کلیدهایِ آسمانی برای قفلهایِ زمینی
مبلغ – سرویس یاد: این روزها اگر پایِ صحبتهایِ خانوادهها در مهمانیهایِ شام یا حتی در مترو و تاکسی بنشینید، خیلی زود متوجه میشوید که اقتصاد به بخشِ جداییناپذیرِ ادبیاتِ روزمره ما تبدیل شده است. ما هر روز قیمتها را چک میکنیم، اخبارِ نوساناتِ ارز را دنبال میکنیم و این وضعیت، ذهنِ بسیاری از ما را درگیرِ یک اضطرابِ مزمن کرده است. وقتی فشارِ معیشت بالا میرود، اولین چیزی که در وجودِ انسان به لرزه درمیآید، احساسِ امنیتِ روانی است. انسانِ مدرن، امنیتِ خود را در موجودیِ حسابِ بانکیاش تعریف میکند و وقتی میبیند که این عددها با هزینههایِ زندگی همخوانی ندارند، دچارِ فروپاشیِ درونی میشود. اما در میانهیِ این طوفان، امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه، کتابی که به حق زبورِ آلِ محمد (ص) نامیده شده، گنجینهای برایِ مدیریتِ این بحرانها دارد. دعایِ بیست و نهم صحیفه سجادیه، که به دعایِ هنگامِ تنگیِ روزی معروف است، فراتر از یک متنِ آیینی، یک نقشه راه برایِ حفظِ عزتِ نفس و مدیریتِ منابع در شرایطِ سخت است.
برایِ درکِ کارکردِ این دعا، باید ابتدا نگاهی به مفهومِ رزق در مکتبِ امام سجاد (ع) بیندازیم. در نگاهِ مادی، رزق همان پولِ نقد، ملک و داراییهایِ مشهود است. اما امام (ع) در جایجایِ نیایشهایِ خود، رزق را به مفهومِ وسعتِ وجودی و گشایش در کارها تفسیر میکند. وقتی ما درگیرِ تنگیِ معیشت میشویم، اولین چیزی که از دست میدهیم، تعادلِ روحی است. ما شروع میکنیم به مقایسه کردنِ زندگیِ خود با دیگران، شروع میکنیم به شماتتِ خود یا اطرافیان و در نهایت، به جایِ کار و تلاشِ سازنده، انرژیِ خود را صرفِ غصه خوردن میکنیم. امام سجاد (ع) ، این چرخهیِ معیوبِ ذهنی را نشانه میگیرد. ایشان میفرمایند: ای کسی که گرههایِ ناگشودنی به دستِ تو باز میشود، ای کسی که سختیهایِ خُرد کننده با نیرویِ تو نرم میشود. این تعبیر، مستقیماً با وضعیتِ امروزِ ما که در آن با گرههایِ اقتصادیِ ظاهراً ناگشودنی روبهرو هستیم، پیوند میخورد. امام (ع) به ما میآموزد که پیش از هر اقدامی، باید نگاهِ خود را به مدیریتِ کلانِ جهان اصلاح کنیم.
نکتهیِ ظریفی که در سیره و کلامِ امام سجاد (ع) وجود دارد، تبدیلِ حسِ ناتوانی به حسِ توکلِ فعال است. بسیاری از ما فکر میکنیم توکل یعنی دست روی دست گذاشتن و منتظرِ معجزه ماندن. اما وقتی به متنِ دعا نگاه میکنیم، میبینیم امام (ع) از خدا میخواهند که ابزارِ کار و اسبابِ گشایش را برایِ ایشان مهیا کند. این یعنی در مکتبِ سجادیه، دعا، مکملی برایِ کنشگری است، نه جایگزینی برایِ آن. در دنیایِ امروز که بسیاری از جوانانِ ما از نبودِ فرصتهایِ شغلی یا فشارهایِ اقتصادیِ پس از ازدواج رنج میبرند، این نگاهِ امام (ع) بسیار راهگشاست. امام (ع) میآموزند که حتی در اوجِ تنگی، نباید از حرکت ایستاد. ایشان در فرازهایِ دیگرِ این دعا، از خدا میخواهند که درِ خیر را به رویِ او بگشاید و او را از فقرِ اخلاقی و روحی که حاصلِ فشارِ مالی است، حفظ کند.
یکی از جدیترین آسیبهایِ اقتصادیِ امروزِ ما، ظهورِ پدیدهیِ خودنمایی و مقایسهیِ اجتماعی در فضایِ مجازی است. اینستاگرام و پلتفرمهایِ مشابه، سبکِ زندگیِ لاکچری را به رخِ کسانی میکشند که درگیرِ نانِ شب هستند. این نوعِ نگاه، تولیدکنندهیِ نوعی فقرِ مدرن است؛ فقری که حتی اگر فرد درآمدِ خوبی هم داشته باشد، به دلیلِ احساسِ کمبود، همیشه خود را فقیر میداند. امام سجاد (ع) در دعاهایِ اقتصادیِ خود، به ما یادآوری میکنند که رزق، چیزی فراتر از ظاهرِ زندگی است. ایشان در صحیفه سجادیه از خداوند طلبِ کفاف میکنند، یعنی همان مقدارِ کافی و آبرومندانه که عزتِ انسان را حفظ کند. این یک درسِ بزرگِ اخلاقی برایِ جامعهیِ مصرفگرایِ امروز است. اینکه بفهمیم تفاوتِ زیادی میانِ نیاز و خواست وجود دارد. امام (ع) به ما میآموزند که با طلبِ کفاف، ذهنِ خود را از بندِ هوسهایِ سیریناپذیر رها کنیم تا بتوانیم در تنگیِ معیشت، آرامشِ خود را حفظ کنیم.
تحلیلِ روانشناختیِ این دعا نشان میدهد که امام سجاد (ع) چگونه از ابزارِ کلام برایِ بازسازیِ اعتماد به نفسِ مؤمن استفاده میکنند. کسی که در وضعیتِ تورمیِ امروز مدام نگرانِ آینده است و ترس از فقر، او را به محافظهکاریِ افراطی یا اضطرابِ شدید کشانده، با خواندنِ این دعا، گویی به یک منبعِ بیپایانِ قدرت متصل میشود. امام (ع) در متنِ دعا با صراحتِ تمام از خداوند میخواهند که رزقِ او را از راهی که گمان نمیبرد، برساند. این امیدِ به غیب، دقیقاً همان چیزی است که اقتصاددانانِ رفتاری آن را عاملِ اصلیِ تابآوری در شرایطِ رکود میدانند. کسی که امیدوار است، خلاقتر است، ریسکهایِ منطقی را بهتر میپذیرد و در بنبستها، راهی نو پیدا میکند.
مثالی ملموس از این موضوع را میتوان در زندگیِ خانوادههایِ موفقِ ایرانی در دورههایِ بحرانی دید. خانوادههایی که با تکیه بر فرهنگِ قناعتِ امام سجاد (ع) و در عینِ حال با سختکوشیِ حداکثری، از طوفانهایِ اقتصادی عبور کردهاند. این خانوادهها معمولاً دارایِ یک ویژگیِ مشترک هستند؛ آنها رزقِ خود را در برکت میدانند نه در انباشت. امام (ع) در دعایِ بیست و نهم به ما یادآوری میکنند که رزقِ بیبرکت، حتی اگر زیاد باشد، گرهگشا نیست. این نگاه، مدیریتِ مالی را از یک مسابقهیِ عددسازی، به یک مدیریتِ کیفی تبدیل میکند. برایِ کسی که این دعا را با تأمل میخواند، مفهومِ قرض گرفتن، مفهومِ سرمایهگذاری، مفهومِ انفاق و حتی مفهومِ خرید، رنگ و بویِ دیگری میگیرد. او میداند که مدیریتِ دارایی، بدونِ در نظر گرفتنِ رضایتِ الهی، تنها یک عددِ رویِ کاغذ است.
باید به این نکته نیز توجه کرد که دعا در اندیشهیِ امام سجاد (ع) برایِ تغییرِ نگاهِ فرد به جایگاهِ خود در چرخهیِ اقتصادی است. در دنیایِ امروز که نظامهایِ سرمایهداری، انسان را تنها یک عاملِ تولید و مصرف میبینند، دعا کردن، یک کنشِ اعتراضی است. ما با دعا کردن، اعلام میکنیم که خدایِ رزاق، محورِ اصلیِ زندگیِ ماست و نه نوساناتِ قیمتِ دلار یا سکه. این یعنی ما از سلطهیِ اعداد و ارقام آزاد میشویم. کسی که به این مرحله از باور میرسد، در برابرِ فشارهایِ اقتصادی، کمتر دچارِ خشم یا ناامیدی میشود. او میداند که اگر راهی بسته شده، خدایِ او درهایِ دیگری را برایِ او میگشاید. این دیدگاه، به شدت برایِ سلامتِ روانِ خانوادههایِ ما حیاتی است. والدینی که با نگاهِ توحیدی به رزق، فرزندانِ خود را تربیت میکنند، نسلِ مقاومتری در برابرِ بحرانهایِ آتی خواهند ساخت.
علاوه بر این، در فرازهایِ دعایِ بیست و نهم، امام سجاد (ع) به نقشِ دعا در محافظت از آبرو اشاره دارند. ایشان از خداوند میخواهند که آبرویِ او را با فقر نریزد و قدر و منزلتش را با تنگدستی پایین نیاورد. این نشان میدهد که در قاموسِ امامت، فقر، یک وضعیتِ اقتصادی است که میتواند به یک فاجعهیِ اخلاقی تبدیل شود. یعنی اگر انسان در اثرِ فقر، تن به ذلت بدهد، از عزتِ مؤمنانه دور شده است. امام (ع) به ما یاد میدهند که در عینِ تلاش برایِ معیشت، باید پاسدارِ حریمِ کرامتِ خود باشیم. این یعنی در بدترین شرایطِ مالی، دستِ نیاز به سمتِ نامردمان دراز نکنیم و شرافتِ خود را معامله نکنیم. این درسِ بزرگِ اخلاقی در فضایِ پر از وسوسهیِ امروز، یک سپرِ دفاعی است.
این دعا، همچنین دعوتی است به تعادل. امام سجاد (ع) به عنوانِ یک رهبرِ الهی، به خوبی میدانستند که افراط در طلبِ دنیا و یا تفریط در کار و تلاش، هر دو خانمانسوز است. ایشان در دعایِ خود، میانِ این دو، راهِ میانه را برمیگزینند. دعایِ ایشان نه دعایِ یک زاهدِ گوشهنشین است که از دنیا بیزار است و نه دعایِ یک تاجرِ حریص که به کمتر از ثروتِ قارون راضی نمیشود. این دعایِ انسانی است که در دنیا زندگی میکند، به وظایفِ خود عمل میکند، نگرانِ معیشتِ خانوادهاش است، اما در عینِ حال، میداند که کلیدِ نهاییِ گشایش، در دستانِ کسی است که رزقِ تمامِ موجودات را تضمین کرده است. این نگاهِ متعادل، بهترین دارو برایِ استرسهایِ ناشی از عدمِ قطعیتِ اقتصادیِ امروز است. ما با خواندنِ دعا، به یک پناهگاهِ امن میرویم تا از طوفانهایِ بیرونی در امان بمانیم، و دوباره با قدرتِ بیشتری به میدانِ زندگی برگردیم.
در نهایت، بازخوانیِ دعاهایِ اقتصادیِ امام سجاد (ع)، یک ضرورتِ تمدنی است. ما برایِ ساختنِ یک تمدنِ دینی، نیاز داریم که نسبتِ خود را با مال و ثروت دقیقاً تعریف کنیم. این تعریف را نمیتوان از کتابهایِ مدیریتِ غربی گرفت، چرا که آنها انسان را ماشینِ اقتصادی میبینند، نه خلیفهیِ الهی. ما باید به سرچشمه بازگردیم و ببینیم امامِ سجاد (ع) چگونه در آن دورانِ سختِ خفقان و محدودیتهایِ شدید، زندگیِ خود و پیروانش را با عزت مدیریت کردند. کلیدهایِ آسمانی که امام (ع) به ما دادهاند، برایِ تمامِ قفلهایِ زمینیِ تاریخ کارایی دارند؛ به شرطی که باور کنیم تکیه بر خداوند، قویترین اهرم برایِ جابهجا کردنِ سنگینترین بارهایِ زندگی است. این، یعنی نگاهی دوباره به دعایِ بیست و نهم، نه فقط برایِ رفعِ نیاز، بلکه برایِ تمدنسازی در سبکِ زندگیِ مؤمنانه.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0