نجات مؤمنان و هلاکت ستمگران؛ وعده الهی که محقق می‌شود

آیات ۳۱ تا ۳۸ سوره عنکبوت با یادآوری سرگذشت پیامبران و اقوام گذشته نشان می‌دهد که تاریخ، صحنه تحقق وعده الهی است، جایی که مؤمنان نجات می‌یابند و ستمگران، با همه قدرت و ثروتشان، به سرانجام اعمال خود می‌رسند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیات ۳۱ تا ۳۸ سوره عنکبوت در ادامه طرح کلی این سوره درباره سنت‌های الهی در امتحان، نصرت مؤمنان و سرنوشت تکذیب‌کنندگان آمده است.

بنابر روایت فارس، این بخش با اشاره به ماجرای بشارت فرشتگان به حضرت ابراهیم و سپس عذاب قوم لوط آغاز می‌شود و در ادامه، به سرگذشت اقوامی چون عاد، ثمود، قارون، فرعون و هامان می‌پردازد تا یک قاعده فراگیر را یادآوری کند، یعنی مخالفت آگاهانه با حق، پیامد قطعی دارد و هیچ قدرتی مانع تحقق وعده الهی نمی‌شود.

بشارت فرشتگان به ابراهیم و اعلام عذاب قوم لوط

در این آیات، سخن از زمانی است که فرستادگان الهی برای حضرت ابراهیم خبر بشارت آوردند. این ماجرا پیش‌تر نیز در سوره‌هایی مانند هود و حجر مطرح شده است. فرشتگان ابتدا او را به ولادت فرزند مژده می‌دهند و سپس خبر می‌دهند که مأمور نابودی قوم لوط‌اند.

ابراهیم که پیامبری دلسوز و مهربان است، نسبت به سرنوشت مردم آن شهر نگران می‌شود و می‌کوشد برای آنان شفاعت یا دست‌کم تأخیر عذاب بخواهد. این واکنش، جلوه‌ای از روح رحمت و شفقت انبیاست.

اما پاسخ فرشتگان روشن است، آنان مأموریتی قطعی دارند و از وضعیت آن قوم آگاه‌ترند. در میان آن مردم، تنها لوط و خانواده مؤمنش نجات خواهند یافت، جز همسرش که از همراهان گمراهان است.

این نکته نشان می‌دهد که معیار نجات، پیوند نسبی نیست بلکه ایمان و عمل است. حتی همسر پیامبر نیز اگر راه انحراف را برگزیند، از عذاب مصون نخواهد بود. این اصل در قرآن بارها تکرار شده که مسئولیت فردی جایگاه ویژه دارد.

نجات لوط و تحقق وعده عذابدر ادامه، قرآن به سرانجام قوم لوط اشاره می‌کند.


لوط که از پیامبران الهی بود، سال‌ها قوم خود را از فساد اخلاقی و انحراف بازمی‌داشت اما آنان به جای پذیرش حق، او را تهدید و تمسخر می‌کردند.

هنگامی که فرشتگان نزد او می‌آیند، او نگران می‌شود، اما به او اطمینان داده می‌شود که نجات خواهد یافت. عذاب به صورت عذابی فراگیر نازل می‌شود و اثری آشکار از آن شهر برای عبرت آیندگان باقی می‌ماند.

اشاره قرآن به اینکه نشانه‌ای روشن از آن دیار برای خردمندان باقی گذاشته شده، بیانگر نقش تاریخ در تربیت انسان است. ویرانه‌ها و آثار به جا مانده از تمدن‌های سقوط کرده، صرفاً یادگارهای باستانی نیستند، بلکه آیینه‌ای از عاقبت ظلم و فسادند. مخاطب قرآن دعوت می‌شود با عقل و تدبر به این نشانه‌ها بنگرد و از تکرار خطاهای گذشتگان بپرهیزد.

دعوت شعیب و سرنوشت اهل مدین

پس از داستان لوط، آیات به سراغ قوم مدین و پیامبرشان شعیب می‌رود. شعیب مردم را به پرستش خداوند یگانه و رعایت عدالت در معاملات دعوت می‌کرد. یکی از انحراف‌های اصلی آنان، کم‌فروشی و فساد اقتصادی بود. او به آنان هشدار می‌داد که در زمین فساد نکنند و از سرنوشت امت‌های پیشین عبرت بگیرند. با این حال، آنان تکذیب کردند و سرانجام گرفتار عذابی شدند که آنان را از پای درآورد.

در اینجا قرآن پیوند میان فساد اعتقادی و فساد اجتماعی را نشان می‌دهد. شرک و بی‌توجهی به خداوند، در عرصه عمل نیز به ظلم و بی‌عدالتی می‌انجامد. جامعه‌ای که معیارهای الهی را کنار بگذارد، در روابط اقتصادی و اجتماعی نیز به انحراف کشیده می‌شود و همین انحراف، زمینه سقوط آن را فراهم می‌کند.

یادآوری سرنوشت عاد، ثمود، قارون، فرعون و هامان

در بخش پایانی این آیات، به چند نمونه تاریخی دیگر اشاره می‌شود.


یعنی قوم عاد و ثمود که با قدرت و تمدن ظاهری خود مغرور شدند و یا قارون که ثروتش مایه طغیان او شد و فرعون و هامان که نماد قدرت سیاسی و استکبار بودند. قرآن تأکید می‌کند که شیطان اعمالشان را در نظرشان زیبا جلوه داد و آنان را از راه بازداشت، در حالی که اهل بصیرت بودند.

نکته مهم این است که این اقوام نه از سر ناآگاهی مطلق، بلکه با وجود برخورداری از امکانات و حتی نشانه‌های روشن، راه باطل را برگزیدند. بنابراین عذاب آنان ظلم الهی نبود، بلکه نتیجه طبیعی انتخاب‌هایشان بود. تعبیر قرآن مبنی بر اینکه خداوند به آنان ستم نکرد بلکه خودشان بر خویش ستم کردند، اصل عدالت الهی را به روشنی بیان می‌کند.

آیات ۳۱ تا ۳۸ سوره عنکبوت مجموعه‌ای فشرده از سنت‌های الهی در تاریخ را ارائه می‌دهد. از یک سو، مهربانی و دلسوزی پیامبرانی چون ابراهیم و لوط را می‌بینیم و از سوی دیگر، لجاجت و سرکشی اقوامشان را. از نجات مؤمنان سخن گفته می‌شود و از هلاکت ستمگران. این تقابل نشان می‌دهد که تاریخ صحنه رویارویی حق و باطل است و سرانجام، پیروزی با حق است.

پیام محوری این بخش آن است که ایمان، تقوا و اصلاح اجتماعی عامل بقا و نجات‌اند و تکذیب، فساد و استکبار عامل سقوط. همچنین تأکید می‌شود که پیوندهای خویشاوندی، ثروت، قدرت یا تمدن ظاهری هیچ‌یک مانع تحقق سنت الهی نمی‌شوند. آنچه سرنوشت انسان و جامعه را رقم می‌زند، انتخاب آگاهانه میان حق و باطل است.

این آیات نه صرفاً گزارشی تاریخی، بلکه هشداری زنده برای همه نسل‌هاست تا با نگاه عبرت‌آمیز به گذشته، مسیر آینده خود را اصلاح کنند.

تلاوت این آیات را که در صفحه ۴۰۰ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.