حضرت آیت الله شهید سیدعلی خامنهای به استفتائی پیرامون «خسارت و حق الناس در کودکان غیربالغ» پاسخ گفتهاند.
کتاب «بچههای دنیا» مخاطبان کودک را به سفری میان کشورهای مختلف میبرد؛ سفری که در آن کودکان با زبان، پوشش، غذا، بازیها و شیوه زندگی همسالان خود در دیگر نقاط جهان آشنا میشوند.
کتاب «حتماً برمیگردد» مسئله اهمیت و تأثیر دعا و استغاثه به خداوند را به کودکان بالای هفت سال میآموزد: آن هم با قصه قوم حضرت یونس (ع).
در شرایط جنگ، ترس از دست دادن والدین یک تخیل نیست، بلکه یک «اضطراب واقعگرایانه» است. برای کمک به کودکان در این شرایط، باید ترکیبی از امنیت فیزیکی، ثبات هیجانی و بازسازی معنا را به کار گرفت.
در تعلیق بیامان میان جنگ تمامشده و آرامش شروع نشده با پرسشهای کودکان چه کنیم؟ پاسخ ساده، صادق و بدون جزئیات، همراه با تأکید بر امنیت...
والدگری در شرایط بحران، نیازمند همبستگی اجتماعی است؛ زیرا هیچ خانوادهای در خلأ زندگی نمیکند. در نهایت، کیفیت تربیت کودکان در هر جامعهای بازتابی از کیفیت زندگی خانوادههاست. کودکی که در محیطی آکنده از اضطراب اقتصادی و فرسودگی عاطفی رشد میکند، نهتنها از حمایت روانی کافی محروم میشود، بلکه ممکن است ناامنی را بهعنوان وضعیت طبیعی زندگی درونی کند.
اظهار سوگ و مدیریت هیجانهای ناشی از اخبار ناگوار، بهویژه در دوران جنگ، ضرورتی انکارناپذیر برای حفظ سلامت روان خانواده است.
یک روانشناس گفت: حفظ روتین و نظم زندگی نیز برای جلوگیری از آسیبهای جدی به روان کودک ضرورت دارد و والدین باید همواره آرامش خود را حفظ کنند تا قادر به حمایت از کودکان باشند. در نهایت، بسیاری از مصیبتها را میتوان با حلاوت کلام برای کودکان التیام بخشید.
جنگ، دستهای زمخت و بدترکیبی دارد. دستهایی که وقتی به شانه نحیف بچههای کوچک و خوابهای خرگوشیشان میرسد، همه چیز را رنگ دیگری میکند. جنگ حتی ممکن است بچهها را دچار فقدان کند و نیاز باشد طور دیگری با آنها تعامل کنیم. این گزارش کمکی به همین تعامل تازه است.
قصهگویی ابزاری قدرتمند برای ایجاد حس امنیت در کودکان است و به آنها کمک میکند تا با چالشهای زندگی آشنا شوند. داستانها میتوانند ترسها و نگرانیهای کودکان را کاهش دهند و احساسات آنها را شناسایی کنند. همچنین، این هنر پیوندهای عاطفی قویتری با والدین ایجاد میکند و حس تعلق را تقویت میکند. در شرایط بحران، قصهها به کودکان امید و آرامش میدهند.
«اگه اتفاقی افتاد کنار هم باشیم!»، «شرایط جنگیه، حوصله ندارم!»...این جملات ساده اما خطرناک، ریشه ترس و ناامنی را در وجود کودک نهادینه میکند.
مشاور و روانشناس تأکید کرد: کودکان را با الگوسازی مثبت، حمایت اجتماعی و تقویت امید و اندیشههای مثبت از آسیبهای روانی جنگ محافظت کنیم.
ناگهان صدای مهیبی همهجا را میلرزاند! کودکمان با چشمانی پرسشگر و پر از ترس به ما نگاه میکند. در ثانیههای طلایی بعد از انفجار یا شنیدن اخبار ناگوار، دقیقاً چه باید کرد؟
در هنگامه نبرد و هجوم سایههای سنگینِ اخبار جنگ، خانه نخستین خاکریزی است که باید در برابر اضطراب محافظت شود. مادران، معمارانِ امنیتِ روانی هستند که با الهام از سیره حضرت زهرا(س)، میتوانند در دل بحران، بذرِ امید و حماسه را در جانِ لرزانِ فرزندانشان بنشانند.
تعطیلی ناگهانی مهدکودکها و مدارس، صدای آژیر و انفجار، تصاویر دلخراش... کودکان ناخواسته در خط مقدم اضطراب جنگ قرار گرفتهاند. چه بگوییم و چهکار کنیم تا روح کوچک و حساس فرزندمان آسیب نبیند؟
مادرها همیشه برای مدیریت هر شرایطی راهکارهای خلاقانه و خاص خود را دارند. گویی این توانمندی را خداوند با مادر شدن در وجودشان به امانت گذاشته برای بزنگاههایی که ممکن است سخت باشد و سخت بگذرد. گروهی از مادرهای ایرانمان بعضی از راهکارهای خود را برای گذراندن روزهای جنگی با همدیگر به اشتراک گذاشتهاند.
در مواجهه با بحرانهای شدید، تابآوری به مهارتی ضروری تبدیل میشود که به افراد و جوامع کمک میکند نه تنها از فشارها جان سالم به در ببرند، بلکه قویتر از قبل ظاهر شوند، تکنیکهای تابآوری، ابزارهایی ارزشمند برای گذار از بحران و رسیدن به ثبات هستند.
دستورالعمل برخورد با کودکان در هنگام انتشار اخبار جنگ به قلم میرسبحان سادات و به صورت اینفوگرافی منتشر شد.
در شرایط فعلی در حالیکه خانوادهها مصرانه پیگیر اخبار هستند، توجه به امنیت روانی کودکان اهمیت بالایی دارد. مرضیه کشوری از راهحل میگوید.
ماه رمضان فرصتی برای تقویت اراده و نهادینهکردن فرهنگ روزهداری در کودکان است.
نماز، یکی از ارکان اساسی دین اسلام است که توجه به آن در خانوادهها میتواند به تقویت ایمان و اخلاق فرزندان کمک کند. با این حال، بسیاری از والدین با چالشهایی در ترغیب فرزندان به نماز مواجهاند.
این نقاشیها را میتوانید پرینت بگیرید و به کودکان بدهید تا رنگ آمیزی کنند.
خیلی روزها، پشت درِ مهد کودک، صحنهای تکراری و پراضطراب رقم میخورد؛ کودکی که دل نمیکند و مادری که میان کار و نگاههای قضاوتگر مانده است. اشتغال مادر چه تأثیری بر امنیت روانی کودک دارد؟ این دغدغهٔ مشترک هزاران خانوادهای است که میان فشار اقتصادی، نیاز جامعه و کمبود حمایت اجتماعی گرفتارند.
طی روزهای اخیر اخبار مهمی از قلب اروپا مخابره شد؛ در جمهوری چک و آلمان، پرونده مسکوتمانده «ممنوعیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای کودکان» بار دیگر روی میز سیاستمداران قرار گرفت و موجی از بحثهای داغ را برانگیخت. همین جرقه کافی بود تا نگاهی به نقشه جهان بیندازیم و ببینیم در چهار گوشه دنیا، دولتها چه تدبیری برای رویارویی با این غول دیجیتال اندیشیدهاند.
تنشهای مداوم میان والدین تنها یک مسئله خانوادگی نیست، بلکه میتواند تمرکز، حافظه و انگیزه تحصیلی کودک را تضعیف کرده و زمینهساز پرخاشگری، اضطراب یا گوشهگیری شود. روانشناسان هشدار میدهند بیتوجهی به این تعارضها، پیامدهایی ماندگار تا نوجوانی و بزرگسالی بهدنبال خواهد داشت.
کودک از دو سالگی آماده تقلید است و والدین بهعنوان قهرمان دنیای او، مسئولیت سنگینی در تربیت دارند.
در ایران، یک کودک دهساله میتواند آزادانه در شبکههای اجتماعی فعالیت کند، اما در استرالیا حسابهای کاربران زیر ۱۶ سال بهطور قانونی حذف میشود.
بلوغ زودرس به یکی از دغدغههای مهم خانوادهها تبدیل شده است؛ پدیدهای که نهتنها رشد جسمی کودک را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه میتواند بر احساس امنیت روانی، رفتار و هویتیابی او نیز اثر بگذارد.
در شرایطی که صدای انفجار یا هشدار حمله هوایی شنیده میشه، طبیعیست که کودکان دچار نگرانی یا ترس بشن. در چنین لحظاتی، رفتار آرام و اطمینانبخش پدر و مادر میتونه بهعنوان یک پناه امن، احساس امنیت و آرامش رو به فرزندان منتقل کنه. روانشناسان کودک توصیه میکنن والدین با چند اقدام ساده اما موثر، از سلامت روانی کودکان خود در این شرایط مراقبت کنن.
سلامت، تربیت، بحران و شادی خانوادهها ممکن است بهوسیله استرسهای زندگی مدرن تحت تأثیر قرار گیرد و شنیدن و خواندن نکات روانشناختی از سوی روانشناسان و مشاوران خانواده باعث رفع مشکلات و یا بهبود روابط در خانوادهها میشود.