توالت های ایستاده در قم
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، دکتر سید مرتضی میرسراجی(استادیار دانشگاه) نوشت:
بر خلاف این که شهر «قم» شهری مذهبی و معروف به شهر «علم و فِقاهَت» در بین عموم و خصوص جامعه است، با این حال برخی معضلات در آن دیده می شود که با فقه اصیل و آداب اسلامی تطابق و سازگاری چندانی ندارد بلکه مغایر و در مقام ضدیت با آن می باشد.
مثلاً یکی از این نمونه ها، وجود و تعبیۀ «توالت های ایستاده» یا به عبارتی «توالت های سرپایی» آن هم در محله ای بسیار قدیمی در این شهر یعنی در محلۀ «آذر»، واقع در «میدان کهنه»، جنبِ «مسجد امام هادی(ع)» است که به همان مسجد نیز تعلق دارد و ایجاد و احداث آن بر خلاف فقه و سنت اسلامی و به خصوص فقه شیعی است.
این موضوع در حالی است که اصطلاحاً «توالت فرنگی» نیز آنجا وجود دارد اما کمتر مورد استفاده قرار می گیرد و توالت های ایستاده بیشتر مورد استقبال پیر و جوان و حتی نمازگزارانِ آن مکان عبادی است!
به تصاویر تهیه شده از این توالت ها در شهر مذهبی قم توجه نمایید؛



سابقۀ تاریخی ایستاده ادرار کردن
تاریخچۀ فرهنگ غلطِ «ایستاده ادرار نمودن» در میان اقوام بشری به طور دقیق معلوم نیست ولی بنا بر بعضی نقل های کهن، ایستاده ادرار نمودن از عادت هایِ «عرب» (عرب های جاهلی) بوده است [۱] و البته دور نیست با تحقیقات مفصل تر دریافت شود در جوامع دیگر نیز چنین رسم نادرستی رواج و تداول داشته است.
همین امر، بیانگر این حقیقت است که ایستاده ادرار نمودن، نمونه ای از تجلیات دوران نادانی و بی فرهنگی بشر محسوب می شده است و ممانعت از آن به همراه دیگر آداب در زمینۀ «طهارت»، نماد بارزی از احکام مترقی و پیشرفتۀ اسلام عزیز به شمار می رود.
در دنیای «غرب» هنوز این روش ناپسند حتی بدون در نظرگیری مکان مخصوص به جهت مراعات شرم و حیا در آن به شکل علنی انجام می شود که جای بسی تأسف دارد و نشانگر عدم رشد فکری آن ها برغم توسعه های صنعتی و رشد ظاهریِ علم تجربی در آن جا می باشدکه در تصاویر زیر ملاحظه می شود!




بررسی احادیث اسلامی در نهی ایستاده ادرار کردن
به مناسبت ظهور و بروز توالت های ایستاده در شهر قم، در خصوص ناپسند بودن ایستاده ادرار نمودن، در این فرصت، منابع حدیثی شیعه و سنی را به جهت تبیین دیدگاه اسلام مورد بررسی و تبیین قرار می دهیم؛
منابع حدیثی اهل سنت
دانشمندان اهل سنت برکراهتِ «ایستاده ادرار نمودن» در آثار حدیثی و معتبر خود اشاراتی داشته اند؛
«ابن ماجَۀ قزوینی» (م. ۲۷۳ ق.) در کتابِ «سُنَن» خود که یکی از شش کتاب صحیح و معتبر نزد اهل سنت است، به جهت اهمیت این موضوع، بابی را با عنوان «نشسته ادرار نمودن» (بَابٌ فِی الْبَوْلِ قَاعِداً) به طور مجزا گشوده و در روایتی با اسناد خویش از «عایِشَه» (م. ۵۸ ق.) همسر پیامبر اسلام (ص) (م. ۱۱ ق.) نقل نموده است:
«مَنْ حَدَّثَکَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ بَالَ قَائِماً فَلَا تُصَدِّقْهُ، أَنَا رَأَیْتُهُ یَبُولُ قَاعِداً»[۲]
(هر کسی که برای تو نقل کرد که پیامبر(ص) ایستاده ادرار می نمود سخن آن شخص را تأیید نکن، چرا که من خودم دیدم که ایشان نشسته ادرار می کردند!)
این حدیث در کتاب «مُسنَد» از «احمد بن حَنْبَل» (م. ۲۴۱ ق.) نیز با مختصر تفاوتی وجود دارد [۳] که پیش از کتاب ابن ماجَه نگاشته شده و لازم به یادآوری است که احمد از پیشوایان یکی از شاخههای اهل سنت به نام «حَنبَلیان» در میان فرقههای اسلامی است.
ابن ماجَه در همان باب که پیشتر ذکر شد، حدیثی با ارائۀ سند از قول «عُمَر» (م. ۲۳ ق.) (دومین خلیفۀ سیاسی جهان اسلام) نقل میکند:
«رَآنِی رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ وَ أَنَا أَبُولُ قَائِماً.فَقَالَ: «یَا عُمَرُ! لَا تَبُلْ قَائِماً» فَمَا بُلْتُ قَائِماً بَعْد» [۴]
(پیامبر خدا من را دیدند در حالی که ایستاده ادرار می کردم، آنگاه فرمودند:ایستاده ادرار نکن! بعد از آن من دیگر ایستاده ادرار نکردم!)
همچنین در روایتی دیگر در کتابِ «سُنَن» از «تِرْمَذی» (م. ۲۷۹ ق.) که آن هم از کتاب هایِ شش گانۀ حدیثیِ صحیح و معتبر در پیشگاه اهل سنت است در تأیید این حدیث، روایتی از قولِ عُمَر وجود دارد که وی گفته است:
«مَا بُلْتُ قَائِمًا مُنْذُ أَسْلَمْت»[۵]
(من از زمانی که اسلام آوردم ایستاده ادرار نکردم!)
ابن ماجَه در حدیثی دیگر با سلسلۀ اسناد از قول «جابِر بن عبدالله اَنصاری» (م. ۷۸ ق.) از اصحاب راستین و ارجمند پیامبر اسلام (ص) آورده است:
«نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ أَنْ یَبُولَ قَائِماً»[۶]
(رسول خدا(ص) از این که کسی ایستاده ادرار نماید نهی فرمودند!)
«عَینی» (م. ۸۵۵ ق.) دانشمند دیگری از اهل سنت در کتاب خود موسوم به «عُمدَه القاری» از پیامبر (ص) نقل نموده است:
«ثَلاث من الْجفَاء أَن یَبُول الرجل قَائِماً…» [۷]
(سه چیز کار نادرستی است، یکی از آن ها این است که انسان ایستاده ادرار کند!… .)
«ابن مَسعود» (م. ۳۲ ق.) از صحابیان مطرح و شناخته شدۀ پیامبر (ص) نیز برگرفته از آموزههای دینی اسلام گفته است:
«إِنَّ مِنْ الْجَفَاءِ أَنْ تَبُولَ وَ أَنْتَ قَائِم»[۸]
(بی تردید از کارهای ناشایست و نادرست این است که تو ادرار کنی در حالی که ایستاده ای!)
بنابر این احادیث متعدد که از روایات اهل سنت در منابع معتبر آنان به دست آمد به نیکی روشن می سازد که «ایستاده ادرار نمودن» در این مذهب بر خلاف سنت و شئون اسلامی و رسوم نبوی (ص) است و کار مورد تأییدی در آداب اسلامی نیست.

منابع حدیثی شیعه
علما و دانشمندان شیعه نیز در آثار فقهی و حدیثی خود به کرّات بر کراهت «ایستاده ادرار نمودن» تأکید صریح و بلیغ داشته اند.
«صَدوق» (م. ۳۸۱ ق.)، از دانشمندان قمی و از عالمان بزرگ شیعه در کتاب فقهی خود مسما به «مَن لا یَحضُرُهُ الفَقیه» که یکی از چهار کتاب ویژۀ فقهی شیعه (کُتُب اَربَعَه) محسوب میشود در جایی به فراخور موضوع، به نهی و نکوهش پیامبر اسلام (ص) در مورد «ایستاده ادرار نمودن» اشاره نموده و آورده است:
«الْبَوْلُ قَائِماً مِنْ غَیرِ عِلَّهٍ مِنَ الْجَفَاءِ»[۹]
(ایستاده ادرار کردن بدون داشتن بیماری، عملی ناشایست است!)
همچنین صَدوق در «مُقْنِع» نیز که کتاب فقهی دیگری از او است بر نکوهش این کار تأکید نموده است. [۱۰]
همو در کتاب دیگری به نام «خِصال» که کتابی اخلاقی و عقیدتی است با ذکر سند، همین روایت را از پیامبر مکرم اسلام (ص) تکرار کرده است. [۱۱]
«ابن اَبی جُمهور»، از عالمان شیعه در قرن دهم هجری نیز از قول «حُذَیْفَه» (م. ۳۷ ق.) یکی از اصحاب مشهور و گرامی پیامبر (ص) نقل نموده است:
«أَنَّهُ کَرِهَ الْبَوْلَ قَائِماً وَ قَالَ إِنَّهُ ص مَا بَالَ قَائِماً قَط»[۱۲]
(ایشان از ایستاده ادرار کردن اکراه داشتند و هرگز ایستاده ادرار نکردند!)
«حُرّ عامِلی» (م. ۱۱۰۴ ق.) نیز از دیگر عالمان شیعه در کتاب فقهی و معروف خود به نام «وسائِل الشیعه»، به جهت اهمیت این موضوع در فقه شیعه، بابی را در زمینۀ کراهتِ ایستاده ادرار کردن (بَابُ کَرَاهَهِ الْبَوْلِ قَائِماً) اختصاص داده است. [۱۳]
و همین طور «میرزای نوری» (م. ۱۳۲۰ ق.) در مُستدرَکی که بر کتابِ وسائل الشیعۀ حُرّ عامِلی نگاشته، همان باب کراهت ایستاده ادرار نمودن را در اثرش به طور مجزا و مستقل گشوده است. [۱۴]
همچنین در «بِحار الاَنوار» از «مَجلسی» (م. ۱۱۱۰ ق.) در مقام بزرگترین دائره المعارف شیعی در نهیِ ایستاده ادرار نمودن روایاتی ثبت و ضبط شده است. [۱۵]
بنابر این از مجموع روایات شیعه نیز استفاده می شود که این امر یعنی ایستاده ادرار نمودن که در بین برخی از آقایان متداول است بر خلاف شئون، رسوم و سنت اسلامی و نبوی (ص) به شمار می رود.

جمع بندی
با توجه به روایاتی که در آثار حدیثی و فقهی شیعه و سنی در نهی و نکوهش ایستاده ادارار نمودن آمده است این عمل در هر دو مذهب مطرود و مردود است. شایان ذکر است که توالت های سرپایی بیشتر برای جاهای شلوغ و پُر ازدحام مانند استادیوم های ورزشی در برخی کشورها ساخته می شود در حالی که این مکان در شهر «قم» خیلی پر ازدحام نیست و از همه مهم تر این نوع طراحی ها با فرهنگ ما سازگاری ندارند. بلکه باید گفت که در کشور ما به خصوص در قم، بیشتر نمونه برداری از بخشی از فرهنگ غرب بوده که غلط و نادرست است. برای افرادی هم که مشکل یا بیماری خاصی دارند و نمی توانند چُمباتمه بنشینند توالت های فرنگی بهترین گزینه است که در آن جا وجود دارد.
شاید برخی تصور کنند که برای توریست ها این گونه طراحی شده در حالی که این جا مسجدی در میدان میوۀ شهر است و جزء مناطق توریستی در قم نیست که بخواهند آن را به شکلی توجیه کنند بلکه به جهت این که سرویس بهداشتی مسجد است باید بیشتر روی آن عنایت و توجه خاص می شد.
همچنین برخی پزشکان عمل ایستاده ادرار نمودن را خالی از مضرات نمی دانند و آن را عامل بروز برخی بیماری ها بر می شمرند و از سوی دیگر از نظر شرعی نیز ایستاده ادرار نمودن ممکن است باعث ترشح نجاستِ ادرار به لباس، شلوار یا بدن شود که این امر برای طهارت نماز گزار ایجاد مشکل می کند.
از منظر دیگر این نوع توالت ها عموماً درب ندارد و در کنار هم بدون اتاقک و به شکل ردیفی قرار گرفته است و امکان آشکار شدن عورت انسان در آن بسیار زیاد است و از طرفی دیگر استتار و پنهانی بودن عمل تخلیه در شرع و عرف پسندیده تر است و این سبک دستشویی رفتن خارج از ادب و تربیت خانوادگی شخص محسوب می شود.
لذا پیشنهاد این است با عنایت به دلایل ذکر شده چنین توالت هایی، چه در قم و چه در شهرهای دیگر استفاده و احداث نشود و به سنت اسلامی در این زمینه بیشتر رجوع و توجه گردد.
پی نوشت
[۱] السنن لابن ماجه، ج ۱، ص ۲۷۷.
[۲] همان، ج ۱، ص ۲۷۵.
[۳] المسند لاحمد بن حنبل، ج ۴۱، ص ۴۹۵.
[۴] السنن لابن ماجه، ج ۱، ص ۲۷۵.
[۵] السنن للترمذی، ج ۱، ص ۹۸.
[۶] السنن لابن ماجه، ج ۱، ص ۲۷۶.
[۷] عمده القاری، ج ۳، ص ۱۵۳.
[۸] السنن للترمذی، ج ۱، ص ۹۸.
[۹] الفقیه، ج ۱، ص ۲۷.
[۱۰] المقنع، ج ۱، ص ۸.
[۱۱] الخصال، ج ۱، ص ۵۴.
[۱۲] عوالی اللئالی، ج ۱، ص ۳۱.
[۱۳] وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۵۱.
[۱۴] مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۲۷۵.
[۱۵] بحار الانوار، ج ۷۷ ص ۱۷۴ و ص ۲۰۱.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰