چرا احترام به والدین در اسلام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؟

اسلام همواره به نیکی و احترام به والدین تأکید داشته است، به‌ویژه در دوران پیری. در قرآن کریم، پس از توحید و یگانگی خداوند، احترام به والدین از مهم‌ترین مسائل اخلاقی معرفی شده است. این سفارش‌ها نه تنها برای حفظ روابط خانوادگی و تربیت صحیح فرزندان ضروری است، بلکه به عنوان یک اصل اجتماعی به تقویت بنیان‌های اخلاقی جامعه کمک می‌کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در قرآن کریم و احادیث پیامبر اسلام، بارها به اهمیت احترام و نیکی به والدین اشاره شده است. خداوند در آیه 23 سوره اسراء می‌فرماید: «پروردگارت دستور داده است که تنها او را بپرستی و به پدر و مادرت نیکی نمایی، اگر یکی از آن دو یا هر دو به سن پیری رسیدند، به ایشان «اُف» مگو و با آن‌ها به ملایمت سخن بگو.» این آیه نشان می‌دهد که احترام به والدین، به‌ویژه در دوران پیری، از اصول اخلاقی اساسی در اسلام است.

بنابر روایت عقیق، چرا خداوند این همه درباره پدر و مادر سفارش فرموده است؟ آیا با وجود این كه می دانیم پدر و مادر، در كاری اشتباه می كنند، باز هم باید به آنها احترام بگذاریم؟

در پاسخ به این سوال که چرا خداوند این همه در مورد پدر و مادر سفارش کرده، یادآوری چند نكته مفید است:

1. باید اعتراف نمود كه جایگاه پدر و مادر از دیدگاه اسلام بسیار بلند و رفیع است، به اندازه‌ای كه قرآن كریم سفارش‌های متعددی درباره‌ آنان فرموده است و در مواردی حتی احسان و نیكی به والدین را پس از مسأله توحید و یگانگی خداوند آورده است. مثلاً می فرماید: «پروردگارت دستور داده است كه تنها او را بپرستی و به پدر و مادرت نیكی نمایی، اگر یكی از آن دو، یا هر دو به سن پیری رسیدند، به ایشان «اُف» مگو و با آنها به ملایمت سخن بگو»(1) این گونه نظم و تربیت، بدون شك، نشانگر اهمیت ویژة مسأله نیكی و احترام به پدر و مادر است و از آن استفاده می‌شود كه اولین چیزی كه بعد از اعتقاد به یگانگی خداوند و دوری از شرك به خدا، باید به آن پرداخته شود، احترام به والدین و خودداری از هر گونه اذیت و آزار رساندن و ناراحت كردن ایشان است.(2)

2. احترام و نیكی در اسلام یك اصل دو طرفه است. یعنی تنها والدین بر فرزندان خود حقوق لازم و واجب ندارند، بلكه فرزندان هم حقوقی دارند كه پدر و مادر ملزم به رعایت آن می‌باشند، اسلام اگر فرموده است: «به بزرگان‌تان احترام بگذارید» در مقابل سفارش كرده است كه كودكان‌مان را دوست داشته باشیم».(3) و نیز فرموده است حق فرزند بر تو این است كه بدانی خیر و شر او به تو باز می‌گردد و در مقابل اعمال او مسئولیت داری».(4)

پس هم فرزندان موظفند كه به پدر و مادرشان احترام بگذارند و هم پدر و مادر مسئولیت بزرگی در امر تعلیم و تربیت و راهنمایی‌های خردمندانه فرزندان به عهده دارند.

امّا چرا در مورد والدین بیشتر سفارش شده است؟ فلسفه این مسأله چیست كه این همه دربارة رعایت احترام به پدر و مادر تأكید شده است؟

شما پرسشگر محترم خوب می‌دانید كه انسان موجودی است اجتماعی و باید در میان جمع زندگی نماید، بنیان این اجتماع بر همان خانواده كوچك چند نفری بنا نهاده شده كه متشكل از پدر و مادر و فرزند است. در واقع اساس كاخ بلند اجتماع انسانی، خانواده است. اگر خانواده نباشد و یا فرزندی وجود نداشته باشد، اجتماعی به وجود نخواهد آمد و اگر هم اجتماعی به وجود بیاید به صورت موقت خواهد بود. ولی در دراز مدت توان بقا و حفظ انسانیت را ندارد.

در اجتماع خانواده، پدر و مادر حكم ریشه درخت را نسبت به شاخه‌ها دارند. به طور طبیعی و فطری دوستدار فرزندان خویش هستند و در نتیجه فداكاری و محافظت دارند، به همین جهت همة تكالیف و مشكلات فرزندان را بدون هیچ گونه احساس ناراحتی و منت گذاری انجام می‌دهند. امّا والدین زمانی به فرزندان نیاز جدی پیدا می‌كنند كه طبیعتاً عمری از ایشان می‌گذرد. حال اگر فرزندان احترام كامل پدر و مادر را رعایت نكنند و یا خدای نخواسته آنها را مورد آزار و اذیت، زخم زبانها، طعنه و منت‌گذاری قرار بدهند، این بی‌احترامی پیامدهای بسیار بدی را دارد كه به دو نمونه اشاره می‌شود:

الف. بی‌احترامی به والدین سبب می‌شود كه اجتماع خانواده فرو بپاشد. اگر بی‌حرمتی در خانواده به حدی برسد كه ریشه خانواده به اندازة برگی ارزش نداشته باشد، بدون شك انسانهای دیگر به فرزند علاقه و محبتی نخواهند داشت، آن وقت هیچ قانونی جایگزین محبت فطری انسان نمی‌شود.(5) شاهد بر این مدعا وضعیت بی‌عاطفگی و نقصان توالد و تناسل در بعضی از جوامع ـ به اصطلاح ـ متمدن غربی است.(6)

ب. فرزندان خودمان به ما احترام نمی‌گذارند. بچه‌ای كه امروز می‌بیند پدر و مادرش هیچ ارزشی به پدر و مادر بزرگ قایل نیستند، فردا در دوران پیری پدر و مادر خویش چگونه عمل خواهد كرد؟ با توجه به نقش مهم و حیاتی خانواده در امر تعلیم و تربیت فرزندان، آنان مسلماً همان راهی را در پیش می‌گیرند كه الگوهای عملی شان (پدر و مادر) رفته بودند، سرانجام درست در آن لحظه‌ای كه باید دست ما را بگیرند و با ما محترمانه برخورد نمایند، ما را به باد كتك، تحقیر و… خواهند گرفت.

گذشته از مسأله تعلیم و تربیت، اصل و قانون عكس العمل كردارهای انسان كه از نظر قرآن(7) و احادیث مسلم است، می‌گوید: چنین پدر و مادری باید همان سرنوشت پدر ومادر خودشان را داشته باشند.

از مكافات عمل غافل مشو

گندم از گندم بروید، جو زجو

پس از آن جایی كه اساس اجتماع بر خانواده استوار است و پایه خانواده محبت است، اگر احترام به والدین نداشته باشیم، محبت طبیعی آنها نسبت به فرزند برچیده می‌شود و در نتیجه خانواده از هم پاشیده و نسل انسانی منقرض و قطع خواهد شد. روشن است كه هیچ عامل دیگری جایگزین محبت طبیعی نسبت به فرزند نمی‌شود، تا انسانها را تشویق به امر ازدواج و بچه داری نماید.

نكته‌ای را كه باید توجه داشته باشید، فرق احترام و اطاعت است. احترام چیزی است و اطاعت چیزی دیگر، قلمرو احترام به والدین بسیار وسیع است، انسان موظف است كه در هر حال با آنها محترمانه رفتار نمایند، امّا اطاعت آن گسترة احترام را ندارد، بلكه محدود است و در همه جا و هر كاری اطاعت از والدین لازم نیست.

حال باید دید منظورتان از اشتباه والدین كه با وجود آن، به آنها احترام بگذاریم، چیست؟ اگر مراد اشتباه عرفی است مثل این كه پدر و مادر، به زندگی فرزندان دخالت‌های بی‌مورد می‌نمایند و…، باید احترام‌شان را داشته باشیم، ولی در عین حال، آنها را با ملایمت متوجه اشتباه‌شان بنماییم. امّا آیا اگر اطاعت‌شان، منجر به معصیت شود در اینجا باید اطاعت كرد؟ اگر مقصودتان از اشتباه، اشتباه شرعی است مثل این كه به كارهای خلاف شرع دستور دهند، در چنین موردی باز هم احترام‌شان لازم است، امّا اطاعت از آنها جایز نیست، زیرا در معصیت الهی و كارهای خلاف شرع از هیچ كس اطاعت جایز نیست.(8) به فرمودة صریح قرآن اطاعت از پدر و مادر در موارد زیر واجب نیست:

1. اگر پدر و مادر انسان را از یكتاپرستی باز دارند و به شرك و انحراف از حق بخوانند، باید در برابر خواستة آنان مقاومت نشان داد و نباید عواطف و احساسات بر انسان غلبه نماید.(9)

2. اطاعت كوركورانه از والدین، نباید باعث زیرپا گذاشتن عدالت و پامال كردن حقوق مظلومی شود و اگر در مسأله‌ای والدین انسان با كسی دعوا داشته باشند، انسان نباید شهادت ناحق به نفع والدین بدهد، بلكه بر ضد آنها شاهد باشد.(10)

شاهد بسیاری قوی بر این كه اطاعت بی‌چون و چرا از پدر و مادر در همة موارد لازم نیست، فرمایش امام خمینی (ره) درباره اجازة پدر نسبت به مسألة ازدواج است. ایشان در بحث اولیاء عقد دربارة ازدواج دوشیزه می‌فرماید: «در موردی كه كفو (همسری كه شرعاً و اخلاقاً مناسب است) پیدا شود ولی پدر یا جدّ پدری از ازدواج با كفو ممانعت كنند، بدون شك، اجازه و اذن پدر یا جدّ پدری ساقط است.(11)

البته باز هم تأكید می‌كنیم كه درغیر معصیت و گناه، اطاعت از دستور والدین واجب است. مثل این كه مجتهدان و مراجع تقلید فرموده‌اند: اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر كنند كه نماز را با جماعت بخواند، در صورتی كه ترك آن موجب عقوقش (اذیت) شود نماز جماعت بر او واجب می‌شود.(12)

بنابراین اطاعت والدین در گناه و معصیت الهی جایز نیست، ولی احترام آنها در همه حال لازم است.

پی نوشت ها:

1. اسراء: 23. لقمان: 14. ‌انعام: 151.

2. طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، جامعه مدرسین، ج 13، ص 79 و 80، و ج 7، ص 374.

3. كاشانی، ملا محسن، محجه البیضاء، جامعه مدرسین، ‌ج 3، ص 365.

4. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ترجمه حاج غلامحسین تبریزی، رساله حقوق امام سجاد، ج 2، ص 378.

5. طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، جامعه مدرسین، ج 7، ص 374.

6. ر.ك: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، اصفهان، كتابخانه امام امیر المومنین، ج 1، ص 68 ـ 72. و آلكسیس كارل، راه و رسم زندگی، ترجمه دكتر پرویز دبیری، اصفهان، كتابفروشی تأیید، 1332، ص 90.

7. طور: 21. كلّ امریءٍ بما كسبَ رهینٌ. هر انسانی در گرو اعمال خود است.

8. نهج البلاغه، حكمت 399. … محقّ الوالدان یطیعه فی كلّ شیءٍ الا فی معصیة الله. حق پدر این است كه در غیر معصیت خدا، اطاعت شود.

9. لقمان: 15.

10. نساء: 135.

11. موسوی خمینی، سید روح الله، تحریرالوسیله، جامعه مدرسین، اولیاء عقد، ج 2، ص 227، مسأله 2.

12. خویی،‌ ابوالقاسم، توضیح المسایل، مسأله 1415.