دعای بیستم صحیفه سجادیه می‌تواند پادزهرِ روان‌پریشی‌ها و حقارت‌های تحمیل‌شده در عصر شبکه‌های اجتماعی باشد

راهکارِ عبور از حقارت‌هایِ اجتماعی

در دنیایی که معیارهای ارزش‌گذاری انسان‌ها به دارایی‌های مادی و تاییدیه‌های مجازی خلاصه شده است، پناه بردن به معارف سجادی تنها یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه راهکاری عملی برای عبور از احساس حقارت‌های روزمره است.

مبلغ – سرویس یاد: زندگی در شهرهای بزرگ و مواجهه با ساختارهای پیچیده اجتماعی، خواه ناخواه انسان‌ها را در معرض مقایسه‌های مداوم قرار می‌دهد. هر روز که با گوشی‌های هوشمند خود بیدار می‌شویم و صفحات مجازی را ورق می‌زنیم، با انبوهی از تصاویر مواجه می‌شویم که به ما القا می‌کنند زندگی واقعی یعنی داشتن خانه‌ای لوکس‌تر، سفره‌ای رنگین‌تر، سفرهایی گران‌قیمت‌تر و اندامی بی‌نقص‌تر. این تصاویر که اغلب با واقعیت زندگی صاحبانشان هم فرسنگ‌ها فاصله دارند، بمباران بی‌وقفه‌ای را علیه عزت‌نفس انسان معمولی آغاز می‌کنند. در چنین اتمسفری، فرد به مرور زمان احساس می‌کند که عقب مانده است، زحماتش دیده نمی‌شود و در یک کلام، دچار نوعی حقارت پنهان اجتماعی می‌شود. این احساس ناخوشایند، سرمنشأ بسیاری از افسردگی‌ها، اضطراب‌های شغلی و حتی فروپاشی‌های خانوادگی در دنیای معاصر است.

دقیقا در همین نقطه از چالش‌های روانی و اجتماعی است که رجوع به گنجینه‌های معرفتی شیعه می‌تواند به عنوان یک ضربه‌گیر قوی عمل کند. امام سجاد (ع) در دعای مکارم‌الاخلاق که یکی از درخشان‌ترین بخش‌های صحیفه سجادیه است، با ظرافتی بی‌نظیر به کالبدشکافی روح انسان پرداخته و راهکار عبور از این بن‌بست‌های روانی را پیش پای ما می‌گذارند. ایشان در فرازی از این دعا از پیشگاه خداوند درخواست می‌کنند که خدایا مرا در میان مردم به درجه‌ای بالا مبر، مگر آنکه به همان اندازه مرا در پیش خودم کوچک کنی، و عزت آشکاری برایم ایجاد مکن، مگر آنکه به همان اندازه درونم را نزد خودم خوار گردانی. این عبارت، کلید طلایی فهم عزت در مکتب اهل‌بیت است. امام به ما نشان می‌دهند که عزت واقعی، ارتباط مستقیمی با خودشناسی و مهار نفس دارد، نه با جایگاه‌های پوشالی که اجتماع به ما اعطا می‌کند.

امروز بسیاری از جوانان در بدو ورود به بازار کار یا دانشگاه، با سرخوردگی‌های شدیدی مواجه می‌شوند. به عنوان مثال، جوانی را در نظر بگیرید که با کوهی از استعداد و انگیزه وارد یک اداره می‌شود، اما به دلیل نداشتن روابط خاص یا نبود شایسته‌سالاری، زیر سایه افرادی قرار می‌گیرد که توانایی کمتری دارند اما از اعتمادبه‌نفس کاذب برخوردارند. در این حالت، اگر این جوان مجهز به سلاح عزت‌نفس ایمانی نباشد، به سرعت دچار حقارت شده و یا به انزوا پناه می‌برد و یا برای همرنگ شدن با جماعت، دست به رفتارهایی همچون تملق، دروغ‌گویی و تخریب همکاران می‌زند. اما دعای مکارم‌الاخلاق به ما می‌آموزد که مؤمن، ارزش خود را از تایید یا تکذیب مدیر و همکار نمی‌گیرد. مؤمن می‌داند که عزت و ذلت در ید قدرت الهی است و اگر او وظیفه‌اش را به درستی و برای رضای خدا انجام دهد، هیچ نیرویی در عالم نمی‌تواند کرامت انسانی او را مخدوش کند.

یکی دیگر از مظاهر حقارت‌های اجتماعی در عصر حاضر، پدیده‌ای به نام تاییدطلبی افراطی است. این پدیده به وضوح در رفتار کسانی دیده می‌شود که برای گرفتن چند لایک بیشتر در فضای مجازی، حاضرند خصوصی‌ترین مسائل زندگی خود یا حتی شرف و حیای خود را حراج کنند. امام سجاد (ع) در فرازهای دیگری از این دعا، از خداوند می‌خواهند که او را از ابتلا به تکبر، خودپسندی و ریا حفظ کند. ریا و خودپسندی، فرزندان ناخلفِ همان حس حقارت درونی هستند. کسی که از درون تهی است و ارزش ذاتی خود را باور ندارد، مدام نیاز دارد که با جلوه‌گری و خودنمایی، توجه دیگران را جلب کند تا شاید این حفره عمیق درونی پر شود. اما دعای مکارم‌الاخلاق با متصل کردن قلب انسان به سرچشمه بی‌نهایت هستی، این نیاز کاذب را برطرف می‌سازد. وقتی انسان باور کند که معبود جهان خریدار دل اوست، دیگر نیازی به گدایی توجه از خلق خدا پیدا نمی‌کند.

در روابط خانوادگی نیز این موضوع به شدت کارکرد دارد. بسیاری از طلاق‌ها و اختلافات زناشویی در دادگاه‌های خانواده امروز، ریشه در رفتارهایی دارد که برای جبران حقارت‌های بیرونی در خانه بازتولید می‌شوند. مردی که در محیط کار تحقیر شده، ممکن است برای اثبات قدرت خود، در خانه دست به خشونت بزند؛ یا زنی که در مقایسه با همسالان خود احساس کمبود می‌کند، با توقعات نامعقول زندگی را بر همسرش تلخ کند. امام سجاد (ع) در دعای مکارم‌الاخلاق به ما یاد می‌دهند که چگونه با آراسته شدن به صفت حلم و گذشت، زنجیره این حقارت‌ها را قطع کنیم. ایشان از خدا می‌خواهند که توانایی پاسخ دادن به بدی‌ها را با نیکی، و پاسخ دادن به محرومیت‌ها را با بخشش به او عطا کند. این نوع رفتار، اوج عزت‌نفس یک انسان را نشان می‌دهد. کسی که قدرت گذشت دارد، ثابت می‌کند که روحش بزرگتر از رفتارهای حقیرانه دیگران است.

نمونه بارز تاریخی این عزت را می‌توان در خود شخصیت امام سجاد (ع) پس از واقعه عاشورا مشاهده کرد. در شرایطی که حکومت اموی تلاش می‌کرد با به بند کشیدن خاندان پیامبر و نمایش آن‌ها در کوچه‌های کوفه و شام، بالاترین حد تحقیر اجتماعی را علیه آن‌ها اعمال کند، امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) با خطبه‌های آتشین و رفتار پرصلابت خود، ورق را برگرداندند. آن‌ها نشان دادند که زنجیرهای آهنین بر دست و پا و ظاهر خسته و غبارآلود، نمی‌تواند ابهت و کرامت یک مؤمن واقعی را بشکند. این درس بزرگ تاریخ است که عزت، لباس فاخر یا مرکب گران‌قیمت نیست؛ عزت، ایستادگی بر سر اصول و باورها در سخت‌ترین شرایط است.

متاسفانه کتاب‌های موفقیت و روان‌شناسی زرد که امروزه ویترین کتاب‌فروشی‌ها را پر کرده‌اند، مدام فرمول‌هایی برای موفقیت سریع، ثروتمند شدن و رئیس بودن ارائه می‌دهند که ثمره عملی آن‌ها چیزی جز اضطراب دائم و تشدید حس رقابت مخرب نیست. این کتاب‌ها به انسان می‌گویند تو باید از همه برتر باشی تا محترم شمرده شوی. اما امام سجاد (ع) فرمول متفاوتی ارائه می‌دهند؛ ایشان می‌فرمایند برتری جویی را رها کن و به دنبال بندگی و اصلاح عیوب خودت باش تا عظمت واقعی را تجربه کنی. این نگاه، آرامش‌بخش روح خسته انسان معاصر است. انسانی که از دویدن بی‌امان در مسابقه بی‌انتهای مادی‌گرایی خسته شده، در کلام امام سجاد (ع) پناهگاهی امن می‌یابد که به او می‌گوید ارزش تو به اندازه قلب سلیم و اخلاق نیکوی توست، نه رتبه اجتماعی و حساب بانکی‌ات.

برای پیاده‌سازی این معارف در زندگی روزمره، شایسته است که در مواجهه با ناملایمات اجتماعی، ابتدا به درون خود مراجعه کنیم. اگر در یک جمع تحقیر شدیم یا حقمان نادیده گرفته شد، به جای واکنش‌های شتاب‌زده و درگیر شدن در بازی‌های کودکانه قدرت، به یاد بیاوریم که این دنیا گذرگاه است و ارزش واقعی ما نزد پروردگار محفوظ است. این باور، سپری پولادین در برابر آسیب‌های روانی ایجاد می‌کند. مکارم‌الاخلاق به ما یادآوری می‌کند که کرامت انسانی ما هدیه‌ای الهی است و هیچ کس جز خودمان با گناه و سقوط اخلاقی، قادر به نابود کردن آن نیست. پس با تکیه بر این منشور جاودانه، می‌توان سبک زندگی جدیدی سرشار از وقار، آرامش و صلح درونی را در میان هیاهوی دنیای مدرن پایه‌ریزی کرد.