پرسش‌های قرآن درباره وجود خدا؛ پاسخ به شبهه‌ای درباره آیه ۳۰ سوره انبیاء

یکی از ویژگی‌های برجسته قرآن کریم، تنوع شگفت‌انگیز در شیوه بیان است. خداوند حکیم برای انتقال مفاهیم و تبیین آموزه‌های خود، از روش‌های گوناگونی بهره گرفته است؛ از بیم و بشارت گرفته تا استدلال عقلی و فطری، موعظه، جدال به احسن، قصه‌گویی، تهدید، تشویق، تنبیه، تحریک و تلطیف.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، «آیا کافران ندیدند که آسمان‌ها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از هم جدا کردیم؟» این پرسش قرآن قرن‌هاست محل تأمل است؛ اما منتقدان می‌پرسند چگونه انسان می‌تواند حادثه‌ای را ببیند که میلیاردها سال پیش رخ داده است؟ پاسخ این شبهه، به معنای واژه «دیدن»، اصل علیت و شیوه قرآن برای دعوت انسان به تفکر درباره مبدأ هستی بازمی‌گردد.

این تنوع در سبک بیان باعث شده است که انس با قرآن برای مخاطب تکراری و ملال‌آور نباشد. انسان با تلاوت مکرر آیات، از فضایی به فضای دیگر و از مفهومی به مفهوم دیگر منتقل می‌شود و می‌تواند جلوه‌های قدرت و حکمت خداوند را در جهان آفرینش و وجود انسان مشاهده کند.

بنابر روایت دانشجو، یکی از روش‌هایی که قرآن برای دعوت انسان به تفکر و تعمق به کار می‌گیرد، پرسش‌گری است. در این شیوه، قرآن پرسشی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد و او را به کمک عقل و وجدان به یافتن پاسخ فرامی‌خواند؛ تا انسان با تأمل در حقیقت مورد اشاره، به توحید و فضایل الهی هدایت شود.

البته برخی مخالفان قرآن، همین سبک پرسش‌گری را دستمایه نقد قرار داده و کوشیده‌اند پرسش‌های قرآن را غیرمنطقی جلوه دهند. یکی از این شبهات، آیه ۳۰ سوره انبیاء را مورد توجه قرار داده و درباره منطقی بودن پرسش مطرح‌شده در آن تردید ایجاد می‌کند.

خلاصه شبهه؛ آیا کافران می‌توانستند آفرینش آسمان و زمین را ببینند؟

در آیه ۳۰ سوره انبیاء آمده است:

«أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ»

ترجمه:

«آیا کسانی که کافر شدند ندیدند که آسمان‌ها و زمین به هم پیوسته بودند، پس آنها را از یکدیگر جدا کردیم و هر موجود زنده‌ای را از آب آفریدیم؛ پس آیا ایمان نمی‌آورند؟»

منتقدان درباره این آیه چند اشکال مطرح کرده‌اند:

۱. کافران در زمان جدا شدن آسمان و زمین وجود نداشتند؛ بنابراین پرسش قرآن درباره «دیدن» این حادثه لغو به نظر می‌رسد.

۲. حتی اگر فرض کنیم آنان در آن زمان حضور داشتند، نمی‌توانستند جدایی زمین و آسمان‌ها یا فاعلیت خداوند را با حواس ظاهری خود مشاهده کنند.

۳. وابستگی حیات به آب می‌تواند از طریق مشاهده و تحقیقات علمی بررسی شود، اما اینکه عامل این پدیده خداوند است، با حواس ظاهری قابل مشاهده نیست.

۴. اگر وجود خداوند از طریق دلایل عقلی قابل اثبات باشد، دیگر چه نیازی به یادآوری حادثه‌ای مربوط به میلیاردها سال قبل است؛ آن هم حادثه‌ای که درباره چگونگی آن همچنان بحث‌های علمی وجود دارد؟

۵. بهتر بود قرآن به جای چنین پدیده‌ای، به اتفاقات طبیعی و ملموسی اشاره کند که انسان هر روز با آنها مواجه است.

قرآن؛ کتاب هدایت همه انسان‌ها در همه زمان‌ها

قرآن کریم از جهات مختلف کتابی بی‌همتاست. این کتاب، سخن خداوند علیم و حکیم و مرتبه‌ای از علم بی‌نهایت اوست؛ بنابراین از هر سخن باطل و نادرستی پیراسته است.

قرآن تنها برای یک دوره تاریخی یا گروه خاصی از انسان‌ها نازل نشده است، بلکه کتاب هدایت همه انسان‌ها تا قیامت است. از همین رو، شیوه بیان آن به گونه‌ای است که انسان‌ها با سطوح مختلف دانش، تجربه و قدرت تفکر بتوانند از آموزه‌های آن بهره ببرند.

قرآن انسان را با کمک فطرت و عقل به اندیشیدن درباره جهان دعوت می‌کند تا از شناخت پدیده‌های هستی به یگانگی خداوند برسد و جایگاه خود را در نظام آفرینش و مسیر بندگی پیدا کند.

بنابراین، برای فهم درست آیات باید رسالت قرآن، هدف آن، مخاطبانش، شیوه سخن گفتنش و روش صحیح فهم آیات را مورد توجه قرار داد.

قرآن در آیات فراوانی از پدیده‌های مادی سخن می‌گوید؛ اما هدف از این توصیف‌ها صرفاً بیان اطلاعات علمی نیست. این آیات انسان را به تأمل در مبدأ و منتهای آفرینش و در نهایت شناخت خداوند متعال دعوت می‌کنند؛ هرچند در برخی موارد، اشاراتی به حقایق علمی نیز در آنها وجود دارد.

«رتق» و «فتق» آسمان‌ها و زمین

آیه ۳۰ سوره انبیاء از جمله آیاتی است که درباره آن، بحث‌های علمی و تفسیری متعددی شکل گرفته است.

بر اساس برخی یافته‌ها و نظریه‌های علمی جدید، جهان مادی در آغاز پیدایش، وضعیتی بسیار متراکم و یکپارچه داشته و در ادامه، بر اثر فرایندهای مختلف، اجرام آسمانی و ساختارهای گوناگون در آن شکل گرفته‌اند.

برخی دیدگاه‌های علمی نیز شکل‌گیری زمین و دیگر اجرام منظومه شمسی را به فرایندهایی مرتبط با خورشید نسبت می‌دهند؛ به این معنا که در مراحل اولیه شکل‌گیری منظومه، مواد و اجرام در وضعیت متفاوتی قرار داشته‌اند و بعدها ساختارهای مستقل شکل گرفته‌اند.

قرآن کریم این حقیقت را در قالب یک پرسش مطرح می‌کند:

«آیا کافران ندیدند که آسمان‌ها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از هم جدا کردیم و هر موجود زنده‌ای را از آب قرار دادیم؟ آیا ایمان نمی‌آورند؟»

نکته مهم آن است که آیه صرفاً گزارشی درباره گذشته جهان ارائه نمی‌کند؛ بلکه انسان را به اندیشیدن درباره این واقعیت و کشف نشانه‌های قدرت و حکمت الهی دعوت می‌کند.

البته در اینجا باید میان **اشاره علمی قرآن** و **نظریه علمی** تفاوت گذاشت و هر نظریه علمی را به شکل قطعی بر آیه تحمیل نکرد.

 اصل علیت؛ هر پدیده‌ای نیازمند علت است

یکی از نکات مهم در پاسخ به شبهه مطرح‌شده، توجه به اصل علیت است.

قرآن کریم اصل علیت در حوادث طبیعی را پذیرفته و برای پدیده‌های عالم، اسباب و عللی را در نظر گرفته است. عقل انسان نیز به صورت طبیعی، هنگام مواجهه با هر حادثه‌ای به دنبال علت آن می‌گردد.

علوم مختلف نیز بر همین اساس فعالیت می‌کنند؛ ابتدا پدیده را شناسایی و توصیف می‌کنند و سپس به دنبال علت یا علل آن می‌روند.

علوم طبیعی، به دلیل محدوده روش‌شناختی خود، عمدتاً علل مادی و طبیعی پدیده‌ها را بررسی می‌کنند. این موضوع به معنای آن نیست که علوم تجربی می‌توانند وجود علت‌های غیرطبیعی را نفی کنند.

قرآن با نگاهی جامع‌تر، ضمن توجه به علل نزدیک و مادی، انسان را به علت بنیادین و نهایی عالم، یعنی اراده، مشیت و قدرت خداوند متعال، متوجه می‌کند.

در نتیجه، نگاه قرآن به طبیعت صرفاً نگاه سطحی به روابط مادی نیست؛ بلکه انسان را دعوت می‌کند تا از این روابط به مبدأ و خالق آنها برسد.

«رؤیت» تنها دیدن با چشم نیست

یکی از اشکالات مطرح‌شده درباره آیه، بر معنای واژه «دیدن» استوار است؛ در حالی که در زبان عربی و ادبیات قرآن، واژه «رؤیت» تنها به معنای مشاهده حسی نیست.

ریشه واژگانی «رؤیت» دو کاربرد دارد: یکی دیدن و مشاهده با چشم و دیگری ادراک و آگاهی عقلی یا قلبی. (۳)

بنابراین، عبارت «أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا» لزوماً به معنای آن نیست که کافران باید با چشم خود لحظه جدا شدن آسمان و زمین را دیده باشند.

مخاطبان آیه در زمان نزول، طبیعتاً هنگام وقوع این تحولات اولیه جهان حضور نداشته‌اند و قرآن نیز چنین ادعایی ندارد. مقصود آن است که آنان با مشاهده پدیده‌های موجود و تفکر درباره آنها، به قدرت، حکمت و ربوبیت خداوند پی ببرند.

از این منظر، آیه انسان را به مطالعه و تأمل در ساختار و تحولات جهان دعوت می‌کند تا از طریق عقل و دانش، به حقیقتی فراتر از ظاهر طبیعت برسد.

مشاهده فاعلیت خداوند با بصیرت عقل و قلب

انسان در نگاه نخست به پدیده‌های طبیعی، اجرام، حرکت‌ها و روابط میان آنها را مشاهده می‌کند. اما اندیشه عمیق در همین سطح متوقف نمی‌شود.

صاحبان تفکر و اندیشه نافذ، از ظاهر پدیده‌ها عبور می‌کنند و با استفاده از عقل و بصیرت قلبی، به نشانه‌های قدرت و تدبیر خداوند در پشت این نظام منظم پی می‌برند. (۴)

بر همین اساس، خداوند در آیه ۳۰ سوره انبیاء از کافران نمی‌خواهد فاعلیت مستقیم خود را در جدایی آسمان و زمین یا پیدایش موجودات زنده از آب، با چشم سر مشاهده کنند.

طبق مبانی خداشناسی قرآن و دلایل عقلی، خداوند متعال موضوع مشاهده حسی قرار نمی‌گیرد؛ بلکه انسان باید از طریق آثار و نشانه‌های موجود در جهان، به وجود و فاعلیت او پی ببرد.

اگر زنجیره‌ای از علت‌ها و معلول‌ها را در نظر بگیریم، هر معلول وابسته به علتی است و اگر هر علت نیز خود معلول علت دیگری باشد، مجموعه‌ای از وابستگی‌ها شکل خواهد گرفت.

اما وجود وابسته نمی‌تواند بدون وجود مستقل تحقق پیدا کند. بنابراین، در نهایت باید وجود مستقلی وجود داشته باشد که دیگر موجودات وابسته به او باشند؛ زیرا مجموعه‌ای از موجودات نیازمند و وابسته، صرفاً با کنار هم قرار گرفتن، به موجودی بی‌نیاز و مستقل تبدیل نمی‌شود.

از این منظر، حتی وابستگی حیات به آب نیز انسان را به پرسش درباره منشأ نهایی وجود و حیات می‌رساند؛ منشأ مستقلی که در نهایت، همان خداوند متعال است.

براهین قرآن برای شناخت خداوند

در فلسفه و کلام اسلامی و همچنین در فلسفه غیر اسلامی، براهین گوناگونی برای اثبات وجود و صفات خداوند مطرح شده است.

ممکن است درباره برخی از این استدلال‌ها نقدهایی مطرح شود، اما نمی‌توان با نقد یک یا چند برهان، همه دلایل اثبات وجود خدا را بی‌اعتبار دانست.

قرآن کریم در برخی آیات، اصل وجود خداوند را امری بدیهی و فطری معرفی می‌کند و بسیاری از استدلال‌های خود را برای اثبات یگانگی و صفات الهی به کار می‌گیرد. (۵)

از آنجا که مخاطب قرآن عموم مردم با سطوح مختلف علمی و عقلی هستند، قرآن در موارد فراوانی از پدیده‌های ملموس و قابل مشاهده برای هدایت انسان استفاده کرده است.

انسان با مشاهده ظاهر و صورت ملکی جهان، می‌تواند به ملکوت و باطن آن توجه کند و در پس تحولات طبیعت، قدرت و ربوبیت خداوند را مشاهده کند. (۶)

برای نمونه، خداوند در آیات ۱۷ تا ۲۰ سوره غاشیه و همچنین آیات ابتدایی سوره‌های شمس و ضحی، به پدیده‌هایی مانند آسمان، زمین، خورشید، ماه، شب و روز، مراتع و حرکت کشتی‌ها بر روی آب اشاره می‌کند.

بنابراین، اشاره به پیوستگی و گسستگی آسمان و زمین نیز در ادامه همین شیوه قرآنی قابل فهم است.

این موضوع ممکن است برای مخاطب عصر نزول، انگیزه‌ای برای تأمل و کاوش درباره جهان آفرینش بوده باشد و برای انسان امروز، علاوه بر جنبه معرفتی، یادآور گزارشی باشد که قرن‌ها پیش در قرآن مطرح شده است.

حتی مفهوم کلی پیوستگی و جدایی آسمان و زمین نیز برای انسان‌های عصر نزول تا حدودی قابل تصور بوده است و قرآن بر اساس زبان و فهم رایج آنان، این حقیقت را مطرح کرده است.

 تفسیر «رتق» و «فتق» در آیه

«رتق» به معنای به‌هم‌پیوستگی و «فتق» به معنای گشودن و جدا کردن است.

برخی مفسران، مراد از پیوستگی آسمان و زمین را وضعیتی دانسته‌اند که در آن، آسمان و زمین از یکدیگر جدا نبودند؛ به گونه‌ای که باران از آسمان فرود نمی‌آمد و چیزی نیز از زمین نمی‌رویید.

پس از «فتق»، این وضعیت تغییر کرد؛ آسمان گشوده شد و باران بر زمین بارید و زمین نیز آماده رویش شد.

عبارت پس از آن نیز این معنا را تقویت می‌کند:

«وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ»

یعنی «هر چیز زنده‌ای را از آب قرار دادیم».

بر این اساس، بارش از آسمان و رویش از زمین، هر دو با آب ارتباط پیدا می‌کنند. (۷)

نگاه علم تجربی به پیوستگی و گسستگی جهان

نظریه‌های جدید فیزیک، پیدایش جهان مادی را در شرایطی بسیار متراکم و متفاوت از وضعیت فعلی بررسی می‌کنند. بر اساس برخی از این نظریه‌ها، جهان در آغاز حالتی یکپارچه‌تر داشته و در ادامه، در اثر فرایندهای کیهانی، اجرام، ستارگان، کهکشان‌ها و ساختارهای گوناگون در آن شکل گرفته‌اند و جهان همچنان در حال گسترش است. (۸)

احتمال دیگری نیز در تفسیر علمی آیه مطرح شده است؛ اینکه «رتق» به یکنواخت بودن مواد جهان در آغاز پیدایش اشاره داشته باشد؛ یعنی مواد موجود در طبیعت در یک وضعیت واحد قرار داشته‌اند و سپس به تدریج از هم جدا شده و ترکیبات و موجودات گوناگون را شکل داده‌اند.

با این حال، این نظریه‌های علمی را باید تنها در حد احتمالاتی برای فهم یکی از وجوه آیه در نظر گرفت و نباید با قطعیت آنها را همان معنای آیه قرآن دانست.

دلیل این احتیاط آن است که نظریه‌های علمی ممکن است در آینده دستخوش اصلاح یا تغییر شوند. بنابراین، درست نیست یافته‌های علوم تجربی را بر آیات قرآن تحمیل کنیم یا برای استخراج مستقیم علوم تجربی از قرآن تلاش کنیم.

همان‌گونه که در مباحث روش‌شناسی تفسیر نیز مورد تأکید قرار گرفته، علوم می‌توانند به فهم بهتر برخی آیات کمک کنند، اما نباید نظریه‌های متغیر علمی را به صورت قطعی به قرآن نسبت داد. (۹)

نتیجه؛ پرسش‌های قرآن، دعوتی برای اندیشیدن

خداوند متعال در قرآن کریم برای اثبات یا رد یک عقیده، ارزش یا رفتار، از روش‌های مختلفی استفاده کرده است.

یکی از روش‌های مهم قرآن، استفاده از **استفهام انکاری** است؛ یعنی طرح پرسشی که هدف آن الزاماً دریافت پاسخ نیست، بلکه مخاطب را به تفکر وادار می‌کند.

این پرسش‌ها با توجه به فضای فرهنگی، اعتقادی و ارزشی مخاطبان، معنا و کارکرد خاص خود را پیدا می‌کنند. اگر این زمینه‌ها نادیده گرفته شوند، ممکن است فهم نادرستی از آیه شکل بگیرد.

از این رو، برای فهم دقیق قرآن، آشنایی با دانش‌هایی مانند واژه‌شناسی، ریشه‌ها و اشتقاقات لغوی، شأن نزول، فرهنگ زمان نزول، عقاید مخاطبان اولیه، ادبیات، قرائن لفظی و منفصل و دانش کلام ضروری است.

بدون برخورداری از این ابزارها، تفسیر آیات در بسیاری از موارد ممکن است به برداشت نادرست و حتی تفسیر به رأی منجر شود.

بررسی ایرادهای مطرح‌شده درباره آیه ۳۰ سوره انبیاء نیز نشان می‌دهد که بخش مهمی از این اشکالات، ناشی از نادیده گرفتن معنای واژه‌ها، روش بیان قرآن و هدف اصلی آیه است.

در نتیجه، منطق قرآن در طرح چنین پرسش‌هایی نه تنها غیرعاقلانه نیست، بلکه مخاطب را از ظاهر پدیده‌های طبیعی به سوی تفکر درباره علت، نظم، مبدأ و غایت هستی سوق می‌دهد؛ پرسش‌هایی که قرار است عقل انسان را بیدار کنند، نه اینکه صرفاً پاسخی لفظی دریافت کنند.

پی‌نوشت‌ها:

۱. آیه ۳۰ سوره انبیاء.

۲. مقاله «سوالات عجیب قرآن»: وبلاگ فردا
http://ebicity.blogspot.com

۳. ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، ج ۲، ص ۴۷۲.

۴. آل‌عمران/۱۹۰، ۱۹۱.

۵. ابراهیم/۱۰.

۶. اعراف/۱۸۵.

۷. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ ق، ج ۱۴، ص ۲۷۹.

۸. الذاریات/۴۷.

۹. رک: رضایی اصفهانی، محمدعلی، منطق تفسیر قرآن کریم، جامعه المصطفی العالمیه، چاپ سوم، ص ۸۵.