قرآن، مسجد و منطق برعکسِ آتش در عصر آشوب‌های معنا

سوزاندن، زبان آخر تفکر شکست‌خورده است. قرآن را می‌سوزانند یعنی از آن شکست خورده‌اند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، هیچ تمدنی در اوج اعتمادبه‌نفس، به کتاب حمله نمی‌کند. کتاب را می‌توان نقد کرد، کنار گذاشت، حتی نادیده گرفت؛ اما سوزاندن آن، نشانه‌ای روشن است از اینکه آن متن هنوز زنده است، هنوز اثر می‌گذارد و هنوز می‌تواند نظم ذهنی موجود را مختل کند. سوزاندن قرآن در اغتشاشات اخیر، نه یک رفتار تصادفی و نه صرفاً هیجانی بود؛ بلکه پیامی ناخواسته داشت: قرآن همچنان اثرگذار است.

در منطق قدرت، وقتی استدلال از کار می‌افتد، نمادها هدف قرار می‌گیرند. حمله به قرآن و مسجد، تلاشی است برای حذف صورت مسئله، نه حل آن. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که قرآن قرن‌ها پیش آن را توصیف کرده است:   «يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ»؛  می‌خواهند نور خدا را با دهان‌هایشان خاموش کنند؛ با هیاهو، با تصویر، با شوک رسانه‌ای. اما قرآن بلافاصله معادله را برمی‌گرداند:  «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ»؛  نور، فقط باقی نمی‌ماند؛ کامل می‌شود.

دکتر فهیمه محمدی، کارشناس علوم دینی، در یادداشتی به بررسی هتک حرمت قرآن کریم در اغتشاشات اخیر و نمایش اثرگذاری و بقای قرآن در تاریخ پرداخته است.

چرا قرآن را می‌زنند؟ چون همیشه قدرت دارد

اگر قرآن بی‌اثر شده بود، به حال خود رها می‌شد. متونی که تاریخ مصرفشان گذشته، سوزانده نمی‌شوند؛ در انبارها خاک می‌خورند. اما قرآن، هنوز در زندگی واقعی مردم حضور دارد؛ در خانواده، در آیین‌ها، در اخلاق، در تصمیم‌ها. همین حضور، آن را به هدف تبدیل می‌کند.

قرآن صرفاً یک متن عبادی نیست؛ نقشه جهان‌بینی است. با مفاهیمی مانند حق، باطل، عدالت، ظلم، مسئولیت و حسابرسی، مستقیماً نظم‌های تحمیلی را به چالش می‌کشد. جامعه‌ای که این مفاهیم در آن زنده باشد، به‌راحتی قابل هدایت از بیرون نیست.

از همین رو حمله به قرآن، بخشی از یک پروژه عمیق‌تر است: تضعیف منابع معنا. پروژه‌ای که می‌داند تا وقتی معنا زنده است، سلطه پایدار نخواهد بود. اما این پروژه یک ضعف ساختاری دارد: معنا را نمی‌توان با خشونت حذف کرد.

قرآن دقیقاً همین نقطه ضعف را افشا می‌کند؛ وقتی می‌گوید ابزار خاموش‌سازی، «أَفْوَاه» است؛ دهان‌ها، نه دل‌ها و نه عقل‌ها.

نور چیست و چرا آتش حریفش نمی‌شود؟

قرآن «نور» است، نه «اثر فرهنگی» یا «سند تاریخی». نور، خاصیتی دارد که آن را از هر شیء مادی جدا می‌کند:  انتقال‌پذیر است، تکثیر می‌شود و محدود به ظرف نیست.

آتش، نابود می‌کند؛ نور، گسترش می‌دهد. آتش، مصرف می‌کند؛ نور، می‌تابد. وقتی قرآن می‌گوید خدا نورش را «تمام» می‌کند، یعنی هر تلاش برای مهار آن، به مرحله‌ای جدید از بروز آن منجر خواهد شد. بحران‌ها، نور را از حالت عادت خارج می‌کنند و آن را دوباره مسئله‌مند می‌کنند.

به همین دلیل است که در دوره‌های فشار، قرآن بیشتر خوانده می‌شود، بیشتر پرسیده می‌شود و بیشتر به آن رجوع می‌شود. این یک واکنش احساسی نیست؛ یک سازوکار اجتماعی–معنوی است.

چرا همیشه مسجد هدف است؟

مسجد فقط ساختمان نیست؛ گره‌گاه ایمان و اجتماع است. جایی که باور فردی، به کنش جمعی تبدیل می‌شود. تخریب مسجد، تلاشی است برای قطع این پیوند.

قرآن، حمله به مسجد را اوج ظلم می‌داند، چون مسجد محل تولید معناست. جامعه‌ای که مسجد فعال دارد، روایت دارد؛ و جامعه‌ای که روایت دارد، تسلیم روایت‌های تحمیلی نمی‌شود.

در اغتشاشات اخیر، مسجد هدف قرار گرفت، چون هنوز کارکرد دارد. هنوز می‌تواند مردم را دور هم جمع کند، هنوز می‌تواند بحران را معنا کند. اگر مسجد خنثی بود، نیازی به تخریبش نبود.

تجربه تاریخی نشان داده است که مسجدِ تخریب‌شده، اگر آگاهانه بازسازی شود، معمولاً از قبل قوی‌تر بازمی‌گردد؛ اجتماعی‌تر، هوشیارتر و اثرگذارتر. این همان نتیجه‌ای است که طراحان اغتشاش از آن می‌هراسند.

فتنه‌ها چه چیزی را برملا می‌کنند؟

قرآن فتنه را صرفاً ویرانی نمی‌داند؛ آن را ابزار شفاف‌سازی می‌داند:  «لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ».

در بزنگاه‌ها، مرزها روشن می‌شود:  اعتراض از تخریب جدا می‌شود،  نقد از نفرت تفکیک می‌شود،  و مطالبه از آشوب فاصله می‌گیرد.

فتنه، نقاب‌ها را کنار می‌زند. هم ضعف‌های درونی را آشکار می‌کند و هم پروژه‌های بیرونی را. جامعه‌ای که از این مرحله عبور کند، دیگر ساده‌لوح نخواهد بود.

نتیجه‌ای که انتظارش را نداشتند

سوزاندن قرآن، قرار بود آن را حذف کند؛ اما آن را دوباره به مرکز گفت‌وگو بازگرداند.  تخریب مسجد، قرار بود پیوندها را قطع کند؛  اما پیوندها را تقویت کرد.

این نتیجه معکوس، قانون تاریخ است. معنا با فشار حذف نمی‌شود؛ با فشار، عمیق‌تر می‌شود. قرآن خاموش نشد، چون خاموش‌شدنی نیست. آنچه فرسوده شد، تصور خاموش‌سازی بود.

هرگاه آتش به جان کتاب افتاد، بدانیم که کتاب هنوز زنده است.  هرگاه مسجد هدف قرار گرفت، بدانیم که هنوز اثرگذار است. قرآن نه با آتش می‌میرد، نه با تحریف، نه با هیاهو. چون پشت آن وعده‌ای ایستاده که تاریخ بارها صحتش را نشان داده است: «وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ».