«وفاداری؛ سپر صدق در برابر حیله‌گری»

«وفاداری؛ سپر صدق در برابر حیله‌گری»

در خطبه چهل‌ویکم نهج‌البلاغه، امام‌علی‌علیه‌السلام با اشاره‌ای تند و هشداردهنده،حیله‌گر‌ی‌وعهدشکنی را آفت بزرگ جوامع می‌خوانند و اعلام می‌کنند که جامعه‌ای که زیرکی را با فریب‌کاری اشتباه می‌گیرد، از حقیقت صدق و وفاداری دور مانده است؛فضائلی که به باور امام، سپر انسان در برابر سقوط اخلاقی و ضمانت پایبندی به عهد الهی و انسانی‌هستند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در خطبه چهل‌ویکم، امام علی‌علیه‌السلام با بیانی روشن و هشداردهنده از «غدر، عهدشکنی و حیله‌گری» نهی می‌کنند و مردم را نسبت به آثار ویرانگر آن برحذر می‌دارند.متن خطبه به شرح زیراست:

أَیُّهَا النَّاسُ، إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ وَ لَا أَعْلَمُ جُنَّهً أَوْقَى مِنْهُ، وَ مَا یَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ کَیْفَ الْمَرْجِعُ. وَ لَقَدْ أَصْبَحْنَا فِی زَمَانٍ قَدِ اتَّخَذَ أَکْثَرُ أَهْلِهِ الْغَدْرَ کَیْساً وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ الْجَهْلِ فِیهِ إِلَى حُسْنِ الْحِیلَهِ، مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ. قَدْ یَرَى الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحِیلَهِ وَ دُونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْیِهِ، فَیَدَعُهَا رَأْیَ عَیْنٍ بَعْدَ الْقُدْرَهِ عَلَیْهَا، وَ یَنْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لَا حَرِیجَهَ لَهُ فِی الدِّینِ.

ای مردم وفاداری آمیخته و همزاد با «صدق و راستی) است. من سپری ایمنی بخش تر از آن نمی‌شناسم. و فردی که چگونگی بازگشت به زندگی دیگر را بداند و پایبند باشد، هرگز مرتکب پیمان شکنی حیله گرانه نخواهد شد. ما زمانه ای را گذرانده‌ایم که بیشتر مردمانش حیله گری را با هوشی می‌پندارند و اهل جهالت، «غدر» و حیله گری و پیمان شکنی را به روش نیکوی چاره اندیشی نسبت داده اند. گویند که ،غدر بهترین شیوه سامان دادن کارهاست. اینان چه دردی دارند؟ خداوند آنان را از میان بردارد گاهی فرد تحول آفرین و چاره اندیش شیوه حیله را به خوبی می‌داند، اما امرونهی خدا سد راه اوست. تقوا اجازه هر کاری را به او نمی‌دهد و به همین دلیل، آشکارا – با اینکه توان دارد حیله گری را رها می‌کند ولی آنان که در دین پارسایی ندارند چنین فرصتی را که برای حیله گری پیش آمده غنیمت می‌شمرند و از آن بهره می‌برند.

  • نقب‌هایی را در شرح سخنان امام مطرح شده است وظیفه داریم به آن وفا کنیم در خطبه اول هم آمده است: «لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ» یک «وفا» مفهوم گسترده ای دارد؛ وفا بعد از «عهد» مطرح است عهدی فطری با خداوند داریم که در قرآن زندگی مان با دیگران است انبوهی از روایات و آیات بروفای به عقد و عهد تأکید دارند. یعنی انبیا رسالت داشتند از مردم بخواهند به پیمانی که با خدا بسته‌اند وفادار بمانند عهد دیگر در تعاملات اما واژه «صدق»: ابن ابی الحدید در شرح همین خطبه صدق را محدود در گفتار کرده، اما نادرست است؛ صدق و تصدیق در یک راستا هستند .فرد صادق قلب و زبان و رفتارش یک پارچه و هماهنگ عمل می‌کنند هیچ دلیلی ندارد که «صدق» را در گفتار خلاصه کنیم خداوند در قرآن می‌فرماید: «فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیلٍ مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدق این دو آیه و موارد مشابه، ارتباط مستقیمی با «صدق گفتاری ندارد نتیجه اینکه امام فرموده اند: «إِنَّ الْوَفاءَ تَوْاْمُ الصِّدْقِ»؛ وفاداری، صداقت و راستی، همزاد وآمیخته با یکدیگرهستند.

    صدق و راستی موجب وفاداری می‌شود و وفاداری، دلالت بر صدق می‌کند. تعبیر (وَمَا یَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ کَیْفَ الْمَرْجِع»، این پیام را می رساند که اعتقاد به قیامت و بازگشت (مرجع)، مانع بزرگی بر سر راه حیله گری و فریب دادن دیگران است. خداوند در قرآن درباره انکارکننده قیامت می فرماید: بی اعتقاد شود، هر کاری از او سر می زند «فَذلِکَ الَّذِی یَدُعُ الْیَتِیم؛ تکذیب کننده ،قیامت به راحتی یتیم را از خود می راند»؛ یعنی اگر فردی به قیامت در اسلام هدفهای مقدس وسیله های مقدسی می‌خواهند و نمی‌توان از هر راهی به هدف رسید، اما سیاست سردمداران شام در عصر خلافت امیرمؤمنان چنین نبود؛ معاویه و عمروعاص برای زنده ماندن و خلافت کردن دست به هر کاری میزدند و در انتهای جنگ صفین با حیله لشکریان امام را فریب دادند و به دو دسته تقسیم کردند. آنها سال‌های دراز از هر وسیله ای برای مخدوش کردن چهره امام بهره میبردند. در این خطبه امام با ظرافت به دو شیوه بسیار متفاوت پارسایان و فاجران اشاره فرموده‌اند؛ همچنین امرو نهی خدا را مانعی بزرگ برسرراه انتخاب‌های غلط دانسته‌اند.

برگرفته ازکتاب برشانه های اقیانوس نوشته اقای علی رهبر