نسل «زِد» در میانه میدان

روز قدس این بار با بوی باروت و صدای انفجار ترکیب عجیب غرور آفرينی داشت. کسانی که از مظلومیت مردم غزه دلشان به درد آمده حتی زمانی که خودشان هم تهدید به بمباران شدند در این روزها هم حمایت خودشان را از مردم مظلوم غزه برای بار چندم به دنیا نشان دادند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، کوله‌پشتی‌های مدرسه اولین چیزی بود که چشمم را در راهپیمایی روز قدس گرفت. تقریباً هر دانش‌آموزی که در راه می‌دیدم با کوله‌پشتی آمده بود، از یکی‌شان پرسیدم چرا با لباس مدرسه و کوله‌پشتی آمدی؟ جواب داد: « به یاد بچه‌های مدرسه میناب.»

بنابر روایت فارس، تقریباً از ابتدای مسیر راه‌پیمایی هم قدم شدم با نوجوانی که به تمام وجودش شعار می‌داد و فریاد می‌کشید انگارنه‌انگار که در روزه‌گرفتن تازه‌کار است. قدم تند کردم و کنارش رسیدم و سر صحبت باز شد. پرسیدم روزه‌ای این‌طور که شعار می‌دهی؟ گلویت خشک نشود؟ گفت: « حالا من شعار بدهم و به گلویم فشار بیاید چه می‌شود، این‌همه دانش‌آموز هم‌وطن من شهید شد.»

همان لحظه آقای اژه‌ای از کنارمان گذشت اشاره کرد و گفت: « عع ببین این آقا را من در تلویزیون دیدم، یکی از مسئولان است.» مادرش گفت: « آقای اژه‌ای است رئیس قوه قضائیه، کدام نوجوان عادی آمریکایی را می‌شناسی که مسئولان کشورشان در یک مراسم این شکلی در کنار همراه بروند و شعار بدهند.»

تقریباً چند دقیقه بعد صدای انفجار آمد، همهٔ جمعیت شروع به گفتن الله‌اکبر کردند. نوجوانی که با او هم مسیر شده بودم گفت: « ببین تازه بمب هم می‌زنند، ولی کسی از جایش تکان نمی‌خورد، من پُز می‌دهم به نوجوان‌های هم سن‌وسال خودم در کل جهان که در ایران زندگی می‌کنم. در کتاب‌ها و مجله‌ها از اینکه چطور شجاع باشیم می‌نویسند من می‌گویم برای شجاع بودن باید ایرانی باشید، کلمه شجاعت را از روی ما ایرانی‌ها ساخته‌اند.»

واقعاً راست می‌گوید من هم تابه‌حال ندیده‌ام، حتی در کشور‌هایی که شعار‌های آزادی‌بخششان گوش دنیا را کر کرده.

سرم را برگرداندم دیدم بعد انفجار دو پسر که انگار ۱۷ ۱۸ سالشان بود، باهم می‌گفتند: «بیا این هم آزادی ترامپی، احتمالاً می‌خواهد با بمب زدن جانمان را از تنمان آزاد کند.»