از موج دعوت‌های پرشمار تا سکوتی که به فاجعه عاشورا انجامید

از هیجان انقلابی تا انفعال خیابانی

کوفه شهری بود که هزاران نامه برای دعوت از امام حسین علیه‌السلام نوشت، اما چند هفته بعد در خیابان‌هایش خبری از همان شور و هیجان نبود. چه شد که جامعه‌ای مطالبه‌گر، در لحظه سرنوشت‌ساز به جامعه‌ای منفعل تبدیل شد؟

مبلغ – سرویس معارف: کوفه در سال ۶۰ هجری، شهری معمولی نبود. شهری بود با سابقه اعتراض، با تجربه حضور در جنگ‌های بزرگ، با مردمی که خاطره حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام را در ذهن داشتند. همین شهر بود که پس از مرگ معاویه، موجی از نامه‌ها را به سوی مکه روانه کرد و از امام حسین علیه‌السلام خواست به کوفه بیاید و رهبری حرکت علیه یزید را بر عهده بگیرد. در برخی نقل‌ها، شمار نامه‌ها به هزاران می‌رسد. امضاها فراوان بود، شعارها تند و امیدها بالا.

اما تنها چند هفته بعد، همین شهر به صحنه‌ای دیگر تبدیل شد. با ورود عبیدالله بن زیاد و آغاز سیاست تهدید و تطمیع، فضای عمومی تغییر کرد. کوچه‌هایی که می‌توانست محل تجمع حامیان مسلم بن عقیل باشد، آرام آرام خالی شد. مردمی که با هیجان بیعت کرده بودند، در بزنگاه تصمیم، عقب نشستند. پرسش مهم این است: چه شد که هیجان انقلابی به انفعال خیابانی تبدیل شد؟

جامعه‌ای خسته از بی‌ثباتی

کوفه سال‌ها درگیر جنگ‌های داخلی و نزاع‌های سیاسی بود. از جنگ جمل و صفین تا درگیری‌های پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، مردم این شهر هزینه‌های زیادی داده بودند. بخشی از جامعه دچار خستگی سیاسی شده بود؛ خستگی‌ای که در بزنگاه‌ها خود را به شکل احتیاط افراطی نشان می‌دهد.

در جامعه‌شناسی سیاسی، از پدیده‌ای سخن گفته می‌شود که می‌توان آن را فرسودگی جمعی نامید. جامعه‌ای که بارها وارد میدان شده اما نتیجه مطلوب نگرفته، به تدریج انگیزه کنشگری خود را از دست می‌دهد. کوفه نیز شهری بود با خاطره شکست‌ها و اختلاف‌های داخلی. این پیش‌زمینه، آن را در برابر موج فشارهای بعدی آسیب‌پذیرتر کرد.

اگر به فضای امروز برخی جوامع نگاه کنیم، نشانه‌های مشابهی دیده می‌شود. مردمی که بارها پای مطالبات اقتصادی یا اجتماعی به میدان آمده‌اند اما نتیجه ملموس ندیده‌اند، ممکن است در مرحله بعدی دچار بی‌اعتمادی و کناره‌گیری شوند. این کناره‌گیری، لزوما به معنای رضایت نیست؛ بلکه نوعی محافظه‌کاری از سر ناامیدی است.

 سیاست ترس؛ وقتی هزینه بالا می‌رود

عبیدالله بن زیاد با شناخت دقیق از بافت اجتماعی کوفه وارد شد. او پیش از هر چیز، سراغ نخبگان و سران قبایل رفت. تهدید کرد، بازداشت کرد و برخی را به قتل رساند. فضای شهر را امنیتی کرد و این پیام را داد که هرگونه همراهی با مسلم بن عقیل، هزینه‌ای سنگین خواهد داشت.

در چنین فضایی، ترس به سرعت در لایه‌های مختلف جامعه پخش می‌شود. وقتی مردم می‌بینند چهره‌های شاخص یکی پس از دیگری کنار می‌روند یا دستگیر می‌شوند، احساس تنهایی می‌کنند. کنش جمعی نیازمند احساس امنیت نسبی است. اگر هر فرد تصور کند دیگران عقب کشیده‌اند، او نیز برای حفظ خود کنار می‌ایستد.

امروز نیز در تحلیل رفتار اجتماعی، گفته می‌شود که بالا رفتن هزینه مشارکت، یکی از مهم‌ترین عوامل کاهش حضور عمومی است. از دست دادن شغل، فشارهای اقتصادی، تهدیدهای امنیتی یا حتی تخریب شخصیتی در فضای رسانه‌ای، می‌تواند مردم را به این نتیجه برساند که سکوت، کم‌هزینه‌تر از اعتراض است.

تطمیع؛ خریدن وفاداری یا خریدن سکوت

در کنار تهدید، سیاست تطمیع نیز به کار گرفته شد. وعده‌های مالی، جایگاه‌های حکومتی و امتیازهای قبیله‌ای، برخی سران را به سوی حکومت کشاند. در جامعه‌ای که ساختار قبیله‌ای دارد، تغییر موضع یک رئیس قبیله می‌تواند جهت‌گیری صدها نفر را تغییر دهد.

تطمیع همیشه به معنای رشوه مستقیم نیست. گاهی وعده امنیت، گاهی حفظ موقعیت اجتماعی و گاهی جلوگیری از حذف شدن از ساختار قدرت، افراد را به سکوت وامی‌دارد. در کوفه، بخشی از نخبگان ترجیح دادند در معادله قدرت باقی بمانند، حتی اگر به قیمت تنها گذاشتن مسلم بن عقیل تمام شود.

در فضای امروز نیز پدیده خریدن سکوت، اشکال متنوعی دارد. از جذب چهره‌های تاثیرگذار در ساختارهای رسمی گرفته تا دادن امتیازهای خاص به گروه‌های مرجع، همه می‌تواند به تغییر جهت افکار عمومی منجر شود. جامعه‌ای که نخبگانش دچار دوگانگی شوند، سریع‌تر دچار سردرگمی می‌شود.

 جهل یا بحران تحلیل؟

ساده‌ترین پاسخ به پرسش کوفه این است که مردم جاهل بودند. اما این پاسخ، مسئله را بیش از حد تقلیل می‌دهد. بسیاری از کوفیان امام حسین علیه‌السلام را می‌شناختند و سابقه او را می‌دانستند. مسئله بیشتر به بحران تحلیل و جنگ روایت‌ها بازمی‌گشت.

حکومت اموی تلاش می‌کرد حرکت امام را به عنوان حرکتی تفرقه‌افکنانه معرفی کند. شایعه‌سازی، تحریف واقعیت و ایجاد تردید در میان مردم، بخشی از این جنگ روانی بود. وقتی جامعه‌ای با اطلاعات متناقض روبه‌رو شود و منبع مطمئن نداشته باشد، دچار تزلزل می‌شود.

در عصر شبکه‌های اجتماعی، این مسئله ملموس‌تر است. انتشار اخبار ضدونقیض، عملیات روانی و موج‌های رسانه‌ای می‌تواند در مدت کوتاهی افکار عمومی را دچار سردرگمی کند. اگر مردم قدرت تحلیل و تشخیص نداشته باشند، ممکن است در بزنگاه‌های مهم تصمیم‌های اشتباه بگیرند یا اصلا تصمیم نگیرند.

از اکثریت خاموش تا اقلیت سازمان‌یافته

یکی از نکات کلیدی در ماجرای کوفه، غلبه اقلیت سازمان‌یافته بر اکثریت مردد بود. سپاه ابن زیاد منسجم، فرمان‌پذیر و دارای ساختار بود. در مقابل، حامیان امام حسین علیه‌السلام پراکنده، مردد و فاقد سازماندهی بودند. در چنین شرایطی، حتی اگر تعداد معترضان بیشتر باشد، اقلیت منسجم می‌تواند میدان را در دست بگیرد.

این الگو در بسیاری از تحولات اجتماعی تکرار شده است. اکثریت خاموش اگر به موقع و هماهنگ عمل نکند، میدان را به گروهی می‌سپارد که هرچند اندک‌اند، اما منسجم و مصمم هستند.

کوفه تنها یک شهر در تاریخ نبود؛ نمونه‌ای از جامعه‌ای بود که میان ترس، منافع کوتاه‌مدت و تردید در تحلیل گرفتار شد. هیجانی که با نامه‌ها آغاز شد، بدون پشتوانه سازمان‌یافته و بدون تحمل هزینه، به سرعت فروکش کرد. از همین رو دوم محرم و روزهای پس از آن، نه فقط روایت یک حادثه تاریخی، بلکه بازخوانی یک الگوی اجتماعی است؛ الگویی که نشان می‌دهد فاصله میان شعار و ایستادگی، گاهی به اندازه یک تصمیم جمعی است.