده از هوش مصنوعی تولید میشود!
این موضوع خیلی ذهن مخاطب ایرانی را تحتتأثیر منفی قرار داده است، لذا باید در انتشار این محتواها دقت بیشتری به خرج داده شود.همچنین باید توجه داشت که در فضای امروز، کیفیت روایت اهمیت بیشتری از کمیت انتشار دارد. تکرار یک خبر، بدون ارائه روایت قوی و قابلباور نهتنها اثرگذار نیست، بلکه میتواند به بیاعتمادی منجر شود.
در نهایت، رسانه زمانی میتواند اعتماد عمومی را تقویت کند که مخاطب احساس کند با او صادقانه صحبت میشود، نه اینکه واقعیت برای او مدیریت یا دستکاری میشود.
در صحبتهایتان به شایعات مثبت اشاره کردید؛ میتوانید در این رابطه بیشتر توضیح دهید؟
شایعات مثبت، یکی از ظریفترین و در عین حال خطرناکترین ابزارهای جنگ شناختی هستند. این شایعات در ظاهر به نفع جبهه خودیاند، اما در عمل به فرسایش اعتماد عمومی منجر میشوند.
مکانیسم آنها اینگونه است که یک خبر بسیار امیدوارکننده، مثلاً درباره حذف یک چهره مهم دشمن، بدون تأیید رسمی منتشر میشود.
این خبر بهسرعت در فضای مجازی دستبهدست میشود و حتی برخی آن را باور میکنند. اما وقتی پس از مدتی تکذیب میشود، نهتنها موجب سرخوردگی میشود، بلکه اعتبار منابع خبری را هم زیر سؤال میبرد.
نمونههایی ازایندست مانند شایعات مربوط به کشتهشدن نخستوزیر ررژیم صهیونیستی در روزهای اخیر، نشان میدهد که انتشار اخبار تأییدنشده، حتی اگر خوشحالکننده باشند، میتواند اثر معکوس داشته باشد.این فرآیند اگر تکرار شود، باعث شکلگیری نوعی «بیاعتمادی ساختاری» میشود؛ یعنی حتی اخبار درست هم با تردید مواجه میشوند. همان پدیدهای که در ادبیات عامه به «چوپان دروغگو» تعبیر میشود.
از سوی دیگر، برخی رسانههای غیررسمی با استفاده از عباراتی مانند «فلان خبرگزاری ادعا کرد» تلاش میکنند حتی اخبار صحیح را نیز در ذهن مخاطب بهصورت غیرقطعی و مشکوک جلوه دهند. در مقابل، در انتشار اخبار منفی، از ادبیاتی استفاده میشود که بار روانی بالایی دارد، مانند «انفجار مهیب»، که هدف آن تشدید اضطراب و ترس در جامعه است.
بنابراین، دقت در انتشار اخبار، بهویژه اخبار مثبت و حساس، اهمیت بسیار بیشتری از سرعت دارد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0