بزرگترین پیروزی عاشورا بعد از عاشورا رقم خورد
نوزدهم محرم را باید آغاز مرحلهای تازه از عاشورا دانست؛ مرحلهای که در آن، شمشیرها کنار رفتند و کلمات وارد میدان شدند. روزی که کاروان اسیران کربلا به حرکت درآمد، یزید و دستگاه اموی گمان میکردند پروژه حذف به پایان رسیده است. آنان به هدف نظامی خود رسیده بودند؛ امام حسین به شهادت رسیده، یارانش از میان رفته و خیمهها سوخته بود. در منطق قدرتهای سیاسی آن روزگار، این یعنی پایان یک قیام. اما آنچه امویان محاسبه نکرده بودند، آغاز نبردی تازه بود؛ نبرد روایتها.
هدف اصلی حکومت یزید فقط کشتن امام نبود. حذف فیزیکی، مقدمه حذف تاریخی بود. آنان میخواستند حسین بن علی به عنوان یک شورشی معرفی شود که علیه خلیفه وقت خروج کرده و سرکوب شده است. اگر روایت رسمی در ذهن جامعه تثبیت میشد، عاشورا به یک حادثه محدود و قابل توجیه در تاریخ سیاسی اسلام تبدیل میشد. اما حرکت اسیران، این نقشه را به هم زد.
کاروانی که از کربلا به سمت کوفه و سپس شام حرکت کرد، ظاهرا کاروان شکستخوردگان بود؛ زنان و کودکانی با دستهای بسته و دلهایی داغدار. اما همین کاروان، حامل پیام عاشورا شد. از همان لحظه ورود به کوفه، فضای شهر دگرگون شد. مردم کوفه که تحت تاثیر تبلیغات ابن زیاد، گمان میکردند با گروهی خارجی و یاغی روبهرو هستند، ناگهان با چهرههایی روبهرو شدند که یادگار پیامبر بودند. این شکاف میان روایت رسمی و واقعیت عینی، اولین ضربه به دستگاه تبلیغاتی اموی بود.
در کوفه، سخنان زینب کبری و امام سجاد، فضای سنگین تبلیغات را شکست. آنان نه از موضع ضعف، بلکه از موضع اقتدار سخن گفتند. لحن زینب در برابر ابن زیاد، لحن یک اسیر مرعوب نبود؛ لحن وارث کربلا بود. او معادله قدرت را بر هم زد. ابن زیاد میخواست مجلس پیروزی تشکیل دهد، اما مجلس به محکمه تبدیل شد. این همان نقطهای است که باید آن را آغاز بزرگترین پیروزی عاشورا دانست.
امویان سالها روی مشروعیت خود سرمایهگذاری کرده بودند. دستگاه منبر، خطیبهای درباری و تبلیغات گسترده، تلاش داشتند بنیامیه را حافظان دین معرفی کنند. اما اسیران کربلا با چند خطبه، این تصویر را فرو ریختند. مردم کوفه که دیروز در برابر تهدید و تطمیع سکوت کرده بودند، حالا اشک میریختند و احساس فریبخوردگی میکردند. این تغییر افکار عمومی، شکست سیاسی بزرگی برای حکومت بود.
اوج این پیروزی در شام رقم خورد؛ جایی که یزید خیال میکرد با آوردن سرهای شهدا و اسیران، جشن تثبیت قدرت خواهد گرفت. شام سالها تحت حاکمیت مستقیم معاویه تربیت شده بود و بسیاری از مردم آن منطقه، شناخت دقیقی از اهل بیت نداشتند. یزید بر همین ناآگاهی حساب کرده بود. اما ورود کاروان اسرا، محاسبات او را به هم زد.
خطبه امام سجاد در مسجد اموی و افشاگری زینب کبری، فضا را دگرگون کرد. در همان مجلسی که یزید میخواست نمایش پیروزی اجرا کند، مشروعیتش زیر سوال رفت. نقلهای تاریخی نشان میدهد که فضای مجلس تغییر کرد و حتی برخی از حاضران نسبت به رفتار یزید اعتراض کردند. این رخداد، فقط یک واکنش احساسی نبود؛ نشانه فرو ریختن روایت رسمی بود.
پیروزی عاشورا بعد از عاشورا، دقیقا در همین جا معنا پیدا میکند. اگر عاشورا فقط در دهم محرم خلاصه میشد، شاید در تاریخ ثبت میشد اما به جریان تبدیل نمیشد. آنچه عاشورا را به یک نهضت ماندگار بدل کرد، انتقال پیام آن در قالب روایت بود. اسارت، ابزار این انتقال شد.
در منطق قدرتهای استبدادی، اسیر باید تحقیر شود تا هیبت حاکم تثبیت گردد. اما در ماجرای کربلا، اسیران به رسانه تبدیل شدند. آنان با استفاده از همان فرصتهای محدود، حقیقت را بازگو کردند. نه شبکهای در کار بود و نه رسانهای مدرن، اما اثرگذاری کلامشان چنان بود که پایههای یک حکومت را لرزاند.
پس از بازگشت کاروان به مدینه، موج آگاهی ادامه یافت. اعتراضها علیه بنیامیه شدت گرفت و کمتر از چند سال بعد، قیامهای متعددی علیه آنان شکل گرفت. قیام توابین و حرکتهای اعتراضی دیگر، همه در فضایی شکل گرفت که عاشورا آن را ساخته بود. اگر پیام اسیران به جامعه منتقل نمیشد، این بستر اجتماعی نیز شکل نمیگرفت.
بزرگترین پیروزی عاشورا، تبدیل یک شکست نظامی به پیروزی فرهنگی و تاریخی بود. در میدان کربلا، تعداد و تجهیزات در اختیار سپاه یزید بود، اما در میدان روایت، حقیقت در اختیار اهل بیت قرار داشت. آنان نشان دادند که قدرت واقعی، در تسلط بر افکار عمومی و وجدان تاریخ است.
امروز در دنیای رسانه، مفهوم جنگ روایتها به یکی از کلیدیترین مفاهیم سیاسی تبدیل شده است. هر رویداد بزرگ، بلافاصله وارد میدان تفسیر و بازنمایی میشود. آنچه در کربلا رخ داد، نمونهای تاریخی از همین واقعیت است. امویان میخواستند روایت رسمی خود را تثبیت کنند، اما کاروان اسرا روایت بدیل را ساخت و در حافظه تاریخ ثبت کرد.
نوزدهم محرم، آغاز این مرحله تازه بود؛ روزی که حرکت اسیران شروع شد و عاشورا از یک جغرافیای محدود، به یک جریان گسترده تبدیل شد. از آن روز به بعد، دیگر نمیشد حسین را حذف کرد. هر شهری که کاروان از آن عبور کرد، به رسانهای برای عاشورا تبدیل شد.
اگر بپرسیم چرا پس از قرنها، هنوز نام حسین زنده است و نام بسیاری از حاکمان همعصر او به حاشیه رفته، پاسخ را باید در همین پیروزی پس از عاشورا جستوجو کرد. شهادت، پیام را متولد کرد و اسارت، آن را منتشر ساخت. این ترکیب، پروژه حذف را به پروژه ماندگاری تبدیل کرد.
امویان در کربلا پیروز نظامی شدند، اما در تاریخ شکست خوردند. آنان میخواستند با حذف فیزیکی، مسئله را برای همیشه حل کنند، اما حرکت اسیران نشان داد که حقیقت، با مرگ خاموش نمیشود. گاهی زنجیرها، بلندترین فریاد تاریخ را میسازند.
نوزدهم محرم یادآور همین حقیقت است؛ اینکه بزرگترین پیروزی عاشورا، نه در لحظه شهادت، بلکه در تداوم پیام آن رقم خورد. روزی که کاروان اسیران حرکت کرد، تاریخ وارد فصل تازهای شد؛ فصلی که در آن، شکست ظاهری به ماندگارترین پیروزی تبدیل شد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0