قم و ستونهای پنهانش؛ شیخ مرتضی حائری و اخلاقِ مدرسهداری علمی
مبلغ – سرویس زندگی: حوزه علمیه قم در صد سال اخیر، بیش از هر چیز با دو تصویر شناخته شده است: از یک سو با چهرههای بزرگ و اثرگذار که در عرصههای اجتماعی و سیاسی نیز نقشآفرین بودهاند، و از سوی دیگر با یک واقعیت آرام و کمصدا که کمتر دیده میشود اما ستونهای اصلی حوزه را تشکیل میدهد؛ واقعیت کلاس درس، تربیت شاگرد، استمرار مباحثه، و انتقال دقیق سنت علمی. در میان نامهایی که به این ستونهای پنهان تعلق دارند، آیتالله شیخ مرتضی حائری یزدی جایگاهی ویژه دارد. او فقیهی بود که سرمایه اصلی خود را نه در حضور رسانهای و شهرت عمومی، بلکه در درس گفتن، پرورش طلاب و نگه داشتن نظم علمی حوزه تعریف کرد.14 ذیحجه سالگرد ولادت این چهره تابناک علم و اندیشه است.
برای فهم جایگاه شیخ مرتضی حائری در فقه و حوزه علمیه قم، باید ابتدا نسبت او با یک تاریخ بزرگتر را دید: خاندان حائری و نقش آن در تاسیس و استمرار حوزه قم. وقتی از حوزه قم سخن میگوییم، از نهادی سخن میگوییم که با هجرت و تدبیر آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی جان گرفت و به تدریج به مهمترین مرکز فقه و اجتهاد در ایران تبدیل شد. این تاسیس، فقط انتقال یک عالم از شهری به شهر دیگر نبود؛ تصمیمی بود برای ایجاد یک کانون علمی پایدار، با قواعد آموزشی روشن و با اولویت دادن به تربیت مجتهد.
سنتی که مؤسس حوزه قم بنا گذاشت، بر یک محور کلیدی میچرخید: مدرسهداری علمی. مدرسهداری در ادبیات حوزوی، یعنی مدیریت و پشتیبانی از جریان تولید و انتقال علم، بدون آنکه همه چیز به شخصیت یک فرد گره بخورد. در این مدل، حوزه باید بتواند با نظم درسی، با تمرکز بر متون و مبانی، و با پرورش استادان متعدد، در برابر تغییرات سیاسی و اجتماعی تاب بیاورد. خاندان حائری، در ادامه این مسیر، نقشی مهم در حفظ حافظه نهادی حوزه داشتند؛ حافظهای که میگوید حوزه قبل از هر چیز یک دستگاه تربیت علمی است.
در همین نقطه، شیخ مرتضی حائری به عنوان یکی از چهرههای استمراردهنده این سنت، قابل توجه میشود. او در فضای علمی قم رشد کرد و در فقه و اصول، به جایگاهی رسید که اهل حوزه او را به دقت نظر و جدیت در مباحث میشناختند. اما اهمیت او تنها در توان علمی خلاصه نمیشود. درک حوزه از عالمان تاثیرگذار، فقط بر پایه تعداد آثار چاپشده یا میزان شهرت اجتماعی نیست. در سنت حوزوی، گاهی یک استاد، با چند دهه تدریس منظم و تربیت شاگردان جدی، از بسیاری از چهرههای پرصدا اثرگذارتر میشود. این اثرگذاری، آرام است اما عمیق و ماندگار.
در دهههای اخیر، جامعه ما به طور طبیعی با رسانهای شدن چهرهها و برجسته شدن صداها روبهرو بوده است. این وضعیت، گاهی معیارهای ارزیابی را تغییر میدهد. ممکن است ذهن عمومی گمان کند هر که بیشتر دیده میشود، حتما بزرگتر است. اما حوزه، در منطق تاریخی خود، یک معیار دیگر هم دارد: عمق علمی و کیفیت تربیت. شیخ مرتضی حائری از آن دسته عالمانی است که به این معیار دوم نزدیکتر است؛ عالمی که با کلاس درس شناخته میشود، نه با تیترهای خبری. این نقطه دقیقا همان جایی است که محور سوم این پرونده معنا پیدا میکند: اهمیت عالمانی که بیشتر با تدریس و تربیت شناخته میشوند تا شهرت رسانهای.
چرا چنین عالمانی برای نهاد حوزه حیاتیاند؟ چون حوزه به عنوان نهاد انتقال علم، اخلاق و سنت اجتهاد، بیش از آنکه به چهرههای لحظهای نیاز داشته باشد، به تداوم یک روش نیازمند است. روش اجتهاد، با کلاس و مباحثه منتقل میشود. اخلاق طلبگی، با معاشرت استاد و شاگرد و با مشاهده عملی منتقل میشود. سنت علمی، با دقت در متن و حوصله در استدلال پایدار میماند. کسی که سالها بر منبر درس مینشیند و آرام آرام ذوق علمی شاگرد را شکل میدهد، در حقیقت در حال ساختن زیرساخت آینده حوزه است. این زیرساخت، همان ستون پنهانی است که در بحرانها معلوم میشود.
از این منظر، مدرسهداری علمی فقط یک مدیریت آموزشی نیست؛ نوعی اخلاق نیز هست. اخلاق مدرسهداری یعنی اینکه استاد، علم را ملک شخصی خود نداند، از بخل علمی دور باشد، با سعه صدر نقد را بپذیرد، وقت و نظم را رعایت کند و در تربیت شاگرد، نگاه بلندمدت داشته باشد. حوزه با این اخلاق زنده میماند. وقتی اخلاق مدرسهداری آسیب ببیند، حوزه دچار فرسایش میشود؛ حتی اگر تعداد کلاسها زیاد باشد. پیوند دادن نام شیخ مرتضی حائری با اخلاق مدرسهداری علمی، از همین جا معنا میگیرد: از اینکه او در ذهن بسیاری از اهل درس، نماد ثبات و جدیت آموزشی است.
نسبت خاندان حائری با تاسیس و استمرار حوزه قم، همچنین یک نکته دیگر را نیز یادآوری میکند: حوزه یک پروژه فردی نیست. بسیاری از نهادها با یک بنیانگذار شکل میگیرند، اما دوامشان وابسته به این است که پس از او، نسلهای بعدی همان مسیر را با وفاداری و عقلانیت ادامه دهند. خاندان حائری، به ویژه با حضور چهرههایی که در متن درس و بحث ماندند، به حوزه کمک کردند که از خطر شخصی شدن دور بماند. این همان معنایی است که میتوان از آن به استمرار نهادی یاد کرد؛ استمرار نه با تکرار اسمها، بلکه با تداوم روشها.
برای طلاب جوان، بازخوانی چنین چهرههایی یک فایده مستقیم دارد. طلبه تازهوارد، گاهی تصور میکند مسیر موفقیت حوزوی از شهرت میگذرد یا از حضور پررنگ در فضای عمومی. در حالی که سنت حوزه نشان میدهد ستونهای واقعی را کسانی میسازند که سالها در یک مسیر ثابت حرکت میکنند: مباحثه میکنند، تدریس میکنند، مینویسند، و از هیاهو فاصله میگیرند تا دقت علمی حفظ شود. الگویی مثل شیخ مرتضی حائری میتواند این ذهنیت را اصلاح کند و افق دیگری نشان دهد: افق اثرگذاری آرام از مسیر تربیت.
از سوی دیگر، اهمیت چنین الگوهایی برای جامعه عمومی هم کم نیست. جامعهای که فقط چهرههای پرصدا را بشناسد، به تدریج از پشتصحنه تولید علم و تربیت غافل میشود. در نتیجه، وقتی نیاز به پاسخهای دقیق فقهی و معرفتی دارد، ممکن است با کمبود مرجعیتهای تربیتشده روبهرو شود. حوزه اگر به وظیفه اصلی خود که تربیت مجتهد و عالم است بیاعتنا شود، در بلندمدت هم به جامعه و هم به خودش آسیب میزند. یاد کردن از عالمانی مانند سید مرتضی حائری، یادآور این حقیقت است که پشت هر پاسخ فقهی دقیق، پشت هر درس منسجم و پشت هر جریان علمی پایدار، سالها زحمت خاموش وجود دارد.
در نگاه حوزهشناسانه، میتوان گفت قم با شبکهای از استادان و مدارس زنده است؛ شبکهای که فقط با چاپ کتاب یا حضور در تریبونهای عمومی ساخته نمیشود. این شبکه به دقت علمی، انضباط آموزشی و اخلاق استاد و شاگرد وابسته است. سید مرتضی حائری در چنین شبکهای معنا پیدا میکند: نه فقط به عنوان یک فرد، بلکه به عنوان یک نماد از سبک زیست علمی که حوزه را حفظ میکند. وقتی از ولادت او یاد میشود، در واقع از یک سبک نیز یاد میشود؛ سبکِ کمحرفی و پرکار بودن، سبکِ فروتنی در کنار جدیت علمی، سبکِ نگاه بلندمدت به تربیت.
در پرونده قم و ستونهای پنهانش، پرداختن به چنین شخصیتهایی همچنین میتواند به تصحیح انتظارات از حوزه کمک کند. حوزه قرار نیست کارخانه تولید چهره رسانهای باشد؛ قرار است دستگاه تربیت فقیه و عالم باشد. رسانه میتواند بازتاب دهد، اما جایگزین کلاس درس نمیشود. شهرت میتواند مفید باشد، اما معیار اصلی در سنت اجتهاد نیست. معیار اصلی، قدرت استنباط، امانت علمی، و توان تربیت است. اگر این معیارها محور ارزیابی قرار گیرد، نقش کسانی چون سید مرتضی حائری بهتر دیده میشود و جامعه میتواند عمق سازوکار حوزه را بشناسد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0