حجاب؛ جاذبه امروز اسلام برای زنان غربی

کارشناس و استاد دانشگاه گفت: برخی زنان غربی که مسلمان شده‌اند می‌گویند که ما اول با حجاب شدیم بعد مسلمان شدیم یعنی اول آنقدر جذب حجاب اسلامی شدیم که حجاب اسلامی را پذیرفتیم بعد خود اسلام را پذیرفتیم.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، چالش‌های موجود در فضای مجازی مرتبط با حوزه حجاب، جنبش فمینیسم در غرب و کمپین‌های تبلیغاتی علیه نگاه کالامحور به زنان در ترکیه و اندونزی سبب شده تا سؤالاتی در ذهن برخی جوانان شکل بگیرد که اصلا فلسفه حجاب چیست و آیا کتاب آسمانی ما به موضوع حجاب اشاره ای داشته است؟

دبیر ستاد زنان و خانواده شورایعالی انقلاب فرهنگی فهیمه فرهمندپور در گفت‌وگو با گروه حوزه و دانشگاه  فارس به چند سؤال ذهنی جوانان درباره موضوع حجاب پاسخ داده است.

* تمام ضوابط مربوط به پوشش و حجاب در قرآن آمده است

خانم دکتر در ابتدا بفرمایید که اصلا آیا موضوع حجاب در قرآن مجید مطرح شده است؟

فرهمندپور: اینکه برخی می‌گویند حجاب در قرآن نیامده، سخن بسیار عجیبی است. حجاب در سطوح مختلف ورود به مسأله یا قالب‌ها و مصادیق گوناگون در قرآن آمده است که به چند مورد اشاره می‌کنم. در مورد پوشش در قرآن به بانوان تحت عنوان نساءالمؤمنین و مؤمنات دستور داده شده که لباس سرتاسری داشته باشند و موها و گردن‌ها را بپوشانند. این‌ها به صورت واضح در قرآن آمده و شاید از همه واضح‌تر آیات مربوط به سوره احزاب است که شکل دقیق پوشش را مشخص کرده است. رفتار زنان و مردان نامحرم در مقابل یکدیگر نیز در قرآن مشخص شده و آمده است که نگاهشان را نسبت به یکدیگر کنترل کنند، زینت‌ها را بپوشانند و جاذبه‌های جنسی‌شان را از هم مخفی نگه دارند.

کامل‌ترین و جامع‌ترین آیات درباره این موضوع نیز آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور است. حتی درباره صحبت کردن زنان با مردان نیز اشاره شده به صورتی که صدایشان را نازک نکنند و به قول امروزی‌ها با عشوه با مردان صحبت نکنند.


حتی درباره نحوه راه رفتن نیز در قرآن صحبت شده که نوع راه رفتن خانم‌ها باید مناسب شأن یک زن مسلمان باشد. یعنی نه تنها در قرآن درباره خود حجاب صحبت شده بلکه درباره سطوح و قالب‌های مختلف حجاب به عنوان یک چارچوب روابط زنان و مردان صحبت شده یعنی ضوابط پوشش و رفتار زنان و مردان در مقابل یکدیگر در قرآن ذکر شده است.

درباره رفتار مردان هم آیاتی در قرآن‌مجید داریم؟

فرهمندپور: بله، قرآن نه تنها درباره رفتار زنان در مقابل مردان توجه دارد بلکه درباره رفتار مردان در برابر زنان نیز توجه دارد، بنابراین نوع مواجهه زن و مرد نامحرم تابع ضوابطی است که قرآن به این ضوابط اشاره کرده است.

حتی قرآن مصادیق محرم و نامحرم را نیز تأکید کرده که در مقابل چه کسانی پوشش داشته باشید، حتی درباره بازه سنی نیز صحبت کرده که وقتی بانوان سنشان زیاد است و روابطشان با مردان منجر به روابط جنسیتی نیست نیاز به حجاب ندارند.

* قرآن هرگز نگفته که بانوان برای به گناه نیفتادن مردان حجاب داشته باشند

اما این سؤال برای خانم‌ها پیش آمده که چرا خانم‌ها باید خودشان را محدود کنند که آقایان دچار گناه نشوند؟ چرا آقایان از چشمان‌شان محافظت نمی‌کنند.

فرهمندپور: شاید این سؤال که چرا ما خودمان را محدود کنیم ناظر است به تبیین غلط و ضعیف و نادرست موضوع حجاب در گفتگوهای بعضی از مبلغین و مروجین حجاب.من نیز این تعبیر را نمی‌پسندم که بگویند بانوان حجاب داشته باشند که مردان به گناه نیفتند، سؤال‌کنندگان در این باره حق دارند من نیز این تعبیر را نمی‌پسندم.
جالب است که اتفاقاً قرآن اصلاً این تعبیر را به کار نمی‌برد یعنی وقتی به بانوان دستور حجاب می‌دهد و آنان را به حجاب و مدیریت مناسبات با مردان تشویق و توصیه می‌کند نمی‌گوید به دلیل اینکه مردان به گناه نیفتند بلکه می‌گوید به دلیل اینکه شما مورد آزار قرار نگیرید یعنی اتفاقاً منطق قرآن دستور به حجاب است برای حفظ امنیت زنان نه حفظ ایمان مردان.

البته از نتایج حجاب این است که جامعه از سلامت معنوی و امنیت بیشتری برخوردار می‌شود، اما فلسفه اصلی حجاب این نیست.

انگیزه حجاب و نتیجه حجاب باید از هم تفکیک شود، به طور مثال انگیزه افراد از درس خواندن البته باید توسعه دانش باشد اما در نتیجه مدرک تحصیلی نیز می‌گیرند و درآمد بیشتری نیز داشته باشد.

انگیزه حجاب نیز حفظ امنیت زنان و مصونیت زنان است اما در نتیجه جامعه نیز طبعاً از سلامت مادی و معنوی و امنیت بیشتری برخوردار خواهد شد بنابراین قرآن به بانوان توصیه می‌کند که حجاب داشته باشید.

مثل اینکه قوانین به ما توصیه می‌کنند که از پیاده‌رو راه برویم، یا از پل عابر پیاده استفاده کنیم، حالا یک فرد پیاده‌ای بگوید من می‌خواهم از خیابان راه بروم رانندگان چشمشان را باز کنند، بله آنان نیز باید دقت کنند اما اگر راننده‌ای خواب‌آلوده بود، یا حالت طبیعی نداشت، دقت نداشت، سرعتش زیاد بود، من باید خودم را در معرض خطر قرار دهم؟ نه راننده وظیفه‌ای دارد که دقت کند و به پیاده‌ها آسیب نزند اما من به عنوان پیاده نیز باید از پل عابر پیاده و خط‌کشی عبور کنم و خودم را در معرض خطر قرار ندهم.

موضوع بدحجابی در دیگر کشورهای دنیا که عملا به موضوع حجاب اعتقادی ندارند، تبعاتی داشته است؟
فرهمندپور: اتفاقی که در دنیا رخ می‌دهد و مطالعات و تجربیات زیسته غرب نشان می‌دهد در غرب که آزادی کامل و بی‌بندوباری در روابطشان وجود داشته است، زنان در معرض خطر قرار گرفتند به طوریکه خودشان به این فکر افتادند تا لباس محرک نپوشند.

چند وقت پیش تحقیقی از کشور غربی دیدم که بانوان جوان وقتی می‌خواهند سوار مترو شوند به دلیل اینکه مورد تعرض نگاه، فیزیکی و کلامی قرار نگیرند لباس پوشیده‌تر می‌پوشند.

همچنین تحقیقاتی را انجام دادند که یک بانو یک بار با لباس مناسب و بار دیگر با لباس نامناسب در محیطی قرار گرفته و به این نتیجه رسیده‌اند که وقتی فرد با لباس پوشیده است کمتر در معرض خطر قرار می‌گیرد؛ حجاب یعنی همین.
بنابراین حجاب بانوان مسلمان به این دلیل نیست که مردان آسیب نبینند بلکه بانوان مسلمان حجاب دارند که خودشان آسیب نبینند البته این مسئله کمک می‌کند که جامعه نیز وضعیت بهتری داشته باشد.

* اصل حکم حجاب در هر زمانی یکسان است

فارس: مگر حجاب مربوط به هزار سال پیش نیست؟ در دنیای امروز هم آیا مقوله حجاب محلی از اعراب دارد؟فرهمندپور: اینکه می‌گویند حجاب مربوط به هزار سال پیش است و باید به‌روز شود منظورشان چه چیزی است که باید به‌روز شود؟ اگر اصل حکم حجاب را می‌گویند که عرض کردم همین الان در دنیا پوشش مصونیت‌بخش است، پوشش کنترل‌کننده مناسبات و ارتباطات افراد است، بنابراین اصل حجاب احتیاج به به‌روز شدن ندارد اما بله لباس‌ها، قالب‌ها نه فقط به خاطر زمان که حتی به خاطر مکان متفاوت است یعنی حکم حجاب یک حکم کلی است اما این حکم کلی در دوره‌های مختلف، زمان‌های مختلف یا در حوزه‌های جغرافیایی فرهنگی و اجتماعی مختلف در شکل‌های متنوع و متفاوتی رعایت می‌شود.

در این باره توضیح بیشتری بفرمایید.

فرهمندپور: یعنی شما نگاه کنید بانوی مسلمان ایرانی، بانوی عرب، بانوی مسلمان اندونزیایی یا بانوی مسلمان مالزیایی، بانوی مسلمان اهل ترکیه، بانوی مسلمان پاکستانی و افغانستانی، آن‌هایی که مقید به حجاب هستند هرکدام یک نوع از پوشش یک نوع از در واقع قالب‌هایی منطبق با حکم حجاب را انتخاب کردند، این اشکال ندارد، در زمان‌های مختلف نیز همین‌طور است یعنی هم به لحاظ زمانی هم به لحاظ مکانی تنوع قالب‌های فرهنگی اجتماعی بومی برای حجاب به رسمیت شناخته شده و هیچ محدودیتی نیز نداشته اما اینکه اصل حکم حجاب به‌روز شود یعنی چه.
در همان سؤال قبلی نیز عرض کردم حتی همین امروز نیز بانوانی که تجربه زیسته در محیط‌های اجتماعی در جوامعی دارند که در آن بی‌بندوباری وجود دارد خیلی بهتر متوجه اهمیت حجاب می‌شوند.

* جاذبه اسلام برای غیرمسلمان‌ها حجاب است

شاید برای بسیاری از دوستان جالب باشد بدانند رشد اسلام رشد گرایش به اسلام در کشورهای غربی در چند دهه اخیر بین بانوان بیشتر از آقایان بوده است یعنی اگر مجموعه افرادی را که به اسلام مشرف شدند ببینید براساس آمار تعداد بانوان بیشتر است و نکته جالب توجه این است تقریبا قالب بانوانی که مسلمان نبودند و مشرف به اسلام شدند یکی از جاذبه‌های اسلام را بحث حجابش می‌دانند.

اما این موضوع برای برخی دختران ایرانی جاذبه ندارد.

فرهمندپور: خیلی عجیب است بعضی دختران جوان ما در کشور اسلامی که در خانواده‌های مسلمان به دنیا آمدند و در جامعه اسلامی رشد کردند نسبت به حجاب موضع منفی دارند مثلاً بسیاری‌شان ناراحتند از این موضوع ولی دخترها و بانوانی که در جوامع غربی و جوامع غیراسلامی زندگی کردند و تجربیات غیرمسلمانانه داشتند وقتی با اسلام آشنا شدند یکی از جاذبه‌های اسلام برای آنان مسئله حجاب بوده است.

دلیل این موضوع چه می‌تواند باشد؟

فرهمندپور: چون آنان در فضایی رشد کردند که به دلیل اینکه هیچ تقیدی نبوده، حجاب نبوده، رعایت پوشش خاص نبوده آسیب‌هایی را حالا خودشان یا اطرافیانشان تجربه کردند که متوجه اهمیت حجاب و متوجه کارکردهای خوب حجاب و دستاوردهای ناشی از زیست محجوبانه و در واقع چارچوب‌دار شدند.
من با بعضی از این‌ها صحبت می‌کردم و داستان بعضی‌شان را مطالعه می‌کردم صحبت‌هایشان و نوشته‌هایشان جالب است، بعضی از این بانوان می‌گفتند ما اول با حجاب شدیم بعد مسلمان شدیم یعنی اول آنقدر جذب حجاب اسلامی شدیم که حجاب اسلامی را پذیرفتیم بعد خود اسلام را پذیرفتیم.این نشان می‌دهد که حکم حجاب اتفاقاً همین امروز نیز به‌روز است و ضرورتش روشن است ولی بله شکلش، قالبش، نوعش، فرمش متناسب با زمان، مکان، فرهنگ، سلیقه، ذائقه و میل آدم‌ها قابل تنوع و تغییر است.

 اما اینکه می‌گویند اسلام دین اختیار است را چطور توضیح می‌دهید؟

فرهمندپور: اگر منظور از حرف «اسلام دین اختیار است» آیه معروف لا إکراه فی الدین است، باید بگویم که این آیه اشاره می‌کند به اینکه انسان باید با اختیار و با اراده خودش اسلام را بپذیرد و دین را بپذیرد، این بحث پذیرش دین است اصلاً دین یعنی اعتقاد و اعتقاد که با اجبار نمی‌شود، مثلاً شما می‌توانید به یکی بگویید تو باید فکرت را تغییر بدهی، تو باید اعتقادت را تغییر بدهی، ایمانت را تغییر بدهی، ایمان از جنس فکر و از جنس اعتقاد است پس آدمی یک اعتقادی دارد نمی‌تواند اعتقادی را که دارد با دستور تغییرش دهد یا با اجبار تغییرش دهد.

لذا قرآن می‌گوید دین و عقیده و باور و اعتقاد با اجبار شدنی نیست، با اکراه شدنی نیست آن چیزی که می‌شود از کسی مطالبه کرد رفتار خاص است نه اعتقاد خاص.
من نمی‌توانم از فرزندم مطالبه کنم این‌جور که من می‌گویم فکر کن، این‌جور که من می‌گویم اعتقاد داشته باش، اعتقاد من را بپذیر، اساساً اعتقاد با اجبار جور در نمی‌آید اما در مرحله دوم وقتی شما یک اعتقادی را پذیرفتید به لوازم عملی و عینی‌اش ملتزم شوید، شما اسلام را پذیرفتید نمی‌توانید بگویید من اسلام را با اراده خودم پذیرفتم ولی مثلاً اسلام خوردن مشروب در واقع مستی‌آور را حرام کرده ولی من می‌خواهم مشروب بخورم.

اسلام مثلاً خوردن گوشت بعضی از حیوانات را حرام کرده ولی من می‌خواهم بخورم خب تو اگر بخوری چرا پس اسلام پذیرفتی.اسلام را باید با اراده آگاهی و اختیار خودت بپذیری، اگر پذیرفتی آن وقت باید به لوازمش ملتزم شوی.مثلا وقتی اسلام پذیرفتی باید نماز بخوانی، در سال یک ماه روزه بگیری، باید بعضی چیزها را نخوری بعضی چیزها را ننوشی، باید بعضی رفتارها را بکنی باید بعضی رفتارها را نکنی یک سری چیزها را باید ترک کنی، باید به آن ملتزم باشی اینکه اسلام دین اختیار است این حرف اصلاً واژگان غلطی است.

اسلام دین است، دین را باید با اختیار پذیرفت، با اعتقاد و باورمندی پذیرفت ولی وقتی پذیرفتید، باید به آن ملتزم باشید.مثلا اینکه آیا کسی شما را وادار می‌کند که به دانشگاه بروید؟ نه شما خودتان انتخاب می‌کنید، حالا وقتی به دانشگاه رفتید نمی‌توانید بگویید من با اختیار خودم آمدم بنابراین ضوابط دانشگاه را رعایت نمی‌کنم.

هیچ‌کس را الزام نمی‌کنند مثلاً یک شغلی را انتخاب کند، خودش می‌رود شغل انتخاب می‌کند ولی وقتی شغل را انتخاب کرد و جایی استخدام شد باید به ضوابط آنجا احترام بگذارد.
کسی که اسلام را نپذیرفته خب نپذیرفته ولی وقتی پذیرفت باید به لوازمش ملتزم شود بنابراین اینکه اسلام دین اختیار است صحبت بی ربطی است.

حتی ممکن است کسی اسلام را نیز نپذیرفته و مسلمان نیست اما وقتی در جامعه اسلامی زندگی می‌کند باید مناسبات اجتماعی رعایت کند.مثلاً کسی مسلمان نیست نمی‌خواهد نماز بخواند خب نماز نمی‌خواند ولی وقتی در جامعه اسلامی زندگی می‌کند مثل هر جامعه دیگری زیستن در یک جامعه را پذیرفته است و از فرصت‌های آن اجتماع برخوردار است بنابراین باید قوانین و الزامات اجتماعی و مقرراتش را نیز بپذیرد.

برخی هم از تغییر ارزش‌های جامعه صحبت می‌کنند و معتقدند که در جامعه امروز زیبایی‌های ظاهری بیشتر برای پیشبرد اهدافشان به کار می‌آید و حجاب مانع از پیشرفتشان است و به همین دلیل حجابی که داشته‌اند را هم برداشته‌اند.

فرهمندپور: اگر من واقعاً معتقدم به اینکه حجاب لازم است و محجبه بودم یعنی معتقد بودم، حالا مثلاً اگر ما در یک جامعه در یک جمعی زندگی کردیم که این جمع دچار مثلاً بعضی انحرافات اخلاقی هستند یا اختلالات رفتاری دارند مثلا اگر در جمعی هستیم که یک عده سیگار می‌کشند و من می‌دانم سیگار چیز بدی است اما چون همه سیگار می‌کشند سیگار بکشم؟ من می‌دانم اعتیاد بسیار خطرناک است و بسیار مضر و بسیار آسیب‌زاست و روی سرنوشت و آینده من اثر می‌گذارد حالا اگر مثلاً اتفاقاً آدم‌های پیرامون من آلودگی داشتند من نیز همین اتفاق برایم بیفتد؟
خیلی بد است که اگر من محجبه بودم یعنی باورمند بودم اعتقاد داشتم یک انتخاب آگاهانه کرده بودم تحت تأثیر اطرافیانم آن را رها کنم، نباید تحت تأثیر رفتارهای اطرافیانم قرار بگیرم.؛ این یعنی من از خودم فکر، ایده، باور، عقیده، نظام ارزشی ندارم و این خیلی بد است زیرا یک انسان رشد یافته باید از خودش استقلال داشته باشد، نباید رنگ عوض کند نباید اینقدر تحت تأثیر اطرافیانش باشد، نباید اینقدر از خود بیخود باشد، اینقدر فاقد استقلال و اراده و انتخاب و رأی و نظر شخصی و آگاهانه باشد و این خیلی خطرناک است.

چنین کسی پس در هر جمعی قرار گیرد تاثیر می‌پذیرد، ضمن اینکه تازه اگر من کسی هستم که احساس می‌کنم به اندازه کافی قدرت مقابل مقاومت و حفظ استقلال خود را ندارم آن وقت حتماً باید نسبت به اطرافیانم دقت کنم. چنین کسی واقعاً باید نگران خودش باشد که هر روز به نسیمی دچار تغییر و تحول شود.