تربیت فرزند یا شورای خانوادگی؛ چگونه با دخالتهای اطرافیان محترمانه برخورد کنیم؟
مبلغ – سرویس خانواده: در جامعه امروزی ایران، پیوندهای خانوادگی و گستردگی ارتباطات فامیلی همواره بهعنوان یکی از نقاط قوت فرهنگی و دینی شناخته میشود. با این حال، همین صمیمیت و نزدیکی در بسیاری از موارد مرز باریکی میان حمایت خیرخواهانه و دخالت مستقیم در امور تربیتی ایجاد میکند. پدران و مادران جوان امروز در محیطی متفاوت از نسلهای گذشته فرزندان خود را رشد میدهند. ابزارهای جدید فناوری، تغییر سبک زندگی شهری، شاغل بودن هر دو والد و دسترسی به آموزههای روانشناسی جدید، ابعاد متعددی به فرآیند تربیت اضافه کرده است. در این میان، حضور پدربزرگها، مادربزرگها، عمهها، خالهها، عموها و داییها در زندگی کودک گرچه منبعی پر از محبت و امنیت عاطفی است، اما گاه به تزاحم در الگوهای تربیتی میانجامد. وقتی بزرگترها با تکیه بر تجربیات گذشته یا تجربیات شخصی خود سعی میکنند رویکرد پدر و مادر را اصلاح کنند یا حتی در حضور کودک ارزشهای والدین را زیر سؤال ببرند، تعادل تربیتی خانه دچار تزلزل میشود.
تفاوت میان مشورتخواهی و دخالت دادن دیگران نقطه آغاز حل این چالش است. در آموزههای دینی ما، احترام به والدین و تکریم بزرگترهای فامیل از عالیترین فضایل اخلاقی محسوب میشود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و ائمه اطهار علیهمالسلام همواره بر پاسداشت حرمت موی سفید و تکریم سالخوردگان تأکید ورزیدهاند. اما از سوی دیگر، مسئولیت مستقیم تربیت فرزند بر عهده پدر و مادر قرار داده شده است. در حدیثی مشهور از پیامبر اسلام تأکید شده که همه شما سرپرست و نگهبان هستید و نسبت به زیرمجموعه خود مسئولیت دارید. بنابراین مسئولیت شرعی و اخلاقی تصمیمگیری درباره فرزند با والدین است. وقتی اطرافیان بدون در نظر گرفتن این اصل اساسی، رفتارهای تربیتی والدین را نقد میکنند یا مستقیم به کودک دستوراتی مغایر با قوانین خانه میدهند، فضایی از دوگانگی برای کودک ایجاد میشود. کودک در این شرایط یاد میگیرد که قوانین خانه ثبات ندارند و میتواند با پناه بردن به اطرافیان، حدود تعیینشده توسط والدین را دور بزند.
در دنیای امروز مثالهای متعددی از این چالش به چشم میخورد. یکی از شایعترین مواردی که در دورهمیهای فامیلی یا مهمانیهای شبانه رخ میدهد، مسئله مدیریت زمان خواب، مصرف خوراکیهای ناسالم یا استفاده از تلفن همراه و بازیهای رایانهای و موبایلی است. پدربزرگ یا مادربزرگ از سر محبت فراوان، محدودیت استفاده از تبلت را که والدین برای کودک گذاشتهاند لغو میکنند یا پیش از شام به کودک حجم زیادی از تنقلات میدهند. در نگاه اول این رفتار تنها نشاندهنده عشق و دلسوزی است، اما وقتی این اتفاق بارها تکرار شود، اقتدار والدین در چشم کودک شکسته میشود. کودک حس میکند پدر و مادر افرادی بیش از حد سختگیر هستند و بزرگترهای دیگر مهربان و بخشنده. همین تصویر ذهنی نامتوازن، پایه آسیبهای تربیتی در سنین بالاتر خواهد بود.
برای مواجهه با این چالش پیش از هر چیز زن و شوهر باید به یک جبهه واحد و هماهنگ تبدیل شوند. اگر میان پدر و مادر درباره شیوه تربیت فرزند، نحوه برخورد با اطرافیان یا میزان اختیارات فامیل اختلاف نظر وجود داشته باشد، اطرافیان به سرعت این شکاف را احساس کرده و وارد آن میشوند. هنگامی که شوهر یا زن در حضور دیگران از رفتار همسر خود با فرزند گلایه میکند یا قانون وضعشده توسط او را زیر سؤال میبرد، ناخواسته چراغ سبزی برای دخالت سایرین روشن کرده است. بنابراین، نخستین گام این است که زوجین در جلسات خصوصی درباره تمام خطوط قرمز تربیتی، نحوه برخورد با بزرگترها و تقسیم وظایف به توافق کامل برسند. این هماهنگی باعث میشود که در تمام مهمانیها و رفتوآمدهای فامیلی، پیام واحدی به اطرافیان و کودک منتقل شود.
گام دوم در مدیریت دخالتهای اطرافیان، تفکیک وظایف ارتباطی میان زن و شوهر است. تجربه نشان داده که معمولاً گفتوگوهای حساس تربیتی اگر توسط فرزند مستقیم همان خانواده مطرح شود، آسیب کمتری به روابط میزند. یعنی اگر قرار است تذکری به خانواده شوهر داده شود یا مرز جدیدی در رفتار با فرزند تعیین گردد، بهتر است این کار توسط شوهر انجام شود و در مقابل، مدیریت رفتاری با خانواده زن بر عهده خود زن باشد. این تقسیم کار هوشمندانه مانع از سوءتعبیر، بدبینی یا سوءظن میان عروس و مادرشوهر یا داماد و مادرزن میشود. در این میان، نحوه بیان مسئله اهمیت فوقالعادهای دارد. نباید گفتوگو را با لحن تدافعی یا سرزنشآمیز آغاز کرد، بلکه نقطه شروع باید تقدیر از محبتها و خیرخواهیهای بزرگترها باشد.
به عنوان مثال، وقتی مادربزرگی مداوم به نحوه غذا خوردن یا پوشش کودک ایراد میگیرد، والد میتواند بگوید: «ما بسیار سپاسگزار محبتها و دلسوزیهای شما هستیم و میدانیم که چقدر برای خوشحالی این بچه زحمت میکشید، اما طبق مشاورهای که با پزشک یا کارشناس تربیتی داشتهایم، تصمیم گرفتهایم این روش جدید را تمرین کنیم تا کودک استقلال بیشتری پیدا کند.» در این نوع گفتوگو، مسئولیت تغییر رفتار به یک مرجع بیرونی مانند پزشک یا کارشناس منتقل میشود و احساس نادیده گرفته شدن تجربیات بزرگترها به حداقل میرسد. این روش هوشمندانه، احترام طرف مقابل را حفظ کرده و در عین حال راه را بر اصرارهای بعدی میبندد.
طراحی و اجرای شورای خانوادگی، راهکار عملی دیگری است که نه تنها مرزهای تربیتی را روشن میکند، بلکه به فرزندان یاد میدهد مسئولیت امور خود را بپذیرند. شورای خانوادگی فضایی منظم و صمیمی است که در آن اعضای خانواده اصلی یعنی پدر، مادر و فرزندان دور هم مینشینند و درباره قوانین خانه، برنامههای هفتگی، تفریحات و حتی نحوه رفتار در مهمانیها گفتوگو میکنند. وقتی فرزند در شورا شرکت میکند و خودش در وضع قوانین خانه نقش دارد، تعهد بیشتری برای اجرای آنها نشان میدهد. همچنین در همین شورا میتوان به کودک آموزش داد که قوانین خانه ما مخصوص خانه خود ماست و احترام به قوانین یا سبک زندگی پدربزرگ و مادربزرگ در خانه آنها نیز ضروری است.
آموزش این تفاوت به کودک اهمیت بالایی دارد. پدر و مادر باید برای فرزند توضیح دهند که اگر مادربزرگ در خانه خود به تو شکلات بیشتری میدهد، این نشاندهنده لطف و مهربانی اوست اما قانون ثابت خانه ما برای سلامت دندانهای تو تغییر نمیکند. با این آموزش ساده، کودک یاد میگیرد که میان محبت بزرگترها و قوانین تربیتی والدین تفکیک قائل شود و دست به رفتارهای فرصتطلبانه یا سوءاستفاده از تفاوت دیدگاهها نزند. همچنین این کار باعث میشود حرمت بزرگترها حفظ شود و کودک آنها را افرادی مانع یا مخل قوانین تصور نکند.
موضوع دیگری که در دنیای رسانهای امروز پررنگ شده، مقایسه فرزندان در دورهمیها یا دخالت اطرافیان بر اساس شنیدههای فضای مجازی است. گاهی در مهمانیها خاله یا عمه بر اساس ویدئویی که در شبکههای اجتماعی مشاهده کردهاند، توصیههای تربیتی سنگینی ارائه میدهند یا فرزند شما را با فرزند دیگران مقایسه میکنند. برخورد با این وضعیت نیازمند هوشمندی و آرامش است. پاسخ دادن با عصبانیت یا وارد شدن به بحثهای جنجالی در حضور جمع، معمولاً نتیجه معکوس دارد و باعث تثبیت دخالتها میشود. در چنین شرایطی، بهترین واکنش، تغییر مسیر گفتوگو با لبخند و لحنی ملایم است. میتوان با جملاتی کوتاه و احترامآمیز موضوع را تغییر داد و بحث اصلی را به زمان دیگری در فضای دو نفره واگذار کرد.
بررسی آموزههای اخلاقی اسلام بهویژه رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام زوایای روشنی از نحوه تعامل میان حقوق فرزند، حقوق والدین و حقوق خویشاوندان را آشکار میسازد. امام سجاد علیهالسلام در این منشور ارزشمند، حق فرزند را تربیت شایسته و هدایت او به سوی پروردگار و کمک به او در مسیر نیکیها میدانند و در عین حال حق بزرگتر و خویشاوند را حفظ حرمت و رعایت پیوند خانوادگی میشمارند. جمع میان این دو حق نشان میدهد که هیچکدام نباید فدای دیگری شود. یعنی به بهانه تربیت فرزند نباید حرمت و دل بزرگترها شکسته شود و به بهانه جلب رضایت اطرافیان نیز نباید از مسئولیت اساسی تربیت فرزند عقبنشینی کرد. هنر مدیریت خانواده اسلامی دقیقاً در حفظ همین تعادل ظریف نهفته است.
پدران و مادرانی که موفق شدهاند این تعادل را برقرار کنند، معمولاً از دو ابزار قدرتمند استفاده میکنند: شفافیت در عین مهربانی و ثبات قدم بدون پرخاشگری. وقتی اطرافیان احساس کنند که شما بر مواضع تربیتی خود با آرامش، منطق و ثبات ایستادهاید و در عین حال صمیمیت و رفتوآمد خود را با آنها کاهش ندادهاید، به تدریج حد و مرزها را میپذیرند. اما اگر رفتار شما متزلزل باشد، یک روز سختگیری کنید و روز دیگر به خاطر فشار اطرافیان تسلیم شوید، این پیام صادر میشود که مرزهای تربیتی شما قابل تغییر و چانهزنی است. ثبات رفتار والدین به اطرافیان یاد میدهد که سبک زندگی و تربیتی این خانه دارای حریم مشخصی است که باید به آن احترام گذاشته شود.
همچنین نباید فراموش کرد که حضور بزرگترها در کنار فرزندان برکات بیشماری دارد که نباید به خاطر چند اختلاف نظر تربیتی، خود و فرزندانمان را از آن محروم کنیم. نقل خاطرات گذشته توسط پدربزرگها، انتقال حس اصالت، احساس هویت دینی و خانوادگی، و درک عشق بیدریغ، از مواردی است که تنها در سایه ارتباط با نسل گذشته شکل میگیرد. بنابراین هدف از برخورد با دخالتها، حذف اطرافیان یا قطع ارتباط نیست، بلکه اصلاح الگوی تعامل و هدایت کردن محبتهای آنان در مسیر رشد سالم فرزند است. با مدیریت صبورانه، گفتوگوهای هدفمند و ایجاد شوراهای خانوادگی منظم، میتوان خانه را به محیطی امن برای رشد کودکان و در عین حال کانون گرمی برای صله رحم و احترام به بزرگترها تبدیل ساخت.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0