سرگرمی در ترازوی قرب الهی؛ نشاط و لذت، مانع رشد معنوی نیست

در سال‌های اخیر، مسئله سرگرمی و تفریح به یکی از موضوعات محوری در سبک زندگی جوامع معاصر تبدیل شده است. گسترش رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های رایانه‌ای و تنوع بی‌سابقه تفریحات فردی و جمعی موجب شده است که بخش قابل توجهی از اوقات فراغت انسان‌ها به اشکال گوناگون سرگرمی اختصاص یابد. در این میان، برای دینداران این پرسش به‌طور جدی مطرح است که نسبت این حجم از سرگرمی با معنویت و هدف غایی زندگی انسان، یعنی قرب الهی، چگونه قابل تبیین است و آیا اساساً می‌توان میان نشاط، لذت و تقرب به خداوند جمع کرد یا نه.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در نگاه نخست، نوعی دوگانه‌سازی نانوشته در ذهن برخی شکل می‌گیرد: از یک‌سو عبادت، معنویت و بندگی، و از سوی دیگر تفریح، لذت و سرگرمی. بر اساس این تلقی، هرچه انسان بیشتر به سرگرمی بپردازد، به همان میزان از مسیر معنویت فاصله می‌گیرد. این برداشت، اگرچه ریشه در دغدغه‌ای دینی و قابل فهم دارد، اما در عین حال نیازمند بازنگری و تحلیل دقیق‌تری در چارچوب اخلاق اسلامی است؛ چراکه ساده‌سازی نسبت میان دنیا و آخرت، خود می‌تواند به سوءفهمی عمیق در زیست دینی بینجامد.

بنابر روایت ایکنا، در منظومه اخلاق اسلامی، «قرب الهی» معیار نهایی ارزش‌گذاری رفتارهای انسان به شمار می‌رود. رفتار نیک، رفتاری است که انسان را به خداوند نزدیک کند و رفتار ناپسند، آن است که مانع این مسیر شود. با این حال، همه افعال انسانی الزاماً به‌صورت مستقیم در یکی از این دو سویه قرار نمی‌گیرند. بسیاری از کنش‌های روزمره انسان، از جمله بخش قابل توجهی از سرگرمی‌ها، در زمره افعالی قرار می‌گیرند که فی‌نفسه نه قرب‌آفرین‌اند و نه موجب دوری از خداوند، بلکه ارزش آن‌ها وابسته به چگونگی تحقق و جهت‌گیری آن‌هاست.

قرآن کریم نیز این واقعیت را مورد توجه قرار داده و با نگاهی واقع‌بینانه، انسان را به بهره‌مندی متعادل از دنیا فراخوانده است؛ آنجا که می‌فرماید: «وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَهَ وَلَا تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا»؛ یعنی در کنار طلب آخرت، سهم انسان از دنیا نیز نباید به فراموشی سپرده شود. این آیه به‌روشنی نشان می‌دهد که مسئله، نفی مطلق لذت‌های دنیوی نیست، بلکه تنظیم نسبت آن‌ها با غایت زندگی است. در روایات نیز بر نشاط مشروع، مزاح غیرمذموم و پرهیز از فرسودگی روحی مؤمن تأکید شده است؛ امری که نشان می‌دهد دینداری اصیل با خشونت نسبت به نیازهای طبیعی انسان سازگار نیست.

از همین‌جا می‌توان به نخستین خطای تحلیلی در مواجهه با مسئله سرگرمی اشاره کرد؛ خطایی که هرگونه تفریح را یا بی‌ارزش می‌پندارد یا ذاتاً مانع رشد معنوی می‌داند. چنین نگاهی، عملاً به نوعی دینداری سخت‌گیرانه می‌انجامد که در آن، زندگی دینی با فشار، خستگی و گاه دل‌زدگی همراه می‌شود. تجربه اجتماعی نیز نشان داده است که حذف یا تحقیر نیاز طبیعی انسان به نشاط و تنوع، نه‌تنها به تعمیق دینداری نمی‌انجامد، بلکه زمینه‌ساز گریز پنهان از دین در ساحت زندگی روزمره می‌شود.

در سوی مقابل، نگرشی نیز وجود دارد که سرگرمی و لذت را به هدف مستقل زندگی تبدیل می‌کند. در این چارچوب، اوقات فراغت نه فرصتی برای بازسازی توان روحی و جسمی، بلکه عرصه‌ای برای غفلت مستمر از معنا، مسئولیت و تعهد اخلاقی است. نتیجه چنین رویکردی، فروکاستن زندگی به چرخه‌ای از لذت‌های زودگذر و در نهایت، تهی‌شدن انسان از افق‌های متعالی است. اخلاق اسلامی، هر دو نگاه افراطی و تفریطی را مردود می‌داند و بر ضرورت تعادل تأکید می‌کند.

تحلیل اخلاقی اسلام از سرگرمی، بر اصل «جهت‌مندی افعال» استوار است. بر اساس این اصل، ارزش اخلاقی بسیاری از رفتارها نه صرفاً به ظاهر آن‌ها، بلکه به نیت، کارکرد و پیامدشان وابسته است. سرگرمی نیز از همین قاعده پیروی می‌کند. ورزشی که صرفاً برای تخلیه هیجان انجام می‌شود، ممکن است از نظر اخلاقی خنثی تلقی شود؛ اما همان ورزش، اگر با نیت حفظ سلامت، افزایش توان برای ایفای مسئولیت‌های خانوادگی و اجتماعی، یا پیشگیری از فرسودگی روانی انجام گیرد، می‌تواند در مسیر قرب الهی قرار گیرد.

از این منظر، سرگرمی‌های به‌ظاهر خنثی، قابلیت آن را دارند که با تغییر جهت و نیت، به کنشی اخلاقی و معنادار تبدیل شوند. انسان مؤمن، تفریح را نه در تقابل با بندگی، بلکه در امتداد آن می‌فهمد. رفع خستگی، ایجاد آرامش روانی و بازیابی نشاط، مقدمه‌ای عقلانی برای استمرار مسئولیت‌پذیری دینی و اجتماعی است. این نگاه، ریشه در فهمی واقع‌بینانه از طبیعت انسان دارد؛ انسانی که هم نیازمند معناست و هم محتاج تعادل روانی و جسمی.

در سبک زندگی اسلامی، مسئله اصلی آن نیست که «آیا سرگرمی داشته باشیم یا نه»، بلکه پرسش محوری این است که «سرگرمی ما در چه جهتی سامان می‌یابد». سرگرمی‌ که به غفلت، اتلاف عمر، تضعیف روابط خانوادگی، گسست اجتماعی یا فروپاشی اخلاقی بینجامد، هرچند در ظاهر مباح باشد، در تعارض با قرب الهی قرار می‌گیرد. در مقابل، تفریحی که به تقویت روابط انسانی، سلامت جسم، آرامش روان و آمادگی برای ایفای نقش‌های اجتماعی کمک کند، می‌تواند کارکردی اخلاقی و حتی عبادی پیدا کند.

این تحلیل، پیامدهای مهمی برای زیست دینی در دنیای معاصر دارد. در شرایطی که بخش قابل توجهی از سرگرمی‌ها از طریق رسانه‌ها و فضای مجازی شکل می‌گیرد، فقدان معیار اخلاقی روشن می‌تواند اوقات فراغت را به عرصه‌ برای فرسایش معنوی تبدیل کند. خانواده‌ها، جوانان و نهادهای فرهنگی، بیش از هر زمان دیگر نیازمند نگاهی معیارمند به مسئله سرگرمی هستند؛ نگاهی که نه مبتنی بر منع مطلق، و نه مبتنی بر رهاشدگی کامل باشد.

بر اساس این معیار، هر سرگرمی باید در «ترازوی قرب الهی» سنجیده شود: آیا ما را از هدف نهایی زندگی دور می‌کند؟ آیا به غفلت، بی‌مسئولیتی یا آسیب اخلاقی می‌انجامد؟ یا دست‌کم مانعی در مسیر رشد معنوی و انسانی ایجاد نمی‌کند؟ پاسخ به این پرسش‌ها، امکان انتخاب آگاهانه و مسئولانه را برای فرد دیندار فراهم می‌سازد.

بر این اساس، می‌توان گفت بهترین سرگرمی از منظر اخلاق اسلامی، یا ذاتاً تقرب‌آفرین است، یا به‌گونه‌ای سامان می‌یابد که در خدمت تقرب قرار گیرد. چنین نگاهی، هم از افراط و سخت‌گیری بی‌ثمر در دینداری جلوگیری می‌کند و هم مانع رهاشدگی و بی‌هدفی در اوقات فراغت می‌شود. بازاندیشی در نسبت سرگرمی و قرب الهی، گامی ضروری برای بازسازی سبک زندگی اسلامی در شرایط پیچیده و پرشتاب امروز است؛ سبکی که در آن، نشاط و معنویت نه رقیب، بلکه همراه و مکمل یکدیگرند.