پایان جهان بر استقرار توحید و حقمداری است
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حجتالاسلام والمسلمین حسین مقدس، عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی با استناد به تفسیر تسنیم آیتالله العظمی جوادی آملی در بخش دوم تبیین سوره محمد با اشاره به آیات «فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّىٰ إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّىٰ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ۚ ذَٰلِکَ وَلَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَٰکِنْ لِیَبْلُوَ بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ ۗ وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ (۴) سَیَهْدِیهِمْ وَیُصْلِحُ بَالَهُمْ (۵) وَیُدْخِلُهُمُ الْجَنَّهَ عَرَّفَهَا لَهُمْ (۶)» به بیان نکاتی پرداخته است که در ادامه میخوانیم:
بنابر روایت ایکنا، از منظر آیتالله جوادی آملی آیات پیشین درآمدی بر آماده کردن مسلمانان برای بیان دستور جنگی بود و این آیات، در وصف مؤمنان و کافران است؛ گویا گفته شده چون مؤمنان از حق پیروی میکنند و خدای سبحان گناهانشان را میبخشد و به آنان عنایت میکند و کافران از باطل پیروی میکنند و کارهایشان بینتیجه و بیاثر است، بر مؤمنان لازم است هنگامی که در میدان جنگ با کافران روبهرو میشوند، آنها را بکشند و به اسارت گیرند تا حقی احیا شود که مؤمنان بر آن هستند و زمین از هرگونه باطلی که کافران بر آنان هستند، پاک شود.
در صدر اسلام و آغاز حکومت اسلامی پیامبر اکرم(ص) در مدینه مسلمانان از نظر اقتصادی زندگی سختی داشتند، از اینرو زمانی که در جنگ با مشرکان پیروز میشدند، ممکن بود برخی از آنان برای جبران کمبودهای اقتصادی مشرکان را نکشند، بلکه آنها را اسیر بگیرند تا با گرفتن فدیه مشکلات اقتصادی خویش را برطرف کنند، از اینرو خدای سبحان به آنان فرمان میدهد زمانی که با کافران به کارزار پرداختید با قاطعیت بجنگید و گردنهایشان را بزنید تا وقتی که جنگ نفسگیر شود و بر اثر ضربههای شما زخمی و ناتوان شوند و برای نبرد و فرار قدرت نداشته باشند: «فَإِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرِبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا اتَخَتُمُوهُم.»
تعبیر «فَضَرِبَ الرِّقَاب» زدن گردن، کنایه از کشتن آنها با شمشیر است، زیرا آسانترین و سریعترین گونه کشتن است؛ ولی باید توجه داشت که دستور زدن گردن و سر و انگشتان کافران در میدان نبرد، تمثیل است و مراد از این تعبیرها کشتن محاربانی است که برای نابودی اسلام و مسلمانان همت گماشتهاند، پس در دوران کنونی زدن گردن ضرورت ندارد، چون با پیشرفت صنایع نظامی جنگ با شمشیر و زدن گردن موضوعیت ندارد.
مشرکان، خانه خدا را به بتکده بدل کرده بودند و تولیت و کلیدداری کعبه بر ایشان درآمد مادی داشت؛ آنها بر پشت بام کعبه قمار میکردند و قبول میکردند که کلیدداری خانه خدا را در برابر چند مشک شراب واگذار کنند، بر این اساس خدای سبحان برای ریشهکن شدن بساط شرک و بتپرستی دستور داد که مسلمانان در جنگ با آنها شدت عمل، غلظت، صلابت و قاطعیت به خرج دهند و گردن کسانی را بزنند که برای مبارزه با اسلام و کشتن مسلمانان به شمشیر دست میبرند تا سرزمین وحی و معبد موحدان از لوث هرگونه آلودگی پاک شود و موحدان و فرزانگانی چون سلمان و ابوذر تربیت شوند.
به فرموده خدای سبحان اسیر گرفتن از دشمن باید پس از کشتن بسیاری از مشرکان و چیرگی بر آنها در جنگ باشد، پس آنان باید زمانی که بر دشمنان غلبه یافتند و دشمنان برای نبرد و فرار قدرت نداشتند، آنها را به اسارت بگیرند و محکم ببندند.
تعبیر «تُریدُونَ عَرَضَ الدُّنیا» به تمایل مسلمانان برای گرفتن اسیر اشاره دارد که میخواستند با اسیرگیری در برابر گرفتن فدیه آنها را آزاد کنند؛ ولی خدای سبحان آنان را از این کار نهی کرد و فرمود: شما کالای ناپایدار دنیا را میخواهید؛ اما خدا آخرت را برای شما خواسته است «و الله یُرِیدُ الآخِرَهَ.»
عبارت «فَشُدُّوا الْوَثَاق» نیز به محکمکاری در بستن اسیر دلالت دارد؛ یعنی آنها را با طناب و زنجیر محکم ببندید که خطرآور نباشند. تصمیمگیری درباره اسیران جنگی بر عهده پیامبر اکرم(ص) و رهبر اسلامی است؛ اگر مصلحت بداند بر آنها منت نهاده و رایگان آزادشان میکند؛ یا فدیه میگیرد و آزادشان میکند: «فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً» یا با اسیران مسلمان مبادله میکند؛ یا بر پایه برخی روایات آنها را به بردگی میگیرد.
به هر جهت مسلمانان نباید بدون فرمان و اجازه پیامبر(ص) درباره اسیران تصمیم بگیرند، بلکه باید با کافران نبرد کنند، تا زمانی که جنگ، سنگینی خود را زمین بگذارد «حَتَّىٰ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا» یعنی کارزار پایان یابد و کافران اسلحه خود را زمین نهند.
مراد این آیات تمام شدن پیکار در همه جهان نیست، بلکه مراد منطقهای است که در آن جنگ شده؛ یعنی هنگامی که مسلمانان با مشرکان میستیزند تا وقتی دشمنان زمینگیر نشدند نباید از آنها اسیر بگیرند مگر پس از چیره شدن بر آنها و پایان جنگ و این تعبیر مشرکان مناطق دیگر را که در جنگ نیستند دربرنمیگیرد.
جهان هستی ملک و ملک خدای سبحان است و همه موجودات سربازان و سپاهیان اویند «واللهِ جُنودُ السَّمواتِ والأَرضِ» و اگر کاری واسطه نخواهد، خدای حکیم آن را بیواسطه انجام میدهد؛ ولی اگر کاری واسطه بخواهد خدا گاهی با مقداری شن دشمن را شکست میدهد چنان که در جنگ خندق با شنها بساط مشرکان را در هم ریخت و زمانی با شکافتن دریا ستمگران را از پای در میآورد: «فَغَشِیَهُم مِنَ الیَمِّ ما غَشِیَهُم؛ و بخشی از دریا آنان را فروگرفت، چه فروگرفتنی» (سوره طه/ آیه ۷۸) و هنگامی با شکافتن زمین کیفر میدهد: «فَخَسَفْنا بِهِ و بداره الأَرضَ؛ پس او و خانهاش را در زمین فرو بردیم» (سوره قصص/ آیه ۸۱) یا با باد قومی را نابود میکند: «سَخَّرَها عَلَیْهِم سبعَ لَبَال و ثمانیهَ أَیَّام؛ که خدا آن را هفت شب و هشت روز پی در پی بر آنان مسلط کرد» (سوره حاقه/ آیه ۷) و وقتی هم با آزمون جنگ به دست مؤمنان، از کافران انتقام میگیرد: «قتِلُوهُم یُعَذِّبُهُمُ اللهُ بِأَیدیکم؛ با آنان بجنگید تا خدا آنان را به دست شما عذاب کند.» (سوره توبه/ آیه ۱۴)
در آیات مورد بحث نیز میفرماید اگر خدا میخواست، خودش به تنهایی از کافران انتقام میگرفت بیآنکه به شما فرمان جهاد دهد؛ ولی با مقرر کردن حکم جهاد و دفاع میخواهد برخی از شما را با بعضی دیگر بیازماید: «ذَٰلِکَ وَلَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَٰکِنْ لِیَبْلُوَ بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ» (سوره محمد/ آیه ۴)؛ خدای سبحان جهان را با اسباب اداره میکند؛ اما سبب گاهی برخی از انسانهایند تا مطیع از گناهکار مشخص شود و کافران را نیز با مؤمنان امتحان میکند تا اهل شقاوت از توبهکنندگان بازشناخته شوند، بنابراین عبارت «لِیَبَلُوا بَعضَکُم بِبَعض» تعلیل حکم آیه و خطاب در بعضکم به مجموع مؤمنان و کافران است هر چند روی سخن با مؤمنان است.
از منظر آیتالله جوادی آملی خداوند به کسانی که در راه خدا و در جهاد با دشمنان دین به شهادت رسیدند چند پاداش میدهد؛ از جمله اینکه کوشش آنان را حفظ میکند؛ پس اعمال صالحی که در راه خدا انجام دادهاند، گم و باطل نمیشود: «فَلَن یُضِلَّ أَعْمَلَهُم»؛ واژه «أَعْمَلَهُم» جمع عموم است. در آیهای دیگر نیز میفرماید هیچ تشنگی و رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان نمیرسد.
دومین پاداش، خدای سبحان همه شئون آنان را پس از شهادتشان بر عهده میگیرد و آنها را به سرمنزل سعادت و کرامت هدایتشان میکند، تا به جایگاه خویش برسند: «سَیَهْدِیهِمْ»؛ سومین پاداش قلبشان را آرام و از هرگونه خاطره ناخوشایند پاک و باصفا میکند: «وَیُصْلِحُ بَالَهُمْ». چهارم اینکه آنان را وارد بهشت میکند «وَیُدْخِلُهُمُ الْجَنَّهَ» یعنی پایان هدایتشان درآمدن به بهشت است.
پاداش دیگر آنان پس از ورود به بهشت سرگردان نیستند، چون جایگاهشان را پیشتر به آنان نشان دادند «عَرَّفَهَا لَهُمْ» و فرشتگان الهی نیز به استقبالشان میآیند. برخی از اهل معرفت معنای لطیفی برای عبارت «عَرَّفَها لَهُم» بیان کردهاند واژه «عرف» در آیه به معنای تعریف نیست، بلکه به معنای معطر کردن است؛ یعنی ما بهشت را برای بهشتیان خوشبو کردیم تا هرگاه وارد بهشت شوند با فضای معطری روبهرو شوند هر چند طبیعت و ذات بهشت سراسر معطر است با تکریم کاملتر میشود.
بهشت، دارای درجات است و بیشتر اهل آن از اینگونه نعمتها بهرهمندند؛ ولی بهشتیان، افزون بر بهرهمندی از نعمتهای عادی به مقام «عنداللهی» میرسند: «إِنَّ المُتَّقِینَ فی جَنَّاتٍ و نَهَرٍ* فی مَقْعَدِ صِدقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُقتَدِرٍ» (سوره قمر/ آیات ۵۴ و ۵۵) که بهشتی درون بهشت دیگر است.
بهشت اولیای الهی از سنخ دیگری است و لذات آن نیز با لذت بهشتهای دیگر متفاوت است، همانگونه که خوردن آب گوارا گونهای لذت میبخشد و فهمیدن مطالب علمی نوعی دیگر. لذتی که فقیه از حل مسائل فقهی با آیات و روایات میبرد با لذتی که پژوهشگر دانش پزشکی از کشف علت بیماری و تهیه داروی آن میبرد، با لذت غذا خوردن تفاوت فراوان دارد.
آیتالله جوادی آملی در ادامه تفسیر آیات فوق با اشاره به احکام اسیران جنگی بیان میدارد که در فقه اسلامی احکام گستردهای برای اسیران جنگی بیان شده؛ ولی آنچه به مباحث تفسیری برمیگردد در دو آیه یاد شده است.
در آیه چهارم بررسی مسائل جنگ و امور مرتبط با آن مانند اسیرگیری مرهون ارزیابی وضع محلی منطقهای و بینالمللی مسلمانان است تا روشن شود قانون جنگ اسیرگیری تبادل اسیران نگهداری آنها و دیگر مسائل و وسایل چیست و چگونه باید باشد.
براساس این آیات پس از آنکه دشمن بر اثر اقدامات نظامی از پای درمیآید و زمینگیر میشود میتوان از او اسیر گرفت، بنابراین مسلمانان نباید در نخستین فرصت یا در بحبوحه جنگ اسیر بگیرند.
براساس آموزههای قرآن کریم کافرانی که با مسلمانان در پیکار نیستند و فتنهگری نمیکنند و مزاحمت ندارند حکومت اسلامی و مسلمانان میتوانند با آنها رابطهای حسنه و زندگیای مسالمتآمیز داشته باشند و با عدالت با آنها معاشرت کنند: «ولا ینهاکُمُ الله عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقْتِلُوکُم فِی الدِّینِ ولَم یُخرجوکم من دیارکُم أَن تَبَرُوهُم و تقسطوا إِلَیهِم إِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُقسطین» (سوره ممتحنه/ آیه ۸) پس اسلام سفارش میکند با کافرانی که توطئه نمیکنند و در پی جنگافروزی نیستند، زندگی مسالمتآمیز داشته باشید و برای حفظ کیان اسلام و حوزه اسلامی چنین میفرماید تنها از کسانی بر حذر باشید که براساس مخالفت با دینتان با شما میستیزند: «إِنَّما یَنهُاکُمُ اللهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُم فِی الدِّینِ وأَخرجوکم من دیارکم و ظاهروا عَلَى إِخراجِکُمْ أَن تَوَلَّوهُم ومَن یَتَوَلَّهُم فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّلِمُونَ.» (سوره مائده/ آیه ۵۱)
از منظر صاحب تفسیر تسنیم به دستور خدای سبحان با کافران متجاوز باید جنگید، تا زمانی که رزم بار سنگین خود را به زمین نهد و تمام شود و به کسی ظلم و تجاوز نشود.
پایان جهان بر استقرار توحید و تمامیت حقمحوری و حقمداری خواهد بود. امام عصر(عج) عهدهدار کار الهی است که یکسره بر نهج عدل است «و العاقبه لأهل التقوى» و چنین ختم به خیر شدن سرشت و سرنوشت آفرینش نظام سپهری است.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰