طبیب دوار؛ الگوی کنشگری فعال در سیره امیرالمومنین
مبلغ – سرویس یاد: نهجالبلاغه کتابی است که در آن امیرالمؤمنین علی (ع) در توصیف پیامبر اسلام (ص) از تعبیر «طبیب دوار» استفاده میکند. این تعبیر که در نگاه اول شاید ساده به نظر برسد، عمق بسیار زیادی دارد و یک سبک زندگی متفاوت را ترسیم میکند. در پزشکی مرسوم، تصور ما این است که بیمار باید به مطب پزشک مراجعه کند. بیمار درد دارد، رنج میکشد و نوبت میگیرد تا شاید پزشک او را ویزیت کند. اما در مفهوم طبیب دوار که علی (ع) آن را برای رسول خدا به کار میبرد، ماجرا برعکس است. طبیب دوار کسی نیست که منتظر بنشیند تا مراجعان به او سر بزنند، بلکه او ابزار درمان خود را برمیدارد و راهی کوچهها و خانهها میشود تا بیمارانی را پیدا کند که شاید توان مراجعه ندارند یا حتی نمیدانند که بیمار هستند و به درمان نیاز دارند.
این مفهوم در دنیای امروز ما مصداقهای بسیار جالبی دارد. بسیاری از ما در نقشهای مختلف اجتماعی، فرهنگی یا دینی تصور میکنیم که وظیفه ما تنها این است که یک جایگاه یا تریبون داشته باشیم و منتظر بمانیم تا مردم اگر سوالی داشتند به ما مراجعه کنند. مثلاً یک استاد دانشگاه ممکن است بگوید من در کلاس درس میدهم و اگر دانشجویی سوال داشت بپرسد، یا یک مسئول فرهنگی ممکن است بگوید من برنامهها را آماده میکنم و اگر کسی خواست بیاید شرکت کند. این سبک از رفتار، سبک «نشستن در مطب» است. اما طبیب دوار سبک دیگری دارد. او کسی است که در کوچه و بازار حضور دارد و نبض جامعه را میشناسد. او میداند کجای این پیکر اجتماعی درد میکند و به جای اینکه منتظر بماند تا بیماری به بحران تبدیل شود، خودش برای پیشگیری و درمان به میدان میآید.
در فضای دیجیتال و شبکههای اجتماعی، این الگوی طبیب دوار بسیار کاربردی است. امروزه بسیاری از فعالان اجتماعی یا چهرههای مشهور با استفاده از قدرت نفوذ خود سعی میکنند به جای اینکه فقط محتوای زرد یا سرگرمکننده تولید کنند، به سمت دردهای واقعی مردم بروند. کسانی که بدون اینکه کسی از آنها بخواهد به مناطق محروم میروند، به دنبال حل مشکلات آموزشی کودکان بازمانده از تحصیل هستند یا در زمینه سلامت روان فعالیت میکنند، همان مصداقهای عینی این مفهوم هستند. آنها منتظر نماندند تا سیستمهای دولتی یا خیریههای رسمی به سراغشان بیایند، بلکه خودشان داوطلبانه داروی خود را که میتواند علم، تخصص، مهارت یا حتی همدلی باشد، با خود برداشته و راهی میدان شدند.
امیرالمؤمنین (ع) در کلام خود به این نکته اشاره دارد که پیامبر اسلام (ص) با این روش توانست جانهای مرده را زنده کند. وقتی یک طبیب دوار به سراغ بیمار میرود، او فقط دارو نمیدهد، بلکه امید میبخشد. همین که کسی به فکر دیگری است و به سراغ او میرود، خود نیمی از درمان است. این موضوع در مدیریت جامعه نیز بسیار مهم است. مدیرانی که در اتاقهای خود حبس شدهاند و فقط با گزارشهای کاغذی تصمیم میگیرند، نمیتوانند طبیب باشند. آنها از دردهای واقعی کف جامعه خبر ندارند. وقتی یک مدیر یا یک چهره مشهور به میان مردم میرود و حرف آنها را میشنود، یعنی در حال اجرای همان سبک طبیب دوار است. این حضور میدانی باعث میشود که راهکارها واقعیتر و اثرگذارتر باشند.
در بحثهای خانوادگی و تربیت نیز این الگو بسیار مهم است. پدران و مادران نباید فقط منتظر بمانند که فرزندانشان به سراغ آنها بیایند و مشکلات خود را مطرح کنند. گاهی فرزندان به دلیل شرم، ترس یا ناتوانی در بیان نمیتوانند رنجهای خود را به زبان بیاورند. یک پدر یا مادر در نقش طبیب دوار باید حواسش به تغییرات روحی فرزندش باشد. باید بداند چه زمانی باید گفتوگو کند و چه زمانی باید سکوت کند. این حضور هوشمندانه در زندگی فرزند یعنی مداوای بیماریهای احتمالی قبل از اینکه ریشه دواند. اگر والدین فقط منتظر باشند که فرزند وقتی به سن بلوغ یا جوانی رسید خودش به آنها مراجعه کند، ممکن است خیلی دیر شده باشد.
برخی ممکن است فکر کنند طبیب دوار بودن به معنای دخالت در امور دیگران است. این نگاه اشتباه است. طبیب دوار دخالت نمیکند، بلکه دستگیری میکند. تفاوت بین این دو در نیت و روش است. دخالت یعنی فضولی در حریم شخصی، اما دستگیری یعنی ارائه کمک بدون تحقیر طرف مقابل. کسی که طبیب دوار است، هیچگاه به بیمار احساس ضعف نمیدهد. او با احترام و محبت به سراغ بیمار میرود تا باری از دوش او بردارد. این همان کاری است که پیامبر اسلام در دوره جاهلیت انجام داد. او در میان مردم بود، با آنها غذا میخورد، در کارهایشان مشارکت میکرد و در میان همین رفتوآمد فقط دارو نمیدهد، بلکه امید میبخشد. همین که کسی به فکر دیگری است و به سراغ او میرود، خود نیمی از درمان است. این موضوع در مدیریت جامعه نیز بسیار مهم است. مدیرانی که در اتاقهای خود حبس شدهاند و فقط با گزارشهای کاغذی تصمیم میگیرند، نمیتوانند طبیب باشند. آنها از دردهای واقعی کف جامعه خبر ندارند. وقتی یک مدیر یا یک چهره مشهور به میان مردم میرود و حرف آنها را میشنود، یعنی در حال اجرای همان سبک طبیب دوار است. این حضور میدانی باعث میشود که راهکارها واقعیتر و اثرگذارتر باشند.
در بحثهای خانوادگی و تربیت نیز این الگو بسیار مهم است. پدران و مادران نباید فقط منتظر بمانند که فرزندانشان به سراغ آنها بیایند و مشکلات خود را مطرح کنند. گاهی فرزندان به دلیل شرم، ترس یا ناتوانی در بیان نمیتوانند رنجهای خود را به زبان بیاورند. یک پدر یا مادر در نقش طبیب دوار باید حواسش به تغییرات روحی فرزندش باشد. باید بداند چه زمانی باید گفتوگو کند و چه زمانی باید سکوت کند. این حضور هوشمندانه در زندگی فرزند یعنی مداوای بیماریهای احتمالی قبل از اینکه ریشه دواند. اگر والدین فقط منتظر باشند که فرزند وقتی به سن بلوغ یا جوانی رسید خودش به آنها مراجعه کند، ممکن است خیلی دیر شده باشد.
برخی ممکن است فکر کنند طبیب دوار بودن به معنای دخالت در امور دیگران است. این نگاه اشتباه است. طبیب دوار دخالت نمیکند، بلکه دستگیری میکند. تفاوت بین این دو در نیت و روش است. دخالت یعنی فضولی در حریم شخصی، اما دستگیری یعنی ارائه کمک بدون تحقیر طرف مقابل. کسی که طبیب دوار است، هیچگاه به بیمار احساس ضعف نمیدهد. او با احترام و محبت به سراغ بیمار میرود تا باری از دوش او بردارد. این همان کاری است که پیامبر اسلام در دوره جاهلیت انجام داد. او در میان مردم بود، با آنها غذا میخورد، در کارهایشان مشارکت میکرد و در میان همین رفتوآمددیده میروند، این دقیقاً همان طبیب دوار است. آنها منتظر پروتکلهای اداری نمیمانند، بلکه به دلیل درک ضرورت و مسئولیت انسانی خود عمل میکنند. این روحیه همان چیزی است که امیرالمؤمنین (ع) به عنوان شاخصه اصلی نبی مکرم اسلام (ص) معرفی میکند.
چالش دیگری که در این راه وجود دارد، بحث دیده شدن و «شوآف» است. گاهی برخی افراد از عنوان طبیب دوار سوءاستفاده میکنند و به دنبال نمایشهای رسانهای هستند. این افراد به جای درمان بیمار، به دنبال پر کردن ویترین فعالیتهای خود هستند. اما طبیب واقعی کسی است که در خفا کار میکند و اگر هم جایی دیده میشود، به خاطر اثرگذاری بیشتر است نه برای مطرح کردن نام خود. علی (ع) در توصیف پیامبر میگوید او طبیبی است که داروی خود را به کار گرفته است. این یعنی عمل او خالصانه و برای نتیجه است، نه برای جلب توجه. اگر ما میخواهیم این الگو را در زندگی خود پیاده کنیم، باید همیشه نیت خود را پالایش کنیم. آیا من واقعاً برای درمان این درد به میدان آمدهام یا برای اینکه خودم دیده شوم؟
در حوزه آموزشهای دینی نیز ما به طبیبان دوار نیاز داریم. سالهاست که روش تبلیغ دینی ما بر پایه منبر رفتن و انتظار برای شنونده کشیدن بوده است. این روش البته جایگاه خود را دارد اما کافی نیست. امروز نسل جوان در فضاهایی حضور دارد که ما شاید کمتر به آنجا فکر کرده باشیم. طبیب دوار دینی امروز کسی است که زبان این نسل را میفهمد، در فضاهای موردعلاقه آنها حضور دارد و به جای تکفیر یا طرد کردن، با زبانی نرم و منطقی به سراغ سوالات و دغدغههای آنها میرود. او به جای اینکه بگوید «چرا جوانان به مسجد نمیآیند؟»، از خود میپرسد «چگونه میتوانم مسجد را به جایی تبدیل کنم که این جوان با آن احساس صمیمیت کند؟».
این نوع نگاه باعث میشود که انسان از فضای تدافعی خارج شود و به فضای کنشگری مثبت وارد شود. طبیب دوار، منفعل نیست. او در جامعه حرکت میکند. او میبیند، میشنود، درک میکند و سپس اقدام میکند. این حرکت کردن، خودِ دینداری است. دینداری فقط نماز خواندن و روزه گرفتن در کنج اتاق نیست. دینداری حضور فعال در جامعه برای کاهش رنجهای مردم است. کسی که درد مردم را میبیند و بیتفاوت از کنار آن رد میشود، چگونه میتواند ادعای پیروی از کسی را داشته باشد که طبیب دوار بوده است؟
در نهایت باید گفت که این مفهوم، یک دعوتنامه عمومی است. همه ما در هر جایگاهی که هستیم میتوانیم یک طبیب برای اطرافیان خود باشیم. اگر معلم هستیم، شاگردی که گوشهگیر است یا درسش ضعیف شده، بیمار ماست. اگر کارمند هستیم، همکار افسرده ما بیمار ماست. اگر همسایه هستیم، آن خانوادهای که درگیر مشکلات اقتصادی است، بیمار ماست. همه ما دارویی داریم که میتواند بخشی از درد جامعه را التیام ببخشد. طبیب دوار بودن یعنی از خودمان شروع کنیم و بدون انتظار پاداش یا قدردانی، به سراغ درمان دردهای کوچک و بزرگ اطرافمان برویم. این تنها راه زنده نگه داشتن روح جامعه در جهانی است که هر روز بیشتر به سمت انزوا و تنهایی پیش میرود.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0