راهبرد چهارگانه جبهه حق در میانه تقابل تمام‌عیار نظامی، سایبری و روانی

دکترین نظامی و اخلاقی امیرالمؤمنین در مواجهه با دشمن

در روزگاری که تقابل تاریخی ایران و شبکه قدرت‌های غربی به سرکردگی امریکا به پیچیده‌ترین فاز جنگ ترکیبی رسیده است، بازخوانی دستورالعمل‌های تاکتیکی و روانی امیرالمؤمنین علی علیه السلام پرده از یک مدل دفاعی کامل و پیروزی‌آفرین برمی‌دارد.

مبلغ – سرویس جامعه:  امروز صفحه تحولات منطقه‌ای و جهانی شاهد رویارویی تمدنی عمیقی میان ایران و ایالات متحده امریکا است. این نبرد تنها در تنگه هرمز، پایگاه‌های موشکی یا سامانه‌های پهپادی خلاصه نمی‌شود، بلکه ابعاد آن به اتاق‌های فکر رسانه‌ای، جنگ‌های سایبری و عملیات روانی کشیده شده است. در چنین وضعیتی، اتخاذ یک دکترین منسجم که هم ابعاد مادی میدان را پوشش دهد و هم روان نیروها و افکار عمومی را در بالاترین سطح آمادگی حفظ کند، یک ضرورت حیاتی است. امام صادق علیه السلام به نقل از پدران گرامی خود فرمودند که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در هنگام مواجهه با دشمن به یاران خود چهار دستور راهبردی دادند؛ فرمودند: «إِذَا لَقِيتُمْ عَدُوَّكُمْ فِي الْحَرْبِ فَأَقِلُّوا الْكَلَامَ وَ اذْكُرُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ فَتُسْخِطُوا اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ تَسْتَوْجِبُوا غَضَبَهُ وَ إِذَا رَأَيْتُمْ مِنْ إِخْوَانِكُمُ الْمَجْرُوحَ وَ مَنْ قَدْ نُكِلَ بِهِ أَوْ مَنْ قَدْ طَمِعَ عَدُوُّكُمْ فِيهِ فَقُوهُ بِأَنْفُسِكُمْ». این بیان نورانی، چهار ضلع طلایی تمرکز عملیاتی، اتصال به قدرت لایزال الهی، ایستادگی در میدان و انسجام تیمی برای محافظت از آسیب‌دیدگان را ترسیم می‌کند.

ضلع نخست این دکترین، فرمان به کم‌گویی یا همان «اقلوا الکلام» در لحظه نبرد است. در جنگ‌های مدرن امروزی، پنتاگون و سازمان‌های اطلاعاتی غربی سرمایه‌گذاری عظیمی روی پدیده آلودگی صوتی و جنگ کلمات کرده‌اند. بمباران اخبار، توئیت‌های لحظه‌ای مقامات غربی، تهدیدهای توخالی و راه انداختن خطوط شایعه در شبکه‌های اجتماعی دقیقا برای این طراحی شده است که تمرکز اتاق‌های فرماندهی و افکار عمومی جامعه هدف را بر هم بزند. دستور امیرالمؤمنین به کم‌گویی در مواجهه با دشمن، یعنی بستن گلوگاه حاشیه‌سازی‌ها و پرهیز از رجزخوانی‌های احساسی و پوچ که ممکن است دسترسی اطلاعاتی دشمن را تسهیل کند. در شرایطی که ایران با شبکه ماهواره‌ای و رسانه‌ای دشمنان پنجه در افکنده است، نیروهای خط مقدم و تحلیلگران پشت جبهه بیش از هر زمان دیگری نیازمند انضباط گفتاری هستند. کثرت کلام، خطای محاسباتی ایجاد می‌کند؛ در حالی که کم‌گویی هوشمندانه، تمرکز آتش و تصمیم‌گیری دقیق را به همراه می‌آورد. این سکوت مبتنی بر تسلط، دشمن را در سردرگمی اطلاعاتی فرو می‌برد.

ضلع دوم، «ذکر الله عز و جل» است که قلب تپنده معنویت در میدان نبرد به شمار می‌رود. تجهیزات پیشرفته، رادارهای آرایه‌فازی و فناوری‌های هوافضا زمانی به نقطه اثربخشی نهایی می‌رسند که نیروی به کار گیرنده آن‌ها از درون تهی نباشد. ماشین نظامی امریکا با تکیه بر ابزارهای فناورانه همواره تلاش می‌کند ترسی فلج‌کننده در دل ملت‌ها ایجاد کند؛ مفهومی که در ادبیات نظامی غرب به شوک و بهت معروف است. اما فرمول علوی پادزهر این شوک روانی را ارائه می‌دهد. وقتی یاد خدا بر دل حاکم باشد، قدرت‌های مادی در چشم رزمنده کوچک می‌شوند. این همان رازی بود که در ساقط کردن پیشرفته‌ترین پهپادهای شناسایی دشمن در خلیج فارس یا هدف قرار دادن دقیق پایگاه عین الاسد دیده شد؛ جایی که اتکا به قدرت الهی، هیبت پوشالی قدرت مادی را شکست. یاد خدا به رزمنده و مردم قدرت می‌دهد که در برابر تهدیدهای هسته‌ای و سناریوهای وحشت‌آفرین تسلیم نشوند و صحنه نبرد را با تکیه بر ایمان مدیریت کنند.

ضلع سوم این منشور علوی، نهی شدید از فرار و پشت کردن به دشمن است؛ «لا تولوهم الادبار فتسخطوا الله تبارک و تعالی و تستوجبوا غضبه». در معادلات تقابل ایران و امریکا، عقب‌نشینی تاکتیکی از اصول هویتی و مواضع دفاعی، دقیقا همان هدفی است که واشنگتن با ابزار تحریم، تهدید و ائتلاف‌سازی دنبال می‌کند. تجربه تاریخ معاصر نشان داده است که هر گام عقب‌نشینی در برابر استکبار، موجب پیشروی ده برابری آن‌ها می‌شود. فرار در ادبیات نظامی دیروز به معنای ترک سنگر بود، اما در فضای نبرد امروز، فرار می‌تواند به شکل خالی کردن میدان جهاد تبیین، انفعال در برابر محاصره اقتصادی، یا تسلیم شدن در برابر فشارهای سیاسی تجلی پیدا کند. امیرالمؤمنین هشدار می‌دهند که پشت کردن به دشمن غضب الهی را در پی دارد، چرا که باز کردن راه نفوذ دشمن، تاراج هویت و عزت یک جامعه ایمانی را به دنبال خواهد داشت. مقاومت فعال و پایداری در میدان، یگانه متغیری است که محاسبات دشمن را در اتاق‌های جنگ به هم می‌ریزد و آن‌ها را وادار به عقب‌نشینی می‌کند.

ضلع چهارم و اوج زیبایی این دکترین نظامی، تاکید بر برادری، همپوشانی و ایثار تیمی است. حضرت می‌فرمایند: «و اذا رایتم من اخوانکم المجروح و من قد نکل به او من قد طمع عدوکم فیه فقوه بانفسکم»؛ اگر دیدید برادرتان مجروح شده، ضربه سختی خورده یا دشمن به او طمع کرده و درصدد ضربه زدن به اوست، جان خود را سپر بلای او کنید. این فراز تابناک از کلام مولا، مانیفست اصلی دکترین مقاومت منطقه‌ای و مبنای پیوند ناگسستنی جمهوری اسلامی ایران با برادران مجاهدش در خطوط مقدم، به ویژه حزب‌الله لبنان است. لبنان و مقاومت اسلامی سال‌هاست که در نوک پیکان نبرد مستقیم با رژیم صهیونیستی و حامی اصلی آن یعنی امریکا قرار دارند؛ خاکریزی مستحکم که دشمن همواره برای درهم شکستن آن دندان تیز کرده است.

وقتی ماشین جنگی غرب و صهیونیسم در مقاطعی با ترورهای سنگین، بمباران ضاحیه، هدف قرار دادن فرماندهان ارشد و مجروح ساختن هزاران تن از مجاهدان و مردم مظلوم لبنان کوشیدند تا این بدنه مقاوم را زیر فشار خرد کنند، معنای دقیق «و من قد نکل به او من قد طمع عدوکم فیه» در صحنه بین‌الملل پدیدار شد. در این لحظات تاریخی، منطق مادی و حسابگری‌های منفعت‌طلبانه دنیای غرب توصیه به عافیت‌طلبی و تنها گذاشتن هم‌پیمانان می‌کرد، اما فرمان صریح امیرالمؤمنین «فقوه بانفسکم» بود. بر پایه همین منطق ولایی و ایمانی است که ایران اسلامی تمام قد، با جان، دیپلماسی شجاعانه، توان تسلیحاتی و پشتیبانی همه‌جانبه مادی و معنوی به میدان آمد و خود را سپر بلای لبنان و مقاومت کرد. حضور مقامات عالی‌رتبه دیپلماتیک و فرماندهان میدانی ایران در دل بیروت زیر آتش مستقیم موشک‌ها، مصداق عینی و زنده این قاعده علوی بود که نشان داد برادران ایمانی هرگز همرزم مجروح خود را در میدان رها نمی‌کنند.

دشمن به خیال خام خود طمع کرده بود که با وارد آوردن ضربات پی‌درپی، حزب‌الله را منزوی و خلع سلاح کند و سپس به سراغ حلقه‌های بعدی جبهه حق بیاید؛ اما دکترین دفاعی علوی به ایران آموخته است که امنیت خطوط مقدم، امنیت تمامیت جبهه اسلام است. پشتیبانی بی‌دریغ از مردم آسیب‌دیده لبنان، بازسازی توان عملیاتی مقاومت، ارسال کمک‌های درمانی به مجروحان و پشتیبانی موشکی در قالب عملیات‌های کوبنده، همگی تحقق میدانی دستور امام علی برای بستن راه طمع‌ورزی دشمن به پیکر مقاومت بود. سپر شدن ایران برای حزب‌الله، محاسبات کاخ سفید و تل‌آویو را بر هم زد و مانع از سقوط خط اول دفاعی جهان اسلام شد.

پیوند این چهار مولفه یعنی انضباط کلامی و سکوت هوشمندانه، تکیه بر معنویت و یاد خدا، استقامت بدون عقب‌نشینی در برابر تهدیدات و فداکاری راهبردی برای صیانت از برادران آسیب‌دیده، یک ساختار دفاعی تسخیرناپذیر ساخته است. در نبرد پیچیده‌ای که امروز میان جبهه استکبار به سرکردگی امریکا و جبهه مقاومت با محوریت ایران و حزب‌الله در جریان است، کاربست همین آموزه‌های اصیل است که برتری محاسباتی و معنوی را برای رزمندگان حق تضمین می‌کند. این فرمول الهی ثابت می‌کند که پیروزی نهایی متعلق به کسانی است که نه از هیاهوی دشمن می‌هراسند، نه در نبرد کلامی اسیر بازی‌های رسانه‌ای می‌شوند و نه برادران زخمی خود را در برابر چنگال گرگ‌های متجاوز تنها می‌گذارند؛ بلکه با وحدت و ایثار، سدی پولادین در برابر استکبار جهانی بنا می‌کنند.