ماشین خودکار امامزادۀ یزدی

دانش هایی در قدیم بوده است و دانشمندانی در گذشته های دور در ایران می زیسته اند که واقعیت آنان به فراموشی سپرده شده است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، دکتر سید مرتضی میرسراجی (استادیار دانشگاه) نوشت: «حضرت امامزاده سید اَبوالمَکارِم رُکن الدین قاضی محمد بن قَوام الدین محمد بن نَظّام حسینی عُرَیْضی یزدی (علیه السلام)» (م. ۷۳۲ق.)،از سادات معزز و از امامزادگان جلیل القدر با چهارده واسطه (پُشت) از نسلِ مبارک امام صادق (علیه السلام)، در شهر «یزد» بودند که از جملۀ خیّران و دانشمندان این شهر، در قرن هفتم و هشتم هجری به شمار می رفتند که خدمات، خیرات و مَبرّات فراوان، شامل ساختمان ها و موقوفات عام المنفعۀ مختلف در طول حیات پُر از خیر و برکت خویش برجای گذاشتند. علاوه بر این ها آن جناب، نَقیب و سرپرست سادات و همچنین در ایامی منصب قاضی القُضاتی شهر یزد را نیز عهده دار بودند.

مزار مطهر ایشان در یزد معروف و شناخته شده برای همگان و بالاخص آشنایِ ارادتمندان خاندان پیامبر اکرم (علیهم السلام) می باشد که تصویر آن را در زیر مشاهده می نمایید؛

بحث اصلی ما در این جُستار، متمرکز بر یکی از بناهای عام المنفعه ای است که حضرت امامزاده سید رکن الدین (علیه السلام) در شهر یزد جهت بهره مندی و استفادۀ همگان ساخته و بی شک آن سازه از همۀ  ساختمان هایی که ایشان در این شهر بنا نهاده، عجیب تر و شگفت انگیز تر بوده است که ارباب تاریخْ گزارش آن را در آثارشان ثبت نموده اند.

این بنا، در حقیقت یک سامانه و سازۀ نجومی خاص در روزگار خود و حتی بعد از آن بوده که به «رَصَدِ وقت و ساعت» شناخته می شده و در واقع دستگاه نجومی و زمان‌سنجی پیچیده با جزئیات فنی برجسته بوده است و اکنون نیز «محلۀ وقت و ساعت» در یزد در تداوم همان بنای معروف و مشهور گذشته پا برجا است اما با نهایت اندوه و دریغ، دیگر نشان و اثری از آن سازۀ عجیب و شگفت انگیز در این شهر و محله نیست و تنها حسرت آن برای ما به ارث رسیده است که در ادامه بدان مفصلاً خواهیم پرداخت.

 بنابراین ما در این فرصت از قدیمی ترین کتاب تاریخ شهر یزد که در قرن نهم هجری نگاشته شده و نویسندۀ اثر، آن بنا و سازۀ عجیب را از نزدیک رؤیت و وصف نموده این مطلب را نقل می نماییم و روش نقل ما بر اساس سه نسخه از آن کتاب به جهت وجود اختلافات در متن می باشد تا به نحو احسن به کنکاش و غور در اسرار و راز و رمز این بنای شگفتِ با قدمت بیش از هفتصد سال  از میان نصوص و متون پرداخته شود و تا حدی حق مطلب ادا گردد. ضمناً تصاویر ارائه شده از این دستگاه شگفت انگیز در این مقاله واقعی نیست.

نسخۀ الف)

بر اساس تجربۀ روشن همۀ نسخه پژوهان، عمدتاً نوشتارهای موجود در نسخه های خطی در طول دوران ها از گزند تحریف و تصحیف در امان نمانده است. گاهی نسخه نویس معلومات اندک و سواد کمی داشته و لفظ و معنا را به خوبی درک نمی کرده است فلذا کلمه و واژۀ دیگری را به جای لفظ اصلی نویسنده می نوشته است یا نسخه ای که در دسترس وی بوده دارای اشتباهات و اغلاط بسیار بوده و او به ظن خود لفظی دیگر را در نسخۀ دستنویس خویش می نگاشته یا عیناً همان لفظ نادرست را مکتوب می کرده است.  بنابراین با توجه به این رفتارها، ما به بررسی سه نسخه در این هنگام می پردازیم که راه «علمی» را برای دانشمندان و اندیشورانِ عمیق نگر در خصوص این بنای عجیب بهتر بگشاییم و با این کار برخی ابهامات آنان در خصوص متنِ گزارش تاریخی تا اندازۀ مطلوبی مرتفع شود.

کهنه ترین و قدیمی ترین کتابِ  در دسترس در حوزۀ تاریخ شهر باستانی یزد متعلق است به نویسنده ای در قرن نهم هجری با تاریخ فوت نامعلوم به نام «سید جلال الدین جعفر بن محمد بن حسن» متخلص به «جَفری»که اطلاعات ارزشمند و ذی قیمتی را از این ساختمان شگفت انگیز در کتاب خود انعکاس و گزارش داده است. کتاب او به «تاریخ جَفری» یا «تاریخ جَعفری» شناخته می شود که وقایع و اتفاقات شهر یزد را تا سال۸۴۵ هجری در آن نگاشته است. ما متن مورد بررسی در کتابِ تاریخ جفری را از نسخۀ خطی که «آیَتی» (م. ۱۳۷۲ق.)، در اختیار داشته و در کتاب خود موسوم به «تاریخ یزد» در دورۀ «پهلوی اول» و به سال ۱۳۱۷ شمسی نگاشته، استخراج نموده ایم و این کار چنان که بیان شد به جهت مقابلۀ نسخه ها با یکدیگر و دریافتن الفاظ و عبارات دقیق تر جهت بهره مندی دانشمندان از این متون است. با این بیان برگرفته از کتاب تاریخ جفری نقل است؛

 «در مقابلِ (روبرویِ) «مدرسۀ رُکنیه» [مدرسه ای که شخصِ حضرت امامزاده سید رُکن الدین (علیه السلام) ساخته است]، دو منار بر دو گوشۀ ایوان آن نهاده (ساخته شده است) بر یک مناره [آن]، مُرغی (پرنده ای) از [جنسِ]«جِصّ» (گچ) ساخته [شده] و از هر طرف که آفتاب (خورشید) روی آورد (طلوع کند) آن مرغ روی به آفتاب دارد و [به آن سو] می گردد و بر منارۀ دیگر، عَلَمی (پرچمی) [قرار داده اند که] هنگامِ «پنج نوبت» (پنج وقت) که «طَبل» زده می شود آن عَلَم بر می آید. (بر افراشته می شود) و بر سر آن مناره در میان «رَصَد» (محل بررسی و محاسبات منجمان قدیم در احوال ستارگان و سیارات)، چرخی چوبین (از جنس چوب) مُنقّش ساخته (کَنده کاری کرده) و به «سیصد و شصت قسمت» (به تعداد ۳۶۰ درجه) کرده اند (ساخته اند) و هر قسمت درجه ایست و هر روز که آفتاب بر می آید در هر درجه ای هست نموده می شود (نمایش داده می شود) به «حروف اَبجَد» (حروف الفبا با ترتیب خاص و دارای ارزش عددی)، بر چهار گوشۀ چرخ، «چهار دایره» نهاده [اند] و در هر دایره، «سی خانه» و نامِ ماه هایِ «تُرکی» و «رومی» و «عربی» و «جَلالی» (فارسی) نوشته [شده]، هر یک روز که می گذرد یک خانه از آن دایره «سیاه» می گردد و از دو درجۀ (شاید دریچه) بالای چرخ، دو مرغِ رویین، سَر بیرون می کنند (ظاهر می شود) و مُهرۀ (چیز گِرد و گلوله ای شکل) رویین (از جنس فلز روی به حسب صفت هایی چون مِسین و چوبین در متن حاضر) که در طاس (کاسه) زیر آن نهاده [شده]، می اندازند و چرخ در گردش می آید و از «دوازده تختۀ سفید» که نشانۀ «دوازده ساعت» است، یکی می افتد و تختۀ سیاه به جای آن می آید و در پنج نوبت چون بیافتد طبل یک زمان (اندک لحظه ای) در اندرون (داخل) [سازۀ] رصد زده می شود (نواخته می شود) و عَلَمی بر مناره بر می آید (برافراشته می شود) و دایرۀ بر بالای چرخ کشیده و سی دایره سیاه می شود و در میان آن دایره، تمام آن ماه نوشته [می شود] و از یک طرف دیگر مقابل ساعات، دوازده تختۀ دیگر نهاده [شده] با «چراغ» که چون از شبْ یک ساعت گذشت یکی از آن دوازده چراغ که نهاده [شده است]، باز می شود (روشن می شود) و «مِنْطَقَهُ الْبُروج» (مسیر حرکت ظاهری خورشید در میان ستارگان) و اسامیِ «چهل و هفت منازل قمر» (صحیح تر بیست و هشت منازل قمر که موقعیت های  ماه هنگام گردش به دور زمین است) که به طریق (روشِ) ذیل ثبت است نموده می شود (آشکار می گردد) و سَرابالایِ (بر فرازِ) دایره، «پنج پنجره» (زُحَل، مُشتری، عُطارِد، مریخ، زُهره) هر کوکب (سیاره) منسوب به هر روز است [در آن] نوشته می شود؛ و در اندرون (داخل) رصد، تنوره (لوله) بِدو (به وسیلۀ آن و به اندازۀ) قد آدمی از پیش ساخته هر روز پُر از آب می کنند و لنگری (پاندولی) مِسین (از جنس فلز مِس) به زنجیری بسته [و] بر روی آن تنوره [واقع] است و در پایین آن تنوره، اُصطُرلابی (ابزار نجومیِ تعیینِ موقعیت ستارگان و اَجرام آسمانی) رویین ساخته و از عُضادَۀ (قطعۀ مستطیلی گردندۀ پشت اُصطُرلاب جهت احکام) آخریِ آن آبی از ثُقبَه (سوراخ و حفره) بیرون می آید و هر چند (هرگاه) آب آن تنوره کم می گردد آن لنگری (لنگر) فرو می نشیند (پایین می آید) و تمامی عمل (کار) بِدانست و طاس کوچکی چون جامِ (پیالۀ آب یا شراب) آویخته، نشانِ «دقیقه» است که میلِ (آلت فلزی احتمالاً مخروطی شکلِ) [مربوط به] «دقیقه» بِدان جام می خورد (اصابت می کند) و آوازی (صدایی) می کند (بلند می شود) و در پایینِ چرخِ رصد، پنجرۀ چوبین به [خطِ] مَعْقِلِ (نوعی خطِ کوفیِ زاویه دار با ظاهر اَشکالِ هندسی مثل مربع، مستطیل و غیره) در هم کرده (به هم آمیخته و تو در تو) و در پنجرۀ آن چنین [عبارتی] بیرون می آید: مُستَنبِط (بیرون آورندۀ) صَنعَه  (فن و پیشۀ) هذه الساعات (این ساعت ها)، اَلعَبد الفقیر اِلی اللهِ الجلیل «اَبوبکر بن محمد [بن] خلیل» غَفَرَ اللّه لَه»  [۱]

نسخۀ ب)

این نسخه، کتابی است به نام «تاریخ جدید»، تألیفِ «احمد بن حسن بن علی کاتِب»-با تاریخ فوت نامعلوم- که در همان قرن نهم هجری و چند دهه بعد از کتاب جَفری (جعفری) نگاشته شده است و بیشتر مطالب کتاب تاریخ وی و به خصوص موضوع سامانه و سازۀ «رصدِ وقت و ساعت» را از آن کتاب به شکل مستقیم اخذ نموده است و وقایع یزد را به طور کلی تا سال ۸۶۲ هجری ادامه داده و ثبت کرده است.

پس مانند نمونۀ پیشین به جهت مقابلۀ متن ها و اختلاف نسخه ها به این روایت و برداشت مستقیم از کتابِ تاریخ جَفری در این کتاب نیز می پردازیم. اگر چه همین کتابِ «تاریخ جدیدِ» چاپ شده و در دسترس ما، قرن ها از نگارش آن سپری شده است و نسخه های خطی مختلف آن که در دسترس مصصح کتاب بوده بدون شک، تصحیفات و تحریفات متعدد در متن گزارش ها و اخبار داشته است. به هر روی، در آن فراتر از متنِ گزارش و مخابرۀ تاریخ جَفری، چیز جدیدی نیست الا با برخی حَشو و زوائد و تمجیدها و اشعار در ابتدای موضوع آن را آراسته است. با این بیان در آن آمده است؛

«…بانی «مدرسه» و رَصَد» مولانایِ اعظمِ سعید رُکن الحق و الدین «محمد بن نَظّام الحسینی» است و او سلطانِ سادات (نَقیب و سرپرست سادات منطقه) و اهل عَمایِم (فقیه و عالِمِ دین) بوده و خیرات او بیرون از حَصر (پُر تعداد) است… رصد وقت و ساعتش آسمانی پُر نور، تمام اوضاع و اَدوار فلکی درو (در آن) مُبَیَّن (آشکار شده).

مِصرَع: آسمانی است مُشَکّل (تشکیل شده) شده بر روی زمین

دیدۀ اَبوالابصار (تیز بینان) در او حیران و عقلِ اولوالاَلباب (خردمندان) در وضع (چگونگی ایجادِ) بنای او سرگردان!

شعر:

وَهم چون طرح او بدید از دور

گفت از عَجز کای اولوالاَبصار

این چه رسمی است بیکران وسعت

وین چه نقشی است آسمان هَنجار

عقل کل تا مهندس فلک است

بر زمین کس نزد چنین پرگار

گر کسی وصف این بنا گفتی

عقل باور نکردی این گفتار

لیک چون دیده دید و حس دریافت

عقلْ حس را کجا کند انکار

ذکر [سازۀ رصدِ] وقت و ساعات: در مقابل درگاه «مدرسه»، دو منار در دو گوشۀ ایوان او (آن) نهاده، و بر یک منار، مُرغی از «مِس» ساخته و از هر طرف که «آفتاب» بر می آید آن مرغ روی به آفتاب دارد و می گردد، و بر منارۀ دیگر عَلَمی، هنگام «پنج وقت» که «طبل» زده می شود، بر می آید. و بر سر آن مناره در میان «رَصَد»، چرخی چوبین مُنقّش ساخته و به «سیصد و شصت» قسمت کرده و هر قسمتی درجه ای و هر روز که آفتاب بر می آید و هر درجه ای که نموده می شود به «حروفِ اَبجَد» و بر چهار گوشۀ چرخ، چهار دایره نهاده و بر هر دایره سی خانه و نام ماه هایِ تُرک (ترکی) و رومی و عربی و جَلالی نوشته. هر یک روز می گذرد یک خانه از آن دایره سیاه می شود و چون ساعتی می گذرد از دو دریچۀ بالای چرخ، دو مرغ رویین، سر بیرون می کنند و مُهره ای در طاس که زیر آن دریچه نهاده اند، [احتمالاً از دهانشان] می اندازند و چرخ در گردش می آید و از آن دوازده تختۀ سفید که نشان دوازده ساعت است یکی می افتد و تختۀ سیاه بر جای آن می آید. و در پنج وقت چون مُهره بیافتد، طبلی یک زمان در اندرونِ رصد زده شود و عَلَمی بر مناره بر آید و دایره ای به آن چرخ کشیده و سی دایرۀ سفید در وی نهاده هر روز که از ماه بگذرد، یکی از آن دایره، سیاه می شود و در میان آن دایره نام آن ماه نوشته [است]. و از یک طرف دیگر مقابل ساعاتْ دوازده تختۀ دیگر نهاده [است] که در شب چون یک ساعت می گذرد یک چراغ از آن دوازده چراغ که نهاده شده، باز نشانده می شود و همچنان کمری (کمربندی) بر میان آن چرخ نهاده مثل «مِنْطَقَهُ البُروج» و اسامی «چهل و هشت منازل قمر» (بیست و هشت منازل قمر صحیح تر است) ثبت کرده:اول «شَرَطَیْن» و «بُطَیْن» و «ثُریّا» و «دَبَران» و «هِقعَه» و «هِنعَه» و «ذِراع» و «نَثْرَه» و «طَرْف» و «جَبهَه» و «زُبْرَه» و «صَرفَه» و «عَوّا» و «سَمّاکِ اَعزَل» و «غَفْر» و «زُبانی» و «اِکلیل» و «قلب» و «شَولَه» و «نَعایمِ» و «بَلَده» و «سَعدِ ذابِح» و «سَعدِ بُلَع» و «سَعد السُعود» و «سَعد الْاَخبیَه» و «مُقدم» و «مؤخر» و «رِشا و بَطن الحوت» و بر بالای دایر ۀ قمر «خمسۀ مُتحیرۀ زُحَل و مشتری و عطارد و مریخ و زهره» و منسوبات هر روز نوشته، به هر کوکب که باشد. و در اندرون رصد تنوره ای [به اندازۀ] دو بالای آدمی از مِس ساخته و هر روز پُر از  آب می کنند و لنگری مِسین بر زنجیری بسته، بر روی آب آن تنوره است. و در پایین آن تنوره، اُصطُرلاب رویین ساخته و از عُضادَه و مَری آن (زیادتی باشد در اُصطُرلاب پهلوی رَأسُ الجَدّی و مماس با حجره)، آبی از ثُقبَه بیرون می آید و هر چند آب آن تنور کم می گردد آن لنگر فرو می نشیند و تمام عمل بدان است و طاس کوچک چون جامِ آویخته، نشانِ (نشانگرِ) «دقیقه» است که هر دقیقه، میلی  بر آن جام خورده می شود (ضربه می زند) و آوازی می کند و در پایِ [پایینِ] چرخ رصد، پنجرۀ چوبین به [خطِ] مَعقِلی چوبین در هم کرده و از آن پنجره این چنین [عبارتی] بیرون می آید: مُستَنبِطه (مُستنبط) صنعه هذه الساعات العبد الفقیر الی الله الخلیل، «اَبی بَکر بن محمد بن خلیل»، غَفَرَ اللّهُ لَه بِالْخَیرِ. و اتمام این رصد در سال خَمسَ و عِشرین و سَبعَمِائَه (۷۲۵ هجری) بود. » [۲]

نسخۀ ج)

این نسخه، اصل کتاب «تاریخ جَفری» و مَخطوط (خطی) است و طبعاً نسخه های مختلف این کتاب، دارای اختلافات در الفاظ و عبارات می باشد با این اوصاف، قسمت گزارشِ مخصوص سازۀ «رصدِ وقت و ساعت» در آن بدین گونه تحریر و قلمی شده است؛

«…و رَصَد دلپذیر آن‌ که [گویا] آسمان عاشِرست (دَهُم است) بر زمین و عقلِ دوربین انگشت تعجب به دندان تفکر گیرد و به دَوَران چرخ او در چرخ (گردش) آید. صفتِ (ویژگی) رصد [این است که] بر مقابل (روبرویِ) مدرسه [رُکنیه، امامزاده سید رکن الدین (علیه السلام)] رصدى ساخته و دو منار کوچک بر دو طرف آن مَبنى شده (ساخته شده)، و بر سرِ (بالایِ) یکى مرغ (مرغی) رویین نهاده که چون آفتاب طالع مى‌شود (طلوع می کند) آن مرغ رو به آفتاب مى‌کند، و هرچه که آفتاب برمى‌آید او روى به آفتاب دارد بر آن‌جانب، و در میان رصد چرخ چوبین مُنقش نهاده و «سیصد و شصت قسمت» کرده و [در] هر قسمتى درجه‌اى ساخته [است]. محل آفتاب هر روز در درجه [اى] مى‌نماید که آفتاب کدام درجه است و «دوازده بُرج» نموده و هر درجه به «حروف اَبجَد» نهاده و در هر دایره‌اى که در چهار گوشۀ چرخ نهاده «سى خانه» ساخته و ماهِ تُرکى و عربى و فارسى و رومى نموده که هر روز معلوم شود که چند روز از ماه مذکور گذشته و بر بالاى چرخ دایره‌اى کشیده در موضع «قمر» (ماه). هر روز در هر منزل که [ماه] باشد از «شَرَطَیْن» و «بَطین» و «ثُریّا» و «دَبَران» و «هِقْعَه» و «هِنْعَه» و «ذِراع» و «نَثْرَه» و تا «رِشا [یا همان] بَطْنُ الحوت» نموده و سى دایره بر گِرد دایرۀ قمر نهاده که هر یک روز از ماه بگذرد دایرۀ سفید سیاه شود تا آخر ماه، و دوازده خانه بر یَمین (سمت راست) و دوازده خانه بر یَسار (سمت چپ) چرخ ساز داده که دوازده دایرۀ یمین هر یک ساعت که گذرد از دریچه‌اى که در تحت (زیر) او  (آن)ساخته، مرغى رویین سر بیرون کند و مُهره از دهن (دهان) در طاس که زیر آن دریچه نهاده است بیاندازد و آن چرخ به گردش درآید و یک تخته از آن دوازده‌گانۀ یمینِ رصد سیاه شود. ساعتى گذشته باشد و در وقت صبح و پیشین (ظهر) و پَسین (عصر) و شام (مغرب) و خفتن چون مرغ مُهره در آن طاس اندازد آن چرخ به گردش درآید و در اندرون رصد طبل زده شود و بر بالاى آن مناره  عَلَمى ظاهر شود و طبل زده شود و بر بالاى عَلَم فرو شود و آواز (صدایِ) طبل فرو نشیند و بر بالاى دایرۀ قمر، «دایرۀ خَمسَۀ مُتَحیَّرَه» باشد و منسوبات هر روزه به آن کواکب (سیارات) نموده و اسامى روزها نوشته، و در اندرون رصد، تنورۀ مِسین پُر آب مى‌کنند و لنگرى به زنجیر آویخته بر روى آب و به طریق اُصطُرلاب در پایین آن تنوره نهاده و از عُضادَۀ او آبى بیرون مى‌آید و در چاه مى‌رود و هرچند از آن آب کم می شود آن لنگر فرو مى‌رود و قریب (نزدیک به) «صد و پنجاه طناب» هر یک را لنگرى چوبین بر آن متصل کرده، آویخته به آن لنگر حرکت مى‌کند. و آن دوازده خانه [اى] که برابر دوازده ساعت روز و شب دو سوراخ کرده و هر شب، هر ساعت، چراغى نهاده می شود و هر ساعت که از شب مى‌گذرد چراغ بازنشانده مى‌شود (خاموش می شود) و مُضَفّ (جمع کننده، شاید لفظ «مُصنََّف» باشد) رصد [وقت و ساعت] «مولانا خَلیل بن اَبى بَکر آمُلى» است؛ و در پایین چرخ پنجره‌اى کشیده و به [خطِ] مَعقِلى درهم نشانده (تو در تو قرار داده)، به صنعت (هنر) چنین [نوشته ای از آن] بیرون می آید که بندۀ این ساحت (آستانه)، الفقیر الی اللّهِ الجلیل «خَلیل بن اَبی بَکر بن خلیل» است و تاریخ این «مدرسه» و «رَصَد» و «بَیت الاَدویه» (دواخانه) و «مسجد» و «خانه» در سال «خَمس و عِشرین و سَبعَمِائَه» (۷۲۵ هجری) بوده [است.]» [۳] 

 

بحث

۱-سال ساخت و به عبارتی اتمام سازۀ فاخرِ «رصدِ وقت و ساعت»، بنابر متن «نسخۀ ب و ج»، سال ۷۲۵ هجری قمری اطلاع‌رسانی شده که به تاریخ امروز بیش از ۷۰۰ سال از آن زمان سپری شده است. در نسخۀ ملاحظه شده توسط «آیتی» (نسخۀ الف)، اشاره‌ای به سال اتمام بنا و ساختمان آن سامانه نشده است یا آن که او سهواً عبارت را جا انداخته است ولی در توضیحات دنبالۀ مطلب خودش در کتاب به سال اشاره کرده است. صاحب «تاریخ جَفری» که کتاب تاریخ وی متعلق به سال ۸۴۵ هجری است با احتساب سال اتمام بنای رصد وقت و ساعت، یعنی سال ۷۲۵ هجری، حدود ۱۲۰ سال بعد این مکان را مشاهده کرده و از آن گزارشی تهیه نموده است. صاحب کتاب «تاریخ جدید» که بیان شد کتاب وی تا وقایع سال ۸۶۲ هجری را دربرگرفته است، یادکردی از رصد و وقت و ساعت در کتاب خویش نموده لکن گزارش او از روی کتاب تاریخ جَفری بوده است با این حال این امر نشان می‌دهد تا زمان تحریر نهایی کتاب تاریخ وی یعنی سال ۸۶۲ هجری این بنا موجود بوده است و این مقدار برابر با ۱۳۷ سال پس از اتمام کار آن سازۀ شگفت بوده است که بیانگر سال‌های دوام و پایداری ثبت شده در تاریخ آن سازه می‌باشد. اما متأسفانه این بنای عجیب، احتمالاً دو، سه قرن بیشتر دوام و پیوستگی نداشته است زیرا «مُستوفی بافْقی»، تاریخ نگار یزدی در قرن یازدهم هجری-با تاریخ فوت نامعلوم- در کتاب خود اشارۀ ویژه‌ای به این بنا و کیفیات آن در عصر خویش ندارد که به احتمال قوی در زمان او ویران و نیست شده است چنان که وی در یادکرد کتابخانۀ جنبِ مدرسۀ رُکنیه که از آثار و خدمات امامزاده سید رکن الدین (علیه السلام) ظاهراً از نظر موقعیت مکانی مثلِ مدرسۀ رُکنیه، روبروی رصد وقت و ساعت بوده، آن را با کتاب‌هایش ویران دانسته و از کتاب‌های آن هیچ نشانی – به همراه دیگر موقوفات امامزاده سید رکن الدین (علیه السلام) – نجُسته است. [۴] بنابراین جمیع این وقایع گواه آن است که آن سازۀ نجومی ارزشمند نیز بعد از سپری شدن دو، سه قرن در میان ابنیۀ قرن یازدهم هجری، دیگر وجود نداشته و جلوه‌گری و دلربایی نمی‌کرده است. اما به راستی چرا این سامانۀ ارزشمند از بین رفته است و چگونه؟ آیا عِناد و جنگ و دشمنی‌های محلی آن را از میان برده است؟ یا حوادث طبیعی مثل زلزله یا برخی فرسایش‌ها و استهلاک‌ها آن را مضمحل کرده است؟ یا این گونه تصور کنیم که آن سامانۀ مکانیکی دچار عیب و اشکال فنی شده و دیگر شخص فرهیخته و دانشمندی در این حوزه نبوده است که آن را تعمیر و اصلاح نماید و به مرور به نیستی و زوال گراییده است؟

۲-سازۀ شگفتِ «رصد وقت و ساعت» یک نمونۀ خارق‌العاده از «مهندسی مکانیک خودکار» (Automata) و نجوم محاسباتی در ایران قرن هشتم هجری (چهاردهم میلادی) و بلکه شاهکار مهندسی به شمار می‌آمده است که می‌توان آن را یکی از پیچیده‌ترین ابزارهای زمان‌سنجی مکانیکی پیش از دوران مدرن دانست. این سامانه تلفیق چندین علم و فناوری بوده است. در واقع این دستگاه ترکیبی از ساعت آفتابی (مرغ متحرک)، ساعت آبی و هیدرولیکی (تنوره)، ساعت مکانیکی مبتنی بر وزنه و اهرم (پرنده‌های رویین و چرخِ ۱۲ ساعته)، و یک مدل نجومی متحرک (چرخِ ۳۶۰ درجه و نمایش سیارات/منازل قمر) بوده است. شاید با حفاری محدودۀ احتمالی آن، بتوان آثاری از این ماشین پیچیده یافت به خصوص بخش‌هایی که فلزی بوده و مانایی بیشتری داشته است. بر اساس گزارش رسیده این سازۀ پیچیده دارای جزئیات فنی برجسته‌ای بوده است. نمادها و مؤلفه‌های بیرونی آن دو منار بوده است در منار اول: دارای یک پرنده از جنس فلز روی که همواره روی خود را به سمت طلوع آفتاب می‌چرخانده است و احتمالاً یک نشانگر جهت شرقی و موقعیت خورشید در آسمان بوده است و به نوعی «مکانیسم سِنسور خورشیدی ابتدایی» بوده است. منار دوم: دارای پرچمی که هنگام اعلام «پنج نوبت» (پنج وقت شرعی یا اوقات اصلی روز) بالا می‌رفته است و احتمالاً نشانگر زمان‌های اصلی نماز یا اعلام اذان یا چیزی در این حدود بوده است. در حوزۀ سامانه اصلی مکانیسم زمان‌سنجی روزانه (چرخ و دایره‌ها) باید گفت که چرخ چوبین مُنقّش نصب شده به ۳۶۰ قسمت (درجه) تقسیم نموده بودند که ۱۲ برج نجومی را نشان می‌داده است و «نشانگر روزانه»، هر روز با طلوع آفتاب، چرخ بر اساس درجه‌ای که خورشید در آن قرار داشته، تنظیم و این موقعیت با حروف اَبجَد نشان داده می‌شده است. چهار دایره در چهار گوشۀ چرخ که هر کدام سی خانه داشته و نام ماه‌هایِ تُرکی، رومی، عربی و جَلالی (فارسی) را در آن‌ها بوده که نشان‌دهنده‌ی یک سیستم چند-تقویمی همزمان است. هر روزی که می‌گذشته است، یک خانه در آن دایره سیاه می‌شده است که نشانگر گذر روز از ماه مربوطه بوده است. در خصوص سیستم تعیین ساعت، دو پرندۀ فلزی از جنس روی از دو دریچۀ بالا سر بیرون می‌آورند و با عمل پرتاب مُهره که بدین صورت بوده است که یک مُهره از جنس روی را در کاسۀ پایین می‌انداخته که باعث گردش چرخ می‌شده است. ساعت شمارش نیز به این صورت بوده که با گردش یاد شده، یکی از دوازده تختۀ سفید (نشانۀ دوازده ساعت) می‌افتاده و به جای آن تختۀ سیاه قرار می‌گرفته است. سامانۀ اعلام زمان نیز این گونه عمل می‌کرده است که پس از هر پنج نوبت (گذر ساعات)، طبلِ داخل رصد نواخته می‌شده و پرچم در منار دوم برافراشته می‌شده است. عمل نشانگر ماه نیز به این روش بوده است که دایره‌ای بالای چرخ کشیده می‌شده و سی دایره سیاه می‌شده و نام ماه مربوطه در آن ظاهر می‌گردیده است. سیستم ساعت شبانه (چراغ‌ها) نیز به این طریق بوده است که دوازده چراغ به جهت آن تعبیه کرده بودند و در مقابل ساعات، دوازده چراغ قرار داده شده که هر ساعت از شب که می‌گذشته، یکی روشن می‌شده و این چنین «زمان‌سنجی شبانه» عمل می‌کرده است. نمایش نجومی نیز با روشن شدن چراغ‌ها، مِنطَقَهُ الْبُروج و اسامی ۲۸ منزل قمر نمایش داده می‌شده است. در زمینۀ نمایش سیاره‌ای نیز در بالای دایره، پنجره (احتمالاً محل نمایش) برای هر یک از پنج سیارۀ منسوب به روزها (زُحَل، مُشتری، عُطارِد، مریخ، زُهره) وجود داشته است. سیستم آب و دقیقه شمار نیز بدین گونه بوده است که برای آن تنوره (لوله) در نظر گرفته بودند و تنوره‌ای به اندازۀ قد آدمی با آب پُر می‌شده است. سپس یک لنگر مِسی (یا چوبین) با زنجیر بر روی تنوره قرار می‌گرفته که با کم شدن آب، پایین می‌آمده است (شبیه به ساعت آبی یا ساعت هیدرو مکانیکی). دقیقه شمار نیز این چنین بوده است که یک کاسۀ کوچک شبیه جام آویخته، نشانگر دقیقه بوده که با اصابت یک «میل» (آلت فلزی) به آن، صدایی تولید می‌شده است. علاوه بر این‌ها یک نکتۀ جالب دیگر در این سامانۀ پیچیده قرار داشته است که ذکر آن خالی از لطف نیست و آن امضای مهندس و دانشمند سازندۀ آن در پایین چرخ رصد، در پنجره‌ای با خط مَعقِل بوده که نام سازندۀ مکانیسم زمان‌سنجی در آن ثبت و ضبط بوده است. در نهایت باید گفت که این اطلاعات به وضوح نشان می‌دهد که سامانه و سازۀ پیچیدۀ «رصد وقت و ساعت» یک نمونه برجسته از مهندسی مکانیکی قرون وسطای اسلامی در عصر خود بوده است. این صرفاً یک ساعت مکانیکی نبوده، بلکه یک رصدخانه کوچک و خودکار بوده که وظیفه‌ی رصد همزمان تقویم‌های مختلف، زمان‌سنجی دقیق، و نمایش موقعیت خورشید و ماه را بر عهده داشته است.

۳-نامِ سازندۀ رصد وقت و ساعت بر اساس «نسخۀ الف و ب»، «اَبوبکر (اَبی بَکر) بن محمد بن خَلیل» و در «نسخۀ ج»، «خلیل بن اَبی بَکر بن خلیل» و «مولانا خلیل بن اَبی بَکر آمُلی» ضبط شده است که در ظاهر مشخص است در اسم او تحریف صورت گرفته است. این شخص کدامین دانشمند و منجم عالی رتبه در قرن هشتم هجری بوده است؟ با توجه به این که نام خلیل در مقامِ جَد (پدر بزرگ) در هر دو نام ثبت شده مشترک است دانشمند و صنعتگر و منجم زبردست سازندۀ رصد وقت و ساعت را «ابن خلیل» و به حسب نسبت «آمُلی» در «نسخۀ ج» و کتاب «تاریخ جَفری»، بهتر و محتاطانه‌تر آن است که «ابن خلیل آمُلی» بنامیم و بخوانیم تا آن که از او با نام «خلیل آمُلی» یاد شود که جزمیتی بر آن نیست. همچنین از نسبت آمُلی درمی یابیم دانشمند و مهندسِ مجموعۀ «رصدِ وقت و ساعت»، اهل خطۀ «مازندران» (طبرستان) بوده است. خطۀ مازندران و به خصوص «آمُل» در سده‌های پیشین مرکز علما و قرارگاه دانشمندان بزرگ در زمینه‌های مختلف علوم از جمله ریاضیات و نجوم بوده است برای نمونه می‌توان از «ابوسَهل کوهی»، ریاضی‌دان و منجم مشهور قرن چهار و پنج هجری که در ساخت رصدخانه نیز تبحر داشته است یادی به میان آورد و دیگران که به جهت‌عدم طولانی شدن بحث به آن‌ها نمی‌پردازیم. بنابراین دور نیست به جهت تبحر دانشمندان و منجمان این منطقه از ایران از اِبن خلیل آمُلی دعوت شده که در یزد چنین سازه‌ای را مهندسی و بنا نماید. با این همه، به طور کامل و دقیق ابعاد شخصیت او و احوال او برای ما شناخته نشد بلکه در ظاهر دانشمندی گمنام بوده است و محتملاً تنها منبع شناخت او در حال حاضر همین کتاب تاریخ جَفری می‌باشد که اندک اطلاعاتی به دست می‌دهد. به هر روی همت عالی حضرت امامزاده سید رکن الدین (علیه السلام) و همچنین دانش دوستی ایشان و بی‌شک علاقۀ وافر آن بزرگوار به علوم ریاضیات و نجوم و مهندسی مکانیک باعث ظهور و شکل گیری چنین ماشین خودکاری (Mechanized Device) در قرن هشتم هجری (چهاردهم میلادی) شده است.

پی نوشت

[۱]تاریخ یزد (آیتی)، ص۱۱۴

[۲]تاریخ جدید، ص ۱۲۳

[۳]تاریخ جعفری (جفری) -مخطوط- ص۱۳۶

[۴]جامع مفیدی، ص۶۵۵