ایمان و تابآوری؛ چرا بعضی خانوادهها در بحران فرونمیپاشند؟
مبلغ – سرویس پرسش از کارشناس: بحران، آزمون بزرگ ساختارهاست. در دنیای پیچیده امروز که خانوادهها با فشارهای اقتصادی، تغییرات سریع اجتماعی و اضطرابهای فراگیر دست به گریبان هستند، تفاوت آشکاری میان واکنش خانوادهها دیده میشود. برخی در برابر کوچکترین تکانهها از هم میپاشند، اعتمادها فرو میریزد و پیوندها به سردی میگراید. در مقابل، خانوادههایی هستند که با وجود مشکلات بزرگتر، همچنان استوار باقی میمانند. این تفاوت در تابآوری، صرفا ناشی از تمکن مالی یا تحصیلات بالاتر نیست؛ بلکه ریشه در نوعی جهانبینی خاص دارد که ایمان و معنویت، ستونهای آن را تشکیل میدهند. ایمان در دل بحران، نقشی فراتر از یک باور انتزاعی بازی میکند؛ ایمان یک مکانیزم دفاعی قدرتمند و یک نقشه راه عملی برای گذار از مسیرهای صعبالعبور است.
برای فهم این پدیده، ابتدا باید به مفهوم معنا در زندگی بپردازیم. خانوادههایی که دیندار هستند، برای رنج و سختی، معنایی متعالی قائلاند. از نگاه آنها، سختیها بخشی از ذات زندگی دنیاست که برای تعالی انسان طراحی شده است. وقتی یک خانواده، بحران را نه به عنوان پایان راه یا نشانهای از بیعدالتی هستی، بلکه به عنوان یک آزمون الهی و فرصتی برای صیقل خوردن روح میبیند، نوع نگاهش به رنج تغییر میکند. این تغییر نگاه، فشار روانی را به شدت کاهش میدهد. در مقابل، خانوادههایی که فاقد این معنابخشی هستند، در مواجهه با بحران، دچار پوچی و خشم میشوند که خود، عامل اصلی فروپاشی درونی است. ایمان به انسان کمک میکند تا در میان طوفان، به جای غرق شدن در چراییِ رنج، به چگونگیِ عبور از آن بیاندیشد.
نقش دعا و نیایش در این میان، تنها انجام یک عمل آیینی نیست، بلکه یک کارکرد روانشناختی عمیق دارد. دعا به معنای اتصال به قدرتی لایزال است که بارِ سنگینِ مسئولیتها را از شانههای فرد برمیدارد. وقتی انسانی که زیر بار بحران خرد شده است، با خدا راز و نیاز میکند، در واقع در حال تخلیه هیجانی و بازیافتنِ تعادل روانی است. دعا کردن در جمع خانواده، فضایی از همدلی و اشتراکِ رنج ایجاد میکند که باعث میشود هیچ فردی در خانواده احساس تنهایی نکند. این جمعهای کوچکِ نیایش، به مثابه پناهگاهی امن است که اعضای خانواده در آن، زخمهای خود را به هم نشان میدهند و برای مداوای آن از یکدیگر و از خداوند مدد میگیرند.
اعتماد به خدا یا همان توکل، یکی از کلیدیترین عوامل در کاهش اضطرابهای ناشی از عدم قطعیت است. در بحرانها، بزرگترین عامل اضطراب، نگرانی از آینده مبهم است. خانوادههایی که توکل میکنند، پس از انجام تمام تلاشهای عقلانی و مادی، نتیجه را به خداوند میسپارند. این سپردن، به معنای تسلیم یا تنبلی نیست، بلکه به معنای رها کردنِ وسواسِ کنترل بر همه چیز است. انسانی که میداند خدایی ناظر بر اوست که خیر او را میخواهد، آرامش عمیقی پیدا میکند که به او اجازه میدهد در بحران، تصمیمات عقلانیتری بگیرد. اضطراب، دشمن تفکر است؛ بنابراین آرامشِ حاصل از توکل، به خانواده کمک میکند تا با خرد و تدبیر، بهترین راهکارها را برای برونرفت از بحران بیابند.
برای واکاوی بیشتر این موضوع، به سراغ دکتر محمدی، استاد روانشناسی دین رفتیم تا نظر تخصصی او را در این باره جویا شویم. او در این گفتگو تأکید میکند که باید میان صبر فعال و تحمل منفعلانه تفاوت قائل شد. دکتر محمدی میگوید بسیاری از مردم به اشتباه فکر میکنند صبر یعنی تحمل کردن و سکوت پیشه کردن در برابر ظلم یا مشکلات. اما در فرهنگ دینی، صبر به معنای ایستادگی و مقاومت فعال است. صابر کسی نیست که منفعل باشد؛ صابر کسی است که در برابر سختی، نه تنها خود را نمیبازد، بلکه با تمام وجود برای تغییر وضعیت به سمت مطلوب تلاش میکند.
دکتر محمدی در ادامه میافزاید که تابآوری دینی، یک پدیده اجتماعی است نه فردی. وقتی اعضای خانواده با هم به این باور میرسند که ما در کنار هم و با اتکا به ایمانمان میتوانیم از این مرحله عبور کنیم، یک قدرت جمعی شکل میگیرد. در این مدل، اگر یکی از اعضا کم بیاورد، دیگران با تکیه بر ایمان خود، او را حمایت میکنند. این شبکه حمایتی که با ریسمانِ باورهای مشترک دینی به هم متصل شده است، بسیار مستحکمتر از شبکههایی است که صرفاً بر مبنای عاطفه یا منفعت شکل گرفتهاند. او تأکید دارد که والدین در این میان نقش کلیدی دارند؛ اگر پدر و مادر در بحران، با آرامش و ایمان به خدا برخورد کنند، فرزندان یاد میگیرند که ترس، پایانِ همه چیز نیست.
در ادامه این گفتگو، از دکتر محمدی درباره چگونگی تبدیل این نگاه به یک رفتار عملی در خانواده پرسیدیم. او پاسخ داد که اولین قدم، تغییر گفتوگوهای درون خانواده است. خانوادههای تابآور، وقتی در بحران قرار میگیرند، با هم درباره راه حل حرف میزنند نه صرفاً درباره گلایه از وضعیت. آنها با استفاده از ابزارهای دینی، روحیه یکدیگر را تقویت میکنند. مثلاً در هنگام مشکلات مالی، به جای دعوا و سرزنش، یادآوری میکنند که این وضعیت موقتی است و خدا روزیرسان است. این نوع گفتوگوها، بار روانی محیط خانه را به شدت پایین میآورد و فضای خانه را از فضای عذاب و سرزنش، به فضای کار و همدلی تبدیل میکند.
یکی دیگر از نکاتی که این استاد روانشناسی بر آن تاکید دارد، اهمیت تداوم رفتارهای مذهبی حتی در اوج بحران است. گاهی خانوادهها وقتی درگیر مشکلات میشوند، نماز خواندن یا شرکت در مراسمهای مذهبی را کنار میگذارند، چون حس میکنند حالش را ندارند یا خدا آنها را رها کرده است. اما دقیقاً در همین زمان است که خانواده باید بیشتر به این مناسک پناه ببرد. مناسک دینی، ریتم زندگی را تنظیم میکنند و به انسان نظم میدهند. وقتی یک خانواده در اوج گرفتاری، همچنان وعدههای نماز را با هم به جا میآورند یا در سختیها به یاد اهلبیت میافتند، این رفتار به آنها یادآوری میکند که هویتِ اصلی آنها فراتر از بحرانهای زودگذر دنیاست.
همچنین باید به این نکته توجه داشت که تابآوری دینی، به معنای نفی واقعیتهای تلخ زندگی نیست. یک خانواده مومن، وقتی با بیکاری یا بیماری مواجه میشود، چشمش را بر حقیقت نمیبندد. آنها با واقعبینیِ کامل، سختیِ کار را درک میکنند، اما آن را از دریچه ایمان تفسیر میکنند. این نگاه دوگانه؛ یعنی پذیرش واقعیتهای تلخ و در عین حال حفظ امید به فضل الهی، همان فرمولی است که مانع از فروپاشی میشود. کسانی که واقعبین نیستند، در برابر واقعیتهای تلخ سرخورده میشوند و کسانی که امیدوار نیستند، در برابر رنج فلج میشوند. ایمان، ترکیبی از واقعبینی و امیدواری است.
در نهایت باید گفت که تابآوری دینی، یک مهارت است که باید در خانواده تمرین شود. نمیتوان انتظار داشت خانوادهای که در ایام عادی زندگی هیچ نشانهای از ایمان عملی، دعا و توکل در آن دیده نمیشود، در هنگام بحران ناگهان به این ابزارها متوسل شود و نتیجه بگیرد. این فرهنگ باید در زمانهای آرامش در خانه کاشته شود. والدین باید در روزهای خوب، خدا را به فرزندان بشناسانند، درباره اعتماد به خدا حرف بزنند و پیوندهای عاطفی را بر پایه اعتقادات دینی بنا کنند. خانوادهای که ریشههایش در ایمان است، وقتی طوفان بحران وزیدن میگیرد، ممکن است شاخههایش کمی خم شود، اما هرگز از ریشه کنده نمیشود. این تفاوت خانوادههای مومن با سایرین است؛ آنها برای طوفان، قبل از وقوعش، خانهای امن ساختهاند که مصالح آن، ایمان و امید است.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0