رهیر شهید انقلاب میفرماید در داخل کشور شعار «دینداری» را جدی باید گرفت؛ راه امیرالمؤمنین را جدی باید گرفت.
یاوران مهدی هرگز از قرآن و معارف ژرف آن بیبهره نیستند، بلکه چشمانشان با نور تنزیل قرآن جلا مییابد.
بچهات با لجبازی دیوانهات کرده و میخواهی فریاد بزنی؟ بهجای اینکه سرش داد بزنی، همان لحظه از اتاق بیرون بیا، آب سردی به صورتت بزن و زیر لب بگو: «خدایا! این امانت توست، صبرش را هم تو بده»
در نگاه علوی، جامعه یک واحد یکپارچه است که اعمال هر بخش از آن، همچون موجی بر تمام سطح دریا اثر میگذارد.
بخشی از آیه ۱۲۷ بر عدم اندوه و دلتنگی در برابر مکر دشمنان تأکید دارد: «وَلا تَحزَن عَلَیهِم وَلا تَکُ فی ضَیقٍ مِمّا یَمکُرونَ». این فرمان الهی، زیربنای مدیریت بحران در نهجالبلاغه است.
آرامش قلبی زمانی در سطح کلان رخ میدهد که مردم احساس کنند حقوقشان محترم شمرده میشود، در حقیقت، ذکر الله در ساحت اجتماع، یعنی جاری کردن قوانین الهی و عدالت که نتیجه آن امنیت روانی عمومی است.
وقتی نگرانی نان و معیشت و چک و اجاره، خواب را از چشمانت ربوده،به خودت یادآوری کن آن خدایی که روزی میلیاردها موجود، از کوچکترین حشره تا بزرگترین کهکشان را میدهد، هرگز تو را فراموش نمی کند.
در نگاه اجتماعی نهجالبلاغه،فقر، جهل و ظلم به عنوان بزرگترین سیئات اجتماعی تنها زمانی ریشهکن میشوند که حسناتی چون عدالت اقتصادی، آگاهیبخشی عمومی و مساوات در حقوق شهروندی جایگزین آن شوند.
آیه ۱۱۱ سوره توبه صرفاً درباره جنگ و جهاد فیزیکی نیست، بلکه درباره یک «سبک زندگی» است؛ سبکی که در آن ثروت در خدمت محرومان، قدرت در خدمت عدالت، و جان در راه آرمانهای انسانی هزینه میشود.
جامعهای که در علم و فناوری عقب بماند، نمیتواند فرمان قرآن مبنی بر آمادگی حداکثری را اجرا کند و از منظر فرهنگی، تخصصگرایی و بهروز بودن در ابزارها و رویکردها، بخشی از هویت مؤمن است.
آنچه را که انسان از دست میدهد و یا به آن نمیرسد، از دو حال خارج نیست: یا آن چیز از امور دنیوی است، و یا اخروی. اگر از امور دنیا است که هرگز سزاوار حسرت و اندوه نیست، و اگر هم از امور اخروی است که با وجود تلاش فراوان محقق نگشته است، باید گفت که خداوند متعال، پاداش تلاش برای رسیدن به مقامات معنوی را بیپاسخ نمیگذارد.
مؤمن در نهجالبلاغه، فردی است که با تمام توان در صحنه حاضر است، اما در عین حال میداند که نتیجه در دست او نیست. این پارادوکس ظاهری، در واقع اوج عرفان اجتماعی است.
امام در نامهای به نیروهای دولتی دستور میدهند که حتی در نوشتن مکاتبات اداری، از اسراف در کاغذ و مرکب پرهیز کنند و قلمها را تیز کنند تا سطرها نزدیک به هم باشد.
در نهجالبلاغه، توکل بر خداوند که در آیه ۱۷۳ سوره آل عمران با عبارت «نعم الوکیل» توصیف شده، یک مفهوم ایستا و به معنای دست روی دست گذاشتن نیست.
نامه ۲۶ نهجالبلاغه که از سوی علی بن ابیطالب خطاب به یکی از مأموران جمعآوری زکات صادر شده، بر تقوای الهی، امانتداری و پرهیز از هرگونه خیانت به مردم تأکید دارد؛ آنجا که حضرت تصریح میکند: «بزرگترین خیانت، خیانت به امت است و رسواترین دغلبازی، فریب پیشوایان.»
میخواهی ازدواج کنی یا بچهدار شوی، اما ترس از هزینهها منصرفت کرده؟ بدان این همان «وعدۀ فقر» شیطان است. به «وعدۀ فضل» خدا توکل کن و اقدام کن.
ثبات قدم در نهجالبلاغه، ریشه در معرفت و یقین دارد، امام علی (ع) توضیح میدهند که چرا برخی در برابر دشمن عقبنشینی میکنند؛ زیرا پیوند قلبی آنان با منبع قدرت مطلق سست است.
نهجالبلاغه به عنوان تجلیگاه اندیشههای قرآنی، در جایجای خود به شرح این حقیقت پرداخته است که چگونه صبر و نماز میتوانند به عنوان دو بال پرواز، انسان را از زمینگیری در ابتلائات رهایی بخشد.
امام علی در نهجالبلاغه با تشبیه دل به بدن، بر نیاز قلب انسان به طراوت حکمت تأکید میکنند و هشدار میدهند که دلبستگی به شهوات، جان را از اثرپذیری پند و اندرز محروم میسازد؛ حقیقتی که راه آرامش دل و رهایی از غبار غفلت را نشان میدهد.
بحث تفاوتهای زن و مرد، امروز موضوع بسیاری از پژوهشهای روانشناسی است؛ اما قرنها پیش، در کلمات علی بن ابیطالب در نهج البلاغه به ابعاد جسمی، عاطفی و مسئولیتی این تفاوتها پرداخته شده است. تأکید امام(ع) بر اشتراک در گوهر انسانی، در کنار تمایز در نقشها، تصویری متفاوت از نسبت زن و مرد ارائه میدهد.
از انتخاب یک نام نیک تا تربیت شایسته و آموزش قرآن؛ امام علی در کلامی کوتاه اما عمیق در نهج البلاغه، سه حق اساسی فرزند بر پدر را یادآور میشوند؛ حقوقی که سنگبنای شخصیت و آینده هر انسان را شکل میدهد.
امام علی(ع) در نامه ۶۹ نهجالبلاغه با تأکید بر جایگاه والای نماز جمعه، مسلمانان را از سفر در روز جمعه پیش از اقامه این فریضه نهی میکنند و تنها جهاد در راه خدا یا ضرورتهای اجتنابناپذیر را استثنا میدانند؛ توصیهای که نشاندهنده نقش عبادی و اجتماعی نماز جمعه در تقویت وحدت و همبستگی مسلمانان است.
نهجالبلاغه، گنجینهای از گفتارهای دقیق و حسابشده امیرالمؤمنین علی است که حتی برای غیرمسلمانان نیز الهامبخش است.
امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر با نگاهی عمیق به فلسفه حکمرانی، حاکمان را از ترجیح خواص بر عموم مردم برحذر میدارد و تأکید میکند که خشنودی تودههای مردم، ضامن استحکام حکومت و نارضایتی آنان عامل سستی و سقوط آن است، حتی اگر خواص و نزدیکان در ظاهر همراه و راضی باشند.
در نامه ۳۱ نهجالبلاغه، امام علی علیهالسلام خطاب به فرزندشان امام حسن علیهالسلام، به آسیبهای مهمی که جوانان را تهدید میکند اشاره فرمودهاند. از میان این رهنمودهای گرانبها، میتوان ۶ آسیب اساسی را که در دوران جوانی بیشتر نمود پیدا میکنند، استخراج کرد.
امید و آرزو موتور حرکت انسان است، اما آنگاه که آرزوهای مادی بیمهار شوند، انسان را به فقر درونی و وابستگی دائمی میکشانند. امام علی(ع) در حکمت ۳۴ نهجالبلاغه، با نگاهی عمیق به ریشه آرامش انسانی، «ترک آرزوها» را برترین نوع بینیازی معرفی میکند؛ سخنی که ناظر به مدیریت آمال دنیوی و تعادل میان دنیا و آخرت است.
آیتالله مصباح یزدی از یاد خدا برای اشتیاق دیدار پرودگار یاد کرد و گفت: هرچه یاد و تمرکز بیشتر باشد، شوق نیز زیادتر میشود و برای امتحان، چند شب هنگام سحر، در جایی خلوت، دل خود را ساعتی متوجه خدا کنید.
انسان خوشخُلق به مانند کسی است که درختِ وجودش متأثر از زیباییهای اخلاقی، آنچنان با طراوت گشته که دیگران، همچون شاخه هایی در اطراف او جمع گشته و از فیض وجود او بهره می برند.
امیرالمؤمنین امام علی علیهالسلام در روایتی، نسبت به آزمونی بنام وفور نعمت هشدار میدهند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در کلمات نورانی نهجالبلاغه، حیا را جوهره اخلاق اسلامی معرفی میکند؛ خصلتی که نهتنها نشانه ایمان، بلکه لباس اسلام است و زیباترین مرتبه آن، حیای انسان از خویشتن خویش دانسته شده است.