توبه؛ از زنجیره اضطراب تا مسیر بازسازی اعتمادبهنفس| روانشناسی معنوی چگونه گناه را به فرصتی برای رشد تبدیل میکند؟
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، زهرا عاصمی درباره نسبت روانشناسی با دین اظهار کرد: در فرهنگهای اسلامی و شرقی معنویت اغلب با تناسب با خدمت به جامعه و تسلیم جمعی گره خورده است. توبه در روانشناسی معنوی، فرآیندی از پذیرش مسئولیت، بازسازی اعتماد به نفس و شروع مجدد است، نه ابزاری برای تحقیر و وقتی گناه به ابزاری برای رشد اخلاقی تبدیل شود، دیگر مسمومیتزا نیست، بلکه سمزداست.
بنابر روایت ایکنا، زهرا عاصمی، روانشناس و پژوهشگر قرآنی در این گفتوگو درباره نسبت روانشناسی با دین اظهار کرد: تفسیر روانشناختی پدیدههای معنوی مانند تفسیر وجود خدا بهعنوان مکانیزم دفاعی، لزوماً به معنای انکار حقیقت وجودی آن نیست، بلکه نوعی تفسیر برآمده است. روانشناسی مانند یک عینک میکروسکوپی عمل میکند که ساختار و عملکرد یک پدیده را در سطح نودانه کشف میکند و این کار ذات پدیده را نقض نمیکند. اگر بگوییم نیاز به خدا در انسان ریشه در مکانیسمهای بقا و معناجویی دارد، در حال پدیدهشناسی هستیم.
وی با بیان اینکه علم توضیح میدهد که چگونه این باورها شکل میگیرند، نه اینکه بگوید آیا حقیقت خارجی دارند؟ افزود: عبادت سالم در برابر وابستگی ناسالم قرار میگیرد و تفاوت کلیدی در خودتوانی و ارتباط نهفته است. در عبادت سالم و بالغ، فرد با حفظ هویت مستقل و کرامت خود انتخاب میکند که با نیرویی برتر همسفر باشد که این حالت شبیه به همدلی یا اتحاد است و فرد احساس قدرت میکند. در مقابل وابستگی ناسالم (پدرسالاری بیمارگونه) با از دست دادن خویشتن، ترس از تنهایی و تسلیم اجباری همراه است و در حالت درمانگر باید بررسی کند که آیا این رابطه دینی، فرد را به بلوغ عقلانی و عاطفی سوق میدهد یا او را در حالت بچهماندگی و ترسناکی نگه میدارد.
عاصمی با تأکید بر گذر از گناه کاذب به توبه سازنده، احساس گناه را مرز حساس در منشأ دانست و گفت: اگر گناه ناشی از ترس، سرکوب یا تحمیل اجتماعی باشد، تبدیل به زنجیرهای از اضطراب میشود که مانع سلامت روان است، اما گناه الهی در متون دینی معتبر، همواره با آگاهی، اختیار و امید به بخشش گره خورده است.
وی تصریح کرد: توبه در روانشناسی معنوی، فرآیندی از پذیرش مسئولیت، بازسازی اعتماد به نفس و شروع مجدد است، نه ابزاری برای تحقیر. وقتی گناه به ابزاری برای رشد اخلاقی تبدیل شود، دیگر مسمومیتزا نیست، بلکه سمزداییکننده است. برای مقایسه دین و علم بدون تقلیل، باید از پارادایم اثبات مستقیم به مدلهای علائمشناسی و خودگزارشدهی معتبر حرکت کرد. بهجای تلاش برای اثبات وجود خدا با آزمایشگاه، پژوهشها میتوانند اثرات عینی (مثل کاهش کورتیزول، افزایش هورمونهای شادی، بهبود روابط اجتماعی) را بر کسانیکه باور دینی دارند، بسنجند، همچنین استفاده از روشهای کیفی (مثل تحلیل عمیق تجربیات عرفانی) میتواند ابعاد غیرقابل اندازهگیری دین را بدون تحمیل چارچوب علمی خشک بررسی کند.
وی با تأکید بر بومیسازی یافتهها بیان کرد: یافتههای غربی درباره معنویت، اغلب ریشه در سنتهای یهودی _ مسیحی دارند که تأکید زیادی بر رابطه فردی با خدا دارند، اما در فرهنگهای اسلامی و شرقی، معنویت اغلب با تناسب با کیهان، خدمت به جامعه و تسلیم جمعی گره خورده است، بنابراین، تعریفهایی مثل انسانگرایی الهی یا سکوت درونی ممکن است در فرهنگهای مختلف بار معنایی متفاوتی داشته باشند. هر پژوهشگر باید مفاهیم را در بافت فرهنگی خاص خود بازتعریف و آزمون کند تا از تعمیمهای خطی پرهیز شود.
عاصمی اظهار کرد: روانشناس دیندار باید اصل تخصصگرایی را رعایت کند، یعنی نقش خود را بهعنوان تسهیلگر فرآیند مراجع ببیند، نه مبلغ. اگر باورهای دینی مراجع مانعی برای درمان نیست، باید بهعنوان یک منبع تابآوری مورداستفاده قرار گیرد، اما اگر باور باعث آسیب (مانند طرد شدن از جامعه) شده باشد، درمانگر باید با دلسوزی اما قاطعیت، آن را اصلاح کند.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0