عبور از برج عاج دانشگاه؛ چرا احتکار دانایی بزرگترین خیانت به جامعه است؟
مبلغ – سرویس جامعه: یکی از جدیترین چالشهای نظامهای علمی و آموزشی در دنیای معاصر، پدیده انزوای نخبگان و حبس دانش در دایرههای بسته آکادمیک است. در بسیاری از دانشگاهها و مراکز پژوهشی، جریانی شکل گرفته که ارزش علم را صرفاً در تعداد ارجاعات مقالات، ارتقای رتبههای اداری و چاپ متون پیچیده در نشریات بینالمللی میداند؛ متونی که اغلب زبانشان برای عموم مردم نامفهوم است و نتایجشان هیچ گرهی از مشکلات واقعی، اقتصادی، تربیتی و روانی جامعه باز نمیکند. این وضعیت، نوعی برج عاجنشینی پدید آورده که در آن، اهل علم در فضایی انتزاعی و دور از دردهای کوچه و بازار زیست میکنند، در حالی که کف جامعه بهشدت نیازمند آگاهی، هدایت تخصصی و راهحلهای علمی برای مواجهه با بحرانهای زیستی و فکری خود است. این جدایی میان اهل تخصص و توده مردم، نهتنها به اتلاف سرمایههای انسانی میانجامد، بلکه رسالت اخلاقی و انسانی دانش را به قهقرا میبرد.
در مبانی معرفتی اسلام، علم هرگز پدیدهای تزیینی، اشرافی یا ابزاری صرف برای تفاخر فردی نبوده است. علم، نوری است که باید تاریکیهای جامعه را بزداید و مسئولیتآور باشد. در میراث روایی مکتب اهل بیت، این پیوند مسئولیتآفرین با تعبیری بسیار رسا و قاطع بیان شده است. در حدیثی شریف و مشهور از پیامبر گرامی اسلام (ص) آمده است: «زَكَاةُ الْعِلْمِ نَشْرُهُ»، یعنی زکات و مالیات واجب دانایی، نشر و عمومیسازی آن است. همانطور که زکات مال، فقر مادی را از پیکره جامعه میزداید، زکات علم نیز با آموزش دادن به مردم، فقر فکری، ناآگاهی و سردرگمیهای اجتماعی را ریشهکن میسازد. از منظر این فرمول نبوی، کسی که دانش دارد اما آن را در پستوی ذهن یا آزمایشگاه خود حبس میکند و برای روشنگری جامعه قدمی برنمیدارد، درست مانند ثروتمندی است که در کنار گرسنگان، اموال خود را احتکار کرده و حاضر به دستگیری از نیازمندان نیست.
این هشدار در کلام سایر پیشوایان معصوم نیز با صراحت انعکاس یافته است. امیرالمؤمنین علی (ع) در سخنی تکاندهنده میفرمایند: «خداوند از جاهلان و ناآگاهان برای یادگیری پیمان نگرفت مگر اینکه پیش از آن، از دانشمندان و آگاهان پیمان گرفت تا آموزش دهند و دانش خود را به کار گیرند.» این سخن حضرت نشان میدهد که بار مسئولیت اصلی عقبماندگی یا انحراف در یک جامعه، پیش از آنکه بر دوش مردم عادی باشد، متوجه نخبگانی است که زبان به کام کشیدهاند یا حاضر نشدهاند از حصار امن دانشگاه و حجره بیرون بیایند و با زبان مردم با آنها سخن بگویند. نخبگی در منطق اسلامی یک امتیاز بدون تعهد نیست، بلکه بار سنگینی از امانتداری و پاسخگویی در برابر جامعه است.
اگر به تاریخ معاصر علم و جنبشهای تحولآفرین جهان نگاه کنیم، تأثیر چهرههایی را میبینیم که دانش خود را وقف نجات مردم کردند. جوناس سالک، پزشک و ویروسشناس برجسته آمریکایی که واکسن فلج اطفال را کشف کرد، نمونهای درخشان از درک مسئولیت اجتماعی علم است. در دورهای که این بیماری هزاران کودک را در سراسر جهان دچار معلولیت دائمی یا مرگ میکرد، سالک از ثبت اختراع تجاری واکسن خود خودداری کرد. وقتی از او پرسیدند صاحب این امتیاز انحصاری کیست، او پاسخ داد: «این واکسن متعلق به همه مردم است؛ آیا میتوان خورشید را ثبت اختراع کرد؟» این نگاه انسانی و ایثارگرانه باعث شد واکسن با کمترین هزینه به دورافتادهترین نقاط جهان برسد و میلیونها انسان از فلج نجات یابند. این اقدام نشان داد که دانش زمانی شکوه واقعی پیدا میکند که از چنگال سودجویی و انحصارطلبی رها شود و به نفع کرامت انسان به کار گرفته شود.
در فرهنگ بومی و علمی جهان اسلام نیز الگوهای برجستهای از این تبار وجود دارند. دانشمندانی چون ابوعلی سینا و زکریای رازی تنها به نگارش کتب فلسفی و طبی برای نخبگان بسنده نمیکردند، بلکه به درمان رایگان بیماران فقیر میپرداختند و رسالههایی کاربردی به زبان ساده درباره بهداشت و درمان دردهای رایج برای عامه مردم مینوشتند. در دوران معاصر، شهید دکتر مصطفی چمران با مدرک دکترای فیزیک پلاسما از معتبرترین دانشگاههای جهان، میتوانست تمام عمر خود را در امنترین آزمایشگاهها به پژوهشهای آکادمیک بگذراند، اما او احساس کرد که تخصصش باید در خدمت رهایی مظلومان، آموزش مهارت به محرومان جنوب لبنان و ایستادگی در برابر ظلم در میدانهای دفاع قرار گیرد. او علم را با عمل و آموزش به جامعه پیوند زد و از آن به عنوان سلاحی برای نجات انسانها استفاده کرد.
امروزه در عصر انفجار اطلاعات و فناوریهای دیجیتال، پیامدهای احتکار دانایی و عدم حضور نخبگان در صحنه عمومی بسیار سهمگینتر شده است. وقتی استادان دانشگاه، پزشکان متخصص، کارشناسان علوم تربیتی و پژوهشگران دینی از حضور فعال در رسانههای عمومی، شبکههای اجتماعی و فضاهای تعاملی با مردم طفره میروند، میدان برای جولان چهرههای زرد، شیادان شبهعلم و بلاگرهای بیسواد باز میشود. در سالهای اخیر دیدهایم که چگونه ترویج باورهای غلط پزشکی در اینترنت جان انسانها را به خطر انداخته، یا توصیههای نادرست در حوزه روانشناسی زرد و موفقیتهای یکشبه، کانون بسیاری از خانوادهها را متلاشی کرده است. اگر متخصصان متعهد، مهارت عمومیسازی دانش و ترجمه مفاهیم پیچیده علمی به زبان ساده و قابل فهم برای مردم را در پیش نگیرند، جامعه در منجلاب اطلاعات فریبنده و گمراهکننده فرو خواهد رفت.
یکی از جنبههای کلیدی مسئولذراند، اما او احساس کرد که تخصصش باید در خدمت رهایی مظلومان، آموزش مهارت به محرومان جنوب لبنان و ایستادگی در برابر ظلم در میدانهای دفاع قرار گیرد. او علم را با عمل و آموزش به جامعه پیوند زد و از آن به عنوان سلاحی برای نجات انسانها استفاده کرد.
امروزه در عصر انفجار اطلاعات و فناوریهای دیجیتال، پیامدهای احتکار دانایی و عدم حضور نخبگان در صحنه عمومی بسیار سهمگینتر شده است. وقتی استادان دانشگاه، پزشکان متخصص، کارشناسان علوم تربیتی و پژوهشگران دینی از حضور فعال در رسانههای عمومی، شبکههای اجتماعی و فضاهای تعاملی با مردم طفره میروند، میدان برای جولان چهرههای زرد، شیادان شبهعلم و بلاگرهای بیسواد باز میشود. در سالهای اخیر دیدهایم که چگونه ترویج باورهای غلط پزشکی در اینترنت جان انسانها را به خطر انداخته، یا توصیههای نادرست در حوزه روانشناسی زرد و موفقیتهای یکشبه، کانون بسیاری از خانوادهها را متلاشی کرده است. اگر متخصصان متعهد، مهارت عمومیسازی دانش و ترجمه مفاهیم پیچیده علمی به زبان ساده و قابل فهم برای مردم را در پیش نگیرند، جامعه در منجلاب اطلاعات فریبنده و گمراهکننده فرو خواهد رفت.
یکی از جنبههای کلیدی مسئولیت اجتماعی دانش، پاسخگویی به مسائل بومی و کاهش رنجهای روزمره مردم است. دانشگاهی که در منطقهای درگیر با بحران فرونشست زمین، کمآبی، بیکاری، آسیبهای اجتماعی یا اضطرابهای معیشتی واقع شده، اما پایاننامهها و پژوهشهای آن هیچ نسبتی با این مشکلات محلی ندارد، دانشگاهی مرده است. دانشجو و استادی که تنها به دنبال پر کردن کارنامه شخصی و افزودن سطری به رزومه خود هستند، از فلسفه وجودی دانشگاه بیگانه شدهاند. دانشگاه باید به عنوان کانون تفکر و حل مسئله برای شهر و کشور عمل کند؛ به این معنا که یافتههای آزمایشگاهی و نظریات علوم انسانی باید به شکل دستورالعملهای سیاستی، بستههای آموزشی برای خانوادهها، و راهکارهای فناورانه به بدوش مردم، دستهای خود را برای ترمیم زخمهای جامعه و ساختن فردایی روشنتر به کار گیرد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0