من كمتر در مسائل اخلاق عملي وارد شده ام. ولي هرگز از انها غافل نبوده ام. اكنون اگر بپرسند “انسان اخلاقي كيست و شرايط اخلاقي بودن چيست؟”
فهرستي از شرایط را مي توان ذكر كرد كه يكي از مهمترين آنها مراقبه است. مراقبت شرط و شايد لازمه درست گفتاري و نيكوكرداري باشد. كسي كه مراقبت در گفتار و كردار خود ندارد، به اخلاق بي اعتناست و اهميت نمي دهد كه ديروز چه كرده است و امروز چه خواهد كرد.
شخص اخلاقي با حافظه اش عمل مي كند، اما آن كه امروزش تمام نشده، گفته ها و كرده هاي خود را به فراموشي مي سپارد، پيداست كه فردا هم بي پروا عمل خواهد كرد. اين حكم نه فقط در مورد اشخاص بلكه در مورد سازمان ها و حكومت ها هم صدق مي كند.
حكومتي كه ديروزش را از ياد مي برد، كار امروز را هم محاسبه نمي كند. اينكه اشخاص اهل محاسبه و مراقبه نباشند نقصي بزرگ در زندگي آنان است، اما بدتر از آن اين است كه حكومت بي آنكه پروايي به نتيجه كار خود داشته باشد، هر چه بخواهد بي محاسبه مي كند. چنين حكومت هايي نمي توانند آينده كشور را بسازند و احتمال بسيار هست كه آن را به خطر اندازند.
حكومت ها بايد همواره گفته ها و كرده هاي خود و آثار و نتايج آن را در نظر داشته باشند تا بتوانند از اشتباه هاي هولناك بپرهيزند و اگر چنين پروايي نداشته باشند نمي توانند به كشور و مردم خدمت كنند و چه بسا كه گفتار و رفتارشان مايه زيان و آشفتگي باشد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0